RANCE 1795 - L'Aigle de la Victoire

رانس 1795 ال ایگل د لا ویکتویر

مردانه
کد کالا : ATR-36192
نوع عطر : نا معلوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : رایحه های چرمی
طبع : گرم
مشخصات تولید
نام برند : رانس 1795
کشور مبدأ : فرانسه
سال عرضه : 2013
کد کالا : ATR-36192
check icon ضمانت اصالت کالا
تعداد بن این کالا : 0
بن های فعلی شما : 0
می‌توانید مصرف کنید : 0
قیمت پس از مصرف بن ها
0 تومان
رای کاربران
  • عاشقشم
    7
  • نمی پسندم
    3
  • - 25 سال
    0
  • + 25 سال
    2
  • + 45 سال
    2
  • روزانه
    0
  • رسمی
    4
تعداد رای های ثبت شده : 22
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

RANCE 1795 L'Aigle de la Victoire - رانس 1795 ال ایگل د لا ویکتویر

از عطر هایی با سبک بویی گرم و جذاب و به یادماندنی می باشد که اولین بار در سال 2013 به بازار عرضه شده است. عطار آن جیوانی رانسی می باشد و در خانواده عطری رایحه های چرمی قرار می گیرد. از اسانس های بکار برده شده در این عطر می توان به ترنج ، گریپ فروت ، تمشک ، چوب درخت قان ، وانیل ، نعناع هندی ، خس خس ، سدر ، چوب صندل سفید ، چرم ، عود اشاره کرد.

برند رانس 1795
عطار جیوانی رانسی
طبع گرم
سال عرضه 2013
گروه بویایی رایحه های چرمی
کشور مبدأ فرانسه
مناسب برای آقایان
اسانس اولیه ترنج ، گریپ فروت
اسانس میانی تمشک ، چوب درخت قان
اسانس پایه وانیل ، نعناع هندی ، خس خس ، سدر ، چوب صندل سفید ، چرم ، عود
نمره کاربران
L'Aigle de la Victoire-رانس 1795 ال ایگل د لا ویکتویر
رایحه
6.3
9 رای
ماندگاری
8.7
9 رای
پخش بو
8.3
9 رای
طراحی شیشه
8.6
9 رای
این عطر برای من یاد آور ...
نظرات کاربران (11 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
عطری که بوی قاتل‌ها؛ قوادها؛ فواحش و خلاف‌کارها می‌ده. این شب‌ها خدا ناباوری و ضد خدا بودن مد روشنفکری و نشانه باکلاسی است در عصر فساد و فحشای سیستماتیک در دنیای پر از پورن و تجاوز و حرمسرای جهانی ایکسویدئوز هم باید عطر رنس ۱۷۹۵ ال ایگل د لا ویکتوی ساخته شود. دنیای مدرن می‌خواهد خوی حیوانی انسان زنده کند همان چیزی که به قول نیچه باعث شد بین انسان و حیوان فرق باشد. تا وقتی انسان می‌تواند جلوی غریزه‌هاش بگیرد با حیوان فرق دارد ولی دنیای مدرن با عادی سازی فحشا می‌خواهد خوی حیوانی انسان زنده کند عطرهای انیمالیک که بوی فساد و فحشا می‌دهند برای همین ساخته می‌شوند بازگشت انسان به عصر حیوانی خود؛ جهان بعد از انقلاب جنسی در دهه هفتاد میلادی ملغمه توخالی بی‌حیایی و س.کس است. اسم رمز هم اکسپریمنتال! جاده صاف کن هم روشنفکران مشغول کارند.

یکی از دوستان گفته این کار عطر آدم‌های درون‌گراست آره خب جفری دامر با آنکه بینایی ضعیفی داشت اما در طول دادگاه هیچگاه عینک به چشم نمی‌زد زیرا جمع‌های شلوغ باعث اضطراب او می‌شدند. عطر یعنی چیزی خوشبو پس هر چیز غیر خوشبویی عطر نیست ضد عطر است ولی خب دنیای مدرن می‌خواهد با افه‌های روشنفکری هر چیز بدبویی به اسم عطر به ما غالب کند ضدعطری کثیف که بوی خانه جفری دامر می‌دهد. قصاب میلواکی محصول دنیای مدرن و انقلاب جنسی؛ کتاب ۱۲۰ روز سدوم نوشته مارکی دو ساد بخوانید ساد این کتاب را که اساس بی‌حیایی دنیای مدرن را شکل می‌دهد زمانی که در باستیل زندانی بود نوشت. دنیای مدرن و ساد با عشق به ستیز برمی‌خیزند تا هرگونه وابستگی و پیمان را درهم شکسته باشد و میل جنسی را فراتر از عشق می‌دانند.

​​​​​​​س.کس و سکولاریسم دنیای مدرن شکل می‌دهند همه چی در راستای سود بیشتر است این جهان پورنوگرافیک فقط دنبال پول است از لخت کردن زنان تا دست به جیب شدن مردان آلت به دست؛ اسمش هم گذاشته آنتلکشوال. آیا دنیای مدرن و جهان سرمایه‌داری با آن همه ادعای حقوق بشر می‌توانند جواب این روزها را بدهند؟ آیا بر این زمانه‌ای چنین پلشت و هولناک می‌توان نامی جز پایان انسان نهاد؟ آیا هنوز می‌توان در صلای رُزا ی سرخ، در دوراهه‌ی گریزناپذیر انسان و حیوان تردیدی روا داشت؟
05 بهمن 1400 پاسخ تشکر
30 تشکر شده توسط : مهشاد صولتی کامبیز سخی
بله؛ فرمایش شما را تصدیق میکنم . در این دوره زمانه که هرج و مرج و ابتذال نماد تمدن شده کم نیستند کالاهایی که صرفا به جهت تخریب یا تدخیر انسانیت عرضه میشوند و همواره نگرانی ما از خوراک و پوشاک گرفته تا همین کالای لوکسی چون (عطر) ؛ این است سالم و پاک باشند. یادم است فردی در همین عطرفشان درباره یک عطر نظر داده بود که : حس گناه!! را القا میکند و بازخورد مثبتی از آن نداشت..
من بیولوژیست ام و همیشه به ترکیبات یک محصول چه آرایشی و بهداشتی و چه عطر توجه دارم و بسیار محال میدانم که در عطرهای محرک؛از ترکیبات هورمونی استفاده نشده باشد با این که عطار صرفا ترکباتی گیاهی یا شیمیایی را درج کرده باشد. اینکه می گویند از ترشحات ناپاک انسان یا جانداران استفاده میکنند نمی دانم چقدر صحت دارد ولی بطور کل روایحی که احساسی نامطلوب و خوی حیوانی را برمی انگیزند ترکیبی از نجاسات را به همراه دارند.
برای همین ترجیح می دهم عطرهایی ساده تر و خصوصا برندهایی شرقی را مصرف کنم. کاش با وجود این همه استعداد ناب در حوزه عطر خصوصا صاحب نظران عطرافشان ؛ شرکت های عطر و برندهای با کیفیت و سالم وطنی بوجود آید که مردان و زنان ما را از محصولات نامناسب و مشئوم بی نیاز کند.
05 بهمن 1400 پاسخ تشکر
13 تشکر شده توسط : neda Ali.A
جناب آرشیتکت راستش من از اول هم با بحث جناب سلطان احساس زاویه می کردم و با کمال احترام به نظرم مقداری در حمله به جامعه روشنفکری و جوی که در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی به وجود اومد افراط کردید. به عنوان روانشناس هم میخوام اشاره کنم که شاید در حق روانشناسی و روانکاوی هم اجحاف شد که بخشی از این اجحاف ناشی از بد فهمی هست که چه در ایران و چه ئر دنیا درباره تئوری غریزه که عمدتا هم تئوری فروید هست وجود داره به این معنی که اغلب معتقدند که این نظریه معتقد به ارضای بی حد و مرز غریزه جنسی هست در حالی که اتفاقا اصلا چنین نیست و اتفاقا برعکس خود فروید بسیار شخص پرهیزکاری بوده ،چیزی که هست اینه که میگه باید اهمیت این موضوع رو در زندگی بشر شناخت و سرکوبش نکرد و سرکوب در مورد آگاهی به اهمیت موضوع هست نه ارضای بی حساب وقتی کل میل جنسی رو تبدیل به یک امر مقدس کنیم و نه امری دارای جنبه های مادی و معنوی اونوقت اون امر رو از دسترس انتقادپذیری خارج کردیم و همین موضوع اتفاقا زمینه ساز انحرافات جنسی میشه و مثلا باعث میشه که کشیش ها به کودکان تجاوز کنند چون کشیش و یا هر فرد مقدس دیگه ای فردی ورای امیال انسانی تعریف کردیم و اینجا پس میبینیم که در اینجا جرم و انحراف جنسی نه از طرف جامعه روشنفکری غربی بلکه از جانب قسمت محافظه کارش هست که داره اتفاق میافته.
در مورد جنبش آزادی جنسی و هیپی گری هم اگرچه در نهایت شکست خورد و انتقادات زیادی بهش وارد هست اما بهتره که نگاهی کنیم به خواستگاه ها و آبشخور هاش تا فهم عمیق تری ازش داشته باشیم
این جنبش در اعتراض به جنگ جهانی دوم و ویرانی هایی بود که از قضا توسط سرمایه داری و احزاب مذهبی محافظه کار مسیحی به دنیا تحمیل شده بود که از قضا همیشه هم دستشون تو تقسیم غنایم با هم یکی بود و تاریخ استعمار هم همین رو میگه. و از اهداف اولیه جنبش هیپیسم هم صلح بوده و میخواستند این صلح رو از طریق اشتراک گذاری همه چیز از جمله رابطه جنسی به دست بیارند که البته قطعا غلط بوده و باز اینجا بگم که روانشناسی معتقد هست که رابطه داشتن با بیش از یک نفر در یک زمان ناشی از ناتوانی در صمیمیت و دلبستگی هست و قطعا پاتولوژیک! ضمن اینکه حرمسرا داری هم در اینور دنیا قطعا جنبه ای دیگه از نگاه حیوانی به رابطه زناشویی بوده. چیزی که میخوام بگم این که انتقاد اونم ار جنس انتقاد تند و تیز هیشه راحت تر از شناخت عمیق هست. ضمن اینکه نفرت دوستان رو هم درک میکنم و با بعضی جاهاش همدلی میکنم و احترام قایل هستم.
05 بهمن 1400 پاسخ تشکر
16 تشکر شده توسط : complihanicated مازیار
درود. بسیار خشنود هستم که در این سرزمینِ بی‌پناه از فلسفه، دانش وَ هنر همچنان سخن گفته میشه. سپاس از شما و باقی دوستان. / جناب معین از آنجایی که من در دانشگاهِ فجور وُ فریب فلسفه خوندم وَ بعد مکانیک میخواستم جسارتا چند مطلب رو خدمت شما عرض کنم. البته در نهایت میزان آن است که شما می‌خواهید وَ به آن میل دارید. مطلع باشید که در هرصورت حکم من هیچ نیست جز احترامِ تمام قد به ایده های محترمِ شما.

