Jean Paul GAULTIER - Scandal Pour Homme

ژان پل گوتیه اسکندل پور هوم

مردانه
کد کالا : ATR-44707
نوع عطر : نا معلوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : شرقی چوبی
عطار :
طبع :
مشخصات تولید
نام برند : ژان پل گوتیه
کشور مبدأ : فرانسه
سال عرضه : 2021
کد کالا : ATR-44707
check icon ضمانت اصالت کالا
تعداد بن این کالا : 60
بن های فعلی شما : 0
می‌توانید مصرف کنید : 0
قیمت پس از مصرف بن ها
3,000,000 تومان
رای کاربران
  • عاشقشم
    0
  • نمی پسندم
    2
  • - 25 سال
    0
  • + 25 سال
    0
  • + 45 سال
    0
  • روزانه
    0
  • رسمی
    0
تعداد رای های ثبت شده : 3
ترکیبات اعلام شده
توضیحات


عطر جدید «اسکندل پور هوم» که توسط برند ژان پل گوتیه عرضه شده، با آن ظرافت‌های عضلانی و دستکش‌های بوکس که در تصاویر تبلیغاتی‌اش به چشم می‌خورد، ورودی دیدنی و عجیب را به جهان عطرها رقم می‌زند؛ یک عطر مردانه ادو تویلت که هوس‌انگیز، ‌انرژی‌بخش و شدیدا سرمست‌کننده است. 
این پادشاه رینگ بوکس که حواس شما را سرمست می‌کند و تاج پیروزی را بر سر شما می‌گذارد، هوادارانش را با ردی مردانه و اثرگذار وسوسه می‌کند؛ ردی که سرشتی غلیظ و چوبی‌ـ‌شرقی دارد و تضادی هنرمندانه را با طراحی بطری دوباره پُرشدنی‌اش می‌آفریند. در برابر «اسکندل پور هوم» باید مراقب باشید: جاذبه ورزشکارانه و سرشت خاص آن که دوستدار محیط زیست است، همه حریفانش را از پا درمی‌آورد. انگار تمام پاریس در برابرش به لرزه درمی‌آید و یکپارچه فریاد می‌زند که بگذارید این نمایش زودتر شروع شود!

برند ژان پل گوتیه
سال عرضه 2021
گروه بویایی شرقی چوبی
کشور مبدأ فرانسه
مناسب برای آقایان
اسانس اولیه نارنگی ماندارین، سالویا اسکلاریا
اسانس میانی کارامل
اسانس پایه دانه تونکا ، خس خس
نمره کاربران
Scandal Pour Homme-ژان پل گوتیه اسکندل پور هوم
رایحه
0
بدون رای
ماندگاری
0
بدون رای
پخش بو
0
بدون رای
طراحی شیشه
0
بدون رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند ژان پل گوتیه
نظرات کاربران (4 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
اگه تو یوتوب بگردید همه این ادکلن جزو بهترینهای امسال دونستن
26 دی 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : amir Lola

