سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
Ormonde Jayne 4. Montabaco Intensivo - اورماند جین مونتاباکو اینتنسیوو 4
نخستین بار در سال 2013 روانه بازار شد به عنوان عطری مردانه - زنانه و بسیار جذاب و شیک معرفی شده است . و در دسته عطر های چوبی ادویه ای قرار می گیرد. از ترکیبات بکار برده شده در این عطر می توان به ترنج ، پرتقال، هل ، سالویا اسکلاریا، سرو کوهی ، هوای کوهستان، رز ، بنفشه ، مگنولیا ، چای ، متیل دیهیدروجاسمونات، دانه تونکا ، خزه درخت بلوط ، چوب صندل سفید ، تنباکو ، عنبر، جیر ، ترکیب ایزو ای سوپر اشاره کرد.| برند | اورماند جین |
| عطار | گزا شان |
| سال عرضه | 2013 |
| گروه بویایی | چوبی ادویه ای |
| کشور مبدأ | انگلستان |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، پرتقال، هل ، سالویا اسکلاریا، سرو کوهی ، هوای کوهستان |
| اسانس میانی | رز ، بنفشه ، مگنولیا ، چای ، متیل دیهیدروجاسمونات |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، خزه درخت بلوط ، چوب صندل سفید ، تنباکو ، عنبر، جیر ، ترکیب ایزو ای سوپر |
داشتم زندگیمو میکردم و با عطرهام کیف میکردم، یهو سروکلهی Montabaco Intensivo پیدا شد!
هر بار میپوشمش یه حس لوکس بودن، آرامش و اعتمادبهنفس میاد سراغم. مشکلش اینه که بعدش مدام دوست داری مچ دستت رو بیاری بالا و دوباره بوش کنی.
از اون عطرهاست که به نظرم همهچیش دقیق و میلیمتری سر جای خودشه. هیچچیز اضافه نیست، هیچچیز کم نیست؛ انگار سازنده دقیقاً میدونسته آخر کار باید به کجا برسه.
اما فکر میکنم دلیل اینکه مونتاباکو اینقدر برای من خاص شده، فقط خود رایحه نیست.
من از بچگی همیشه آدمهایی رو دوست داشتم که حضورشون قبل از حرف زدنشون حس میشد؛ مردهایی که لازم نبود شلوغ کنند یا خودشون رو ثابت کنند. لباس مرتب، رفتار آرام، نگاه محکم، حرف زدن کم اما حسابشده… از اون آدمهایی که وقتی وارد جایی میشدن، بدون اینکه کاری بکنن، یه چیزی در فضا عوض میشد.
یک نفر از اون آدمها هنوز یه گوشهای از ذهنم مونده.
جزئیات بعضی خاطرهها با گذشت زمان محو میشن؛ رنگ لباس، جملههایی که گفته شده، حتی شکل دقیق صورت آدمها… ولی بعضی بوها عجیبن؛ انگار حافظه رو دور میزنن و مستقیم میرن سراغ یه جایی که سالهاست دست نزدی.
مونتاباکو اینتنسیو برای من از همین جنسه.
وقتی تنباکو، چوب، جیر و اون فضای گرم و کمی ادویهای رو حس میکنم، گاهی برای چند ثانیه فقط یه عطر نمیبینم؛ یه تصویر قدیمی میاد جلوی چشمم. یه مرد مرتب و باوقار، با همون آرامش خاص خودش. آدمی از نسلی که به نظرم مرد بودن رو بیشتر با رفتار نشون میداد تا با حرف.
ناخودآگاه تصویر همفری بوگارت میاد توی ذهنم؛ اون کت مرتب، نگاه خونسرد، یک لیوان روی میز و مردی که برای باوقار بودن لازم نیست چیزی رو ثابت کنه.
با خودم میگم اگر بوگارت امروز زنده بود، بعید میدونم از کنار چنین عطری بهراحتی میگذشت.
شاید حتی یکی از انتخابهای همیشگیش میشد؛ چون مونتاباکو همون چیزی رو داره که من از اون نسل مردها دوست دارم؛ حضور بدون هیاهو، جذابیت بدون تلاش و وقاری که احتیاج به توضیح نداره.