حس میکنم شما مرز بین اگزا و هیچ انگاری رو در ذهن محترم خودتون پاک و این دورو که یکی مکتب و دیگری فقط جریان فکری است باهم خلط کردید.

اگزا اتفاقا معتقد است ما معنا داریم و معنای بشر با شناختِ خود آغاز میشه. اصل در اگزا خرد، شناخت، وقوف، احاطه وَ اطلاع است. واقع گراییِ مطلق و ایجاد یک آگاهی جمعی برای مبارزه با هرگونه توهم و خزعبل! اگزا معتقد است ما اصلِ گیتی نیستیم. هدف و کانونِ توجه هم نیستیم! و این وهم بشر رو به بیراهه کشیده وَ باعث شده کله اش بیش از حدِ مجاز باد داشته باشه... :)
شما معتقد هستید ما اصل و اساسِ عالم [درمعنای کلان] هستیم وَ همه چیز دور معنایِ بشر میچرخه؟ / اگزا هیچ جایی نمیگه، وجودیت بی‌معناست! یا عرصه بی مفهوم است. نمی‌گه هدفی نیست؛ میگه هدف 'اون' نیست :)

نباید چند نوشته که در سطوح ادعا میشن زیر مکتب اگزا هستن رو نماد واقع بدونیم... بسیاری از مطالبی که می‌خونیم و می‌فرمایند اگزا است؛ نیست :)

هیچ انگاری. موافق هستم باشما. غیرقابل دفاع ترین جریان فکری است و در ابتدا با میل های سیاسی و اگر اشتباه نکنم اواخر قرن نوزده شکل گرفت (دقیق خاطرم نیست!) و ریشه هاش به شوروی برمیگرده. برای همین هم هست که به وفور در ادبیات کلاسیک روسیه با این عبارت و ایده روبه‌رو می‌شیم.
[البته باید دید از کجا و چه زمانی میاد! دوره ای که این جریان آغاز شد مردم راهی به جز پوچی نداشتن!! همان جایی است که از مرد روس می‌پرسند امید چیست؟ و هیچ جوابی ندارد!!! آشنا نیست برای شما این احوالات؟ باید دید چرا مردم پوچ گرا میشن! نه چرا پوچ گرا هستن!!! تاریخ جانم. تاریخ خیلی چیزها رو برملا میکنه! در آغاز میشد حق داد به این جریان.../ شاید در برخی سرزمین ها هنوز هم!!!]
ایده فلسفی هم نبود وَ نیست بلکه معلم های فلسفه معتقدند یک ضد فلسفه‌ی سفسطه گر و بدون پایه است. اما هیچ انگاری هم نمیگه هدفی نیست! میگه ارزشی وجود نداره. در واقع معتقد است ای انسان تلاش نکن. زحمت نکش. آیند نداشته باش. آخرِ همه چیز مرگ است و بعد از مرگ سیاهی مطلق! در این جریان زندگی فاقد ارزشِ. یعنی اصلا به این نمی‌رسه که بگه معنا هست یانه!! میگه بیخیال باشید و حالش رو ببرید. آخر می‌میریم و تموم. غلط در غلط. چرت در پرت :)

جناب نیچه بزرگترین منتقدِ هیچ انگاری هستند وَ تمامیِ این جریان رو رَنده کردن وَ چیزی ازش باقی نذاشتن. اونم دقیقا جایی که عوامِ فلسفه در اینستا یادبگیر وُ خوشحال در ایران می‌فرمایند نیچه پوچ گرا است :) به حدی این دست افراد شیرین هستند که دوست دارم اونا رو بندازم تو آیس تی سر بکشم :) دیابت های مطلق!

نیچه جمله معروفی در نقد هیچ انگاری دارند که هر طرف نگاه کنید بهش بر می‌خورید : نیهیلیسم به معنایِ بی‌ارزشی ارزش‌ها نیست؛ بلکه به معنای بی‌ارزش 'شدن' ارزش‌ها است. یعنی چی؟ یعنی این جریان میاد و ارزش های مارو از ما می‌گیره. که خب عرض کردم غلط میکنه :)

اما فرمودید انقلاب جنسی. خب ما یک انقلاب جنسی معروف داریم در اواسط دهه 60 قرن بیستم آغاز میشه که یکی از بزرگترین دست آوردهای بشر در راه تکامل و آزادی است! شما باهاش مخالف هستید؟ یعنی معتقدید گی، لز، بایسکشوال، اسکشوال و... باید بمیرن؟ یا سرکوب شن؟؟ یا تو شهر بچرتونیم اونارو؟ یا کلا داشتن آزادی جنسی بد است؟ فکر نمی‌کنم منظور شما این بوده باشه و قطعا من دچار خلط فهم شدم....!!

در مورد همسان بودن یا نبودنِ انسان با حیوان [خاستگاه مشترک/طبیعت] وَ جایگاهِ غریزه و میل؛ هم که داروین و فروید گستره رو شخم زدن :) فقط عرض کنم فروید معتقد است بعد از تنفس میل جنسی پرحرارت ترین خواست انسان است و اگر باهاش درست و علمی برخورد نشه، قطعا فساد و انحراف به بار میاد!! این یکی چی؟ آشنا نیست؟

این فسلفه ها نیستن که مارو به اینجا رسوندن. درست نفهمیدن فسلفه ها و عمل نکردنِ صحیح به مفادِ روانشناسی و جامعه شناسی است که مارو نابود کرده! توهم اشرف مخلوقات و ترس از روبه رو شدن با واقعیت است که این کارو به ما کرده جانم!! توگویی از سایه های بیرون غار همچنان می‌ترسیم!!!

جناب معین همیشه فاصله ای هست بین دیدگاه و واقعیت. بین برداشت و ماهیت. متاسفانه ما در جهانی زندگی می‌کنیم که زیر هجمه اطلاعات زرد و چاخان قرار گرفته! ایران کلایمکس این مسئله است. تمام مکاتب فلسفی تو ایران بد تعریف شدن و به حدی بلوف های فلسفی همه گیر شده که آدم واقعا میخواد یک پوچ گرا بدبخت بشه برای خودش :)
05 بهمن 1400 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : complihanicated مازیار
با احترام به نظر همه دوستان

ولی جهان سرمایه داری به صورت کلی «سود» براش مهمه و اینقدر با کلمات و مضامین و تفاسیر بازی می کنه تا «بفروشه» و «هیچ حد و مرزی نمی شناسه».
من نه با فلاسفه مشکل دارم نه با روان شناسا نه جامعه شناسها.

با اصل نظام سرمایه داری مشکل اساسی دارم و به نظرم همه چیز و همه کس از انسان و نبات و حیوان و حتی موجودات فضایی و کواکب و سیارات دیگه دارن قربانی می شن تا سردمداران جهان جیبهاشون چاقتر بشه. البته باز کردن این موضوع از حوصله من یکی خارجه.

05 بهمن 1400 پاسخ تشکر
12 تشکر شده توسط : Dragon Fatimah
سلام و عرض ادب دوباره و ممنون از توجه دوستان.

و اما در پاسخ به جناب مسیح‌عزیز‌. احاطه شما بر فلسفه بافث فخر ماست. بنده در حد مطالعات خودم البته میدونم که اگزیستانسیالیسم در تمام شاخه های خودش معنا ستیز نبود و اتفاقا دقیقا براین نکته متمرکز بود که هرکسی خودش باید معنای زندگی خودش رو پیدا کنه.اما به نظر من نگاه خاصی که برخی شاخه های این تفکر به بحث معنا داشت منجر به تولد البر کامو شد.
ازطرفی درواقع اگزیستانسیالیسم با اصالت دادن به ازادی فردی بیش از هرامری باعث تکلیف ستیزی بشر شد.
و با تقدم وجود مادی انسان بر ماهیت ش به وضوح باعث نفی هدفمندی زندگی بشر شد.
توجه به وجود انسان از نکات مثبت اگزیستانسیالیسم هست اما این وجود از نگاه این مکتب مادیه که خوب نقش باگ های الهیات مسیحی در شکل گیری این دیدگاه رو نمیشه نادیده گرفت.ولی خوب البته در بحث نظریات من فقط میتونم بگم که موافق بی حکمت و بی تکلیف بودن زندگی بشر نیستم.

اما خانم الالیتای گرامی منظور من از انقلاب جنسی انقلاب اول و فروید نیست.و البته که فروید فردی بس پرهیزکار بود. احتمالا این جنبش ابتدای امر ایده های مثبتی هم داشته. اما مگه میشه تاثیر این جنبش رو درامار ۵۰ درصدی تولدهای بدون ازدواج در امریکا و از اون عجیبتر امار ۵۰ درصدی تنهایی همین مادران بعد از تولد فرزند ندید؟
در روانشناسی پیش نیاز سلامت روحی و روانی در هرزمینه ای زندگی سالم در خونواده و برخورداری از حمایت پدر و مادر هست. حالا چطور روانشناسی اگزیستانسیال در برابر این امار ۵۰ درصدی مادران تنهای بدون ازدواج! که سایت alonemothers امریکا منتشر کرده سکوت کرده؟ ایا این سکوت به معنی رضایت از این وضعه یا نمیخوان قبول کنن که این مکاتب خطایایی هم داشتن.
در هرصورت من به شخصه معتقدم که بشری که وجودش رو مقدم بر ماهیتش میدونه و از اون مهمتر به وجود حکمت و هدف در هستی معتقد نباشه مسلما روز به روز هر انچه که احساس کنه مقابل ازادی و لذتش قرار داره رو کنار خواهد زد و در این افق هیچ جایی برای مفاهیمی مثل عشق و خونواده و..نخواهد ماند. همچنان که بزرگان رشته خودتون پیش بینی میکنن که در اینده نزدیک بشر در بحث خانواده به روش اجداد اولیه ش باز خواهد گشت
05 بهمن 1400 پاسخ تشکر
12 تشکر شده توسط : IRRO Dragon
درود خانوم سحر 🙏.
بنده با جناب سلطان موافقم ، به اسم آزادی های جنسی ، آش بقدری شور شده که بشدت حال بهم زن و مشمئز کننده شده ،کارایی که حتی برای قوم لوط قفل بوده رو در حال حاضر داریم میبینیم ( ازدواج با ح ی و ان ات و ازدواج مرد با مرد که این حق رو دارند از پرورشگاه طفل معصومی را به فرزندی بگیرن)، بنده بعنوان یک مسلمان که شدیدا به اصول خانواده ( پدر ، مادر و فرزند) پایندم هیچ جوره با این مسائل کنار نمیام ، با احترام به نظرات و عقاید دوستان ، اما کلام خدا برای من اصل هست و هر حرف ، نظریه و ایده ای که خلاف قوانین الهی باشد برای من ارزشی ندارد .


