PENHALIGON'S - The Tragedy of Lord George

پنهالیگونز تراژدی آف لرد جورج

مردانه
کد کالا : ATR-36043
نوع عطر : ادو پرفیوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : رایحه های شرقی
طبع : گرم
مشخصات تولید
نام برند : پنهالیگونز
کشور مبدأ : انگلستان
سال عرضه : 2016
انتخاب
حجم
وضعیت
کد کالا : ATR-36043
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
رای کاربران
  • عاشقشم
    125
  • نمی پسندم
    20
  • - 25 سال
    7
  • + 25 سال
    64
  • + 45 سال
    21
  • روزانه
    3
  • رسمی
    93
تعداد رای های ثبت شده : 442
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

بیا داخل! مطمئنم که قبلا همدیگر را دیده‌ایم... لرد جورج، این بزرگ‌مرد نجیب و الگوی ظرافت مردانه، با عطری که بوی صابون اصلاح و شراب رام می دهد، از شما استقبال می‌کند. اما چه رازهایی در پسِ پشتِ این سنت پنهان شده‌اند؟

لرد جورج، بزرگ‌خاندان این خانواده است و شایستگی این جایگاه را هم دارد. او مردانگی سنتی و پیچیدگی‌های ظریف را با جلوه‌هایی اسرارآمیز ترکیب می‌کند.

نوع عطر ادو پرفیوم
برند پنهالیگونز
عطار آلبرتو موریلاس
طبع گرم
سال عرضه 2016
گروه بویایی رایحه های شرقی
کشور مبدأ انگلستان
مناسب برای آقایان
اسانس اولیه دانه تونکا ، کهربا، روایح چوبی
نمره کاربران
The Tragedy of Lord George-پنهالیگونز تراژدی آف لرد جورج
رایحه
8.9
134 رای
ماندگاری
8.2
134 رای
پخش بو
7.9
134 رای
طراحی شیشه
9.6
134 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند پنهالیگونز
عطرگرام
نظرات کاربران (110 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
هرقدر فکر کردم، نتوانستم برای نت‌های The Tragedy of Lord George داستانی پیدا کنم که به اندازه‌ی خود عطر، درباره‌ی وقار در برابر اضطراب باشد.

این بار دیگر لازم نبود چیزی را از خودم بسازم.
داستان واقعی بود؛ چهار انسان، یک فضاپیما، یک مسیر به سوی ماه و هزاران نفری که روی زمین، با چشم دوخته به صفحه‌های مانیتور، منتظر بودند ببینند آیا این ماشین عظیم واقعاً می‌تواند انسان را تا اعماق فضا ببرد و سالم برگرداند یا نه.

من خودم یکی از اعضای تیم مهندسی ماموریت بودم؛ کسی که در اتاق کنترل نشسته، هدست روی گوش دارد و می‌داند پشت هر عددی که روی نمایشگر می‌بیند، جان چهار انسان قرار گرفته است.
اول آوریل ۲۰۲۶ بود،ساعت ۶:۳۵ عصر.
SLS با بیش از ۸.۸ میلیون پوند نیروی پیشران از سکوی 39B مرکز فضایی کندی برخاست و Reid Wiseman، Victor Glover، Christina Koch و Jeremy Hansen را درون Orion به سوی ماه برد. Artemis II نخستین پرواز سرنشین‌دار این سامانه بود؛ مأموریتی تقریباً ده‌روزه که قرار بود هم فضاپیما و سامانه‌هایش را در اعماق فضا بیازماید و هم انسان را دوباره، پس از بیش از پنجاه سال، به نزدیکی ماه ببرد.

و من پشت کنسول نشسته بودم.

همه‌چیز با عدد شروع می‌شد.

فشار.

دما.

توان.

اکسیژن.

مسیر.

ارتباط

اعداد آن‌قدر زیاد بودند که گاهی احساس می‌کردی دیگر با یک فضاپیما طرف نیستی؛ با موجود زنده‌ای طرفی که باید هر ثانیه علائم حیاتی‌اش را زیر نظر بگیری.