شاید برای همینه که مونتاباکو برای من فقط «خوشبو» نیست. یه حس آشنا داره؛ حس چیزی که انگار قبلاً جایی، در یک دورهی دور، تجربهش کردم و سالها بعد دوباره پیداش کردم.
و عجیبتر اینکه هر بار این عطر رو میپوشم، همزمان که ازش لذت میبرم، یه گوشهی کوچیکی از دلم هم میگیره. نه از خود عطر؛ از این حس که بعضی آدمها و بعضی دورههای زندگی فقط یک بار اتفاق میافتن و بعد تبدیل به خاطره میشن.
شاید همین باشه که باعث شده مونتاباکو برای من اینقدر شخصی بشه.
فکر میکنم فرق مونتاباکو اینتنسیو با بقیه عطرهام همین باشه؛ خیلی از عطرهام رو خودم انتخاب کردم، ولی مونتاباکو رو انگار پیدا کردم.
انتخاب کردن یه عطر یه چیزه، پیدا کردن عطری که حس کنی از قبل یه جایی توی ذهن و خاطرت منتظرت بوده، یه چیز دیگهست.
هنوز خودمم دقیقاً نمیفهمم چرا این عطر اینطور با روح و روانم بازی میکنه؛ فقط میدونم هر بار استفاده میکنم یه جایی بین لذت، آرامش و خاطره گیر میکنم.
تحلیلهای ایکاروس درباره نتهای این عطر توضیح کامل داده. وقتی اون جزئیات رو میخونی و بعد خودت عطر رو روی پوست تجربه میکنی، تازه میفهمی چقدر این کار حسابشدهست. واقعاً از اون عطرها نیست که فقط چند تا نت قشنگ رو ریخته باشن کنار هم؛ همهچی سر جای خودشه.
ترکیب تنباکو، چوب، جیر و ادویه برای من فوقالعادهست؛ نه زیادی شیرینه، نه جیغ میزنه، نه تکراریه. مردونه، شیک و باوقاره.
به نظرم از اون عطرهاییه که هرچه سن و شخصیت آدم پختهتر باشه، احتمالاً ارتباط عمیقتری باهاش برقرار میکنه. برای من مخصوصاً در بازهی چهل، پنجاه سال به بالا، این حس وقار و شخصیت خیلی بیشتر خودش رو نشون میده.
پخش و ماندگاریش هم برای من کاملاً رضایتبخشه و جالب اینه که فقط خودم ازش لذت نمیبرم؛ اطرافیانم هم معمولاً متوجهش میشن و از بوش لذت میبرن.
یاد یه جمله از ایکاروس درباره همین عطر همیشه تو ذهنم مونده که گفته بود:
«کاش میشد اینو به زور میدادم دستتون تا تستش کنید.»
خب ایکاروس جان، الان دیگه میفهمم چی میگفتی.
اگه بگن فقط حق داری تا آخر عمر یه عطر داشته باشی، انتخاب من قطعاً همین خواهد بود.
فقط یه فکر هست که واقعاً دوست ندارم هیچوقت اتفاق بیفته؛ اینکه یه روزی Montabaco Intensivo دیسکانتینیو بشه.
چون بعضی عطرها فقط عطر نیستن؛ کمکم با یه دوره از زندگی آدم گره میخورن. بعد از چند سال، شاید حتی خود رایحه هم برات تبدیل به یه جور خاطره بشه؛ یه لحظه، یه آدم، یه حس، یه دوره از زندگی.
فکر کنم اگه یه روز این عطر دیگه تولید نشه، وقتی آخرین شیشهم رو باز کنم، دیگه فقط بوی مونتاباکو رو حس نمیکنم؛ بوی خاطراتی رو حس میکنم که باهاش ساخته شده.
و احتمالاً اون آخرین اسپری، بیشتر از اینکه عطر زدن باشه، یه جور خداحافظی با یه تکه از زندگیه.
راستش رو بخواین، دلم نمیخواد هیچوقت به اون روز برسم.
گزا شان، عطار عزیز، دستت درد نکنه… ولی واقعاً با این یکی منو گرفتار کردی؛ رسمش نبود!