Dior - Poison Girl

دیور پویزن گرل

زنانه
کد کالا : ATR-32868
نوع عطر : ادو پرفیوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : شرقی وانیلی
طبع : گرم
مشخصات تولید
نام برند : دیور
کشور مبدأ : فرانسه
سال عرضه : 2016
انتخاب
حجم
وضعیت
کد کالا : ATR-32868
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
رای کاربران
  • عاشقشم
    51
  • نمی پسندم
    24
  • - 25 سال
    17
  • + 25 سال
    24
  • + 45 سال
    1
  • روزانه
    22
  • رسمی
    18
تعداد رای های ثبت شده : 223
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

در ژانویه 2016 بود که دیور ادیشن جدیدی را با نام «پویزن گرل» به عطرهای «کالکشن پویزن» اضافه کرد. این عطر خاص برای عاشقان جوان این برند مشهور خلق شده و بطری صورتی و زیبایش به شکل عطرهای کلاسیک «پویزن» طراحی شده است. این عطر جدید سرشتی گل‌فام با سویه‌های تلخ‌‌ـ‌شیرین دارد و حالت خواستنی و دلپذیرش کاملا برای خانم‌های جوان و سرکشی ساخته شده که همیشه رویاهای خودشان را دنبال می‌کنند.

آمیزه «پویزن گرل» براساس استفاده از ترکیبات ناب، خالص و گران‌بها خلق شده است. نت نارنج سیسیلی در این عطر به انبوهی از نت گل رز در لایه میانی منتهی می‌شود که از رز صدپر (کشت‌شده در گراس فرانسه) و رز دمشقی سرشته شده است. رایحه دانه تونکا ونزوئلایی، چوب صندل سریلانکایی، بلسان کلمبیایی، بادام و وانیل هم این آمیزه را با سویه‌های شرقی شیرین و گرم به پایان می‌رسانند. آمیزه جذاب «پویزن گرل» را هم فرانسوا دماشی خلق کرده است.

نوع عطر ادو پرفیوم
برند دیور
عطار فرانسوا دماشی
طبع گرم
سال عرضه 2016
گروه بویایی شرقی وانیلی
کشور مبدأ فرانسه
مناسب برای بانوان
اسانس اولیه لیمو ترش، نارنج
اسانس میانی رز ، شکوفه پرتقال
اسانس پایه دانه تونکا ، وانیل ، چوب صندل سفید ، گل آفتاب پرست، بادام ، بلسان کلمبیایی ، کشمران
نمره کاربران
Poison Girl-دیور پویزن گرل
رایحه
7.8
40 رای
ماندگاری
8.4
40 رای
پخش بو
8
40 رای
طراحی شیشه
7.8
40 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند دیور
اخبار برند دیور
عطرگرام
نظرات کاربران (41 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
8
رایحه
9
ماندگاری
8
پخش بو
10
طراحی شیشه
یکی از عطرهای ثابتم که در طی چندین سال که سلیقم فرق کرده همیشه دوسش داشتم😍
عطر کاملا دخترونه، شیرین و گرمه اما یه رگه های تلخی از بادوم حس میشه که خیلی رایحه‌شو جذاب‌تر میکنه.
شروعش سیترسی‌ِ ولی وقتی اولین پاف رو میزنین و چنددقیقه صبر میکنین وانیل و بادام و چوب کشمران حس میشن و رایحه خیلی خوشبو و دلنشین درست میکنن💓
به هیچ عنوان skinscent نیست اما وقتی ۳/۴ پاف ازش بزنین روی نواحی نبض دارتون انگار بدن خودتونه که همچین بوی خوبی میده و وقتی حرکت میکنین یوهویی اطرافیانتون بوی خوبتون رو حس میکنن و من اینو خیلی دوست دارم:)
پویزن گرل یه فلنکر "unexpected" هم داره که رایحه‌ش خیلی متفاوت با این نسخه هست و اصلا باهم اشتباهشون نکنین🫠
31 فروردین 1405 پاسخ تشکر
17 تشکر شده توسط : محمد خلیلی امیر رنجبر

اولش به نظرم فقط یه عطر قدیمی و شیرین بود، البته خب عطر قدیمی ای هم هست ولی بعدا یه جا خوندم که بوی شکلات میده و واقعا بعد از اون نوت شکلات رو توش حس کردم
بوی کاملا شیرین، شکلاتی و خطی، پیچیدگی خاصی هم نداره
11 خرداد 1404 پاسخ تشکر

2
رایحه
5
ماندگاری
5
پخش بو
5
طراحی شیشه
درود
اصلا رایحه رو نپسندیدم
کار بدیع و خاصی نیست
بوی وانیل و رز بیشتر حس میشد
ک اگ طرفدار بوی وانیل هستین کارهای خیلی قوی تر هست
ب شدت عطر بدون هیجان و ساکتیِ
فکر میکنم انتخاب اسم دختر سمی صرفا بخاطر سکسی بودنش باشه
من نت های شیرین ی ک گورماند و سک.سی باشن رو نمی‌پسندم
اگ شما هم طرفدار این سبک عطرهای شیرین نیستین پیشنهاد میکنم عطر رو بلایند بای نکنین.
10 مهر 1403 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : کامبیز سخی سرافینا