یکی از مهندسان گفت:

Orion nominal.

گفتم:

«دریافت شد.

صدایم آرام بود.

باید آرام می‌بود.

در اتاق کنترل، ترس چیزی نیست که بتوانی به آن اجازه‌ی ظهور بدهی.
ترس را باید تبدیل کنی به محاسبه.

و این نخستین چیزی است که مرا به Lord George می‌رساند.

این عطر، برخلاف بسیاری از عطرهای امروزی، با هیجان وارد نمی‌شود،با وقار وارد می‌شود.
بوی اصلاح‌شده، تمیز و مرتبِ یک مرد آراسته را دارد؛ آن حس صابونی در کنار گرمای رام و بعدتر تونکا، تصویری بسیار کلاسیک از مردانگی می‌سازد. خود Penhaligon's نیز همین تضاد را در شخصیت Lord George برجسته می‌کند: جنتلمنی ثروتمند و محترم که در زیر این ظاهر، چیزی پنهان دارد.

این تمیزی، بوی حمام یک هتل مدرن نیست.

بوی آداب است.

بوی مردی که هنوز تیغ را به شیوه‌ی قدیم به صورت می‌کشد، یقه‌اش را صاف می‌کند و پیش از آنکه وارد مجلس شود، یک نگاه کوتاه به آینه می‌اندازد.

بعد رام می‌آید.

گرم، کمی شیرین و الکلی.

مثل لیوانی که روی میز چوبی گذاشته‌اند و گرمای نوشیدنی هنوز در هوای اطرافش مانده.

و اینجا Lord George جذاب می‌شود؛ چون پشت آن تمیزی خشک، حرارت دارد.

مثل همان لحظه‌ای که موتورهای SLS روشن شدند.

روی صفحه، اعداد شروع به حرکت کردند.

۱۰...

۹...

۸...

در آن لحظه دیگر هیچ‌کس حرف نمی‌زد.

۷...

۶...

صدای شمارش معکوس از بلندگو می‌آمد.

۵...

۴...

۳...

۲...

۱...

Ignition.

و بعد زمین لرزید.

ما از پشت شیشه، آتش را دیدیم.

یک ستون عظیم نور و دود.

Orion از زمین جدا شد.

در همان چند ثانیه‌ی اول، تمام آن محاسبات چندین ساله تبدیل شد به یک سؤال ساده:

آیا همه‌چیز همان‌طور که باید، کار می‌کند؟؟

Artemis II در ادامه وارد مدار زمین شد و سپس با یک سوختن تقریباً شش‌دقیقه‌ایِ موتور اصلی Orion، مسیرش را به سمت ماه آغاز کرد؛ مانوری که فضاپیما را از مدار زمین جدا کرد و در مسیر بازگشت آزاد به سوی ماه قرار داد.

در این مرحله، Lord George آرام‌تر می‌شود.

تونکا خودش را بیشتر نشان می‌دهد.

رایحه از آن صابون و تمیزی اولیه فاصله می‌گیرد و نرم‌تر، گرم‌تر و اندکی شیرین‌تر می‌شود. آن خشکی رسمی کم‌کم پوست پیدا می‌کند.

جنتلمن، حالا دیگر فقط لباسش نیست.

آدمی‌ست که زیر آن لباس نفس می‌کشد.

و این دقیقاً همان چیزی است که در Artemis II اتفاق افتاد.

چهار نفر دیگر فقط «خدمه» نبودند.

چهار انسان بودند که خانواده داشتند، خاطره داشتند، ترس داشتند و می‌دانستند برای نخستین بار پس از بیش از نیم قرن، انسان دوباره دارد از مدار زمین خارج می‌شود. NASA نیز هدف اصلی مأموریت را آزمایش سامانه‌های سرنشین‌دار در محیط اعماق فضا و فراهم‌کردن مقدمات مأموریت‌های آینده‌ی ماه و مریخ اعلام کرده بود.