اما در مورده استفاده از ترکیبات هورمونی و فرومون در عطر با شما هم نظر نیستم .
ببینید فرومون در عطر بیشتر یک کلاغ چل کلاغ و شایعه ست که دهن به دهن چرخیده و خیلیا باورش کردن ، در این شایعه فروشنده ها نقش مهمی رو ایفا میکنند.

فرومون مولکولهایی هست که حیوانات از خودشون پخش و از گونه همون حیوان دعوت به امیزش و جفتگیری و...، البته فرمون میتونه علامت هشدار خطر بین حیوانات باشد ،
در کل فرومون در حیوانات کاربردهایی گوناکونی دارد که مهمترینش دعوت به امیزش و جفتگیریِ ، این مولکولها که ما بهش فرومون میگیم باعث تحریک حیوان از همون گونه میشه و بعیده که در انسان تاثیری داشته باشد.
نت های انیمال بخاطره محدودیت های ایفرا و نیز قیمت های فوق نجومی که دارند ( یک کیلو سیوت بیش از چهل هزار دلار _ بیش از یک میلیارد تومن ) اکثرا بصورت طبیعی استفاده نمیشن و برندها از جایگزین های سینتتیک استفاده میکنند که این خودش فرضیه فرومون رو تا حدوده زیادی رد میکنه.

با اینکه فرومون در عطر استفاده نمیشه اما حتی اگر فرض کنیم که در فلان ادوپرفیوم ، فرمون استفاده شده ، سوال اینه که ایا فرومون در خارج از بدن حیوان همون کارایی رو دارد ، آیا وقتی از بدن جاندار خونگرم خارج و با هشتاد درصد الکل و حلال ها دیگه ادغام شد میتونه اون کارایی و عملکردش رو حفظ کنه ؟

در حال حاضر با پیشرفت تکنولوژی و وجود دستگاهی مثل جی سی ، پرفیومرها میتونن به راحتی هر بویی را بصورت سینتتیک بازسازی کنند ، این بازسازی بقدری شبیه هست که فقط شامه های فوق حرفه ای میتوانند از نمونه طبیعی تفکیکش کنند،
پرفیومرها با استفاده از دستگاه جی سی از بوی گل و گیاه و نوازد و پیتزا گرفته تا طویله ، اسپرم ، ادرار و چیزای حال بهم زن تر را میتونن بصورت سینتتیک بازطراحی کنند .

حس محرک در عطر اغلب از نت های شرقی بوجود میاد که با دوز اندکی از انیمال ها همراه شده ،
معمولا روایحی که گرم و رمانتیک هستند ،مثل کهربایی که با وانیل و مشک سفید پشتیبانی شده بخاطره اون حس گرم و رمانتیکش فضایی رو بوجود میاره که اغلب بهش محرک میگن ، البته نت های زیادی هستند که میتونن فضای گرم و محرکی بوجود بیارن که اکثرا نت های شرقی و اسپایسی با ته مایه ی انیمال هستند ،
نت هایی مثل وانیل ، هل ، صندل وود ، کارامل ، مشک ختن سینتتیک ، سیوتن سینتتیک و....
چند نت و اکورد که حسی گرم و کمی محرک در شب و فضای عاشقانه بوجود میارن 👇
وایت فلورالهایی که با سیوت یا ختن همراه شده اند ، چاکت و قهوه ای که با تنباکوی علفی و لابدانوم پوشیده شده ، اکوردهای پودری زنبق و حاسمین که با چرم و مشک همراه میشن ، اکورد امبری و چرمی با ته مایه ی انیمالیکِ سیوت و... همه اینا میتونن فضایی گرم و رمانتیک را رقم بزنن که معمولا در ریویو بهش محرک میگن .
بنده عطرای محرک زیادی رو تست کردم ولی دوز محرک بودن انقدری نبوده که بگم شخص با بوی اون عطر از خود بیخود مبشه ، عطرای محرک اغلب در فیس تو فیس های عاشقانه و خلوت عشاق خودشون رو یه نمه نشون میدن و همون عطر در استفاده روزانه نه تنها محرک نیست بلکه تبدیل به عطری کسل کننده میشه .
06 بهمن 1400 پاسخ تشکر
15 تشکر شده توسط : Dragon Fatimah
مسیح عزیز
چه موضوع خوبی ! فلسفه ! از کجا آمده ایم و چرا و کجا میرویم ! تاریخ اش به تاریخ حضور بشر است . و چه بسیار کسان ، درین موضوع سفتند !
لیک خیام خودمان بهترین است و قدیمی ترین و از وی آموخته اند اما نتوانسته اند مضاف بر او گویند !
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست ، که این گوهر تحقیق بسفت !
هر یک سخنی از سر سودا ( ! ) گفتند
زان روی که هست ، کس نمیداند گفت !
و
کس مشکل اسرار جهان را نگشاد
کس یک قدم از نهاد ، بیرون ننهاد
من مینگرم ز مبتدی تا استاد
عجز است ! بدست هر که از مادر زاد

و راجع به تمامی ی فلاسفه ی جهان :
آنانکه محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال ، شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند به روز
گفتند فسانه ای و در خواب شدند !

و اما تمامی ی فلسفه ی خیام در این رباعی چکیده شده است که از نظر من که عمر ام را با خیام گذرانده ام بهترین ، پرمعنی ترین و سنگین ترین رباعی اش در فلسفه است و تمامی ی فلسفه ی فیلسوفان در همین چهار خط نهفته است و عجب کولاکی ست این ، و اگر نیک بنگری تمامی ی فلاسفه از همین چهار خط خیام خط گرفته اند و کتابها میتوان ازین چهار ، نوشت :
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست به هر چه هست نقصان و شکست
انگار که هر چه هست در عالم نیست
پندار که هر چه نیست در عالم هست !!!

و اما خیام ، خود ، اینکار کرد :
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهره ی این ؟؟
و این درسی بزرگ بر ماست !

ما انسان ها ، اینیم :
مائیم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایه ی دادیم و نهاد ستمیم
پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آئینه ی زنگ خورده و جام جمیم !

طولانی شد ! این طنز خیامی هم هدیه به تو و دوستان ام :
گر آمدنم به من بدی ، نامدمی !
ور نیز شدن به من بدی ، کی شدمی !
به زان نبدی که اندرین دیر خراب
نه آمدمی ، نه بدمی ، نه شدمی ؟؟

و ای دوستان اهل فضل ام ، شاد باشید که :
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی به کارها در گردون
کِی خاطر اهل فضل رنجیده بدی !

عطر حضور خیام بود که تقدیم شد
معطر باشید دوستان فاضل ام
06 بهمن 1400 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : Fatimah IRRO
گلی جان سلام فرصتی شد که بهت بگم بسیار از برگشتت به عطرافشان خوشحالم و جای خالیت حس میشد و اینکه با نظرت راجع به سرمایه داری موافقم.
06 بهمن 1400 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : neda Fatimah
سلام بر استاد عطار علیرضا. دیدم جاهایی در نوشته خودتون اشاره به سیوت کردید یا به قول عطرافشان خودمون مشک زباد. از اونجا که نت مورد علاقه من هست و به خصوص در عطرهای نوستالوژیک زیاد دیده میشه ،امکان داره بیشتر در موردش توضیح بدید.
06 بهمن 1400 پاسخ تشکر
درود متقابل وسپاس از توضیحات جامع جنابعالی
منظور من از کلمه محرک برای عطر آن اصلاح مخصوص عطربازها که بیانگر جذابیت رمانتیک باشد نبود؛ که آن عطور معمولا روایحی شامه نواز با تم شرقی و ادویه ای و...دارند و بقول شاعر ممد حیات اند و مفرح ذات!. خیر... منظورم از محرک در متن پیشین؛ جنبه منفی آن بود. عطری که فضایی دارک و وهم آلود مئ افریند و یا تاثیر روان گردان داشته و خوی حیوانی را تحریک کند و ممکن است زمینه ساز ارتکاب جرم شود. .معتقدم که فضاسازی این چنین کاملا هدفمند است. در مورد بکاربردن فرمون خودم هم شک و تردید داشتم . اما معتقدم باز آفرینی حتی نوع سنتیک آن روایح مذموم ؛ باید کاری خارج از چارچوب های عطرسازی و اخلاق حرفه ای باشد پس چگونه است که این برندها آزادانه تجارت میکنند؟؟ و هیچ محدودیتی ندارند... مصرف کننده ناآگاه هم صرفا از بابت تبلیغات و رزق وبرق کالا به استعمال آن رو می اورد خصوصا که جوانان بسیار پیرو مد بوده و از فلان سلیقه و ذائقه که مدروز شد کورکورانه پیروی میکنند..
حالا خوبی فصاهایی مثل اینجا این است که بازخورد های دوستان در انتخاب مناسب و متناسب یک عطر با روحیات و کاراکتر فرد میتواند مفید باشد و برخی دوستان عطر را به خوبی و از تمامی جهات کالبد شکافی کرده و حقیقت وجودی اش را هم برملا میسازند که دست مریزاد دارد ...خودم تا چندی پیش شیفته عطری شدم لیکن با خواندن رویو های کاملا تخصصی و حتی نظرهای اجمالی ؛ جمع بندی مناسبی یافته و از آن عطر صرف نظر کردم چون پوشیدن آن عطر را با خلقیاتم هم سو نیافتم.


