زوج سرنوشت ساز !
این عطر زنانه و جدید آمواج که فیت نام دارد، از سرشتی کاملا ادویهای و گلفام برخوردار است و به خانواده عطرهای شرقی، چایپر و گلفام تعلق دارد. آمیزه فیت زنانه با ترنج شروع میشود تا آمیزه غنی ادویهها در نتهای آغازین (فلفل سیاه، فلفل چیلی و دارچین) را خنک کند. نتهای میانی هم از انبوه روایح گلفام برگرفته از گل رز، یاس و نرگس سرشته شدهاند که پردهای مرموز از جنس روایح دودی و لابدانیوم آنها را احاطه میکند. نتهای پایانی فیت زنانه هم سرشتی شدیدا شرقی دارند و از وانیل، نعناع هندی، روایح دودی، لوبان، فیبر بیدستران، چرم و خزه درخت بلوط شکل میگیرند.
برند سلطنتی آمواج که در سال 1983 توسط شاه عمان تاسیس شد در 30 امین سال فعالیتش زوج ادکلنی دیگر به بازار عرضه کرد
فیت زنانه نیز مانند تمامی ادکلن های زنانه ی آمواج در طراحی ظاهرش از گنبد مسجدی در مسقط الهام گرفته ، دارای بویی بسیار ادویه ای و گلی میباشد.
درمقایسه با نسخه ی مردانه ، این ادکلن از محبوبیت بیشتری برخوردار است .
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | آمواج |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2013 |
| گروه بویایی | چایپر گلی |
| کشور مبدأ | عمان |
| مناسب برای | بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، دارچین ، فلفل ، فلفل قرمز شیرین |
| اسانس میانی | رز ، یاس، نرگس ، روایح دودی |
| اسانس پایه | لوبان ، وانیل ، نعناع هندی ، خزه درخت بلوط ، چرم ، روایح دودی |
چند روز پیش خبر بدی شنیدم از مدیریت عزیزمان در خصوص این عطر !
فرمودند تولید این عطر متوقف شده است :(
البته حدس میزنم چرا !
کمی زبر و متخلخل است ، اوج و فرودش شتابزده است ، در "فورمولاسیون" میتوانست دقیقتر باشد !
لیک به سلیقه من ، رایحه ای بسیار زیبا دارد !
اولا یونی ست ، زنانه مطلق نیست ، مردانی شاعرپیشه با قلبی مهربان ، میتوانند در منزل بپوشند ، حتی توصیه میکنم این را !
من که بسیااار دوست اش دارم !
حال که تفسیر اش کردم ، خودتان متوجه خواهید شد و رای خواهید داد !
● عمان ، آمواج فِیت زنانه ♡ ۲۰۱۳ ، ادوپرفیوم
چایپر اورینتال فلورال ، گرم
چون تولیدش متوقف شده ، خیلی ریزبینانه تجزیه تحلیل و تفسیرش نمیکنم بلکه مختصر و مفید !
و اتفاقا خاطره ای ازین عطر ناز دارم که این عطر را بر حافظه من حک کرد :)
اولا این نکته را بگویم که سه نت روایح دودی و پچولی (بیشتر) و اوکموس (کمتر) در تمامی عمر رایحه عطر حضور دارند لیک با دوزهای مختلف در پله های مختلف عطر !
بنابرین شما رایحه ای خاکی دودی خزه ای را در تمامی رایحه حس خواهید کرد که برخی اوقات بازیگر اصلی اند و وسط صحنه مشغول رقص اند و گاهی در دور و اطراف صحنه مشغول دست زدن و تماشای رقص دگران اند ، لیک هماره در کادر دوربین دیده میشوند !
》پله نخست ، تاپ نت :
یک تاپ نت ادویه ای اسپایسی را حس میکنید با حضور دارچین و فلفل های سیاه و سرخ (چیلی) که برگاموتی قوی همراه با اوکالیپتوسی که خیلی عجولانه به سرعت می آید و مابقی وظیفه ی خنک کردنِ پله تاپ نت اسپایسی را تماماً به برگاموت میسپارد و میرود متعادلش میکنند به خنکی .
از سویی دود که بدلیل حضور برگاموت و اوکالیپتوس ، منتول و خنک و بخوری شده را حس خواهید کرد همراه با رایحه ای نسبتاً قوی از خاک (پچولی) و خنکای خزه ایِ اوکموس !
☆ پس تجمیع رایحه تاپ نت شد این :
رایحه ای اسپایسی دودی خاکی خزه ای یی که با برگاموت و اوکالیپتوس خنک و متعادل شده است !
زمان : خیلی طول نمیکشد ! حوالیِ ربع ساعت !
》پله دوم ♡ قلب :
خدای من ! عاشق این قلب اش هستم !
فلورالی با آرپژ نرگس !
تو گویی نرگس شیراز است ! عجب غلظت و عمقی دارد این نرگس ! گویی عطارش که نمیدانم کیست ، این نت را بیش از همه دوست دارد و حتما خاطره ای دارد در یک شب مهتابی با آسمانی ستاره باران ، که معشوقه اش غرق در گلهای نرگس بوده است ! شاید در شیراز ما !
