سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
کاری متفاوت از برند پر آوازه پاکو رابان که در سال 2013 از آن رونمایی شد. اینویکتوس ظاهری شبیه به یک جام دارد و به صورت غیرمستقیم اسپرت بودن رایحه خود را به بیننده القاء میکند. به غیر از ظاهر متمایز، این محصول نام منحصر به فردی هم دارد که از ریشه لاتین گرفته شده و معنای آن «شکست ناپذیر» است.
اینویکتوس را باید کاری ادویهای دانست که اصطلاحا به این نوع کارها تند گفته میشود. همچنین رایحههای آکواتیک موجب خنکی این رایحه شده است.
اینویکتوس را با معرفی عطرافشان تجربه کنید.
| نوع عطر | ادو تویلت |
| برند | پاکو رابان |
| عطار | دومنیک روپیون، اولیویه پولژ، آن فلیپو، ورونیک نیبرگ |
| طبع | خنک |
| سال عرضه | 2013 |
| گروه بویایی | چوبی آبزی |
| کشور مبدأ | اسپانیا |
| مناسب برای | آقایان |
| اسانس اولیه | نارنگی ماندارین، آب دریا ، گریپ فروت |
| اسانس میانی | یاس، برگ خشک برگبو |
| اسانس پایه | کهربا، نعناع هندی ، خزه درخت بلوط ، چوب گایاک |
پاکو رابان، آینهی روح زمانهی ماست؛ تجلی خوانشی نیچهای از جهان، آنجا که تناقض نه عیب که استراتژی است. گویی فیلسوفی با سبیلهای تابداده، برای نوشیدن قهوه ناچار است با یک دست سبیلش را کنار بزند و با دست دیگر دامن مینیژوپش را مرتب کند. شکوه و هزل، ژست و سودا، همزمان.
برای آنکه چیزی را به کانون توجه بیاوری، یا باید نور پرژکتور را بیرحمانه بر آن بتابانی، یا همهی روزنههای نور را ببندی تا ذهن، در خلأ، وادار به اندیشیدن شود. رابان راه اول را برگزید: اغراق، درخشش، فلز، طلا، بطریهایی که بیشتر فریاد میزنند تا نجوا کنند.
او برای بیان مانیفستش به صنعت فشن پناه برد، نه به محافل روشنفکری و نه به آکادمیها. عامدانه از ادبیات فاصله گرفت؛ چون میدانست جهان امروز با تصویر و شیء متقاعد میشود، نه با پاورقی و استدلال.
و رادیکالتر از آن: مخاطب متویط را انتخاب کرد؛ دنبالکنندهی برندهای متوسط با ذائقهای متوسط. نه خانههای نیش، نه جریانهای ضدغطر، نه طراحانی که دغدغههایشان را با احتیاط در لایههای زیرین محصولی تجاری پنهان میکنند. او مستقیم به قلب بازار رفت؛ جایی که «سلیقه» تولید و تکثیر میشود.
در گام آخر، خودش را قربانی کرد. بهجای آنکه بیرون بایستد و نقد کند، به نماد همان آسفتگی بدل شد. فقدان انسجام انسان معاصر را با سبک و رفتار شخصیاش فریاد زد.همان جهانی که روزی برداشت کاریکاتوروارش از موسیقی شرق را با سیتارِ روای شانکار در کنار راکِ گروه بیتلز جشن گرفت، امروز هم میتواند مراقبهی سازمانی به سبک اوشو را برای افزایش بهرهوری کارکنان BMW تجویز کند.
در چنین صحنهای، ریش سفید پاکو رابان با لباس سفید هندی و «نمسته» گفتن در فشنشو، دیگر ژست نیست؛ آینه است.بطری عطر در هیئت کاپ، شمش طلا یا ربات اسباببازی، دیگر صرفاً طراحی صنعتی نیست؛ شوریدن بر جهانی است که خودش شریک جرم ایجادش است.
او میتوانست چون چگوارا با رویکردی پراگماتیک در برابر سرمایهداری بایستد و اسطوره شود. میتوانست مانند هربرت مارکوزه در قلمرو فلسفه به کندوکاو نظری بپردازد.اما مسیر دشوارتر را انتخاب کرد:
غرقشدن در ارقام فروش و گزارشهای مارکتینگ به جای تأملات فلسفی و زیستن در تجمل به جای پرسه زنی در کوه های سیرا مائسترا.
اکنون ما وارث جهان اوییم؛ جهانی که در آن بطری عطرهایش را بعد از هر بار استفاده در کشوی دراور پنهان میکنیم از ترس مضحکهشدن یا از بیم آنکه کودک فامیل آن را اسباببازی بپندارد و بشکند.
این همان لحظهایست که تمثال رابان، نیشخندزنان، پیش چشمانمان جان میگیرد و نجوا میکند:
«فکر نان باش که خربزه آب است…»
تصدقتان عزیزان.برقرار باشید