روز ششم مأموریت رسید.

ماه نزدیک شد.

آن‌قدر نزدیک که دیگر نمی‌توانستی آن را فقط یک جرم آسمانی روی نمایشگر بدانی.

ماه آنجا بود.

Orion از کنار آن عبور کرد و در فاصله‌ای حدود ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مایلی از سطح ماه، بسته به زمان پرتاب، مسیر خود را ادامه داد. خدمه در این پرواز از بخش‌هایی از سطح ماه مشاهده و تصویربرداری کردند که انسان پیش از آن مستقیماً ندیده بود.

اما برای من، لحظه‌ای که بیشتر از همه به Lord George شبیه است، همان جایی‌ست که ماه پشت سر فضاپیما قرار می‌گیرد.

چون ناگهان همه‌چیز ساکت می‌شود.

نه صدای شهر،نه باد و نه خیابان....

نه حتی آن هیاهوی آشنای زمین.

فقط یک فضاپیمای کوچک میان سیاهی و چهار انسان.

در آن نقطه، آن شخصیت باشکوه و رسمیِ Lord George معنای دیگری پیدا می‌کند.

وقار، وقتی آسان است که جهان امن باشد.

وقتی هیچ‌چیز تهدیدت نمی‌کند، مرتب بودن کار سختی نیست.

اما وقتی چند صد هزار کیلومتر از خانه دوری، وقتی بازگشتت وابسته به هزار سامانه و محاسبه است، وقتی می‌دانی یک خطای کوچک می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد، آن‌وقت آرام ماندن تبدیل به نوعی شجاعت می‌شود.

Lord George برای من بوی همین شجاعت را دارد.

نه شجاعتِ خشن و پر سر و صدا.

شجاعتِ مردی که دستش می‌لرزد، اما صدایش نه.

البته اینجا باید از خود عطر هم کمی فاصله گرفت و صادق بود.

Lord George یک عطر انقلابی و عجیب نیست.

اگر از یک عطر نیش انتظار داری تو را با یک ترکیب نامتعارف و کاملاً انتزاعی غافلگیر کند، ممکن است کمی محافظه‌کارانه به نظر برسد.

حتی ممکن است بگویی چرا باید برای چنین ساختار نسبتاً آشنایی این‌قدر هزینه کرد؟

صابون اصلاح، تونکا، چوب و آمبروکس؛ این‌ها نت‌هایی نیستند که هیچ‌کس قبلاً ندیده باشد.

اما مسئله‌ی Lord George اختراع یک بوی تازه نیست.

مسئله، اجرای یک شخصیت است.

مثل کت‌وشلواری که چیز عجیبی در آن نمی‌بینی، اما وقتی تن مرد مناسبی می‌کنی، ناگهان می‌فهمی چرا بعضی لباس‌ها از مد نمی‌افتند.

Artemis II هم دقیقاً چنین بود.

قرار نبود انسان روی ماه فرود بیاید.

قرار نبود پرچمی برافراشته شود.

قرار نبود یک پیروزی نهایی رقم بخورد.

این مأموریت در اصل یک آزمون بود؛ آزمون سامانه، انسان و تیم‌های زمینی برای مأموریت‌هایی که قرار است دشوارتر از این باشند.

اما همین آزمون، در ششم آوریل، تبدیل شد به لحظه‌ای تاریخی.

ماه از کنار پنجره‌های Orion گذشت.

خدمه از سطح آن تصویربرداری کردند.

و حتی در جریان پرواز، یک خورشیدگرفتگی در فضا را تجربه کردند.

من به مانیتور نگاه می‌کردم.

عددها هنوز سبز بودند.

سیستم‌ها سالم.

مسیر درست.

چهار نفر هنوز آن بالا بودند.

و برای چند لحظه، هیچ دستوری لازم نبود.