06 بهمن 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : neda Dragon
راستش در پایبندی به ارزش های سنتی و مدرن من جایی در وسط هستم و میگن که تو دعوا بیشترین آسیب رو میانجی میبینه! اتفاقا چند سال پیش در یک کنگره روانکاوی عده ای از اساتید این رشته از آمریکا اومده بودند و داشتند میگفتند که چقدر اخیرا به این نتیجه رسیدند که که فرهنگ شرقی و جمع گرا برای سلامت روان خوبه برعکس تاکیداتی که اوایل قرن بیستم بر فردگرایی افراطی میشد و برعکس ایرانی هایی هستند که به شدت طرفدار فردگرایی افراطی غربی هستند که من شخصا باهاش زاویه دارم چون تجربه اش هم کردم و چیز خوبی نبود. ولی افکار و زندگی های متفاوت رو نمیشه حذف کرد و همه حق زندگی در جامعه رو دارند به نظرم. بعد البته از اونجایی که کار من طوری هست که بسیار راجع به زندگی بسیار خصوصی مردم مجبورم که بشنوم، باید خدمتتون عرض کنم که در بین اقشار سنتی با داعیه اصلا پدیده هایی مثل خیانت،بچه های با هویت مشکوک و از همه بدتر که شرم میکنم بگم رابطه با محارم کم نیست و اینها دیگه تقصیر فرهنگ غرب و فروید بیچاره نیست. به دو تا کتاب ارجاعتون میدم یکی زنان سیبیلو و مردان بی ریش و دومی تن بارگی در عصر صفویه که هر دو مجاز و چاپ شده در ایران هستند تا به ریشه های تاریخی در همینجا پی ببریم.
06 بهمن 1400 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : Fatimah IRRO

1
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
8
طراحی شیشه
سلام
دکانت این عطر رو تهیه کردم
ولی فقط یه بار تونستم بپوشم
واقعا غیر قابل تحمل
رایحه ای که آدم یاد گذر از جلو در طویله های روستایی میندازه
01 خرداد 1400 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : مسیح سلطان عطربازهای ایران و توران
امروز برای بار دوم باقیمانده سمپل این کار رو تست کردم
عمیقا اعتقاد دارم عطر بد وجود نداره، اینو نه از نگاه آرتیستیک که از نگاه اکونومیکال دارم میگم، چون تو دنیای تجاری امروز یه شرکت برای اینکه بتونه عطری رو در سطح تجاری تولید کنه حتما باید براش صرفه اقتصادی داشته باشه
یعنی یا مثل کارهای دیراینری کلا با هدف سود سازی هست و مخاطب عام داره یا مثل کارهای نیش مخاطب خاص داره ولی در حدی که باز تولید رو توجیه اقتصادی میکنه
ولی از صبح دارم همش فکر میکنم چطوری کسی میتونه این رایحه رو دوست داشته باشه؟
و چطور اینقدری مخاطب داره که تولیدش توجیه پذیره؟
بدون تعارف بخوام بگم خیلی عمیق آدم رو میبره تو فضای محل نگهداری احشام (نه جایی مثا اصطبل بلکه دقیقا مثل طویله با تمام رایحه های انیمالیکش)
رابحه به شدت تاریک، کثیف، انیمالیک، خشن و....
ماندگاری خیلی بالا
پخش زیاد
و باز هم این پرسش تو ذهن من که چطور کسی میتونه از این رایحه آنقدر خوشش بیاد که برای مهمونی مثلا بپوشدش؟
یا مثلا تو تنهاییش بخواد با این رایحه حس لذت بخش تجربه کنه
که این عطر رو به مرحله تولید تجاری برسونه
24 دی 1400 پاسخ تشکر
18 تشکر شده توسط : سلطان عطربازهای ایران و توران IRRO
جناب محمد باقر آبادی
سلام
پرسش و نظرتان در خصوص این عطر کاملا بجاست .
یادم هست قبلا در خصوص عطرهایی که به شامه ی عام ( همه ی ما عطر دوستان ) بدبو هستند مطالبی رو عرض کرده ام اما یادم نیست کجا بود !
شاید در بخش پرسش و پاسخ بوده ست .
سالها پیش مقاله ی بسیار مفصلی درین خصوص خواندم . یکی از جالبترین مقالاتی بود که در خصوص عطرها خوانده ام که هم بسیار متعجب ام کرد و هم بسیار ازو آموختم .
در قسمتی از آن نوشته بود در وادی ی نیش ها برخی از عطرها به سفارش جمعی ( اجتماعی از شغل یا حرفه ) ساخته میشوند .
در قسمتی نوشته بود که حس بویایی چطور عمل میکند و چرا پس از مدتی در معرض یک یا چند رایحه ی خاص بودن ، دیگر حس بویایی به آن روایح واکنش نشان نمیدهد و چرا ؟
خلاصه اش این بود :
عده ای از دامداران بزرگ جهان در کشورهای مختلف که اتفاقا از عاشقان هنر عطر بودند مشکلاتی در خرید عطر داشتند و دیگران یک عطر خاص را جوری تفسیر میکردند که برای ایشان اینچنین نبود و ابتدا فکر میکردند مشکل حس بویایی دارند و سپس و بعد از اشتراک گذاری این مشکل با همکاران خود ، متوجه شدند این مشکل عمومی ست ! یکی از پزشکان متخصص به این داستان علاقمند شد و شروع به تحقیق درین باره کرد . نتیجه اش این شد :
در معرض یک یا چند رایحه ی خاص بودن باعث میشود شخص نسبت به حس آن روایح ، کم احساس یا حتی کربو شود .
مشاغل بسیاری درین لیست حضور داشتند :
دامداران ، کفاشان ، نجاران ، آهنگران ، قصابان ، آشپزان یک محصول خاص ، کارخانه داران ، باغداران و خیلی دیگر .
حال یک مشکل جالب وجود داشت ! :
مثلا آزمایش کردند بر دامداران بوییدن رایحه ی رز را .
نتیجه این شد : اگر رایحه ی رز را به علاوه ی رایحه ی همیشگی ی آن شخص کنند ( مثلا برای دامداران رز را با روایح انیمالیک ادغام کنند ) بسیار بهتر و دقیق تر و با کیفیت تر ، رایحه ی رز را تشخیص میدهد ، تا رز ِ تنها !
متوجه شدند اگر میخواهند برای هر اجتماع از شغلی ، عطر بسازند ، بهتر است روایح همیشگی ی ایشان را که اتفاقا نسبت به آنها کم احساس یا کر بو شده اند نیز در آن عطر دخیل کنند !
به عطر ِ خاصی اشاره نشده بود در مقاله اما قید شده بود که تعدادی از عطرها به این قبیل سفارشات ساخته و جامعه ی هدف ِ خاص خود دارند .
چندین مثال جالب زده بود که فلان مشاغل چه روایحی را متغیر از دیگران میبویند و سپس گفته بود که چه باید کرد .
گفته بود عطرهای انیمالیک ( بر فرض مثال همین عطر ) از محبوب ترین و پرفروش ترین ها هستند در استرالیا ، هلند ، نیوزلند ، اسکاتلند و دیگر همه ی دامداران حرفه ای در تمامی ی نقاط جهان .
و شما درست فرمودید : ازین بابت توجیه اقتصادی دارند .
عطرهای انیمالیک برای دامداران ، رزینی برای کفاشان و چسب سازان ، چوبی برای نجاران و...
که آن رایحه ی خاص را نمیفهمند لیک به واسطه ی حضور آنها ، دیگر روایح اضافه شده ی عطر را به کیفیت هر چه بهتر درک میکنند .
دنیای روایح خیلی پیچیده تر و جذاب تر است از چیزی که ما عطربازان فکرش را میکنیم و امروزه یکی از گسترده ترین مباحثی ست که در بزرگترین کالج های جهان تدریس میشود .
ما فقط میبوئیم و میگوئیم : خوب است ! خوب نیست !
اما فقط تحصیل کردگان این رشته با خبر اند که چه خبر است و درون هر شیشه ، چه دنیای عظیمی ست از دانش !

درباره ی عطرهای خاص ، از این منظر نیز بنگریم .
هرچند خیلی مختصر و مجمل عرض شد لیک امید که فتح بابی باشد در اذهان دوستان عزیزم و انشاله مفید واقع شود .
با ارادت
25 دی 1400 پاسخ تشکر
16 تشکر شده توسط : Salman Ketabchi Jamal

پرداخت چرم در این عطر کاملا باستانگرایانه و بدوی هست یعنی پرداخت پهنی چرم منظور عطار بوده و نمیشه با تعارفات موضوع رو عوض کرد و گفت رایحه دیگه ای داره.
حالا ممکنه یکی دوست داشته باشه بحثش جداست ولی نمیشه واقعیت رو نگفت.
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : سلطان عطربازهای ایران و توران complihanicated

این نوع عطر ها مسلما مخاطب خاص خودشون رو میخواهند
بیشتر دقت کنید ، بیشتر انسانهای درونگرا به این نوع روایح علاقه نشون میدهند که این افراد در جامعه بخصوص ایران ما کم هم نیستند که تو جامعه باهاشون برخورد میکنیم که از عطر مون سوال میپرسند و حتی بعضی ها دوست دارند بوی عطرشون متفاوت باشه

نیسان افریکا اولیفانت واین ادکلن رنس هر دو به نظرم شاهکار برای علاقه مندان خودشون هستند هر دو رو دارم به نظرم اصلا شبیه نیستند
و جالبه که هر کدام تیپ شخصیتی خودشون رو می خواهند
و به دوستان حق میدهم که کمی سخت پوش هستند که این به خاطر خواست عطار بوده و درخواست مشتری و طالب آن
در ضمن من بوی فضولات انسانی ازشون نمی‌گیرم
مطمینم اونایی که از این روایح خوششون میاد با این تفاسیر ازشون متنفر نمی‌شوند
من که عاشق همه گیر نشدنشون هستم
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : سلطان عطربازهای ایران و توران Lola
هدف من متنفر کردن علاقه مندان از این عطر نیست. صرفا همونطور که ابراز علاقه به یک عطر و بیان اینکه ما رو به یاد چه چیزهای خوبی میندازه طبیعی هست، به همین ترتیب ابراز عدم علاقه و اینکه یادآور چه چیزهای بدبویی هست هم منطقی و طبیعی هست.
اگر کاربرها صرفا عطرهایی که دوست دارند رو بیان کنند و اونهایی که دوست ندارند رو چیزی درباره اش نخوان بگن، به تدریج نظرات بایاس پیدا میکنند. به قول یکی از کاربرهای همین سایت، اغلب ماها بیشتر ضربه خوردیم از به به و چه چه ها، تا ابراز تنفرها، و باعث تحمیل هزینه های اضافی و خریدهای ناموفق میشیم.
در مورد عطرهایی که چرم خشن و بدون پرداخت و تلطیف نشده (و یا با پرداخت کم- مثل همین عطر که بوی ضعیفی از برگاموت و اینسنس و ... در کنار بوی قوی چرم پرداخت نشده وعود هست) همیشه این نوع عطرها مناقشه برانگیز و یا controversial بوده اند. برای مثال نظرات زیر عطر نیشانه آفریکا الیفانت رو بخونید که کاربرهایی اون رو عینا بوی کود حیوانی و پهن دونستند. و یا در کامنتهای زیر عطر هاردلدر ، کاربر گرامی ای که از کامنت من در باره این عطر خوششون نیومده، در مورد هارد لدر گفتن "
"میشه بوی گاو و گوسفند رو حس کرد.البته بیشتر یاداور یه طویله کثیفه تا بوی پوستشون.بوی بزها زمان جفتگیری شدیدا تو فضا پخش میشه...بیشتر یاداور یه اخور کثیفه"
و یا یکاروس در باره هارد لدر نوشته:
"هارد لدر رو تمام عطربازای حرفه ای که از نزدیک میشناسم ، حداقل یکبار بهش حمله کردن و پریشان بودن فضای عطر و تلو تلو خوردن نت ها رو نقص این عطر میدونن"