سلام دوستان
اگر کسی از این عطر تست داشته ممنون میشم بیشتر زنانه یا مردانه بودن این عطر و توضیح بده(هر چند ذکر شده این عطر مردانه هست اما نت ها چیز دیگه ای میگن!)
و اینکه یه توصیف کامل از عطر و ارائه بده.
26 آذر 1400 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : amir
بنظرم بهترین فرد برای توصیف این عطر استاد سخی باشند چون فرمودند بوکسور هستند و با محمد علی کلی در ارتباط بودند چون تبلیغ این عطر هم یک مرد بوکسور هست بنظرم ایشون مناسب هستند
26 آذر 1400 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : سعید کامبیز سخی
دوست پر مهر ام جناب نیک سلام
متاسفانه هنوز موفق به تست این عطر جدید نشده ام
اتفاقا توضیحات مدیریت محترم ذیل عطر را که میخواندم توجه ام را زیاد جلب کرد ! که چطور این عطر خلوت تا این حد حجیم ظاهر شده که در خور تعاریفی اینچنین بوده ست . البته ژان پل گوتیه کارش درست است
اینشاله تست و ریویو میکنم تا اطاعت امر کرده باشم
و اما کاسیوس مارسلوس کلی یا محمد علی ی خودمان
سال ۷۱ که اوج ورزش من بود درب سالن مرکزی ی تیم استان باز شد و یک کوه وارد شد !
دو متر قد شاید نزدیک به دویست کیلو وزن که زمان لاغری و اوج ورزش اش ۱۲۰ کیلو وزن داشت .
خندان ، خاکی ، متواضع ، کنجکاو ، افتاده و صبور !
رقص پای معروف و حرافی ی زبانزد اش را نمیتوانست اجرا کند که بیماری ی پارکینسون امان اش گرفته بود :(
اتفاقا آن سالها کامی کلی مینامیدند مرا چون قد و قواره و رقص پای ام شبیه او بود . تمام اطاق ام عکسهای او بود . تمام فیلمهایش را دیده بودم . پیگیرش بودم .
لاگرفیلد کلاسیک زده بود .
اسم عطرش را که گفتم خیلی تعجب کرد !
سالن خیلی شلوغ شد و تا پاسی از شب ماند . از صدا و سیما هم دو دوربین و چندین نفر آمدند نیز خبرنگاران مجلات و روزنامه ها . شلوغ ، شلوغ !
26 آذر 1400 پاسخ تشکر
14 تشکر شده توسط : میریان علی
سال ۷۲ بود جناب سخی، کدوم استان ایشون رو دیدید؟
26 آذر 1400 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : تنها عطرباز خاورمیانه محمد
چه جالب جناب سخی بزرگوار، در سالن شهید شیرودی بود و منم بین تماشاچیها در حال تشویق ایشون، هیچوقت مبارزه نمایشی ایشون با بوکسور عزیز کشورمان اصغر کاظمی فراموشم نمیشه،( کلا اکثر بوکسورها مانند جنابعالی، محمد علی کلی، جو فریزر و ... علیرغم اینکه اگر اراده کنند می‌توانند چندین آدم معمولی مثل بنده را با یه ضربه به دیار باقی بفرستند اما همگی انسانهای شریف و خوش قلبی هستند. انگار خداوند میداند که چه کسانی لیاقت بوکسور شدن دارن) اما نکته اینجاست که ایشان در سال ۷۲ که به ایران آمدن هنوز به بیماری پارکینسون مبتلا نشده بودند و در مبارزه نمایشی با اصغر کاظمی آن رقص پای معروف را هم انجام میدادند، به نظرم شما دچار اشتباه شدید و احتمالا در المپیک لندن ایشان را ملاقات کردید و درباره عطر لاگرفلد کلاسیک با ایشان خوش و بش کردید.
27 آذر 1400 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : complihanicated علیرضا