به نظرتون این عطر توش بوی رز بولد هست؟ ینی به تنهایی قابل استشمام هست؟
03 شهریور 1403 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : فرهاد فاطمه فیضی

من به نت وانیلی و مرکبات علاقه دارم، بنظرتون پوآزون رو بلایند بای کنم پشیمون نمیشم؟ ممنون میشم راهنماییم کنید
24 خرداد 1403 پاسخ تشکر

10
رایحه
10
ماندگاری
10
پخش بو
10
طراحی شیشه
من زمانی عاشق پویزن گرل شدم که تازه لانچ شده بود و بشدت تو فرگرنتیکا و سایر محافل عطری مورد نفرت بود.اون زمان حتی قبل اینکه بطور رسمی به بازار عرضه شه و ملت بتونن واقعا تستش کنن،تعداد دیسلایکهاش بیشتر از مجموع لایک و لاو بود.یه عده معتقد بودن عین بلک اوپیومه و هیچ فرقی نداره.یه عده میگفتن عین گودگرله. برای من اما هیچ چی عین پویزن گرل نیست.خیلی خوشحالم که الان دیگه الکی قضاوتش نمیکنن و منصفانه تستش میکنن و از ته دلم امیدوارم دیور حالاها حالاها دیسکانتینیو نکندش
من کلا به لاین پویزن دیور ارادت دارم و از پویزن قدیمی گرفته تا میدنایت پویزن دیسکانتینیو شده و فلنکرهای هیپنوتیک، هرکدوم رو که تونستم خریدم اما تو کل کلکسیون پویزنهام، همین پویزن گرل ادوپرفیوم هنوز واسم محبوبترینه. اگه بهم بگن از بین کل عطرهای کلکسیونت فقط یکی رو اجازه داری انتخاب کنی و تا آخر عمرت همین یه عطر رو اجازه داری بزنی، بعد از اینکه از غصه از دست دادن بقیه عطرهام یه سکته ناقص زدم، قطعا پویزن گرل رو انتخاب میکنم.یعنی در این حد دوسش دارم.
از معدود عطرهاییه که وقتی میزنمش نمیشینم با دقت مچم رو بو کنم و دنبال نتهای مجزا نمیگردم.همون رایحه ای که دورم رو میگیره و مثل یه ابر گرم و نرم و شیرین احاطم میکنه انقد بنظرم دوست داشتنیه که دوس ندارم تجزیه و تحلیلش کنم اما اگه بخوام توصیفش کنم میگم وانیل باکیفیت+بادوم(حس و حال خوشمزه و ناتی به عطر میده اما اونجوری نیست که به همه چی غلبه کنه یا عطر رو تلخ کنه)+پودر ( پودری بودنش با پودری بودن عطرهای گلی و بنفشه و زنبقی فرق داره،بیشتر مثل پودر بادوم و پودر وانیله)+نارنج+روایح گلیه میکس شده و نامحسوس، جوری که حتی اگه از عطرهای گلی بدتون بیاد خیلی بعیده مشکلی با نتهای گلیه پویزن گرل پیدا کنید.
هفت،هشت سال پیش تو کلکسیونم نزدیک هفتصد تا عطر داشتم(البته خیلیا رو هدیه دادم یا فروختم و الان فقط حدودای چهارصد و اندی مونده)، بین اون تعداد عطر پویزن گرل با اختلاف خوش بازخوردترین عطرم بوده.نه فقط از طرف آشناها، بلکه بارها پیش اومده غریبه ها حتی وقتی خودم بوی عطرم رو حس نمیکردم، ازش تعریف کنن و اسمش رو بپرسن.
اینو هم بگم که هرچند پویزن گرل ادوتویلت و پویزن گرل آن اکسپکتد رو هم دوس دارم اما بنظر من به خوبیه ادوپرفیومش نیستن. خیلی امیدوارم دیور یه فلنکر اینتنس یا ابسولو واسه پویزن گرل بزنه و نتهای گورمندتر مثل کارامل یا پرالین بهش اضافه کنه
15 اسفند 1402 پاسخ تشکر
34 تشکر شده توسط : سمیرا میس Tina

