سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
Dior J'adore Parfum d'Eau - دیور جادرو پارفوم دلئو
محصول سال 2022 میلادی بوده و و در دسته عطر های رایحه های گلی قرار می گیرد. از ترکیبات بکار برده شده در این عطر می توان به بهار نارنج، رز ، ترکیبات سبز ، یاس، مگنولیا ، پیچ امین الدوله اشاره کرد.| برند | دیور |
| سال عرضه | 2022 |
| گروه بویایی | رایحه های گلی |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | بانوان |
| اسانس اولیه | بهار نارنج، رز ، ترکیبات سبز ، یاس، مگنولیا ، پیچ امین الدوله |
دیور ژادور دئو ۲۰۲۲
۱۰۱ سال یعنی چقدر ؟
روی همون میز و همون صندلی نشسته بود ، قسمت نورگیر جلوی کافه ، صندوقچه رو باز کرد و بهشون خیره شد ، چند تا عکس سیاه و سفید از یک دختر بچه ، یکی جلوی باغ ، یکی با پدرش پای درشکه و این یکی ، داشت سعی میکرد سنش و توی عکس حدس بزنه ، تلاشش بی نتیجه بود ، حتی سؤالش رو فراموش کرده بود ! آره گمونم این پلیور که تنم زرد نبود سبز بود ، آهان یادم اومد ، لیمویی بود .
زیر اون عکس ها چند بسته نامه بود ، به لوئیس، به لوئیس، یکی به مارگارت ، اینم لوئیس، این یکی برای ... هم چشماش ضعیف شده بود هم جوهر نامه کمرنگ ، آهان الیزابت و این م باز برای لوئیس، بین هر کدوم از نامه هام کلی گلبرگ خشک شده ، تلاش میکرد طوری نامه ها رو در بیاره که گلبرگ ها نریزه ، فقط ای کاش سعی میکرد به خاطر بیاره اینا گلبرگ های چه گل هایی هستن، بیشترشون سفیدن ، خیلیاشون هم قرمز یه تعداد کمتری هم انگار بنفش یا یه همچین رنگی ، زیر آخرین نامه عکس یه جوون خوش قد و قامت بود با کاپشن چرمی جنگی و عینکی که مخصوص خلبان های جنگ جهانی اول بود ، زیرش امضا شده بود ، لوئیس، اسکادران ۱۳ ، ۱۳ دسامبر ۱۹۱۷ .
زیر اون ها هم یه سری وسیله بود یه اسب چوبی که با چاقوی نظامی تراشیده بودن ، یه تیکه کهربا که دیگه به خاطر نمیآورد از کجا اومده ، یه سوئیچ قدیمی با نشان پاکارد ، یه کاغذ با امضای ویرجینیا ولف و یه شیشه کوچیک عطر کویق دی روسی گرلِن ، که عطر محبوب لوئیس بود ، یکدفعه یادش اومد اولین شیشه شنل ش رو هم لوئیس بهش هدیه داده .
خواستم براش توضیح بدم ۱۰۱ سال یعنی چقدر. از التهاب و جنگ دوباره بگم ، از پیمان و صلح بعد اون ، از رونق و راک اند رول بگم ، از سینما و جنبش هیپی ها ، از اعتراض ها ، از دیوار برلین و وایند آو چِنج ، از کامپیوتر و رویای دهکده جهانی ، مثل راجر واترز پوزخند زدم ، آره it's a miracle !!!
یه کروسان تو این دست و یه فنجون استارباکس تو دست دیگه از کافه زد بیرون ، اون از نسل سرعتِ و کمبود زمان ، حتی خودش رو در حال دوییدن معرفی کرد ، میخواست به مترو برسه ، همین طور که نفس نفس میزد نشست روی صندلی مترو ، گفت مدیر یه کارگاه گلسازی و این و به نام خودش ثبت کرده ، یه دسته گل بود ، خیلی طبیعی به نظر میومد ، میگفت هم معطر هم میتونه برگ های تازه بده ، ضمنا این مزیت و نسیت به گل طبیعی داره که هیچ وقت خشک نمیشه و اون قدر نیاز به مراقبت نداره ، ازش در مورد چیزهای متفاوت پرسیدم ، سفر ، گفت با گوگل مپ سفر راحت تر شده ، ادبیات ؟ گفت که داستان واره و شعر کوتاه و میپسنده و ضمنا میخواد یه قالب شعری و رواج بده به نام هایکو کوتاه یا هایکو تک سیلابی ! اما دوستای ژاپنی ش توانایی ادراک اون قالب و ندارن و نمیدونه چرا ، وقتی از نویسنده های قدیمی تر پرسیدم بلافاصله یه اپلیکیشن و باز کرد میگفت یه دایره المعارف که همه چیز و خلاصه میکنه ، گفتم کامو ، گفت : ۱۹۱۳ ، الجزایر ، بیگانه ، سیزیف ، کالیگولا، سقوط....