رز سرخ بسیار لطیف ، که دقیقا مشخص است که رز سرخ است ! همراه با یاسی غلیظ ، نرگسی غلیظتر و گل لابدانیوم که رایحه ای امبری انیمالیک چوبی مشکی چرمی و خشک و شیرین دارد ! همراه با دودی گرم و غلیظ که پای از پله اول فراتر نهاده از قدرت ، ایضاً از بخوری ، به سمت گرم و خشک و غلیظ و فلورالی چرخیده !
پچولی و اوکموس هم کماکان هستند اما با وجودیکه نزدیک شده اند به پله اصلی خود (درای داون) لیک حتی از تاپ نتِ دور ، ضعیفتر شده اند ! چرا ؟
چون قدرت نت های فلورال شدیدتر است ، ورنه آنها با همان قدرت سابق حاضرند لیک به چشم نیایند !
☆ پس تجمیع رایحه قلب شد این :
قلبی گلگون (نرگس یاس لابدانیوم رزِسرخ) غلطان در ظرفی خاکی و خزه ای در کنار دود !
زمان : طولانی ، حوالی یکساعت .
》پله پایه ، درای داون :
اورینتالی صمغی وانیلی خاکی خزه ای چرمی دودی انیمالیک !
رایحه عطر در این پله میچرخد به سوی اورینتالی قوی و گرم ، با حضور :
الیبانوم (لوبان) یا همان کندر هندی که رایحه ای چوبی چرمی بخوری شیرین و عمیق !
وانیل ، پچولی و اوکموس که عاقبت به خانه رسیدند :) چرم و دود و کاستوریوم که ماده ای طبیعی از غدد سگ آبی ست و بعنوان یک رایحه انیمالیک و چرمی در عطرهای کلاسیک با تم چرمی استفاده میشود .
وانیل نیز از اواسط پله ، با کمرنگ شدنِ لوبان ، پررنگ میشود و مدتی حضور دارد .
تثبیت کننده عطر ، کاستوریوم است .
☆ پس تجمیع رایحه درای داون شد این :
رایحه ای اورینتال انیمالیک گرم و شیرین و چرمی دودی بخوری صمغی عمیق با حضور :
الیبانوم ، وانیل ، پچولی ، اوکموس ، کاستوریوم ، چرم و دود .
نرگس به سادگی خیال ترک رایحه عطر را ندارد حتی در درای داون !
نرگس هماره مرا بیاد حافظ اندازد ، خصوص اگر روایح بوزی نیز در عطر باشد :)
طرح جعبه اش را دیده اید ؟
بوی نسیم و میِ سحرگاهی حافظ می دهد !
زمان : طولانی مدت ، چندین ساعت !
》 دیگر چه مشخصاتی تحلیل کنم از این عطر ؟
توقف تولید شده !
پرفومنس و پوشش و فصل و زمان و مکان و فلاکون و ... ! کاربرد و فایده ای ندارد !
حیف باشد ، از رفتنِ همیشگیِ یک عطر ، دل ام میگیرد ، غمگین میشوم برایش ، خصوص اگر از معدود برندهایی چون آمواژ باشد که "عطر" میسازند :( حیف و دریغ :(
لیک تفسیر رایحه اش واجب بود و هست ، که باید در بایگانی اذهان ما باشد ، زیرا که بی شک این رایحه تکرار خواهد شد !
هر رایحه ای تکرار خواهد شد ، چه در برند مادر یا دیگر برندها !
پ ن : خاطره اش بر من
راستش همان موقعی که سمپلش رسید ، با دیدن جعبه ی سمپلش (که دقیقا همطرح جعبه صد میل اش است) دقایقی طولانی در حد یکساعت در فکر بودم !
دختری بود در کرمانشاه که بسیار مرا دوست داشت ، من مدام در حال فرار از دختران و زنان بوده ام در تمامی عمر ، این یکی زیباترین دختر کرمانشاه بود ، دقیقا همقد خودم بود ، نزدیک به ۲ متر ، کفش تخت میپوشید ورنه از من بلندتر میشد :)
پدرم بسیااار دوستش داشت ، یکسال بر مغز من کار کرد ، تمام دختران فامیل و دیگر را مردود میکرد بخاطر او ، به حق از زیبایی نمیتوانستم تماشایش کنم ، مرغ لاری بود :)
حیف شد ، این یکی را هنوز گاهگاهی در فکرش میروم !
سه سال خواستگاران بسیارش را رد کرده بود و من اصلا خبر نداشتم علاقه اش را !
سپس که فهمیدم با پدرم دیدار کرده بود و پدرم بهش قول داده بود و سه بار با دوستانش آمد فروشگاه ام (فروشگاه پوشاک بزرگی داشتم)
یک شیشه عطر هم برایش خریده بود ، شاید روزی داستان اش را تعریف کردم برایتان ذیل صفحه همان عطر ! آخر بار پیام داد از لج کامبیز با بدترین خواستگارم ازدواج خواهم کرد ، میگفتند مردی ثروتمند لیک بدون مو و کوتاه ، تا زیر شانه هایش ، چشمان بسیار ضعیف و ...