دوستان عزیزم سلام
ادوپرفیوم پویزن گرل ( دختر سمی ! ) از دیور .
فرانسوا دماشی ۲۰۱۶ فرانسه .
خیال قیاس این عطر را با دیگر فلنکرهای این لاین پرتعداد و موفق از یکی از بهترین برندهای کهنه کار دنیای عطرها ندارم .
برندی که سالهاست یا نمیسازد یا بهترین ها را میسازد پس از تحقیقاتی گسترده از هر حیث .
با یک نگاه به سال تولید این عطر میتوانید متوجه شوید که عطری ساده ، قدیمی و بدون هدفی نیست و منظوری را دنبال میکند !
دختر سمی یعنی چه ؟
فیلم جیا را دیده اید با بازی ی آنجلینا جولی ؟
نمایشی از دختری سمی ست !
اتفاقا خود ِ آنجلینا جولی دختری سمی بود در زندگی ی واقعی . پس از یک بار خودکشی ی ناموفق ، سرنوشت بصورت کاملا اتفاقی ( لیک از پیش تعیین شده ) او را به سینما کشاند .
جایی خواندم که گفته بود جیا از نظر روانی بسیار به من نزدیک بود !
دختران تپلی ی زیبا ، شاد ، همیشه خندان ، خلاق ، آتش پاره و پرهیاهو را دیده اید ؟
که از دیوار راست بالا میروند ؟!
خصوص متولدین فروردین ایضا دیگر آتشی ها !
یکی از همین ها در زمانی که جوان بودم به خواستگاری ی من آمد همراه خانواده :)
مثل هند که زنان به خواستگاری مردان میروند :)
آن روز من منزل نبودم . پدرش گفته بود بلایی بر سر ما آورده که من و مادرش روزی دو قرص اعصاب میخوریم ! یک هفته است که به مدرسه نمیرود !
حال آنکه فقط یک بار او را دیده بودم !
از مدرسه فرار کرده بود تا مرا به نهار دعوت کند :)
یادم هست روز سیزدهم مهر ۷۶ بود !
چرا یادم مانده ؟
چون روزی بود که تنها کسی که موفق شد گواهینامه ی رانندگی بگیرد من بودم !
دو سرهنگ از تهران آمده بودند به کرمانشاه و همه را مردود کردند ! هر ۳۰ ثانیه یک نفر را !
یکی از نفرات که میدانست باز هم مردود میشود از روی لجاجت زمانی که اسمش را خواند بجای اینکه از ماشین پیاده شود و در صندلی ی راننده سوار شود ، از صندلی ی عقب یکراست رفت نشست بر صندلی ی راننده :))
با اعصاب خراب از من که نفر آخر بودم یکساعت آزمایش گرفت .
من از دوره ی راهنمایی رانندگی میکردم .
زیبایی اش فراموش ام نمیشود :)
مادرم موافقت نکرد !
روز بعد از محل رفتند !
من در عمرم خواستگاری نرفتم لیک خواستگار زیاد داشتم :)
اشتباهی در ایران دنیا آمده ام ، احتمالا در مسیر هند بوده ام که مشکلی در پرواز پیش آمده :))
این عطر ، عطر اینگونه دختران است !
رایحه ای به ترتیب : تند ، شیرین ، ترش و تلخ .
البته به ترتیب قدرت و نه زمان ظهور !
شرقی وانیلی توصیف درستی ست بر این عطر .
ابتدایش شرقی ست و انتهایش وانیلی .
رایحه با لیمو ترش و نارنجی آغاز میشود که گفته شده نارنج سیسیلیایی ست .
البته قبلا هم گفته ام ، قلب عطر در دو پله ی دیگر نیز طپش دارد اگر عطر با کیفیت باشد .
لیک بستگی به آرایش نت ها هم دارد .
یعنی چه ؟
یعنی اگر پله ی اول ( تاپ نت ) خلوت باشد و پله ی آخر ( بیس نت یا درای داون ) شلوغ ، آنوقت صدای طپش قلب در پله ی اول بیشتر به گوش ( مشام ) میرسد .
البته آیتمی دیگر نیز در این قاعده دخیل است که همانا غلظت نتهای درای داون است .
خلاصه که ابتدای کار ، نمایش رقصی فلورال فروتی ست که پس از مدتی کوتاه میوه ها خسته میشوند و مینشینند لیک گل ها ( رز و شکوفه ی پرتغال ) ادامه میدهند .
مثل رقص در مجالس عروسی که مردها تکانی میخورند و میگویند خداحافظ لیک زنان کمری چون فنر دارند :)
تا کنون بر این اندیشیده اید که در تمامی ی جانداران این نرها هستند که میرقصند لیک در انسان معکوس است !
حال آنکه همیشه و در همه ی اقسام ، این ماده ها هستند که میگویند : بله یا خیر !
پاسخی دقیق و عمیق دارد که باید بیاندیشید و بیابید :)
و اما در درای داون کار شلوغ میشود !
مثل انتهای مجلس که شور همه را میگیرد و همگی به روی سن میدوند :)
تونکا ( که گفته شده از ونزوئلا آمده ) و صندل سفید ( از سریلانکا ) ، گل آفتاب پرست ( که بر همه طرف دید دارد ! ) ، بلسان از کلمبیا ، کشمران ( که کت و شلوار فاستونی بر تن دارد ) ، بادام و وانیل همگی بر صحنه اند همراه با رز و شکوفه ی پرتغال که هنوز خسته نشده اند !
رز در ادغام با شکوفه ی پرتغال ، کمی یادآور عطر یاس میشوند . این را گوشه ی ذهن داشته باشید . لیک باید از جنس ترشی ی رایحه حدس بزنید که باید از یاس منفک باشد . ترشی هایشان از دو جنس است .
تونکا و وانیل ( تونکا در ابتدا و وانیل در انتها ) و بلسان از یک سو و بادام تلخ از سویی دیگر وظیه ی تراز و میزان کردن درای داون را بر عهده دارند . چوب صندل سفید و گل آفتاب پرست هم بر زیبا کردن رایحه مسئولیت دارند .