فقط نگاه کردم.

بعد صدای فرمانده آمد:

Houston, Orion

مهندس ارتباطات جواب داد:

Go ahead.

و من همان‌جا فهمیدم چرا نام این عطر The Tragedy of Lord George است.

تراژدی همیشه در خودِ فاجعه نیست.

گاهی تراژدی، آگاهی از شکننده بودن همه‌چیز است.

اینکه می‌دانی هرچقدر هم سامانه‌ها دقیق باشند، هرچقدر هم محاسبات بی‌نقص باشند، باز هم انسان، موجودی‌ست که باید به خانه برگردد.

Artemis II سرانجام در ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ پس از سفری حدود ۶۹۴٬۴۸۱ مایلی در اقیانوس آرام فرود آمد و هر چهار فضانورد سالم بازگشتند.

اما وقتی به Lord George فکر می‌کنم، پایان داستان برای من آن لحظه‌ی فرود نیست.

چون این عطر درباره‌ی پایان خوش نیست.

درباره‌ی آن لحظه‌ای‌ست که هنوز نمی‌دانی پایان خوشی در کار خواهد بود یا نه.

همان لحظه‌ای که کتت را صاف می‌کنی، به صفحه نگاه می‌کنی، عددها را دوباره می‌خوانی و با صدایی کاملاً معمولی می‌گویی:
همه‌چیز نرمال است.

در حالی که می‌دانی در اعماق آن سکوت،در فاصله‌ای که هیچ‌کس روی زمین نمی‌تواند دستش را به آن برساند،چهار انسان دارند تمام اعتمادشان رابه همین جمله سپرده‌اند.
Lord George بوی مردی‌ست که اضطراب را شکست نداده؛فقط آن را آن‌قدر خوب پنهان کرده که دیگران، اسمش را گذاشته‌اند وقار
03 شهریور 1405 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : علی متقی پور حکایت دوست
بسیار زیبا و عالی بود. یاد فیلم میان ستاره ای افتادم. عجب فیلمی بود! مرسی بابت به اشتراک گذاشتن این حس خوب😊🤝🌹🌹
03 شهریور 1405 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : علی موسوی

9
رایحه
7
ماندگاری
7
پخش بو
9
طراحی شیشه
خیلی تو خرید این عطر تردید داشتم.حضوری رفتم و امتحانش کردم و راستش به نظرم شبیه هیچ عطر دیگه ای نیست.قطعا سلیقه ای و مناسب بلایند باید نیست. با دوستان موافقم که باید با پوشش و سن هماهنگی داشته باشه.من به شخصه واقعا لذت بردم و بی صبرانه منتظرم فصل سرد شروع بشه که بتونم بپوشمش.اگر بخوام صرفا حسی نظر بدم بعد از چند بار بوییندش قطعه ی
1 .Gossiennes No مرتب تو ذهنم پلی میشد.
15 تیر 1405 پاسخ تشکر
16 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 علی متقی پور

یک حس مالیخولیایی و یک انزوای فکری و خیالی بعد از استشمام این رایحه بهم دست داد بنظرم اگر یک تصویر برای این عطر قائل بشیم شما یک جاده با انتهای مه آلود بعد از عصر بارونی در وسطای پاییز با یک پرسپکتیو پیرمردی که با پالتوی مشکی و روح و جسمی فرطوط و خسته از زندگی که داره با عصا قدم زنان به دور دست ها راه میره رو برای این عطر مظهر سازی کنیم در واقع میشه گفت این یک رایحه برای خوشبویی و یک عطر برای بازخورد و خود نمایی نیست بلکه میشه گفت یک رایحه برای نشان دادن غم روزگار است چه بسا کسانی که نمی‌توانند زندگی غم زده خود را با حرف و گفتار بروز بدهند با این عطر به زیبایی میتوانند بدون حرف زدن اندوه زندگی خودشون رو به شامه مخاطبانی که دارای فهم و ادراک بالاهستند برسانند در واقع این عطر،همان عطر غم است.»
04 خرداد 1405 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : سولاریس مرتضی