بله سرکار خانم آلالیتای نازنین
دقیق یادم نیست که سال ۷۱ بود یا ۷۲ .
شهر کرمانشاه .
دیدنش هم خوشحال کننده بود هم ناراحت کننده !
دستهاش میلرزید . اما مثلا اگر میخواست یک لیوان آب برداره یا با کسی دست بده ، لرزش اش متوقف میشد ولی بجای چند ثانیه ، یک دقیقه طول میکشید تا دستش برسه به لیوان آب !
صورت خیلی خوشگلی داشت . و قهوه ای ، نه سیاه .
دستهاش دو برابر دست من بود ! وقتی باهاش دست دادم دستم توی دستش گم شد !
27 آذر 1400 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : علی ارژنگ بوترابی
جناب سعید عزیز سلام
آقا من کجا ، محمد علی کلی و فریزر کجا !!
و خیر . ایشان بدلیل ابتلا به پارکینسون از بوکس کناره گرفتند . خیلی سالها پیشتر از آمدنشان به کرمانشاه .
حتی راه رفتنشان به آرامی بود و به دقت !
چندین نفر مراقب ایشان بودند و به تجویز پزشک مسافرت میکردند .
و در سالن مرکزی که در خیابان گمرک بود .
از آمدنشان پیشاپیش مطلع بودیم و همه ی اعضای تیم حاضر بودند .
مسابقه ی نمایشی را من ندیدم فقط چند عکس گرفتند با رئیس فدراسیون آنهم بصورت ایستاده و مثلا در حال مشت خوردن از ایشان و با کت و شلوار !
و المپیک لندن :)
موفق باشید انشاله و خوشحالم که یکی از منتقدین خاطرات به جمع خاطره گویی از عطر پیوست .
27 آذر 1400 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : علی ارژنگ بوترابی
به قول اون خواننده ای که ای کاش خودش رو ضایع نمی کرد: خاطره خود کلانتر جان است، بر سرت بشکند هوار شود.
27 آذر 1400 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : ارژنگ بوترابی تنها عطرباز خاورمیانه
سلام. وقت همگی بخیر. من سالهاست که خواننده خاموشم و هرگاه عطری بخوام از اینجا بخرم زحمتش رو برادرم میکشن که هم عطرباز هستند و هم اهل خرید از این سایت. اما چیزی که بخاطرش عضو شدم اینه که هرچند از تفکرات جناب سخی راجع به هیتلر خوشم نمیاد (حتی اگر یک سگ را هم بخاطر سگ بودنش آزار دادی منفوری، چه برسد به آزار حتی یک انسان بخاطر عقیده ش) اما دلم نیومد از ایشان دفاع نکنم. جناب محمد علی کلی سال 72 برای بار دوم به ایران آمدند و به کرمانشاه هم رفته اند. و در مصاحبه ای، یکی از دلایل سفرشان را گرفتن شفا بابت بیماری از امام رضا بیان کرده اند. اگر نیاز به منبع هم دارید با کمال میل منبع معرفی خواهم کرد. راستش خیلی مظلومانه جناب سخی بزرگوار زیر سوال رفتند کما اینکه خاطره شون کامل و دقیق بود.
27 آذر 1400 پاسخ تشکر
11 تشکر شده توسط : علی Dapper
سرکار خانم فریده، بنده اصلا این قصد را نداشتم، برداشت شما از کامنت بنده کاملا اشتباه است!
27 آذر 1400 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : فریده.م کامبیز سخی
پس اگر بنده اشتباه برداشت کردم عذرخواهی میکنم. شاد و سلامت باشید.
27 آذر 1400 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : علی پيمان
سرکار خانم فریده م
عرض سلام و احترام
