مارفا. مقصدی با سرنوشتی منحصربهفرد. بطری آن نیز با چشمانی کاملا باز، اولین سرنخ را به شما میدهد. در اعماق تگزاس، مارفا چشمهای شما را بهسوی خودش جذب میکند و خیره نگه میدارد. مارفا از قدرت جاذبه بینظیری برخوردار است که مانند هیچ جذابیت دیگری نیست، همچون عصاره گل مریم: گلی با روایح گیرا، فریبنده، ماندگار و فراموشنشدنی. مارفا سرشت و طبیعت منحصربهفرد این سرزمین سفید و پرحرارت را تداعی میکند.
چشم گل مریم ــ
آسمان در ژرفای چشمهای شما، صحرایی که به فراموشی سپرده میشود. عصاره گل مریم. رازها و اسرار، بینهایت پنهان در زیر منظرهها، و سکوتی نهفته در زیر کاکتوسها. یک وسترن اسلوموشن. بذر وانیل. کهکشان راه شیری با رنگ لاجوردی، جاده، سدرهای نیمهبلند و چوبهای صندل نیمهبنلد که سر بلند میکنند. عصاره شکوفه پرتقال. سایههای تکرنگ، تندیسها یا کوههای سنگی رویایی، جهانهایشان را در همدیگر تنیده میکنند. آکورد چوبی آگاوه. توقف بادها، ترکیب کردن رنگ نئون با مشک، بلند شدن غبار از شکوفه پرتقال. گرم، سرمستی آبی، خاطره. عصاره گل یلانگ. همینجا، زندگی مثل یک رمان است. مارفا.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | ممو |
| عطار | الیونر مسنت |
| طبع | معتدل |
| سال عرضه | 2016 |
| گروه بویایی | گلی چوبی مُشکی |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | نارنگی ماندارین، شکوفه پرتقال |
| اسانس میانی | گل یلانگ ، گل مریم ، گیاه آگاوه |
| اسانس پایه | مشک ، وانیل ، سدر ، چوب صندل سفید |
مارفا، اين شاهكار باغهای استوایی از خانه ممو، نه یک عطر كه یک سفر حسی تمام عيار است. شهری در دل كوير تگزاس كه نامش را يدک ميكشد، اما روحش را از گياهان وحشی مكزيك و عطر شبهای گرم آمريكای لاتين وام گرفته است. اين عطر، برخلاف نام بيابانی اش، بيش از آنكه كويری باشد، باغيست در اوج شكوفایی؛ باغی كه در دمای درست، نفس ميكشد و در دمای غلط، خفه ميشود. اما پيش از هرچيز، بيایید صادق باشيم، مارفا، با آن هلوهای گوشتی آبدار، ماندارين ترش مزاج، مریم شهوانی، يلانگ گرم بالزاميكی، شكوفه پرتقال مست كننده، و در عمق، وانيلی شيرين، مشكی نرم، چوب صندل عرفانی، تونكای گرم و سدر خشك، اگرچه روی كاغذ يونيسكس نوشته شده، اما در عمل، در قابهای زنانه است كه جادوی حقيقی خود را بروز ميدهد. انگار كه اين عطر، لباسی دوخته براي سايز همه، اما روی قامت زنان است كه بهترين مدلها را به نمايش ميگذارد. حالا ببينيم اين باغ استوايی، در هر اقليمی چه رفتاری دارد.
زير ۱۰ درجه (زمستانی كه هرگز نبود) نمره: ۴ از ۱۰
در اين سرمای بی رحمانه، مارفا به اسارت يخ درمی آيد. هلو، ماندارين و شكوفه پرتقال، آن ميوه ها و گلهای آبدار آغازين، نفسهايشان بند می آيد و در لاک خود فرو مي روند. مریم و يلانگ كه در دماي مناسب، رقصان و مست كننده اند، اينجا همچون غنچه هايی يخ زده، هيچ نشانه ای از حيات ندارند. به جای آنهمه ميوه و گل سفيد وعده داده شده، تنها چيزي كه مي ماند، كدری خشك چوب سدر و صندل است؛ وانيلی هم در اين ميان له شده و بی مزه چون شربتی كه شكرش ته نشين شده میماند، لوبيای تونكا نيز گرمای وانيلی خود را در اين سرما گم كرده و حضوری كمرنگ و بی اثر دارد. در اين دما، مارفا نه باغی استوايی، كه كمدی چوبی قديمی و خاك گرفته است كه درش را سالهاست كسی باز نكرده. هلو، آن ميوه سرخوش، اينجا فقط يك خاطره يخ زده است و وعده شكوفايی مریم هرگز محقق نشده.