9
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
10
طراحی شیشه
با درود خدمت دوستان و دست اندرکاران عطرافشانی پیرو مطالعه ریویوهای تراژدی لرد جورج متاسفانه با موضوعی برخورد کردم که دوست داشتم در موردش چیزی بنویسم قبلا هم در این مورد نظرمو گفته بودم؛ ببینید! هر عطری از برندهای مختلف مستلزم زحمات عطاری بنام و چند تیم بزرگ و کوچک است علاوه بر این عطر ها برای طیف گسترده و عموم مردم طراحی نمیشوند عطر ها عموما برای فروش مارکتینگ و برای سلایق گوناگون در انواع روایح و دسته بندی ها و شکل و شمایل و شیشه های گوناگون طراحی میشوند با این حال عطار نسبت به تفکر و نوع سلیقه خودش عطر را خلق میکند ولو اینکه محبوبیت لازم رو کسب نکند غرض از این پرگویی صرفا گوشزد کردن این بود که نمره یک دادن به عطری که صرفا خود شخص شما از اون رایحه خوشتان نیامده بدور از انصاف است حتی بدترین عطرها حداقل چهار رو لایقش هستند(بماند که در تست عطر ها احتمال خطا هست بارها برای خود من هم اتفاق افتاده عطر قلابی بدستم رسیده و قضاوت درستی نداشتم)
عطر تراژدی لرد جورج به مشام بنده نه بوی چسب و نه بوی صابون گلنار و نه بوی صابون مراغه میدهد! صرف اینکه سازنده این برند در ارائه عطرهای باربری شاپی ید طولایی دارد نباید برای ما پیش زمینه ایجاد کند! بنظر بنده لرد جورج عطری سبز گون و کهربایی و فوق العاده لوکس که بویی نزدیک به هل هم ازش شنیده میشه؛ پخش بسیار خوب و ماندگاری بسیار خوبتر هم نصیب دارنده این عطر شاهکار خواهد شد!
29 اردیبهشت 1405 تشکر
23 تشکر شده توسط : مرتضی Sajjad Qaedi
نظرات محدود شده است
9
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
10
طراحی شیشه
درود و نور بر دوستان گرامی

عده ای این عطر رو به هر دلیلی میکوبن و سعی دارن بگن که با اونچه در وصفش گفته شده خییییییییییلیییییییی فاصله داره.
من به این عده از دوستان عزیز احترام میذارم به شرطی که خود عطر اورجینال رو تست کرده باشن و حقیقت رو بیان کرده باشن، به هر حال قرار نیست همه هر عطری رو پسند کنن. بهتره تا جایی که ممکنه عطر رو قبل خرید تست کنیم.

اما میخوام تجربه خودم رو براتون بگم:
چند سال پیش، قبل از خرید تراژدی، دکانتش رو سفارش داده بودم (یک فروشگاه در شمال کشور)، وقتی که رسید در اولین تست حالم بهم خورد، تطابق کاملا دقیق با اونچه عزیزان مخالف این عطر بیان میکنن. بوی صابون گلنار و حالتی روغن مانند و این چیزا... .
بعد از بررسی دوباره، چون جایی هم برای تست نبود، دکانت رو نادیده گرفتم و فول باتل اورجینال رو خرید کردم، بعد رسیدن و تست، همون اول کار از خجالت اون فروشگاه کلاهبردار در اومدم که آشغال رو بجای دکانت اصل فروخته بود.

بریم سراغ عطر... از توصیف تا تست
با اینکه از فصل مناسبش گذر کردیم ولی برداشت و تست در همین لحظه رو انجام میدم.