کمی فلفل ( هم صورتی هم سیاه ) هم محسوس است .
این عطر ، عطر دختران شاد و خندان و پرهیجان و پرهیاهویی ست که قرار است پس از چند سال آرام تر و دقیق تر شوند و سپس رایحه ی دیور هیپنوتیک پویزن را بر خود انتخاب کنند !
این رایحه ( پویزن گرل ) نشان میدهد از کلاس و پرستیژ بهره ها دارند لیک بخوبی دریافته اند که شادابی ، زیبایی و لبخند ، اکنون برای ایشان بر هر چیز دیگر اولویت دارد !
این عطر شاید برای زنان پس از ۳۰ که در تجربه ، دانش و اندیشه کامل شده اند و در مسیر کمال اند به نظر کافی نیاید لیک برای دختران ۱۸ تا ۳۰ یکی از بهترین هاست از هر حیث .
با شیطنت شروع میشود و پس از طی ی مراحل مختلف که همه ی آیتم های لازمه را در خود به ترتیب و به کمال دارد ، به پرستیژ و نهایت کلاس بر این سن ، به حسن ختام میرسد !
نت آخرین اش کشمران است که میگوید :
به ۳۰ که برسی زمان کت و شلوار یا کت و دامن است :)
البته زبان ما ایرانی ها را بلد نیست گویا :))
با هرآنچه که دختران شاد میپوشند همخوانی دارد . حتی با لباس های شبانه ی مجلسی .
عطری دوستداشتنی ست که میتواند از بهترین عطور برای این سنین باشد .
دیور و خصوص این لاین نیاز به تبلیغ ندارند .
مشک هایی هستند که خود میبویند و نیازی به گفتن عطار ندارند !
پی نوشت :
آنچه که خصوص به شدت تبلیغ میشود معنی اش این است که در فروش موفق نبوده است !
بر تبلیغات اندیشه کنید !
انشاله موفق باشید ای همه ی دوستان عزیزم
خصوص دختران شاد و درخشان آینده و سازنده آینده ی سرزمین مان که نسل آینده را ایشان تربیت کنند به پیروزی به امید خدا .
دیشب فیلم وینی ماندلا ( همسر نلسون ماندلا ) را میدیدم .
نتیجه اش این بود : زمانی که نلسون را به زندان انداختند و مبارزه ی مردان علیه آپارتاید خاتمه یافت ، ناخواسته زنان را ( به رهبری وینی ماندلا ) به صحنه کشاندند و آپارتاید شکست خورد !
شعار این بود :
اگر به زن ضربه زنی به سنگ ضربه زده ای !!
زنده باد زنان و مردان ایران زمین
14 بهمن 1402 تشکر
61 تشکر شده توسط : پریا پارسایی Bizi
درود بى پايان
جناب سخى جناااب سخى
چرا انقدر دقيق و عميق هستيد شما؟
عجبم واقعا! دقيق و پر بارى اينجا خوندم.
اما كلام شما چيز ديگريست.شما هر نظرى براى هر عطرى كه ثبت ميكنين يه نكته ى مهم جدا از عطر ولى مرتبت با داستان بازگو ميكنين و چقدر ارزشمنده.
حقيقتا در اين فضايى كه از رايحه اين عطر فرمودين انقدر غرقم كه انگار همين الان پويزن گرل پوشيدم و همونقدر شادم و خلاق، جسور، البته سمى!
09 فروردین 1403 تشکر
11 تشکر شده توسط : Bizi شقایق
دورود جناب سخی ، این نظرتون رو اتفاقی دیدم خیلی برام جالب بود :)) یکم به من برخورد :)) ما دهه هفتادی ها بعد سی پیر نمیشیممم ما همیشه بچه ایم پس نه کت و شلوار نه کت و دامن هرجور بخوایم همون رو تن میکنیم 😂 در مورد دخترانی مثل جیا یا انجلینا باید بگم که همیشه همه چی به شوق تو نگاهه یکی دو سال پیش مصاحبه ای با انجلینا شد که بهش گفتن تو اون موقع میگفتی دختر بد سینمایی و انجلینا گفت من هنوزم همون دختر بدم:) ولی هم ما هم خودش میدونه دروغ میگه . نگاهش دیگه نگاه اون دختر بد نیست شور صورت دختر بد رو نداره
انجلینا مادر شد و با مادر شدن دچار خداحافظی با اوج خودش شد یعنی دیگه نه تنها دختر بد سینما نیست که دیگه اصلا خیلی چیزا نیست ! اما مهم ترین چیزهاست مادر .. امیدوارم مادر خوبی شده باشه
انجلینا از جایی به بعد نه عاشق همسر بود ، نه سینما، نه معشوقه کسی دیگه بودن، فقط و فقط مادر و دیگر هیچ …
اینم عجیبه که با اون دختر بد سینما، حس مادری چه ها که نکرد؛)
مادر بودن چیز عجیبه …
دخترانی هم داریم مثل شکیرا که هیچ وقت پیر نمیشن همیشه جوون ترینن و بهترینن !
دخترانی داریم که خودخواسته میخوان پیر شن و زیباییشون رو نه تنها نگه نمیدارن که در نابودیش تلاشم میکنن مثل کیت وینسلت یادمه دوران تایتانیک میگفتن رز اسم خیلی پسندیده ای بوده چون احتمالا کیت رو اگه بو کنیم خود رز حس میشه :)
دخترانی داریم که سرنوشت می خواد حتما بدبختشون کنه زیباییشون، سرنوشت غم انگیزی براشون رقم می زنه مثل بریتنی اسپیرز:)امیدوارم سرنوشت با دختران قشنگ تا بکنه :)
من در پایان یه متن طولانی قدیمی میذارم شاید خوندنش خارج از حوصله است ولی بی لطف نیست .
به دختری می اندیشم که در ویانا می شناسم. دختری که همه دوستش دارند ولی هیچ کس عاشقش نمیشود. دختری با مژه های سیاه دراز، خنده های بلند، شالهای نارنجی و گوشواره های بزرگ. دختری به ظاهر آرام، دلنشین و در درون طوفانی. دختر محبوب. دختر نه معشوق.