متشکرم بابت این فرمایش .
و مهم نیست سرکار خانم ! جناب سعید جوان اند ، شوخی میکنند با حقیر ، اشکال ندارد .
من فقط تعجب کردم از دو چیز :
اینکه با وجودیکه حدس میزنم ( از انشاء ایشان ) که جوانی رعنایند چطور آنسال فرمودند که حاضر بوده اند . من خود آنسال هجده نوزده ساله بودم و ایشان نیز حداقل باید همسن من باشند .
دوم محمد علی کلی حتی نمیتوانست درست راه برود .
نمیتوانست دست دراز کند مثل ما و با کسی دست بدهد سرعت حرکات اش بسیار کند بود و سالهای سال بود که دیگر مشت زنی نمیکرد . من کودک بوده ام زمانی که او بیمار و بازنشسته شد .
بنابرین متوجه شدم آقا سعید با من شوخی میکنند !
ورنه اگر به اثبات باشد هم عکس دونفره دارم با ایشان و هم جمعی . و اصلا این چه اهمیت دارد که کسی بابت اش خدای ناکرده گنه کار شود به کذب !
من از جوانان خرده نمیگیرم خواهر ارجمندم مگر دوستان بزرگ !
و اما خواهر ارجمندم
در ارتباط با هیتلر باید با ماشین زمان سفر کرد به آن تاریخ
زمانی که همه ی نژادها و ممالک مدعی ی برتری ی ژنتیک و نژاد بودند . یک چیزی شبیه بر داستان ژن ِخوب امروزه :)
مسابقه بود . ضمنا هیتلر مردی سنگدل نبود مگر در برابر دشمنان و جنایات به او منسوب است لیک مورچه از شخص او آزار ندید ! تمامی ی پادشاهان اینچنین اند . همه جا .
بقول مایکل کورلئونه خطاب به همسرش :
افرادی که مسئول سایرین اند !
بخدا بارها تا پای تصادف رفته ام ، زمانی که دیده ام مورچه ای بزرگ در حال عبور است یا گربه ای میخواهد از خیابان عبور کند . راه که میروم چشمم به زمین است مباد پای بر مورچه ای نهم .
با یزید در راه سفر حج بود . روز سوم ، غروب به کاروانسرایی رسید . هنگام شام سفره باز کرد نان خشکی با آب خورد ، خوابید . صبح راه افتاد . شام به کاروانسرای بعدی رسید . سفره باز کرد که نان خورد ، دید ای داد !
مورچه ای در سفره است . گفت ای داد !
همرهان گفتند چه شده ؟ گفت دیشب این مورچه از کاروانسرای قبل به سفره ام آمده ! گفتند چه عیب . بگذارش اینجا . گفت نه . شما بروید من برمیگردم تا این مورچه به خانه و خانواده رسانم گرنه تاب عقوبت نفی بلد و نفی خانواده ی این مور نتوانم . و برگشت !
در آخر مجدد سپاس بسیار بابت این لطف به حقیر
ارادت های زیاد
28 آذر 1400 پاسخ تشکر
11 تشکر شده توسط : حمید محمد
دوستان عزیزم
فریده خانم میم ، خواهر ارجمندم مرا سر ذوق آورد تا دو حکایت کوتاه اما پرحکمت که شخصا از رادیو شنیدم که اشخاص معتبر نقل کرده اند عرض کنم .
شرمسار و عذرخواهم بابت غیر مرتبط بودن اما اجازه دهید معروض شود که عطر خداست و عطر خدا بوئیدنی ترین هاست . مجمل معروض میشود :
یک افغانستانی اکنون بزرگترین تاجر فرش اروپاست . با او شخصا در رادیو مصاحبه شد و من میشنیدم و خدا میداند گریه افتادم همچون الان که میگریم و مینویسم :
البته من بیش از خنده ، میگریم . هر جا قصه ی مهر خدا باشد من تشنه ی شنیدن ام .