باتل زیباست. درب سنگین هست و خوش ساخت. کیفیت ساخت شیشه عطر خیلی خوب و شفاف هست.
پرفورمنس مناسبی داره اما انفجاری نیست، پخش و ماندگاری دارای تعادل.
یک باربرشاپی لوکس، به هیچ وجه چیپ نیست!!! کاملا جنتلمنانه است و همچنین بیشتر تیپ اولد مانی داره تا کلاسیک.

در شروع حس الکلی برندی به شکلی خشک با تلخی ملایم و جا افتاده حس میشه. اما کنارش یه رگه وایت فلورال مومی صابونی با لبه تیز کمی متالیکی هم دریافت میکنم.
به مرور زمان حسی گرم، خامه ای کمی پودری با اون حالت اولیه ترکیب میشه اما الکل کم رنگ‌تر و رایحه عمیق تر و بالغ تر شده.

بعد از یک ساعت...
درای داون لورد جورج جایی هست که انگار ابعاد پنهان و بیان نشده در نوت ها بیشتر نمود پیدا میکنه.
هیچ چیز در این عطر برام هارش، زننده و تند نیست، از اول تا آخرش در تعادل قرار داره.
امضای باربرشاپی کار به وضوح وجود داره، در پس‌زمینه حالت ماسکی تمیز و خیلی ملایم دریافت میکنم که به شکل بوی پوست تمیز هست.
وجود سوویید به صورت نرم، کمی محو و در آمیخته با ماسک رو حس میکنم. ترکیبی که میشه ازش به عنوان نماد باربرشاپی لوکس متناسب با تیپ اولدمانی یاد کرد.

بسیار خوشحالم که اون زمان این اثر هنری رو تهیه کردم. بوش رو دوست دارم. این عطر شخصیت با وقار و جنتلمنی داره و چقدر خوبه خودمون هم چنین شخصیتی رو در درونمون بسازیم.
*** نکته مهم: هدف از ساخت همه عطرها جلب توجه نیست، هدف در اینجا ساخت یک کاراکتر بوده که بنظرم بسیار موفق عمل کرده. ***
پایدار باشید و تندرست.
21 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
50 تشکر شده توسط : مهریار نم و خاک

والا من خیلی ادبیاتم مثل دوستان قوی نیست، فقط میتونم بگم از رایحه‌اش شگفت زده شدم و انفجار دوپامین در بنده رخ داد :))
11 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : فرزین نیک کیوان معروفی

1
رایحه
3
ماندگاری
3
پخش بو
3
طراحی شیشه
دوستان ازتون خواهش میکنم به نمرات این عطر اصلا توجه نکنید یک سی سی بیشتر خرید نکنید چون با بوی صابون گلنار هیچ تفاوتی نمیکنه (ضمن معذرت خواهی از دوستانی که امضای کارشون هست) فک کنم تراژدی لورد جورج فقط تو صابون گلنار خلاصه شده باشه 😄😉

