خنک ، گلی و پر بها.
هانر زنانه عطریست که از نت گلهای سفید و صمغها سرشته میشود. گلهای سفید در این عطر نمادی از پیشرفت عشقهای نافرجام هستند. آمیزه هانر زنانه توسط الکساندرا کارلین و ویولاین کولاس خلق شده است. نتهای آغازین این عطر از جلوههای ادویهای فلفل، ریواس و گشنیز خلق میشود، درحالی که نتهای میانی از روایح گل مریم، یاس، یاسمن، گل برف و میخک صدپر سرشته شدهاند. بافت شرقی نتهای پایانی هم از صمغ کندر، خسخس، اوپوپوناکس، کهربا و چرم شکل میگیرد.
«افتخار» نامی است که برند آمواج برای این جفت محصول مردانه و زنانه خود انتخاب کرده است. نسخه زنانه از رایحهای خنک برخوردار است وبوی گلی در آن وجود دارد.
ظاهر محصول وفادار به سایر نسخههای برند آمواج است و رنگ سفید را بر خود دارد. این محصول سال 2011 خانه ادکلن سازی آمواج را با عطرافشان تجربه کنید .
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | آمواج |
| عطار | الکساندر کارلن، وایلین کالس |
| طبع | خنک |
| سال عرضه | 2011 |
| گروه بویایی | شرقی گلی |
| کشور مبدأ | عمان |
| مناسب برای | بانوان |
| اسانس اولیه | گشنیز ، فلفل ، جیر |
| اسانس میانی | میخک صدپر ، یاس، گاردنیای یاسمنی، گل برف ، گل مریم |
| اسانس پایه | کهربا، خس خس ، چرم ، روایح دودی، اوپوپوناکس |
پینکرتون افسر آمریکایی در ناکازاکی با یک گیشای ژاپنی آشنا میشه. گیشاها در حقیقت زنانی تعلیم دیده هستن که مرد ها رو با سرگرمی و رقص و آواز همراهی میکنن.
پینکرتون که فکر میکنه عاشق این گیشا که اسمش شیوشیو سانگه شده تصمیم میگیره باهاش ازدواج کنه. ولی نگاه پینکرتون به این ازدواج خیلی سطحیه؛ خودش حتی میگه قوانین ازدواج ژاپنی جوریه که میشه راحت طلاق گرفت. یعنی عملاً برای اون یه ازدواج موقتیه.
شیوشیو سانگ « یا باترفلای» برعکس، خیلی جدی و عاشقانه وارد این رابطه میشه. حتی حاضر شده دین و سنت خانوادهاش رو کنار بذاره تا با پینکرتون زندگی کنه. و در اصل باید گفت عاشق واقعی قصه باتر فلاییه.
وسط مراسم، عموی باترفلای (که یه راهب مذهبیه) میفهمه که باترفلای دینش رو ترک کرده و جلوی همه بهش فحش میده. بعد هم خانوادهاش طردش میکنن.
در پایان پرده، باترفلای و پینکرتون تنها میمونن و عاشقانه با هم حرف میزنن؛ باترفلای کاملاً امیدوار و خوشحاله.
سه سال میگذره.پینکرتون ژاپن رو ترک کرده و به آمریکا برگشته.باترفلای هنوز تو همون خونه زندگی میکنه و منتظر برگشتنشه.همه اطرافیانش میگن:«اون دیگه برنمیگرده.» اما باترفلای باور نمیکنه. باید بگم که باترفلای از پینکرتون یه پسر خردسال هم داره. یه خواستگار ثروتمند ژاپنی هم هست که میخواد باهاش ازدواج کنه، ولی باترفلای قبول نمیکنه چون خودش رو هنوز همسر پینکرتون میدونه.
آخر پرده دوم خبر میرسه که کشتی پینکرتون واقعاً وارد بندر شده.باترفلای خیلی هیجانزده میشه، خونه رو پر از گل میکنه و تمام شب منتظر دیدنش بیدار میمونه.
پینکرتون بالاخره میاد، اما همسر واقعی آمریکاییاش هم همراهشه.آقا تازه فهمیده باترفلای ازش بچه داره و تصمیم میگیرن تا بچه رو با خودشون به آمریکا ببرن.پینکرتون از خجالت و عذاب وجدان حتی جرأت نمیکنه با باترفلای روبهرو بشه و میره.وقتی حقیقت به باترفلای گفته میشه، کاملاً میشکنه.میفهمه همه این سالها به امیدی دروغین زندگی کرده.اما میگه اگر پدرش بچه را میخواد، میتونه ببردش.بعد پسرش رو آماده میکنه، چشمهای بچه رو میبنده تا صحنه رو نبینه، و با خنجری که از ینکرتون یادگاری مونده خودکشی میکنه.همان لحظه پینکرتون پشیمون شده و برمیگرده تا باتر فلای رو ببینه که دیگه خیلی دیره.
در نهایت سه نت عطر آمواژ هانر بر مبنای سه پرده ی این اپرا طراحی شد.
امیدوارم داستانش براتون جالب بوده باشه و از رایحه عطر هم نهایت لذت رو ببرید.
دوستتون دارم.