به زنی می اندیشم که میخواهد قاطع تر باشد. به زنِ کوچک اندام میان سالی که جرقهء چشمانش را حلقه های سیاه دزدیده اند.. به زنی که پیشانی اش میزبان هزار چین است. به زنی که صدایش را نمیشنوند. به زنی که میخواهد صدایش بلند تر باشد.

به دختری می اندیشم که هراسان است. دختری که پیراهن های کمرنگ بر تن می کند. شالهای کمرنگ. بوت های ساده. دختری که لبانش خشک و گونه هایش رنگ پریده است. دختری که میخواهد نامرئی شود. غایب شود. از میان بازارهای بیروبار به آسانی باد بگذرد، در جاده، از چشم های گستاخ پنهان شود، در اطاق، کمترین فضا را اشغال کند.. دختری که از دیده شدن، اندازه شدن، قضاوت شدن، نصحیت شنیدن، می هراسد.

زنی را می بینم که خواسته میشود، و آهسته و پنهان، لذت می برد از خواسته شدن. از چشمانِ عاشقی که بر چهره اش می لغزد، از دستانِ مهربانی که در پی دستانِ اوست، از شعرهایی که برایش نوشته میشود.. زنی که با دقت شال انتخاب می کند، رنگ چشم انتخاب می کند، پیراهن انتخاب می کند. زنی که آنسوی میز نشسته، به چهرهء مجذوب مرد نگاه می کند و زیر لب می خندد. زنی که قلبش رقصان ولی چهره اش آرام است...

زنی را می بینم که بیزار است. چشمانش، رنگ نفرت گرفته است. دستانش از در آغوش گرفتن بیزارند. ملال آرام آرام همه وجودش را می پوساند. زنِ بی اعتنا، زنِ سرد، زنِ دور، زنِ ناگزیر.

زنی را می بینم که بی پرواست. که هیچ هراسی از ویرانی ندارد. از بر انداختن. خشم انگیختن. در هم پاشیدن. زنی که تمام وجود، قلب، روح و جسم، ایستاده در برابر یک جمعیت خشمگین، یک جمعیت دشمن. زنی شهر آشوب. زنی خانمان بر انداز. با پیراهن طلایی و کفش های بلند و دامن کوتاه و لبان سرخ و گیسوان رها در باد. زنی که خسته، خشمگین و نترس است. زنی که بخشی از فلسفه بودنش، تن ندادن است.. به هیچ چیز. هیچ کس. هیچ قانون. زنِ خود ویرانگرِ فتان. زنِ تنها. زنِ ترسناک. زنِ ترسیده. زنِ درک نشدهء مرموز.

زنی را می بینم که همه شادی هایش را بسته است به لبخند کودکی بازیگوش. زنی که دست هایش بوی شیر، نوزاد و پیاز میدهد. زنی که موهایش شانه نکرده، پیراهنش چملک (چروک) است. زنی که حرفهایش بوی لباس های تازه شسته شده، جارو و غذایِ شب مانده می دهد.

زنی را می بینم که رهبر است. مدیریت می کند، شکل می دهد، الهام می بخشد، انتقاد میشود، اصلاح می کند، خشمگین میشود، دستور می دهد، شکست می خورد. زنی که در معرض تماشا و قضاوتِ عام است هر قدمش. مثل همهِ زنان دیگر اما کمی از نزدیک تر، بی رحمانه تر. زنی که محکم راه می رود. زنخش را بالا می گیرد. از جلسه به جلسه می شتابد. هر روز اندکی می جنگد، اندکی می سازد و باید هر روز از نو، تثبیت کند صلاحیتش را، توانایی اش را، فهمش را. زن شام های تنها. زن روزهای مشغول. زنی که شانه هایش بارهای سنگین چند جمع را حمل می کند.

زنی را می بینم که عاشق است. زنی که همه قلبش را می ریزد در نانِ شب، در یک دسته گل، در یخن قاق هایی که هر روز صبح اطو می کند، در لبخند شوهرش.