[EDITED] 1405/02/10 16:25
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : کیوان معروفی هاشم پور
هیچ اشکالی نداره که رایحه این عطر از نظر من فوق العاده رو دوست نداشتید
ولی دادن نمره “۱” و همینطور تشبیه به “صابون گلنار” نه تنها بی انصافیه بلکه میتونه برای افرادی که اینجارو دنبال میکنن و نظرات رو میخونن گمراه کننده باشه ..
پنهالیگونز یکی از کمپانی های بسیار معروف هست و تعدادی از کارهاش به شدت بین عطرباز ها محبوب …
نمیدونم به چه شکل تست فرمودید
ارجینال بوده یا نبوده
ولی صابون گلنار ؟
امتیاز ۱ به این شاهکار ؟ 🔫😕
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
25 تشکر شده توسط : Anna مرتضی
دقت داشته باشید که تعریف و تمجید الکی بیشتر طرف رو متضرر میکنه تا نظر منفی دادن هرچند نظر شخصی بنده بعید میدونم کسی رو گمراه کنه چون بنده هم گفتم ابتدا دکانت تهیه کنن اگر دوست داشتن باتل خریداری کنن. در خصوص صابونی بودن هم که تنها بنده نگفتم نظرات رو بخونید متوجه میشید که خیلی از دوستان اشاره کردن
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : مهدی کنعانی هاشم پور
درود بر شما
هیچ اشکالی نداره،دوستی هم لرد جرج رو تشبیه
به بوی چسب pvc کرده بود،
دقیقا از تعریف و تمجید دوستان مشخصه که چه
عطری و از کجا تهیه کردن...!
وگرنه که عشاق لرد جرج کبیر و پر آوازه میدونن
شخصیت این شوالیه چی هست و حول چه محوری
میچرخه،
آکوردی متشکل از روایح چوبی،برندینی،تونکا و کهربا
که برای شخص من روایح تنباکویی با لطافتی نرمُ زیبا
و در عین حال قلبی مشروبی را یادآور می شود.
حال آنچه دوستان تهیه کردن و برداشتی که از
خریدشان دارن به خودشان مربوطه نه ذات
این رایحه مرموز،یونیک با عُمقی خاص.
تراژدی آف لرد جرج رایحه ایی نیست که
بتوان آن را با کلمات و تشبیه ها تخریب کرد...

قرارم با خودم این بود که دیگر هیچ مطلبی درج
نکنم،اما پیوند دوستی عمیق با لرد جرج بر
این قرار غلبه کرد.
بیخیال حاشیه ها و حرف ها به رفاقت و همراهی
با لرد جرج ادامه بده که همنشینی بَس گرانمایه
در کنارت داری.


[EDITED] 1405/02/10 23:18
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
31 تشکر شده توسط : کیوان معروفی مرتضی
بنده که از باتل اورجینال تست کردم ولی قصد ناراحت کردن شخصی رو نداشتم ازین بابت عذر میخوام
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : کامبیز سخی هاشم پور
سلام و درود بر مهران عزیز
لرد جرج نیاز به درکی عمیق و دیدی وسیع دارد
همچنین شامه ای قوی و در مسیر
همین چند کلمه شما که کپی پیست میکنم
صحت و گواه عرایض بنده است،

(قرارم با خودم این بود که دیگر هیچ مطلبی درج
نکنم،اما پیوند دوستی عمیق با لرد جرج بر
این قرار غلبه کرد)
لرد جرج انقد در اعماق شما جای گرفته است
که بخاطرش خود و قرار با خود را زیر پا گذاشتید،
چه مثالی میتوان زد بالاتر از این که عاشق باشی
و برای عشقت خودت را زیر پا بگذاری!!!؟
و باز نگاه عمیقی دیگر از دکتر بوترابی عزیز

(عاشقم بر قهر و بر مهرش به جد
بوالعجب من عاشق این هردو ضد
مولانا جلاالدین)
این مثال ها را زدم تا گواه بر خاص بودن
لرد جرج کبیر و معمار بزرگش آلبرتو موریلاس باشد.

مهران جان در عطرگرامم پاسخت را دادم میتوانی
ملاحظه کنی برادر...
11 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
24 تشکر شده توسط : نَرشا هاشم پور
بنظرم شما کاملا افراطی و دور از منطق نظر میدید چرا که شما میتونید با وجود نپسندیدن رایحه که از نظر من اون هم اشتباه هستش و ظلم در حق این شاهکار سلطنتی، به طراحی شیشه،پخش بو ماندگاری این عطر هم نمره پایینی دادید که به وضوح مشخص میکنه نظری بر پایه تخیل یا تست نسخه فرگرانس این برند هستش.
26 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
11 تشکر شده توسط : محمدرضا  رابعی نیا Legend
نمیدونم چرا یسری از دوستان تشبیه این عطر به صابون گلنار رو یجور توهین به جرجی تلقی کردن، ولی به نظر من این تشبیه،به هیچ وجه توهین یا کوچک شمردن این عطر محسوب نمیشه، لرد جرج که بماند، عطر افسانه ای شنل نامبر فایو، که پرفروش‌ترین عطر برند شنل طی سالهای متمادی بوده هم از نظر ایرانی ها، دقیقا بوی صابون گلنار میده که اینم واقعیته خوب( شنل نامبر فایو بوی گلنار میده یا گلنار بوی شنل نامبر فایو؟ مسئله این است...) به نظر من دلیل اینکه خاطر دوست‌داران لرد جرج مکدر شده، بخاطر قیاس عطر دلخواهشون با یه صابون ارزون و دم‌دستی بوده، ولی خوب چه میشه کرد، این از پایین بودن مرتبه و مقام لرد جرج و شنل نامبر فایو نیست،
26 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
28 تشکر شده توسط : مهریار محمدرضا  رابعی نیا

