ولوت ارکید جانشینی برای بلک ارکید.
بلک ارکید ادکلن معروف و فراگیر تام فورد سالها پیش معرفی شده بود و اکنون زمان آن فرا رسیده که این برند ادکلنی دیگر بر پایه ارکید به علاقه مندان معرفی کند. ولوت ارکید ادکلن جدید تام فورد برای بانوان است که رایحهای گرم و شیرین ارائه میدهد.
در نت اولیه هرم بویایی این ادکلن رایحه ماندارین، عسل، ترنج و نوعی نوشیدنی حضور دارند. در نت میانی ارکیده و ارکیده سیاه در کنار نرگس، مگنولیا، شکوفه پرتقال، سنبل، رز و گل آفتاب پرست قرار گرفتهاند و نت پایه را نیز وانیل، لابدانیوم، صمغ درختچه مر، چوب صندل، جیر و بلسان پرویی تشکیل میدهند.
ولوت ارکید محصول سال 2014 خانه ادکلن سازی تام فورد را میتوانید با عطرافشان برای خود خاطره انگیز کنید.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | تام فورد |
| عطار | آنتوان میزندی، کالیس بکر، یان واسنیه، شیامالا میزندیو |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2014 |
| گروه بویایی | شرقی گلی |
| کشور مبدأ | ایالات متحده |
| مناسب برای | بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، نارنگی ماندارین، عسل |
| اسانس میانی | رز ، سنبل ، نرگس ، شکوفه پرتقال ، گل آفتاب پرست، ارکیده ، مگنولیا |
| اسانس پایه | وانیل ، چوب صندل سفید ، صمغ درختچه مر، لابدانیوم، جیر ، بلسان پرویی |
این اخرین تلاشمه این اخرین فرصت ماست
اتاق خاطراتمو پر میکنم از عطر یاس
این زندگی بدون تو ادامه هم داره مگه
حتی بخوام باور کنم عطر تو میذاره مگه
عطر تو میذاره مگه عطر تو میذاره مگه
بگذریم بریم برای تحلیل این عطر پر از تنفر و عشق برای من.
در شروع یک نت مشخصی سبز نمیشود بلکه یک حجم مه آلود و گلی،عسلی هجوم میآورند.ولوت ارکید اینجا حیله گر است.آن حس اولیه ترکیبی است از گل شقایق و مریم گلی شرابی که به طرز عجیبی خشک و شیرین است در آن واحد که ذهن را درگیر خواهد کرد با حس مرکباتی.در میدل نت ولوت ارکید نقاب برمیدارد،اینجا نت ستاره ماجرا خودش را نشان میدهد و اون کسی نیست جز یاس.(یاس به طور واضح در نت ها ذکر نشده ولی ترکیب گل های ذکر شده توهم قوی یاس القا میکند)
عطر یاسی است که در ساعات گرگ و میش شکفته و کمی مشک سیاه به گردنش بسته. توأمان هم شیرین و مخملی دارد هم یک تلخی سبز و ماندگار که از هل میآید.درست در همین فاز است که کسی که این عطر را زده، بدون اینکه بداند، دارد خاطرهای گلی در فضای اتاق پخش میکند. ماندگاری روی پوست در این مرحله بیش از حد.درای داون اینجا دیگر خبری از مرکبات اولیه نیست. خبری از آن هفت گل با شخصیتهای متفاوت هم نیست. همه آن هیاهوها فروکش کرده و حالا یک چیز واحد روی پوست نشسته یک بافت گرم، تقریبا مومی و پودری.بوی صمغی و چرمی و وانیلی که با چوب صندل سفید بافت خامهای گرفته و با جیر نرم شده و تمام اینها نه جدا از هم بلکه مثل یک تکه مخمل کهنه و ارزشمند روی پوست کشیده شده.
انگار عطر دیگر نمیگوید،من گلی هستم یا من مرکباتی هستم. فقط میگوید،من همان چیزی هستم که از تو و خاطراتت باقی مانده. نرم، گرم کمی تلخ و فراموشنشدنی.
دوستش دارم چون هنوز بوی او را میدهد، متنفرم چون دیگر او نیست که این بو را بدهد.
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»