گفت آمدم ایران . هیچ کس نداشتم . هیچ کار نداشتم . دوستم در یک ساختمان نیمه ساز یواشکی جای داد . یک شب زمستان که برف میبارید سگی ناله میکرد . هر چه داد زدند سنگ انداختند نرفت . همسایه ها آمدند با چوب بزنند . دویدم ببینم چیست . دیدم سگی در زمانی که قیر نرم و داغ بوده نشسته تا گرم شود . قیر خشک شده و گیر کرده است . التماس کردم که به من بسپارید شما بروید تورا بخدا نزنیدش . هر چه سعی کردم نشد جدا و رهایش کنم . زوزه میکشید . دویدم نفت و گازوییل پیدا کردم . شروع کردم به نفت زدن . به پایین تنه اش رسیدم و تازه فهمیدم چرا زوزه میکشد که چنان ادرارش به محض شسته و رها شدن نیم تنه اش ، پاشید که هر دو چشمم و کل صورت و دهان و سرم پر از ادرار شد .
ادامه دادم هم آب نبود بشورم ، هم دست هایم نفتی بود .
اشک میریختم و ادامه دادم . در دل میگفتم خدایا کمک کن . به محض خروج ادرار ساکت شد . ادامه دادم تا رها شد و رفت . از سرما میلرزیدم چشمانم میسوخت و به زور میدیدم اما دیدم برگشت نگاهی کرد و رفت .
با آب سرد به سختی دوش گرفتم . صبح پرسان پرسان در یک فرش فروشی شاگرد پادو شدم . مدتی گذشت . و اما !
چند ماه بعد یک روز یک زن وسط ظهر آمد درب مغازه .
گفت یک قالیچه ی پاره دارم . بخر !
گفتم اوستا نیست . رفته نهار و استراحت . من حق خرید ندارم . ببر همسایه ها میخرند .
گفت نه . گران نیست برای تو . بخر !
من به تو میفروشم و نه به هیچکس دیگر ضمنا مسافرم و بسیار عجله دارم .
خریدم . ارزان . گفت خدا خیرت دهد . مشکلم حل کردی . حلال ات باشد . خدا کمکت کند . و رفت .
اوستای من آدم مومن و حلال خواری بود .
آمد . داستان گفتم . گفت الله و اکبر ! پسر میدانی این فرش چیست ؟؟ میلیارد می ارزد !
مسافر ؟؟ مسافر فرش اش کجا بود ؟ دزد بوده ! تو را تنها گیر آورده . گفتم ارزان فروخت گفت هرچه داری بده !
ترسیدم بگویم زمانی که نگاه بر آن زن میکردم قلبم آرام میگرفت ! باخود گفتم مباد فکر اشتباه کنند . تنها چیزی که به او نمی آمد دزدی بود .
گفتم حال چه کنیم ؟ گفت ظرف یک هفته معلوم میشود .
با خود گفتم چه غلطی کردم ها . نکند زندان بروم . آن زن از کجا بیابم ؟ شب با ناراحتی خوابیدم . داستان سگ که به کل فراموشم شده بود مدتها . خوابیدم . خواب آن زن را همراه همان سگ دیدم که زن میگفت خوش و حلال ات باشد . از خواب پریدم . اذان میگفتند . اینقدر گریه کردم . صبر نداشتم تا صبح شود و اوستا بیاید . داستان گفتم . گفت محتمل است لیک باید صبر کنیم . پیگیر هم شدیم خبری نبود . هنوز هم خبری نیست ! فروختم خود در بازار هجره زدم . اگر همکاران هزار کار میکردند من ده هزار ! بیسواد بودم الان آلمانم و بزرگترین ام در بازار فرش !
و مثل روز برایم روشن است که مهر خدا بواسطه ی آن سگ به من تعلق گرفت .
دوستان عزیزم رایحه ی ادرار آن سگ برای من بهترین است چون مهر خدای ام را در پی دارد .
طولانی شد بر خلاف خواست .
از حکایت دوم صرفنظر میکنم . رحمت خدا بر همه ی ما انشاله و با بندگان بی زبان خدا مهربان باشیم .
28 آذر 1400 پاسخ تشکر
16 تشکر شده توسط : محمد Amirhossein