۱۰ تا ۱۵ درجه (بهار مردد) نمره: ۶ از ۱۰
اينجا مارفا مثل يك مهمان خجالت، تنها نيمی از خودش را نشان ميدهد. هلو و ماندارين جرقه هايی ميزنند، اما مریم، يلانگ و شكوفه پرتقال، همچنان در رختخواب غنچه هايشان مانده اند و بيدار نميشوند. هلو كه در دمای مناسب شيرينی گوشتي شگفت انگيزي دارد، اينجا فقط یک رد خفيف از خود برجای ميگذارد. مریم آن گل شبزی افسانه ای، در اين هوا تنها یک سايه روشن از عطر كرم مانند خود را فاش ميكند. تونكا و وانيل نيز در پس زمينه گرمايی ملایم اما كمرنگ ميپاشند كه بيشتر به ياد گرما ميماند تا خود گرما. عطر را ميشود تحمل كرد، اما هيچكدام از آن لايه های رويايی اش بروز نميكند، مثل ديدن فيلمی رنگی در تلويزيون سياه و سفيد.
۱۵ تا ۲۰ درجه (بهار ديررس اميدوار) نمره: ۷ از ۱۰
كم كم هلو، ماندارين و شكوفه پرتقال از خواب زمستانی بيدار ميشوند. هلو با آن شيرينی گوشتی آبدارش، ماندارين با گسی دل انگيز و شكوفه پرتقال با طراوت حبابدارش جرقه های اوليه را ميزنند. مریم نيز كم كم خود را نشان ميدهد با آن رايحه كرم مانند، چرب و عسلي شبانه اش كه در عطرهای سفيد بي نظير است. يلانگ يلانگ نيز با گرمای بالزاميک خود به جمع می پيوندد. وانيل، تونكا و چوبهای صندل و سدر در پايه، فرشی چوبی شيرين ميگسترانند. اما هنوز آن انفجار گلهای سفيد و ميوه های آبدار كه از مارفا انتظار ميرود، رخ نداده. در اين دما، عطر مثل شعريست كه قافيه هايش كامل نشده، زيبا، اما ناتمام. مریم همچنان محتاط است انگار كه منتظر اجازه ای برای شكفتن كامل است.
💥۲۰ تا ۲۵ درجه (نقطه طلايي شكفتن) — نمره: ۱۰ از ۱۰
اين همان دمای مقدر مارفاست. اينجا ديگر همه چيز در جای خود قرار ميگيرد. هلو گوشتی آبدار، ماندارين ترش مزاج و شكوفه پرتقال با طراوتی حبابدار و شاداب، پرده را كنار ميزنند و يك شروع ميوه ای بهشتی خلق ميكنند. در ادامه، توبروز با آن رايحه كرمی چرب شبانه اش، يلانگ يلانگ با گرمای بالزاميك مست كننده، و شكوفه پرتقال با شيرينی روح نوازش، يك سمفونی گلهای سفيد را آغاز ميكنند كه تا ابد در خاطر ميماند. هلو در اين ميان، همچون گره گاه اين سمفونی، شيرينی طبيعی خود را چون عسلی لطيف بر همه نت ها ميپاشد و آنها را به هم پيوند ميزند. مریم، آن دوای شب، در اين دما به اوج شكوه خود ميرسد، چرب، كرمی، مست كننده و چنان دلربا كه گويی شب را در خود جای داده است. يلانگ نيز با آن نت گرم و بالزامیک حس يك عصر طلايی را تداعی ميكند. در پايه، وانيلی شيرين و تميز ،مشكی نرم، چوب صندلی عرفانی، تونكایی گرم و سدری خشك فرشی ابريشمی و گرم ميگسترانند كه عطر را بر پوست ساعتها نگه ميدارد. مارفا در اين دما، آفتابی پرشور و غرق انرژی مثبت است؛ چون باغی در اوج بهار، كه هر رهگذری را به توقف وا ميدارد.
اين دقيقا همان جاييست كه اين عطر، با تمام شكوه زنانه اش، لباس واقعی خود را ميپوشد و تبديل ميشود به همراهی كه هر زنی آرزويش را دارد: شيرين ميوه ای، اما نه شكری ، گرمی گلهای سفيد، اما نه چسبناک و به ياد ماندنی اما نه اذيت كننده. هلو، ماندارين و مریم در اين دما، ديگر نت نيستند، خود روح مارفا هستند.