هربار بحث ازدواج میشد ، قلبم میگفت : نه !
پیغام فرستادم که اگر من احمق ام ، شما چرا باید خودت را تنبیه کنی به ازدواجی نادرست ؟؟
نمیدانم چه شد سرنوشت اش !
شاید روزی دانستم !
شاید روزی سرنوشت همه شان را دانستم !
کسی چه میداند :)
اما ماجرای این عطر :
چند روز برای کاری رفته بودم تهران ، یک عصر نزدیک به غروب ، یک سیگار فروشی خوب در ولیعصر شمالی بود ، روبرویش ایستاده بودم تا دوستم بیاید دنبال ام ، شیک پوشیده بودم و معطر !
یکهو دیدم : خدااای من ، این فرشته از کجای آسمان نازل شد یکهو ؟؟!
یکی از زیباترین زنانی بود که دیدم ، همقد خودم ( من در برابر زنان زیبای بلند هیچ مقاومت ندارم :) دست در دست مردی ، دقیقا به همان موصوف قبل !!
ای خدا ! حکایت سیب سرخ و ... !
یاد ماجرای خودم افتادم !
در دل گفتم : من باید به این زن تبریک بگویم ، تو ببین خدا چه کرده است ، تبارک اله احسن الخالقین !!
مرد را تماشا کردم ، دیدم از آنهایی نیست که درک این سخن داشته باشد ( در بسیاری از موارد ، وقتی به زنی تبریک گفته ام ، مردش قبل از خودش از من تشکر کرده ست ! هم فرهنگ میطلبد و هم ادراک و اشعار ! )
به خود گفتم : اگر اعتراض کرد عذرخواهی میکنم لیک اگر واکنشی تند نشان داد کتکی تمیز میزنمش :)) تا داغ دلم برود از آن ماجرا :)
ابعاد روانشناسی دارد که چرا باید مردی نگران شود از تعریف شنیدن از همسرش !
رفتم جلو ، اجازه گرفتم و گفتم ! که چقدر از دیدن آن زیبایی مسحور شده ام !
زن بسیار تشکر کرد با لبخند ، مرد با اخم مرا نگاه میکرد لیک هیچ نگفت !
خداحافظی کردم و چرخیدم که برگردم ، دیدم وااو ، چه بویی ، من اصلا حواس ام به بوی عطرش نبود چرا ، از بس مات و مبهوت شده بودم از دیدن آن زیبایی ، دوباره چرخیدم ( دیدم که مرد اینبار دیگر نگران شد :) بلافاصله گفتم :
بانوانِ زیباترین ، سلیقه ای زیباترین نیز دارند ، عطر شما شایسته شماست به حق ، چیست ؟
میشود لطفا به من هم معرفی اش کنید تا در خاطرم ماندگار شود ؟
با لبخندی عمیقتر گفت : بله ، با کمال میل .
و دست کرد در کیف اش و این عطر را با جعبه اش درآورد ، و بخاطریکه من تعجب نکنم که چرا عطر با جعبه اش هست ، بلافاصله گفت :
همین الان خریدیم و چند پاف زده ام تا به منزل که میرسیم شناخته باشیمش !
( عطر در قلب بود )
گفتم احتمالا چند دقیقه پیش اسپری کرده اید !
پرسید : از کجا فهمیدید ؟؟
گفتم : معمولا "قلب" ها پر از گل است ( و با گفتن این جمله اشاره به همسرش کردم لیک آن مرد اصلا نفهمید چه گفتم :)
سپس گفتم : عجب نرگس زیبایی دارد ، ایضا پچولی و اوکموسی باطراوت و نمناک !
و چه شبِ خاطره انگیزی ( اشاره به پکیج )
نفهمیدند ، لیک من فهمیدم که چون آن مرد نمی فهمد چه میگویم انقریب است که واکنش دهد و من نیز بپرم رویش :)
گفتم : دیدن شما افتخاری بود بانو ، دست دراز کرد ، دست دادم ، مرد هم دست دراز کرد با ناراحتی ، دست دادم و لبخند زدم و چرخیدم :)
تا دور شدند چند بار برگشت و لبخند میزد :)
این عطر در خاطرم ماند بخاطر طراحی جعبه اش و این ماجرا ، لیک فقط قلب فلورال دودی خاکی اش را بوییده بودم آن دقایق !
دوستان عزیزم
عطر اکنون پس از ۵ ساعت کامل در درای داونی صمغی دودیِ انیمالیک است !
البته قبول دارم که کمی با دیگر آمواژها توفیر دارد خصوص دیگر آمواژهای چانگ ایضا جدیدها !
دلائل دیگری نیز هست که توقف تولیدش را منطقی میکند ، خصوص پرفومنس اش که برای سال تولیدش و حتی اکنون ، کمی ضعیف مینماید !
اما باز هم میگویم : رایحه اش زیباست ! خصوص قلب اش که قلب مرا با خود بُرد و بیدل شدم :)
ارادت ها تقدیم به شما .
امیدوارم شبی آرام و زیبا را تجربه کرده باشید و جمعه ای زیباتر در انتظارتان باشد انشاله
⚘:)