درود بر شما عزیزان

داستان اسکندال

اسکندال (scandal) در لغت به معنی رسوایی در چیزی است
رسوایی در کار ، رسوایی مالی ، رسوایی اخلاقی
که به نوعی نمایان گر یک ضد ارزش در جامعه و فرهنگ آن میباشد.


ایمان همام (خانم مدلینگ) و پارکر ون نورد(آقای مدلینگ)، جوان و به طرز مفتضحانه ای س...سی، نمادهای برتر مدلینگ نسل جدید هستند که هر بار که ظاهر می شوند، صحبت های جنجالی را برمی انگیزند. ایمان، سردسته زنان اپرا و افراطی و شیک با تبار مراکشی و مصری، دوست دارد با جسارت قوانین خود را ابداع کند. پارکر، مظهر ورزشکاری ظریف، بی حیا و شجاع، شما را با لبخند شکست میدهد،
مسابقه بوکس از نوع ژان پل گوتیه را به یک رسوایی عشقی مبدل میکنند و بنحوی که تماشاگران از این عمل بهت زده میشوند.

درست مانند این پادشاه بوکس( ادوکلن اسکندال)

اغواگری آنها میماند و فقط خودشان (دیگران برایشان مهم نیستند)

« اسکندال = آبروریزی

جوانان جوانی میکنند و جویای نام و قلمرو ... »

عطاران این کار

کوئنتین بیش، کریستف رینود و ناتالی ستو

این مسابقه بوکس را این طور توصیف میکنند:

رایحه ای را به عنوان نقطه شروع خود انتخاب کردند که انعکاسی واقعی از هر چیزی است که ژان پل گوتیه است.
شرقی چوبی بسیار مدرن.

به عنوان نقطه شروع، آنها یک حس خوب "شکست حریف و از پای درآوردن "، مریم گلی و نارنگی پر از پالپ و دانه را در نظر گرفتند. این رایحه آغازین است.

سپس، آنها یک ضربه آپرکات را با مصرف بیش از حد دانه تونکا کاملا اعتیاد آور ایجاد کردند تا نت پوستی واقعاً لذیذی ایجاد کنند. این رایحه میانی است.

در نهایت، آنها یک خس خس تازه نفس را به داخل رینگ احضار کردند تا نیروی پر جنب و جوش چوب تازه بریده شده را معرفی کنند. این رایحه پایه است.

به نظر ادوکلن پرانرژی و محرکی میاد و ارزش تست کردن و وارد رینگ شدن رو داره ، روایح چوبی همیشه معجزه میکنند واین بار درکنار مریم گلی و ماندارین و کارامل .
حتما برنده اید...

شاد و پرانرژی باشید
[EDITED] 1400/09/19 22:29
19 آذر 1400 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : میریان ابوالحسن

کارملی های بیست بیست و یک

شیرین و ترش
کارامل و ستیروس و وانیل
کل چیزی که وقتِ بوییدن حس میکنید همین سه رکن هست
شیرینی که از کارامل میاد
ترشی از سیتروس ( ماندارین و یکم لیمو )
وانیلی که امضای ژان پل گوتیه هست ، خامه ای و شیک
اما چه فایده که توی جمع سخیفی گیر افتاده

عطر شباهت بسیاری داره به :
وان ملیون پارفوم ( اونجا ترشی کمتری داریم )
فانتوم ( اونجا تلخی بیشتر و شیرینی کمتری داریم )
حتی بکگراند آجیلی از میلیون لاکی رو هم میشه ذکر کرد

اگر با چشم بسته تست کنید ، بی برو برگرد میگید کاری از کارهای جدید پاکورابان هست

متاسفم واسه روند بازار
دو کار کاراملی محور دیگه هم جدیدا بیرون اومده
یکی پرادا اوشن که امین جان بررسی کردن که گویا بد نبوده
و دیگری آزارو مُست وانتد باتل تمام مشکی که فعلا در ایران نایابِ (البته در آزارو جدید : تافی - کاراملی باید بگیم )

رایحه : بد ، واقعا بد
پخش و موندگاری : کاملا خوب
ارزش خرید : شوخی میکنی با من ؟؟

روزگار ب کام

16 آبان 1400 پاسخ تشکر
18 تشکر شده توسط : مجید سلطانی رابین هود
ممنون از بررسی این عطر متاسفانه دیگه برندها هیچ خلاقیتی دیگه ای ندارن جزء جابجا کردن چند نت و باتل های تکراری که شباهتی خیلی با هم دیگه دارن ....
17 آذر 1400 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : مجتبی رسولی ارژنگ بوترابی