دونستن این نظرات کمک میکنه به کسانی که تا قصد خرید این عطر رو دارند تا بهتر تصمیم بگیرند. همینطور اینکه بدونیم استفاده این گروه از عطرها در فضاهای عمومی برای بسیاری از افراد میتونه بشدت آزار دهنده هست و تجاوز به حقوق دیگران میتونه باشه.
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : سلطان عطربازهای ایران و توران complihanicated
قسمت ۴۰۰ سریال ترکی رو میبینم
هنر پیشه زن فیلم کاری میکنه که همسرش فکر می‌کنه داره بهش خیانت میکنه مرده میاد سر از کار زنش سر در بیاره اشتباهی متوجه میشه ،زندگی که تو ۳۹۰ قسمت ساخته شده میره به فنا .
تو اون لحظه میگم من اگه بودم بعد این همه سختی رک و راست از زنم می‌پرسیدم دیونن اینا
یهو خودم رو جای شخصیت واقعی میگذارم میبینم منم بودم احتمال ۹۹ درصد همین کار رو میکردم آفرین میگه به تیم کارگردانی که خوب بلدن من مجبور به همزاد پنداری کنن
اصلا هدف کارگردان اینه
بعد منتظر قسمت ۴۰۱ و.....
این همه قسمت دنبال کردم اگه قرار بود حدس بزنم که دیگه نمی‌دیدم قوه تخیل رو کار مینداختم مثلاً یه سریال برا خودم ریو میکردم
آقا سپهر کامل همه جهات با شما موافقم
بویس میستریکس رو که میزنم حس خفگی بدی بهم میداد یه بار با باس اینتس رو هم زدم دیدم شیرینی باس اون رو برام دلچسب کرد
من روز اول که سوار ماشین بنز دوستم شدم دیدم دنده به جای راهنماست زدم R تو فکر این بودم اینم جای دندس آخه که ماشین عقبی رو مورد عنایت قرار دادم حالا اگه ادکلن بود با اولین پاف این حس رو بهم میداد از شیشه باید پراش میکردم بیرون ،نه ،یه کمی باید بهش زمان داد
ادکلن چرمی و علی خصوص انیمالی روی پوست بهتر جواب میده
الان دیگه میدونم مثلا تو شغل فضای باز من خیلی عطر ها خوب جواب نمیده حتی با ۱۰ پاف
ولی این مدل عاشقش نیستم ولی ۳ پاف از این مدل رنس حس جالب و فریادکشی داره که بعضی وقت ها منو جذب میکنه و سرحال،و در عین حال اصلا دافعه ندارم برام
مثلاً تو محیط بسته به پاف هم احتمال دافعه هست مثلاً میخوای بری پیش دوست یا خانومت این بو رو بدی !!!
مطمینم که کارگردانش میدونسته چی ساخته
چون همین حس رو خیلی از عطرهای با اسم و رسم دار تر نمی تونن که منو به چالش بکشند
بعضی عطر ها علاوه بر تیپ لباسی ، تیپ شخصیتی خودشون و همچنین موقعیت مصرفشون و سن مصرف رو می خواند
مطمین هستم حس خوبی که مثلاً بلک پوشن با اون قدمتش بهم میده رو اصلا نمی تونن انکار کنم چرم و رز تمیز همچنین از کیفیت ساخت رنس با این جسارت و چیدن مهره های ترکیب شدنشون هم برام ستودنیه و قابل تقدیر.
همچنان سعی میکنم بوس میستریکس هم برام روزی جذاب بشه اگه نشد من نتونستم با این عطر ارتباط بگیرم و شاید به کار من نیاد
ممنون
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : Lola Marry
درود؛ من این عطر رو تست نداشتم ولی با جناب سپهر موافقم؛ همینطور که به به و چه چه راه انداختن بقیه، راجع به عطری که دوسش داریم جالبه؛ در نتیجه انتقاد و‌گفتن نکات منفیش هم نباید موردی داشته باشه ...

مسئله دیگه که مطرح هست واسه خرید عطر نیاز هست که وجه های مختلفش دیده شه و اگه همه کامنتا مثبت و یا منفی باشن کمکی به طرف نمیکنه ... پس وجود کامنت های منفی نیز نیاز هست و فکر نمیکنم هیچ عطری توی دنیا اونقدر بزرگ باشه که نشه هیچ انتقادی بهش وارد کرد!

مورد سوم اهمیت بیشتر نکات منفی به نسبت نکات مثبت هست چونکه راجع به نکات مثبت اکثر فروشگاه ها، خود شرکت سازنده، تبلیغات و ... روش مانور میدن اما نظرات منفی خیلی کمتره! و لازمه ما در ایران بالاخره هم شیوه نقد و هم شیوه مواجهه با نقد رو یاد بگیریم و اینقدر جبهه نگیریم نسبت بهش! چیزی که من هنوز نمیبینمش خیلی!!

اغلب کامنت های منفی در عطرافشان با یکی از موارد زیر توسط کاربران پاسخ داده میشه :

۱) شما زود اومدی سراغ عطرهای نیش (بهتره دیزاینری مصرف کنی)
۲) فلانی میگفت خوبه شما نقد وارد میکنی که چی؟
۳) هزار سال بهش وقت بده درکش میکنی! (یعنی یا باید عطری من دوس دارم دوست داشته باشی یا کلا هیچی حالیت نیس! )
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : Salman Ketabchi Lola
در پاسخ به: In The Dark

به نکته جالبی اشاره کردید. به نظرم بهتره یک موضوع در بخش سوالات در این زمینه مطرح بشه و این چیزها بحث بشه. چون متاسفانه جو سایت داره به سمتی میره که تعصب بیموردی در باره خیلی از عطرها و برندها و عطارها داره شکل میگیره، و حتی به طور کلی در کوبیدن عطرهای دیزاینری و ستایش عطرهای نیش.
در این راستا فحشهای جدیدی هم در همین سایت اختراع شده مثل : دیزاینری پوشِ دکانت بازِ دستریز بازِ بلاتریِ بدبخت!
یا میبینیم وقتی دوستانی که تازه میخوان دنیای عطرها رو تجربه کنند و در بخش پرسش و پاسخ از سایر کاربرها راهمنایی میخوان، مثلا یک عطر خنک تابستانی بهم معرفی کنید، با قطاری از اسمهای نیش و گرون قیمت روبرو میشن ، و اینطور برداشت میکنند که عطرهای دیزاینری دون شان هستند و نمیشه با یک عطر سیتروسی دیزاینری در هوای گرم لذت برد.
این دیدگاه بیش از همه اول به خودمون ضربه میزنه و باعث میشه با گول زدن خودمون، خودمون رو از دنیای متنوع و وسیع عطرهای دیزاینری محروم کنیم. کما اینکه من معتقدم مرز بین عطرهای نیش و دیزاینری یک توهم گول زننده هست و بیشمار مثال میشه از عطرهای نیش بیکیفیت و یا برعکس عطرهای دیزاینری بسیار باکیفیت آورد.
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : Salman Ketabchi Lola
جناب سپهر میخان هرطور شده ازین عطر،یه کولونیالدر یا توسکان لدر بسازن.چرم فقط در عطرای چرمی همه پسند خلاصه نمیشه،باید قسمت انیمالیکشم درنظر گرفت.بنظر من نقد سپهر عزیز کورکورانست و فقط میخاد مخالفتش رو با این عطر و مشابهاتش اعلام کنه.شما میتونی بگی طرفدار این عطر نیستم نه اینکه بخای عطرو بکوبی از نو ریفورمولش کنی.
با بخشی از حرفای in the dark موافقم.عطری که از اول بهش حس خوبی نداری دیگه تا اخرشم نداری فقط اینکه ادم خودشو قانع میکنه که بالاخره این هم یه عطره باید ازش استفاده کنه ولی اون اعتماد بنفسی که عطری که دوسش داری بهت میده رو هیچوقت نمیده.
یه نکته دیگه اینه که اگر کسی شامه خیلی تربیت شده ای داره و طرفدار روایحی که در طبیعتم میشه نمونشو پیدا کرد مثل بوی کود یا خاک هست،اصلا نیازی به تست دیزاینریها نداره،درواقع واسه اینجور افراد مرزی وجود نداره.
ممنون از دوستان عزیزم
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : سپهر In The Dark
همون طور که افراد میتونند شدت علاقه اشون رو نسبت به یک عطر بیان کنند ، میتونن نکات منفی اون عطر رو بدون توهین به سلایق و اشخاص بیان کنند.
از نظر من این دسته از نظرات برای شناخت بهتر عطر لازم هست و نشون میده که عطر ، عطره پر ریسکی هست ؛ صد در صد اشخاص نمیتونند این موضوع رو از نظرات مثبت یک عطر برداشت کنند.
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : محمد معین سرافرازی سپهر
به جناب ذبیحی عزیز : (این کامنت من موضوع مجزایی از کامنت های قبلیست)

بنظرم یکی از شیوه های صحیح نقد؛ نقد عطر بر اساس «آنچه که عطر باید باشه» هست ...
یعنی فرضا عطری قراره واسه یه ادم تنها و حس و حال تنهایی ساخته شه نباید بگیم چرا وانیل نداره و شیرین نیس و خانوما خوششون نمیاد؟ و چون اینجوری نیس بده!
عطری هم قراره یه چرم انیمالیک باشه که یه شخصیت مردونه و محکم رو نشون بده، نمیتونیم بهش بگیم چرا زنبق اضافه نمیکنن بهش بشه مث دیور اوم پارفوم ...
یا به خشکی و ادویه ای دودی بودن دزرت از اندی تاور نمیشه گیر داد چون در اصطلاح «آن چیز که باید باشه» هست!