بوش میکنم گریه‌ام میگیره ،
اسمش روم اثر گذاشته

ولی خوشبوعه
09 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official

10
رایحه
8
ماندگاری
7
پخش بو
10
طراحی شیشه
گزینه نمی‌پسندم رو میزنم ولی استفاده میکنم و لذت می‌برم.
21 اسفند 1404 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : کیوان معروفی Marine
چطور میشه، یه چیزی رو نپسندی ولی ازش لذت ببری؟ 🤔
21 اسفند 1404 پاسخ تشکر
8 تشکر شده توسط : مهدی کنعانی رسول رجبی
چون در برخورد اول از نگاه فردی که علاقه و سررشته‌ای در عطر نداره این رایحه ترکیبی از بوی روغن استفاده شده در فست فود با چوب پوسیده س ولی برای عطربازِ عاشق بسیار شیک و استثناییه!
23 اسفند 1404 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : اورفئوس Telecaster

6
رایحه
7
ماندگاری
7
پخش بو
8
طراحی شیشه
خیلیا قبلا میگفتن ایمجینیشن بوی صابون نخل رو میده ولی به نظر من اشتباه میکردند، این کار دقیقا بوی صابون نخل رو میده مخصوصا بعد از استفاده و بیرون امدن از حمام و خشک شدنش روی پوست.
کار خوشبویی هست ولی اونقدر ها که اکثرا میگن خاص و یونیک نیست مخصوصا با این قیمت.
به نظرم محبوبیت، قیمت بالا و جایگاه ذهنی این عطر در افکار عمومی رو فقط اسم خاص این ادکلن یدک میکشه و لا غیر.
18 بهمن 1404 پاسخ تشکر
13 تشکر شده توسط : مهرداد جان Mohamadreza
عطر رو زدید بعد رفتید حمام آمدید و بر اساس آنچه پس از صابون زدن، روی پوستتون باقی مونده میگید این عطر صابونیه؟ جالبه.
23 اسفند 1404 پاسخ تشکر
8 تشکر شده توسط : بهزاد معصوم نژاد Sajjad Qaedi
نه، منظورم بوی خود صابونه، وقتی صابون رو استفاده میکنید بعد از حمام درمیاید و بدن خشک میشه، منظورم اون لحظه است
23 اسفند 1404 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : Telecaster سرافینا
دقیقا بوی صابون گلنار میده
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : هاشم پور علی موسوی
عب نداره حالا مهرداد جان ببخشش بما این عطرو 😅😅
صابون گلنارم بوی بدی نداره حالا
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Abed
حیف که تراژدی هست اگه واقعی بود چی میشد. چشم بخاطر شما چشم پوشی میکنم
10 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : هاشم پور علی موسوی
بوی صابون گلنار نمیده دقیقا بوی صابونای آجری قدیمی رو میده که تا اوایل دهه هفتاد استفاد میشد .
11 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : سینا نصرتی
درود بر شما دقیقا زدین وسط خال و افسوس یک عده ای که خودشون رو عطر شناس میدونن با تحلیل های الکی خودشون خیلیهارو متضرر میکنن
11 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : سینا نصرتی هاشم پور

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