سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
وقتی به منطقه کونکا دورو رسیدم، واقعا شگفتزده شدم. تمام دره از بوی دلپذیر میوهها، گلها و رنگهای چوبی سرشار شده بود. ترنجها و بنفشهها روح مرا تازه میکردند؛ روحی که در پی سفری طولانی دیگر کرخت شده بود. بوی مشک و عنبر هم به من میگویند که واقعا فرانسه شیرین و دوستداشتنیام را ترک کردهام
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | له آرک |
| عطار | جولین راستکینت |
| سال عرضه | 2015 |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، انگور فرنگی سیاه، آناناس |
| اسانس میانی | رز ، بنفشه ، گل برف ، زعفران |
| اسانس پایه | مشک ، نعناع هندی ، خس خس ، سدر ، چوب صندل سفید |
چند شب پیش جهت تنظیم دوباره ذهنیت ام نسبت به برخی از عطر ها به یکی از فروشگاه های سطح شهر مراجعه کردم. قضیه باز تنظیم اینطوریه که بعضا یک رایحه تو یک مقطعی چند ماهه اهمیت زیادی برام پیدا میکنه اما با گذر زمان در بین مابقی محو میشه و این اتفاق داوری رو در موردش سخت میکنه. من بدون تاریخ و فراموش نشدنی ها برام جالب تر اند.
خلاصه در مسیر رسیدن به مقصد چند هدف اصلی تعیین شد. اول میرم Decision رو تست میکنم. بعد به سراغ قفسه Thameen باید برم و در نهایت هم سری به Viking و Les Princes Du Polo میزنم. بله اینطور شد که به خودم اومدم دیدم به شکلی کاملا برنامه ریزی شده در حال تست Mémoire, Carnet de voyage هستم.
از حیث شباهت و عملکرد رایحه صحبت های درستی قبل تر شده که از تکرارشون عبور میکنم.
اما از حیث تفاوت,
محصول L'Arc کمی خود دار تر است. ساده بگم, Mefisto به عنوان یک مشابه در لحظه شروع با یک انفجار مرکباتی بسیار جنجالی و پر زرق و برق بنظر میاد و به سرعت به ثبات میرسه و تبدیل به یک رایحه صابونی/گلی کلاسیک میشه. اما L'Arc در Memoire در مسیری مشابه اما با متانت بیشتر و با کمی انحراف اولیه به سمت پرده های بعدی حرکت میکنه. نتیجه این انحراف جزئی در اوایل مسیر, در انتها تبدیل به پرده های پایانی متفاوت از هم میشه.
از حیث کالبد شخصیتی, اگر فرض کنیم L'Arc Memoire, Mefisto, Mefisto Gentiluomo, ... همگی اعضای یک خانواده ایتالیایی باشند, مفیستو احتمالا یک فرد بسیار منظم, دقیق, صریح, ساختار پسند و واقع گراست که احتمالا مدیر رده بالای یک اداره دولتی یا شاید یک استاد دانشگاه رشته های علوم انسانیست. در دفتر کارش هر چیزی دقیقا در همان زاویه و کنجی است که باید باشد. پیش بینی پذیری و کنترل برای او جذابیت دارد. بوی قهوه، صدای گرم پاواروتی و قلمی که به آرامی بر روی کاغذ زبر رقص می کند فضای کار اوست.
در سوی دیگر, Memoire فرزند آشوب خانواده است. منظم نیست اما بی نظم هم نیست, بلکه درک متفاوتی از نظم و ساختار دارد و بیشتر به الگو یا همان Pattern علاقمند است. مشخصا صریح نیست و علاقمند به ایهام و راز دارد. دقیق در مشاهده و شنیدن اما حواس پرت در زمان اجرا. عمل گرا نیست و بجای آن کمال گراست. سکوت و تا حدی حواس پرتی اش عمدتا ریشه در این دارد که عمدتا در حال فکر به آنچه می تواند باشد است. می تواند روزش را با Caruso شروع کند و شب اش را با Arctic Monkeys در حالی که به پیتزا کچاپ می زند. حداقل یک دهه جوان تر از Mefisto و احتمالا مشغول یک رشته مهندسی/هنریست که اجازه خلق به او بدهد.
اگر برادر بزرگتر او یک ایتالیایی اتوکشیده و تمیز باشد, احتمالا او را در حالی که عامدانه کمی خاک و گرد بر روی خودش ریخته با کمی فاصله در پشت سر او پیدا خواهید کرد.
بیشتر میشد گفت اما تا همین جا هم طولانی شد, امید که ارزش وقت شما را داشته است.