حالا من این عطر رو تست نکردم و نظری در تایید و رد شخص خاصی نمیدم ولی حیطه نقد تا وقتی عطر رو بر اساس «چیزی که میخواسته باشه» بررسی کنیم نظرات منفی و مثبتش قابل احترامه؛ ولی خارج از اون خیلی ارزش نداره مثل این میمونه ادم گیر بده چرا امواج اینترلود تند و مردونس و چرا اکوا دی جیو پروفومو خنک و اقیانوسی!
در واقع نقد عطر بدون در نظر گرفتن هدف عطر و چیزی که عطار میخواسته انجام بده نوعی آب در هاون کوبیدنه!

خواجه نصیر میگه :
«هر چیز که هست آنچنان می باید - ابروی تو گر راست بود، کج باشد»

بعضی چیزا اونجور که هستن، درست هستن! اینترلود اگه تند نباشه درست نیس؛ عطر انیمالیک اگه نرم شه درست نیس و عطر شیرین و گرم هم اگه خشن شه دیگه کاراییشو از دست میده و ذاتش عوض میشه ... همینطور اَبروی انسان که اگه کج (منحنی و زاویه دار) باشه صاف (درست) هست! اگه صاف باشه کج (اشتباه) هست!

در انتها امیدوارم بیشتر به سایت سر بزنید ... شبتون خوش

31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : Hossein Mdz پارسی
In the dark عزیز واقعا حق مطلب رو به درستی ادا کردید.بقول معروف حرف دل منو زدید.
از همصحبتی با شما و دیگر دوستان عزیز بسیار لذت میبرم.
همینکه سر موضوعی بحث میشه و نهایتا به یه نقطه مشترک برسیم یا حتی نرسیم،خیلی تأثیرگذاره.
مرسی دوستان
31 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : In The Dark
ساق پایش بلورین است
گر غلط گفته ام به گردن من !

حضورتان پاینده
01 خرداد 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : پارسی حسام پرفیوم

عقاب پیروزی
یک عطر چرمی که از نظر من بدساخت و ناموزون و ناقص هست. (البته این عطر رو چند بار در هوای سرد امتحان کردم). نوتهای چرم انیمالیک و کثیف ( کثیف در حد فضولات انسانی و حیوانی) و کمی عود پررنگترین نوتهای قابل تشخیص در این عطر هستند. نوتهای دیگه ای هم در لحظات اولیه ظاهر میشن که سریعا تحت تاثیر چرم محو میشن.
بدیهی هست که این بو کاملا خاص و متفاوت هست از عطرهای دیگه. اما صرف متفاوت بودن دلیل کافی برای اینکه بشه اسمش رو عطر گذاشت نمیشه.
تنها فایده ای که میتونه داشته از نظر من، استشمام یک بو و ترکیب جدید هست- اون هم در حد چند میل دستریز.
مشابهتهایی با یک عطر چرمی-صمغی دیگه داره به نام Nanban Arquiste که حداقل اون از نظر من موجه تر هست.
به نظر من این عطر نوتهای دیگه ای کم داره که میتونستن متعادل ترش کنن.
اگر نوتهای گلی مثل بنفشه یا برگ بنفشه، رز، یا یاس بهش اضافه کنید ترکیب خوبی میشه.
اما این عطر به تنهایی، نمیتونم اسمش رو عطر بگذارم.
همینطور عطر نیشانه آفریکن لدر هم مشابهتهایی به این عطر داره. اون هم شما رو به یاد حیواناتی در قفس یا اصطبل میندازه که مدتهاست کسی فضولاتشون رو جمع نکرده
29 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : سلطان عطربازهای ایران و توران complihanicated
جناب سپهر،اینکه این عطر میتونست با رز یا بنفشه یا هرعنصر دیگری متعادل بشه بنظر من کاملا غلط هست.چون با این دیدگاه شما، میشد یه عطر دیگه.هدف عطار از خلق این عطر همین رایحه ایست که شما ازش بعنوان فضولات یاد میکنید.
درضمن اون کار نیشانه،افریکا الیفانت هست که به اشتباه افریکن لدر نوشتید.
29 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : Amir Mohammad
در بیان احساس و نظر شخصی نسبت به یک عطر یا هر موضوع هنری دیگه ای (و هر موضوع سابجکتیو)، چیزی به نام درست یا غلط وجود نداره. این سلیقه شخصی هست، برای همین من شروع جمله ام "از نظر من" هست (و فکر میکنم بخش نظرات برای همچین چیزی هست).
برای مثال ممکنه دو منتقد سرشناس هنری، در مورد یک اثر خاص (مثلا یک قطعه موسیقی و یا یک نقاشی) اثرات کاملا متضادی داشته باشند و در عین حال هر دو منتقد هم طرفداران و مخاطبان خودشون رو دارند که به حرفهای اونها اعتماد دارند، چون سلیقه شون در راستای سلیقه منتقد مورد نظرشون هست.
به همین ترتیب، برداشت آدمها از اینکه چه چیزی موزون هست و چه چیزی زیبا هست و نقطه توازن کجا هست، کاملا متفاوت هست. و اتفاقا یکی از دلایلی که شرکتها فلنکرهای مختلفی از یک عطر میسازن همین اختلاف سلیقه ها هست.
بله، اگر نوت رز یا بنفشه داشت میشد یک عطر دیگه که از نظر من ای کاش داشت، در اونصورت از نظر من موزون میشد. همونطور که عطر معروفی مثل دیور فارنهایت نوتهای غالبش چرم و بنفشه هستند و یا آکوا دی پارما کلونیا لدر کنسانتره ترکیب زیبایی از چرم و رز (در کنار نوتهای سیتروسی و ...) هست و یا توسکان لدر ترکیب چرم و تمشک . هر سه این عطرها هم مورد توجه منتقدین قرار گرفتند و جایزه های زیادی بردن و همینطور تعداد رای های بالای مردم در فراگرانتیکا نشون میده که اقبال عمومی هم به این ترکیبها زیاد هست- درحالی که عطر عقاب پیروزی از 2013 تا الان تنها 108 نفر در فراگرانتیکا بهش رای دادند.

در مورد آفریکن الفانت، بله، از بس عنصر چرم توی ذهنم بود اشتباها افریکن لدر گفتم. ممنون
29 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : complihanicated daniar

3
رایحه
10
ماندگاری
10
پخش بو
10
طراحی شیشه
نت ها و ایده ها ، سبک ها و فرهنگ ها ( یادداشتی بر اساس دیدگاههای شخصی)
یکی از مواردی که تو عطر توجه من رو خیلی جلب میکنه بحث ایده و بیان مفهوم با توجه به فرهنگ های مختلف در عطر و مخصوصا عطرهای نیش هست.
از این منظر به نظرم میشه عطرها رو به دو دسته عطرهای عملکرد گرا و عطر های ایده گرا تقسیم کرد.
عطرهای عملکرد گرا به بیان من عطرهایی هستن که در اونها ایده و عملکرد یکی هست. یعنی هدف عطار از ساخت عطر ایجاد و القای فضا و کاراکتری هست که نت
ها مستقیما ایجاد میکنن و مفهوم و استعاره خاصی مد نظر نیست.
به عنوان مثال اکورد های سیتروسی و میوه ای برای القای حس شادابی و سرزندگی،
اکوردهای چوبی برای القای حس استواری و سرسختی، اکوردهای فوژه برای القای حس اصالت و جدیت،
اکوردهای گلی برای القای زنانگی و احساسات لطیف،
اکوردهای دودی و تنباکویی برای ایجاد حس مردانگی،
اکوردهای گورماند برای القای حس خونگرمی ،
اکوردهای صابونی برای القای حس تمیزی،
اکوردهای چرمی برای القای حس اشرافیت،
و اکوردهای شرقی و ادویه ای برای ایجاد حس غنا و رمزالودی به کار گرفته میشن.
اما در مورد عطرهای به اصطلاح من ایده گرا که غالبا در دسته عطرهای نیش قرار میگیرن بیان یک مفهوم اولویت اصلی کار هست. این مفاهیم ممکنه به شکل مستقیم یا غیر مستقیم و استعاری بیان بشه.
معمولا ایده این کارها در نام عطر منعکس میشه. دسته بندی این ایده ها به طور کامل شاید ممکن نباشه چون هرروز دامنه این ایده یابی داره وسیع تر میشه و به رشته ها و حوزه های مختلف کشیده میشه. اما علاقه مندم درباره نمونه های رایج این زمینه های ایده یابی و نحوه انعکاسشون در عطرها صحبت کنم.

ایده های مذهب گرایانه:
مذهب و اماکن مذهبی از اولیه ترین منابع ایده در عطرهای نیش بودن.انواع بخور( اینسنس) و در راس اونها بخور کندر یا فرانک اینسنس عنصر اصلی عطرهای تداعی کننده کلیسا هستن.عطرهای زیادی از فضای کلیسا ایده گرفتن که میشه لاوز از اونوم، کاردینال و اوساکری از جیمز هیلی رو مثال زد.
معابد شرق دور و ایین های مذهبیشون از جمله موارد دیگه این سبک ایده پردازی هستن. تو این عطرها صندل در کنار گلهایی مثل رز و بعضا گلهای خاص این مناطق مثل ییلانگ و بعضی ادویه ها تداعی کننده این ایده هستن. عطرایی مثل تام دائو از دیپتیک چنین ایده هایی رو دنبال میکنن.
در بعضی موارد ایین های مذهبی اقوام مختلف و مخصوصا افریقا و شمنیسم ایده کار هستن که بخور در کنار ادویه جات و صمغ های خاص هر منطقه عناصر این ایده پردازی هستن. عطرهایی مثل وازامبا و کینگدام اف دریمز از نمونه این ایده پردازی ها هستن.