زنان از همدیگر می گذرند. در همدیگر می گذرند. دخترِ نه معشوق، دلبر می شود. زن میان سال، کمرنگ و کمرنگ تر میشود. زنِ فتانِ تنها، مادر میشود. دخترِ کمرنگِ خجالتی، چون ببری می غرد و برق چشمانش ترا منکوب می کند. زنِ ملول، مسافر میشود. زن مسافر، بر میگردد.

و ما همه، همهء این زنان را در خود پنهان داریم.
چه زن-نامه ها که باید نوشته شود.. هزاران هزار زن نامه.
تا گوشه ی یکی از این هزاران زن را در یابیم.
22 اردیبهشت 1405 تشکر
25 تشکر شده توسط : Mahdisss          nazanin
درود بر فاطیمای زیبای عزیز
چرا برخورد بانو :))
چه کسی گفت زنان پس از ۳۰ پیر میشوند ؟؟
دیدید ؟؟ دقت نکرده اید بر نحوه ی گفتمان من ، ایضا دیدگاه من بر زنان :)
خصوص و خصوص زنان بین ۳۰ تا ۴۰ !
خدااای من :)
اولا :
بر انشای من دقت کنید :
هد کجا علامت تعجب ( ! ) دیدید ، یعنی این جمله "بار" دارد ، بر آن ، حداقل از ۲ زاویه نگاه کنید ، یا یعنی این جمله ای مهم است !
هر کجا لبخند :) دیدید یعنی : بخوانید ، لبخند زنید ، شاید برخی را باید بر مطلب معکوس توجه کنید ، و شاید همیشه لبخند نباشد !
نوشته ام :
کت و شلوار ، کت و دامن ، بعد ۳۰ :)
یعنی : زنان در این سن ، تنها نیستند !
بین ۳۰ تا ۴۰ ، اوج یک زن است !
لیک برخی به "جبر" اینگونه پوشند !
بر :) انتهای جمله فکرها کنید !
بعد ۴۰ ، زنان یک مدیرِ به تمام معنایند !
حتی زیبایی و ارتباطشان ، توسط خودشان مدیریت شوند !
و اما شناخت زنان مطروحه ی فاطیمای زیبای دهه هفتادی :)
کاش آن دسته از دوستان ام را که بانوان باشند ( از جراح و پزشک و روانشناس و مهندس و شاعر و استاد دانشگاه و فرهنگی تا خانه دار که از همه ی مشاغل مهمتر است با قید : بسیار ! ) بودند در عطرافشان تا آن جمله ی همیشگی را تکرار کنند : عجیب است ، فلانی ما زنان را از خودمان بهتر میشناسد ! )
بر بسیاری از ایشان آموخته ام که آنچرا که در وجودشان ، نهفته و خاموش و بالقوه "دارند" ، با تمرین بالفعل کنند !
چگونه اینگونه شده ؟
زنان را باید "همه جانبه " شناخت !
و کشف کرد !
و دید !
اغلب به یک بُعد نظر کنند و همان یک بُعد را هم برخی استاد نشوند !
زنان در گروه از مردان کم تعداد تر اند لیک در زیرگروه ، بیش اند !
و پیچیدگی به این دلیل است !
دیشب پاسخی بر پرسش دوست عزیزم اریک جوان شاداب نوشتم ، که چرا زنان بیش از مردان بر عطر ، خصوص عطر یکدگر ، واکنش دهند !
تازه فقط از "دو" منظر ، آنهم مناظر طبیعت و بقا ورود کردم !
مباحث : زیبایی شناختی ، زیبایی شناسی ، شناخت سلائق ، روانشناختی ، فیزیولوژی ، تکامل ، کمال ، فرهنگ ، جامعه ، تربیت ، خانواده ، پیشینه ، تاریخ ، روح جمعی ، ستاره شناسی ، شبکه های مثبت و منفی ، اجبار و بسیار مناظر و دیدگاه های دیگر ، میمانند به توضیح ، که بسیارند !
باید دانشکده و رشته ی : زن و عطر ، تاسیس شود تا من هرآنچه را به تحقیق و استعداد آموخته ام ، حضورا بیان کنم :)
همه متفق گویند بنویس ، حوصله اش ندارم :)
جناب اسعدی میخواند و بجای حقیر مینویسد کتاب را و به لیاقت سود اش برد ، نوش جانش باد ، حتی اگر جمله ای الهام بخش باشد :)
مزد مطالعه و زحمت خویش بَرَد !
هیچ میدانی جمله ی آخرینی که گفتی ، چقدر مهم هست :
"ما همه ، همه ی این زنان را در خود پنهان داریم"
میدانی ، این مهمترین است ، ابتدا در تحقیق و سپس کشف !
مثلا میدانی درون خود شما ، یا هر زن دیگر ، و مرد دیگر ، چند نفر زن و مرد دیگر حضور دارند و بر شما ، و سلیقه شما حکم میرانند ؟!
این ، تنها "یک" دلیل ، از چند دلیل تغییر سلیقه شما در طول زمان است !
دلائلی دیگر نیز دارد !
ریاضیات ، ریاضیات جدید و احتمالات را اگر مسلط باشیم ، ببین چه عددی به احتمالات سلیقه حاصل شود !
هزاران هزار زن نامه بقول شما !
آفرین و زنده باد بانوی زیبا :)
بجای برخوردن ، توجه و سپس تفکر کن و بیاموز ، درست مثل من که از شما و همه ی شما می آموزم که همه باید از بیرونی بیاموزیم که در بستر پرواز پرسید و چون گفتند چه فایده ، که میروی ! گفت : بدانم و بروم بُرد کرده ام !
درودها بر تو ⚘
22 اردیبهشت 1405 تشکر