۲۵ تا ۳۰ درجه (گرمای شوريده) نمره: ۸ از ۱۰
با بالا رفتن دما، هلو، ماندارين و گلهای سفيد تندتر و شاخ تر ميشوند. هلو كه در دمای ايده آل، شيرينی لطيفی داشت، اينجا كمی به سمت شيرينی پخته و غليظ متمايل ميشود. مریم كه در ۲۰-۲۵ درجه، مست كننده و دلرباست، اينجا كمی تند و شاخ ميشود و ممكن است برای بعضی پوستها، كمی سردرد آور شود. شكوفه پرتقال و يلانگ نيز آنقدر پر حرارت ميرقصند كه تعادل اوليه را بر هم ميزنند. وانيلی و تونكا نيز شيرينی بيشتری پيدا ميكنند كه در اين گرما گاهی به مرز چسبندگی ميرسد. اما خنكی گياه آگاوه و تلخی ملايم مشک، مانند ناجيانی صحنه را مديريت ميكنند و اجازه نميدهند عطر خفه كننده شود. مارفا در اين دما همچنان استفاده پذير است، اما آن لطافت شاعرانه و تعادل ناب ۲۰-۲۵ درجه را ندارد، مثل يك آواز كه در اوج، كمی از كوک خارج شده باشد. هلو اينجا ديگر ميوه تازه باغ نيست؛ بلكه كمپوتی شيرين است كه ممكن است براي بعضی ها دلپذير و براي بعضی ها سنگين باشد.
بالاي ۳۰ درجه (آفتاب سوزان بی رحم) نمره: ۴ از ۱۰
گرمای شديد، هلو، ماندارين و گلهای سفيد را از رقص به فرياد ميكشاند. هلو، آن ميوه لطيف، اينجا به شربتی چسبناک و بيش از حد شيرين بدل ميشود كه يادآور مرباهای ارزان تابستانی است. مریم و يلانگ و شكوفه پرتقال نيز ديگر شاعرانه نيستند؛ تهاجمی ميشوند، رايحه شان به عطرهای گلپاشی كهنه و ارزان قيمت شباهت پيدا ميكند. وانيل و لوبيای تونكا نيز به همين سرنوشت دچار ميشوند و شربتی سنگين و نفس گير ميسازند. تنها مشك و سدر هستند كه سعی ميكنند پرچم تعادل را برافرازند، اما در اين گرما، كاری از پيش نميبرند. در اين اقليم، مارفا مهمان ناخوانده ايست كه سر ميز، بيش از حد خودش را تحميل ميكند و هر رهگذری را از خود ميرنجاند. جايي كه روزی باغی با هلوهای آبدار، ماندارينهای ترش و گلهای سفيد بود، اكنون گرمخانه ای آزاردهنده است كه تنها فرار، چاره آن است.
جمع بندی نهایی:
مارفا، در هوای معتدل تا نسبتا گرم (۲۰ تا ۲۵ درجه)، يك باغ استوايی در اوج شكوفاييست، سمفونی از هلوهای گوشتی آبدار، ماندارينهای ترش، مریم عاشق، يلانگهای گرم، شكوفه های پرتقال مست كننده، و در عمق وانيلی شيرين، مشكی نرم، چوب صندل عرفانی، تونكایی گرم و سدری خشک كه هرگز از مرز شيرينی مزاحم عبور نميكنند. در سرما، هلو و گلها به كمدی چوبی بی جان بدل ميشوند و در گرمای سوزان به مهمانی كه بلد نيست به موقع برود دچار میشود . اما آنچه مارفا را خاص ميكند، نه فقط عملكرد اقليمی اش، كه روح دوگانه اش است. عطری كه روی برچسبش يونيسكس نوشته شده، اما در عمل، روی پوست زنان، هلو آبدار، ماندارين ترش، مریم كرمی، يلانگ گرم و لايه های گل سفيد و وانيلی، چنان طبيعی و دلربا ميشوند كه گويی عطر، سالهاست با پوست آنها عجين شده است. مارفا، عطری است كه زنانگی را نه با شكر و گل مصنوعی بلكه با عمق ميوه ای هلو، ترشی ماندارين، مستي مریم، گرمای يلانگ، عرفان چوب صندل، شيرينی وانيل و تونكا، نرمی مشک و خشكی سدر تعريف ميكند تعادلي هوشمندانه كه آن را به انتخابی ايده آل برای زنی تبديل ميكند كه هم لطيف است، هم رازآميز، هم شيرين و هم محكم. اگر روزی در دمای ۲۲ درجه، اين عطر را روی پوست يك زن استشمام كرديد، بدانيد كه شاهد شكفتن كامل يك باغ استوايی هستيد؛ باغي كه نه در كوير، كه در دل يك زن، ريشه دوانده است.