ایده های تاریخ گرایانه:
تاریخ همیشه منبع ایده در هنر بوده و تو عطر و مخصوصا عطرهای نیش این سبک ایده یابی رواج زیادی داره.
شخصیت های تاریخی و رویدادهای مهم تاریخی از زمینه های رایج ایده های تاریخی در عطر هستن.
امبر باوجه کهنه و اسپایسی و راز الودش معمولا از عناصر اصلی عطرهای تاریخ گرا هست.
اکورد رایج دیگه در عطرهای تاریخ گرایانه اکورد انیمالیک هست واصولا تاریخ عطرسازی نوین با تاریخ پرداخت و معطر سازی چرم گره خورده .
در این میان پرداخت های باستانی و مخصوصا پرداخت با پهن از عناصر اصلی عطرهای تاریخ گرایانه هست که به نوعی میتونه اشاره به حضور اسب در فضای مورد نظر باشه.کاستوریوم و مشک سیوت با بک گراند مدفوع و فضولات مانندش میتونه برای تداعی این فضا استفاده بشه که البته در بعضی فرمولاسیون ها این بک گراند حذف میشه.
در بعضی عطرهای تاریخ گرایانه اصرار بیشتری به تداعی فضای چرک در عطر هست و معمولا فقط به این پرداخت پهنی چرم اکتفا نمیشه و نت های اورینی( اوره ادرار) هم به کار اضافه میشن که برای این کار ممکنه از هیراکس استفاده بشه.
رایحه دیگه ای که در بعضی موارد برای تداعی فضا و شخصیت های تاریخی کاربرد داره رایحه عرق بدن هست که معمولا برای بازسازیش از نت خاصی از زیره استفاده میشه و این فضا مخصوصا در همراهی اکورد مشک انیمالیک خیلی واضح تر میشه.
این نوع رایحه ها در برهه ای رواج زیادی بین عطرسازهای نیش داشتن و به نوعی به نمایشگر قشر اشرافی و سلطنتی اروپای قدیم بودن.
عطرهایی مثل سالومه، ماسک کوبلای خان، ماسک مونتکریستو و عقاب پیروزی از جمله این عطرهای تاریخ گرایانه هستن.
پرداخت دودی چرم ( پرداخت با قیر درخت توس) از جمله عناصر دیگه ای هست که میتونه وجه تاریخ گرایانه به عطر بده و نمونه های زیادی رو براش میشه مثال زد. مثل خیلی از کارای برند بیوفورت.

ایده های شرق گرایانه:
شرق همیشه در هنر منبع ایده های پر رمز و راز و بعضا عرفانی بوده.صحرا، هند، خاور دور و..هر کدوم ایده هایی هستن که در عطرای زیادی منعکس شدن.
صحرای افریقا ایده شناخته شده ای هست که برای تداعی اون در عطر معمولا از امبر، لابدانوم و مر استفاده میشه. این ایده در عطرایی مثل تاور ۲، برخان، تاکلاماکان و..نقش اصلی رو داره.
هند و کشمیر از ایده های رایج دیگه در این عطرها هستن .در عطرهایی که از هند و کشمیر ایده میگیرن صندل، ادویه های خاص مثل ماسالا و رایحه کشمیر نقش اساسی دارن.
تریاک و افیون عنصر مهم دیگه خیلی از عطرهای شرق گرایانه هست و علی الخصوص در اکثر عطرهای با پسوند افغان این عنصر نقش اصلی رو داره.
و البته رایحه عود در موارد بسیاری میتونه تداعی کننده اشرافیت شرقی باشه که نمونه های بسیاری از اون رو میشه تو برندای مختلف دید.
و بالاخره بسیاری از عطرهایی که از روغن عطار در اونها استفاده میشه مخصوصا عطرایی که ترکیبات امبری_ رزی دارن میتونن تداعی کننده شرق و فرهنگ عرب باشن که برای این مورد میشه بعضی از عطرای امواج رو مثال زد.

ایده های روستیک:
اصالت روستایی در بسیاری فرهنگ ها و کشورها جذابیت خاصی داره و به عنوان مثال در کشورهای حوزه امپراتوری بریتانیا اصالت روستایی موجب فخر هست و این عطرها معمولا در این کشورها طرفداران پرو پا قرصی دارن .
اکورد هربال تو این عطرها نقش اساسی داره و نت هایی مثل یونجه و ایمورتل و..در کنار نت های خاکی تداعی کننده این فضا هستن.
ایمورتل به طور خاص وجه تاریخی هم داره و مشخصا برای تاکید بر اصالت روستایی کاربرد داره.
برندهایی مثل هیستوریز پارفومز و لورنزو ویلورسی در بسیاری از کارهاشون ایده های روستیک دارن.

ایده های اکسپرسیونیستی:
اغراق گرایی و بیان هیجاناتی مثل ترس و خشم و..از جمله ایده هایی هست که اخیرا به دنیای عطر راه پیدا کرده.
رایحه خون و رایحه هایی مثل رایحه رحم و.. از جمله نت های رایج عطرهای این سبک هست. این رایحه درمواردی با نت هایی مثل گشنیز و ژرانیوم ایجاد میشه و در موارد زیادی به صورت سنتتیک باز سازی میشه.
معمولا ایده عطرهای دارای نت خون از یه فیلم یا یه داستان جنایی و..گرفته میشه. عطر هایی مثل but not today از سورچینلی و فانتاموس از ناساماتو یا بعضی عطرای برند اتت لیبر چنین ایده هایی دارن.
دود و افیون و توهم از عناصر دیگه عطرای این سبک هستن. رایحه ماری جوانا، رایحه دود لاستیک و...برای نمونه میشه اونوم کواندو راپیتا از سورچینلی رو مثال زد.

ایده های اروتیک:
ایده های اروتیک از جمله ایده های پرمخاطب در عطرهای نیش هستن. در اکثر عطرهایی که چنین ایده هایی رو دنبال میکنن رایحه زن ایده اصلی هست.
تاکید بر مشک با رایحه پوستی و نفسانی در کنار نت های پودری ابزار کار اصلی عطار برای بیان این ایده ها هستن.
نت های لاکتونیک( شیر مانند) و بعضی از میوه های دارای فضای لاکتونیک مثل الو و هلو و بعضی گلهای خاص مثل اسمانتوس از نت های دیگه رایج تو این کارها هستن.یه نمونه شاخص تو این سبک عطر فمینیت دو بویس از سرج لوتنس هست.
اما در بعضی از کارهای این سبک به وجه عصیانگرانه این ایده تاکید میشه. برای این کار معمولا در کنار نتهای مشکی و لاکتونیک و پودری اکوردهای مشروبی هم به فضای کار اضافه میشه. به عنوان مثال میشه لاست چری از تام فورد رو مثال زد.

ایده های رمانتیک:
و بالاخره عشق و احساس که فراگیر ترین منبع ایده یابی در عطر هست. رایحه دریا و نت های دریایی مثل انجلیک و جلبک و صدف، رایحه باران و خاک باران خورده،روایح اوزونیک، رایحه بعضی گلها مثل بنفشه و..از جمله ابزار عطار برای بیان این ایده ها هستن.
عطرهای بسیاری رو تو این سبک قراردارن که میشه کارای برندایی مثل فردریک مال و بایردو رو مثال زد.

نکته ای که به ذهنم میرسه وابستگی تام بعضی از این ایده ها به فرهنگ ملیت های مختلف و تفاوت کارکردشون در این فرهنگها هست.عدم اشنایی مخاطب از ایده این عطرها و درک ناقص نسبت به مقوله هنر میتونه سو تفاهم هایی رو نسبت به کارکرد این عطرعا ایجاد کنه و به نظرم نقد بعضی از این عطر بدون اشنایی با این مقوله و ایده ای که عطار مد نظر داشته وکارکردش در فرهنگ های مختلف ممکن نیست.
16 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
21 تشکر شده توسط : مهدی خفاجی Salman Ketabchi
درود بر شما
خیلی خوب بود.
سپاس فراوان
17 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : architect
ممنونم پارسی جان. خوشحالم که برات مفید بود
17 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : پارسی
آرشیتکت عزیز
چه حالی من کردم با این مقاله ات !
چه لذتی داد .
یه چمدان کوچیکی دارم حدود صد و بیست سی تا شیشه کوچیک اعم از سمپل و دستریز و شیشه آمپولهایی که خودم پر کردم از تک روایح که میشه گفت کارگاه شیمی منه ( از توش عطرهایی در آوردم که اگه خارجی ! بودم یا برند داشتم الان میلیاردر بودم )
فکر نکنم رایحه ای بوئیده باشم که توش پیدا نشه .
دو روزه پس از صدور مقاله ات گفتم بذار خط به خط با آزمایش برم جلو.
.اولا آفرین که اشتباهی نمیشه ازش گرفت یا تغییری داد
خصوصا در قسمت آکوردها
دوم چه کیفی داره که خط و آکوردی که میخونی با همون رایحه باهاش جلو بری
حظی که ازین مقاله بردم شکی ندارم که حتی خودت نبردی !
این بار همین حظ رو برات میفرستم
17 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
8 تشکر شده توسط : آلالیتا ‌آرش
درود و تشکر جناب سخی.
اقا خیلی علاقه مند شدم از نزدیک خودتون و اون چمدون رو ببینم.
17 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : ‌آرش پارسی
قوربوووونت برم
مابیشتر . کی بهتر از تو یا هر کدوم دوستان ؟
قدمتون روی چشمهای منه .
فقط خدا میدونه که چقدر دلم میخواد یکی مثل خودم حتی برای مدت کوتاهی پیشم باشه .
چه لذتی داره مثل کودکی ها اسباب بازیهامون رو پهن کنیم و مشغول بشیم تا لحظاتی فراموش کنیم !
ما جماعت عطار ( به معنی فعال در عطر ) یه جورایی محجور و مفرودیم ! ( اما نه مطرود )
همه ما حتما حتی برای یک بار یا از یک نفر این جملات رو شنیدیم :
باز شروع کردی ؟
دوباره جعبه مارگیری اومد !
فکر نان کن که خربزه آبه !
هی پولاتو خرج این شیشه ها کن !
اییییین همه عطر آخه به چه درد میخوره ؟
فلاااان قدر پول این رو دادی ؟ چی بگم
هم وقت و هم پولاتو دوباره ریختی دور ؟
این همه پول خرج اینا کردی کار بهتر نبود بکنی ؟
باز دوباره عطر خریدی ؟
ازین همه بو گیج نشدی ؟
سر درد گرفتیم آقا !
یکی کافی نیست ؟ برا چیته این همه ؟
هم دوباره بساطت رو پهن کردی ؟
دوباره رفتی سراغ عطر توی عطر فروشی ها ؟
خرج های واجب تر نداری ؟