29 تشکر شده توسط : مرتضی ع فاطمه فیضی
یک چیز مهم رو یادم رفت :
البته که متوجه شدم به شوخی و لبخند نوشته ای که : بهتون برخورده ! میدونم که اینگونه نیست :)
منظور را دریافتم کاملا :)
لیک توضیح دادم که همه با هم بیاموزیم !
و اما راجع به لباس پوشیدنِ دهه هفتادیها :
دیشب جلوی یک سوپر توقف کردم که چیزی بخرم ، دیدم یک خانم جوان ، با یک پیراهن اندامی کوتاه گلدار ریز خیلی زیبا و یک دامن سفید تک رنگ فاستونی تا زیر زانو ، که موهای طلایی فر ریز کوتاه زیبایی داشت ، از پشت فرمان یک سمند سفید پیاده شد ( من پشت ماشین اش توقف کردم ) و رفت بسمت همان فروشگاه که عرض پیاده رو اش حدود ۱۰ متری هست از محل پارک ماشین تا درب مغازه ، پیاده نشدم ، دقیق تماشایش کردم ، چهره اش را ندیدم اما بر اساس سلیقه اش در پوشش ، قد و اندامش و روش راه رفتن اش ، حدس زدم باید چگونه زنی باشد !
پیاده نشدم و صبر کردم تا برگردد تا صورتش را ببینم .
برگشت ، خدااای من ، زنی بود حوالی ۳۵ ، چیزی بین خانم مونا و آناهیتای جدیدالورود دو رگه سوئدی ایرانی ما !
چشمان طوسی آبی ( که بسیااار کمیاب است ) ، صورت گربه ای و از دید من بسیار زیبا !
متوجه من نشد ، نشست پشت فرمان ، پیاده شدم ، راهنما زد و خواست حرکت کند که کنار شیشه اش ایستادم !
شیشه ها دودی تیره بود ، هیچ نمیدیدم ، فقط گفتم : من یک جمله کوتاه بگویم و بروم !
شیشه را پایین کشید ، با تعجب نگاه کرد ، هیچ نگفت لیک نگاهش به معنی بفرمایید بود !
گویش من کمی متفاوت است خصوص با زنان !
گفتم : زنانی چون شما ( با انگشت اشاره کردم ) آنهم در این ایام ( نگران شد ) بسیار باعث افتخارند ، آففرین !
یکهو دیدم نگرانی اش شد یک لبخند عمیق حتی تغییر رنگ چهره اش به سرخی را دیدم . هیچ نگفت !
سپس گفتم : ضمنا ، من زنان زیبای بسیاری دیده ام ، شما از زیباترین هائید ، از خدای خودم میخواهم سرنوشتتان از خودتان هم زیباتر باشد
، و رفتم !
اینقدر تعجب کرده بود که هیچ نگفت !
رفتم درون فروشگاه ، دقیقه ای طول نکشید ، برگشتم سمت ماشین خودم ، دیدم هنوز نرفته !
خودش پیاده شد ، درب کنارش که سمت من بود هم باز شد و یک پیرمرد حدود ۷۰ ساله خیلی شیک پیاده شد ، شیشه عقب هم پایین آمد دیدم یک زن و یک مرد هم عقب نشسته اند با لبخند !
پیرمرد پس از احوالپرسی و تشکر ( آن زن فقط با لبخند نگاهم میکرد ) گفت : میشود ما شماره شما را داشته باشیم ؟
گفتم : بالاتر از این افتخار هم برای من هست آیا ؟
لیک ، من روزی چندین بار ، بر چندین نفر ، چه زن چه مرد ، تقریبا همین جملات میگویم ، به وظیفه ، اتفاقا اغلب پس از صحبتی کوتاه شماره ام رو درخواست میکنند ، اما منی که از تلفن بیزارم ، ضمنا وقت آزادم رو با "او" میگذرانم ، اگر ناخواسته جواب تماس ندهم ، شما میبخشید اما من محال است خودم را ببخشم ! هرگز !
توجه فرمودید ؟
گفت : بله ، کاملا ! از دیدنتون خیییلی خوشحال شدیم ! اون خانم زیبا هم با سر اشاره کرد به معنی تایید .
پیرمرد دست دراز کرد ( هرگز به بزرگتر از خود ، دست دراز نکنید ، صبر کنید تا او دست دراز کند ، ورنه بی احترامیست ! روزی ۵ اصلِ تقدم دست دادن را عرض میکنم ، ۳۵ قانونش بماند :)
دست دادم ، سر خم کردم و خداحافظ :)
پوشش مهم است چه باشد :)
برای زنان !
زنان باید در همه حال و همه زمان ، زیبا و شیکپوش باشند !
این برای خودتان یا دیگران یا مردان نیست !
این ، برای خدایی ست که شما را در اوج زیبایی آفریده است ! این ، "وظیفه" است !
او قانون را نوشته ، شما نیز در زندگی های قبل کوشش ها کرده اید و اکنون : زیبا شده اید !
ادامه دهید !
امید به روزهای زیبا :)
22 اردیبهشت 1405 تشکر
17 تشکر شده توسط : فاطمه فیضی ر رها
پاسخ مدیر : سلام وقت بخیر
داخل روبیکا یا بله پیام دهید
نظرات محدود شده است
جمعِ خوبانِ نت‌ها! برای من حس کردنِ معاشرتِ روایحِ ینگین، عمیق و استثناییِ تونکا، کشمران و چوب و بادام بسیار بسیار انرژی بخش و هیجان انگیزه، بشدت دوست داشتنی و خاص.
06 آذر 1402 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : شقایق SALMAN