و اگر تاحالا کسی نشنیده صبور باشید ! میشنوید !
خلاصه عین مواد مخدر باید یواشکی جابجا کنیم .
بعضی وقتا هم بخودمون میگیم نکنه راست میگن ؟!
اما فقط یک گروه نه تنها نشنیده اند بلکه تشویق هم میشن که عجب پرکار و پیگیرند ! آفرین !
حتما حدس زدی ! ادکلن فروشی ها ! عذرشون موجهه .
بنابرین اینروزا بدجوری توی فکرشم . اگه سه چهار نفر عین هم پیدا بشن و شروع کنن که آخ عجب لذتی ببرن.
منکه رخت خوابم رو هم میبرم اونجا !!
همه ما هم عین همیم . و به همین دلیله که هر روز اینجا حاضری میزنیم . خانم زهرا نوشته بود برای یکی از دوستان که چرا داستان یا سفرنامه نوشتی ؟ البته درست میگه . اما توجه نکرده که ماها معمولا فقط مشتری اینجائیم . جای دیگه سر نمیزنیم . بنابرین کنار عطر یا به بهانه عطر بگذارید چیزهای دیگه هم یاد بگیریم . هممون توی همین خونه ایم . کنار هم .
کاش هممون توی یک شهر بودیم . کاش یه محل مخصوص عطارها بود . و کاش های دیگه که اینور نمیشه . مگر اونور !
همتون رو دوست دارم . فدای همتون
18 اردیبهشت 1400 پاسخ تشکر
13 تشکر شده توسط : Salman Ketabchi Neurostyle
جناب سخی چند عکس از چمدان و کلکسیون زیباتون در عطرگرام بزارید ماهم لذت ببریم
02 خرداد 1400 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : جواد وزیری
مهدی عشاقی عزیزم سلام
چشم جوان . راستش من خیلی تنبلم در عکس .پدرم اینقدر علاقمند به عکس بود که هیچکس به قدر اون آلبوم نداشت .من خیلی تنبلم .دوستانی که ازم دورند اینقدر غر زدند تا صفحه اینستاگرام گذاشتم و حالا غر میزنند راجب عکس .جالبه چندین سال پیش دوستانی از کلکسیونم عکس گرفتند و خودم نه و چند وقت پیش عکس بهترین کلکسیون عطرهای مردانه رو سرچ کردم و عکس کلکسیون خودم اومد !!؟؟ چی شد !؟
اما نه تنها عطرهام که همه چیز حتی لباسهام رو هم توی کارتن گذاشتم دیگه حوصله اش رو ندارم .جمع و جور و درویش وار روزگار میگذرونم .
واما چمدان شیمی ! چشم.
یه فرشته ای کنارم هست که تا چمدون رو میبینه میگه واااای خدااا دوباره اومد ! حق هم داره . وقتی بساطم پهن میشه دیگه هیچی از اطرافم نمیفهمم . شب صبح میشه ظهر میشه و... چندوقت پیش آرشیتکت عزیز سر ذوق آورد من رو و چمدون رو آوردم و با متنش جلو رفتم.
حرف زیاد زدم . کافی بود بگم : چشم !
پاینده باشی جوان
02 خرداد 1400 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : پارسی مهدی ارجمندی
عالی بود جناب Architect عزیز
این نوع دسته بندی ها که برخاسته از سالها تجربه هست، واقعا ارگنایزر خوبی برای ساماندهی دنیای رنگارنگ عطرهاست...
واقعا متشکرم

جناب کامبیز سخی گرامی
متن آغشته به طنز شما هم حرف دل خیلی از ما عاشقان عطر هست :-)
مخصوصا اون جملاتی که فرمودید از اطرافیان میشنویم و گاهی باید کاملا مخفیانه عطری رو جابجا کنیم تا صدای بقیه در نیاد :-))))
منم امیدوارم محفلی تشکیل بشه که گاهی علاقمندان به عطر، همو ببینیم و گپ و گفتی دوستانه داشته باشیم...
02 خرداد 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : architect کامبیز سخی
محسن دادجوی باسلیقه عزیز وگرامی
سلام
کاش بشه واقعا !
ما رایحه دوستان طبعی شاعرپیشه و لطیف و طناز داریم و هیچ چیز مثل پیداکردن و درکنار هم بودن با همکیش های خودمون برامون لذتبخش نیست .
کمترکسی درک میکنه حس ما رو . مگر مثل ما باشه .
عطر ؟؟ عطر ؟؟ اینهمه علاقه و پشتکار برای عطر ؟ یعنی ازین مهمتر چیزی نیست ؟
اینه که پیدا کردن یک یاچند تن مثل خودمون و صحبت راجب اییییییینهمه عطر لذتبخشه . وقت کم میاریم !
منهای لذتش خیلی کارها هم با این جمع میشه کرد .
فدای تو محسن دادجوی عزیز
پاینده باد
03 خرداد 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : Neurostyle مهدی ارجمندی
سلام دوستان عطرافشانی
در خصوص عطرهای بد بو و کلا روایح زننده مطالبی رو نوشتم در پاسخ به سوال آقای علی افتخاریان در قسمت پرسش و پاسخ ( مصرف عطر شما ) که نتیجه نزدیک به چهل سال تجربه منه . برای رایحه دوستان مفیده هر چند هنوز چیز زیادی نمیدونم و نفهمیدم .
پاینده باد
03 خرداد 1400 پاسخ تشکر
درود جناب سخی عزیز.
دورادور به سایت سر میزدم و اظهار لطف شما و دوستان رو میدیدم. متاسفانه مدتی به دلیل مشغله شدید نتونستم سر بزنم. ایشالا در اولین فرصت دوباره با هم باشیم.
23 تیر 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : Raeisi کامبیز سخی
انشاله . همیشه به خیر و پرخیر به امید خدا .
همزمان داشتیم مینوشتیم !
موفق به یاری ی خدا
23 تیر 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : شهریار architect

3
رایحه
10
ماندگاری
10
پخش بو
10
طراحی شیشه
رانس 1975 دلا ویکتویر.
یه عطر عودی_ دودی انیمالیک
اپنینگ این عطر یه رایحه عودی _ خاکی و کمی هم میوه ای( برگاموت) هست.
یه رایحه چرب و اسپایسی هم به مشام میاد که شبیه روغن سیپریول هست اما تو نت ها همچین چیزی نیست.تو این مرحله کار به دیور لدر عود شباهت هایی داره.
مرحله بعدی ظهور وتیور در کنار یه رایحه قیر توس هست که یه تم علفی_ دودی به کار میدن.
اما مرحله اصلی کار هنوز مونده و اون ظهور اوج نت انیمالیک هست. به نظرم دیگه وقتش رسیده محل رو ترک کنید و یه سر به فضای باز برید و یه چن ساعتی قدم بزنید.منظور از نت انیمالیک چرم نیست بلکه خود انیمال با تمام مخلفاتش هست.
تو عطرای نیش عطرای زیادی تو این سبک بویایی محبوبیت بالایی تو اروپا دارن و فک میکنم علتش این باشه که این سبک بویایی یاداور قشر اشرافی اروپا تو قرن نوزده هست.
اما فک نکنم تو ایران همچین چیزی تداعی بشه و حافظه تاریخی ما درمورد عطرای اشرافی قدیم نهایتا به عطرای صابونی و ..قد میده.
شباهت هایی به نیشانه الفانت داره و پرفورمنس بسیار بالایی داره و حتی بعد از اینکه قدم زدید و اومدید و دوش هم گرفتید باز هم بازخوردهای منفی میگیرید.
04 بهمن 1399 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : عماد سپهر

عقاب پیروزی برازندشه.بسیار غنی هست اینکار.استادانه تمام نتها کنار هم چیده شدن تا بتونن یه اثر هنری که نمیشه روش قیمت گذاشتو خلق کنن.سبک بوی مورد علاقه من.کاملا فضایی مشابه با هاردلدر با این تفاوت که یه مقدار خیلی جزیی حس سیتروسی بهش اضافه شده و اینکه ازنظر من هاردلدر حتی خشن تر از اینه.من هیچ هراسی از پوشیدنش تو جمع ندارم.10/10
01 بهمن 1399 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : علی شهرابی پارسی

رانس 1795 ال ایگل د لا ویکتویر

چرمی متفاوت در بستری از رویا

یک کار بسیار دوست داشتنی ، با کیفیت و شدیدا نیش . رایحه ای چرمی ولی متفاوت که موقع اسپری یک سیلی در گوش شما میزنه از جدیت عطر . به هیچ وجه دنبال بازخورد نباید باشین و حتی پوشیدنش بسیار سخت و سخته و نباید سمت این کار بیان مگر اینکه در دهان پردازش چرم فرو رفته باشند.
یک تم گیرا ، پر محتوا که ناشی از ترکیب بولد چرم ،چوب ، عود ، وتیور ، پچولی که تم کار رو تلخی ای در شیرینی و کثیفی ای پشت تمیزی جای داده . در ته رایحه یک تک کلاسیک هم قابل حس هست که خب در اینجا زیباش کرده .
بدون شک از بهترین های چرمی محسوب میشه و بهش 10 میدم . برای عموم 1 هم نمیگیره. بازخورد؟ اصلا. پوشش اسون ؟ اصلا . خانم ها میتونن بپوشن؟ اصلا . سن ؟ بالای 40 . پرفورمنس ؟ بسیار خوب
21 دی 1399 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : complihanicated آرش
ممنون از جناب شیرانی بزرگوار که تو اون سایت معروف اینکارو موجود کردن.سفارششو دادم ولی هنو نرسیده دستم.بنظر فوق العادست
21 دی 1399 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : پارسی Amir Mohammad
بله جناب ذبیحی کار فاخریه منتهی درصد کمی میپسندنش . پردازش چرمش شبیه به تندر هست منتهی از اون هم سخت تر و پیچیده تر. ماندگاری و پخششم بسیار خوبه
21 دی 1399 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : Zabihi68 پارسی
واقعا عجب کاریه این کار . بسیار نیش بسیار با کیفیت و خودازار دهنده. از اون روایح جسور و بی پروا برای مردی که همه چیز رو از بالا ببینه و با ضربه های کلاغ ها واکنشی نشون نمیده . به همین دلیله که اسمش رو عقاب پیروزی گذاشتند . شاید 1 درصد بتونن با این رایحه کنار بیان و بقیه اصلا ارتباطی نمیگیرند و تجربه خوبی رو نخواهند داشت . پخش و ماندگاریشم عجیب غریبه.
27 دی 1399 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : Zabihi68 پارسی

وقتی میپوشمش میدونم تا آخر هفته فقط باید همین رو همراهم داشته باشم
بوی سیتروسی همراه با بوی چرم و عود و پچولی نیمه کثیف و انیمالب و وتیور و کپک خاص کمی گازوییلی تا آخر همراهمه
ممکنه بازخورد کم بیاره ولی من دوستش دارم چون همه گیر نیست به نظرم تو کلکسیونم یه مورد متفاوته
بوی با دوام ابدی و پخش بالا
در کل برای من بوی آدم متمول و مثل خود ادکلن rich و غنی میده

به نظرم تیپ مصرفی خودش رو میخواد
مصرف روزانه شاید سخت باشه برام مناسب قرار های رسمیو قرار دادی ذهن طرف مقابل رو درگیر کلاس عطر میکنه
04 دی 1399 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : حامد
جناب حسام،این عطر از کجا تهیه کردید?
04 دی 1399 پاسخ تشکر