بچه که بودم یه مدت یه عروسکهایی خیلی همه‌گیر شده بودن به اسم سیب زمینی :)
هروقت کسی میاورد همه بچه ها جمع می‌شدن دورش، تنها ویژگی این عروسکها بوی فوق‌العاده ای بود که از کله گردشون به مشام می‌رسید، رایحه بی‌نهایت ملوس و دوست‌داشتنی ای بود و این رایحه باعث می‌شد گاها بعضی از بچه ها دو سه تا از این عروسکها بخرن =) فقط برای اینکه هرازگاهی از جعبه‌ش درش بیارن و بوش کنن، وگرنه برای بازی کردن نبود چون ممکن بود بوش بره :)))
پویزن گرل خود خود اون رایحه‌س :)) حالا شاید یه تفاوت خیلیی جزئی داشته باشه ولی 90% مشابه همونه
برام یادآور بچگیامه و هربار بوییدنش برام اون دوران رنگارنگ و بی دغدغه رو تداعی می‌کنه و حس شادی عمیقی بهم می‌ده، از استشمامش لذت می‌برم ولی عطری نیست که بخوام از خودم به مشام برسه :)
دقیقا همون بوییه که هرازگاهی بخاطرش سر وقت سیب زمینی می‌رفتم و با استشمامش پر از حس شعف می‌شدم، یه بوی عروسکی دلپذیر که دلم می‌خواد دیر به دیر و نه از خودم بلکه از اطرافیان حسش کنم :)
04 آذر 1402 پاسخ تشکر
17 تشکر شده توسط : Maxxine سمیرا میس
چقدر زیبا نوشتین. واقعا تحت تاثیر متنتون قرار گرفتم 🥺💖
04 آذر 1402 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : بابک یاس
درود
محبت دارید ماری جان، زیبا نگاهتونه :)💕
04 آذر 1402 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : بابک KAVEH

8
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
9
طراحی شیشه

صمیمی،انعطاف پذیر،نرم و مخملی که در عین داشتن رگه های ملایمِ کمی تلخ و آجیلی درست مثل صمیمی ترین و خالصانه ترین آغوشیه که شما تو اوج سختی بهش نیاز دارین.
گرمی رایحش مثل گرمی نگاهیه که به شما لبخند میزنه و تو همون لحظه اول اونقدر بی تکلف،بی آلایش اما اطمینان بخش و دوست داشتنیه که میتونید خودتون،افکار سرد و منفی ذهنتون رو کنارش بی اراده رها کنید.
گاها آکورد وانیل براتون بسیار مشخصه و گاها اون حس گرم و دلنشین آجیلی که فقط به بادام تمایل نداره و حس این کرم شکلاتای فندقی هم میده.
در قسمت درای داون هم نت گل آفتاب پرست که یکی از اساسی ترین سازنده های نت پودری در کنار زنبق و ریشه اش هست خودنمایی می‌کنه و ذهن شما رو به سمت لوازم آرایش نوستالژی مادرتون می‌بره.
گاها اون حس رمانتیک،نرم و فوق العاده باکیفیت و بجا رزی برام مشخص میشه. برای منی که با نت های گلی میونه خوبی ندارم بی نهایت دلنشینه.
بعد از چندین روز روی لباسم که شیرینیش بطور کامل فروکش می‌کنه یه نت سولاری بسیار گرم مشابه لوسیون برام تداعی می‌کنه و عطر آغوش مادرم رو داره برام.
در هر سری استفاده تا پایان این دکانت یه ماجراجویی شیرین و دوست داشتنی با پویزن گرل داشتم و میتونم بگم هیچ رایحه ای اینقدر منو آروم نکرده.
اولش با شور و شوق زیاد شیرین کامتون می‌کنه اما ردی که بعد از یکی-دو روز روی لباس می‌ذاره اون استقبال پر هیجانش رو به یه پایان آروم، دلنشین و دوست داشتنی ختم می‌کنه.
18 مرداد 1402 پاسخ تشکر
15 تشکر شده توسط : شقایق نگین داودی

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