Rasasi - Blue Lady

رساسی بلو لیدی

زنانه
کد کالا : ATR-40196
نوع عطر : ادو پرفیوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : گلی چوبی مُشکی
عطار :
طبع :
مشخصات تولید
نام برند : رساسی (رصاصی)
کشور مبدأ : امارات متحده عربی
سال عرضه : نامشخص
انتخاب
حجم
وضعیت
کد کالا : ATR-40196
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
رای کاربران
  • عاشقشم
    4
  • نمی پسندم
    6
  • - 25 سال
    0
  • + 25 سال
    11
  • + 45 سال
    2
  • روزانه
    11
  • رسمی
    2
تعداد رای های ثبت شده : 58
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

Rasasi Blue Lady - رساسی بلو لیدی

و در خانواده عطری گلی چوبی مُشکی قرار می گیرد. از اسانس های بکار برده شده در این عطر می توان به گل یلانگ ، شکوفه پرتقال ، گل مریم ، برگ بنفشه ، یاس، نرگس ، آلو ، هلو ، مشک ، کهربا، وانیل ، خس خس ، چوب صندل سفید اشاره کرد.

نوع عطر ادو پرفیوم
برند رساسی (رصاصی)
گروه بویایی گلی چوبی مُشکی
کشور مبدأ امارات متحده عربی
مناسب برای بانوان
اسانس اولیه گل یلانگ ، شکوفه پرتقال ، گل مریم ، برگ بنفشه
اسانس میانی یاس، نرگس ، آلو ، هلو
اسانس پایه مشک ، کهربا، وانیل ، خس خس ، چوب صندل سفید
نمره کاربران
Blue Lady-رساسی بلو لیدی
رایحه
6.8
13 رای
ماندگاری
5.8
13 رای
پخش بو
6.1
13 رای
طراحی شیشه
6.6
13 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند رساسی (رصاصی)
نظرات کاربران (12 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
نوستالژی نازنین و باز مرور خاطرات...

بچه که بودم یادمه مردم به قوم و خویش دور و رفت‌و‌آمد و رعایت آداب خیلی بیشتر از الان اهمیت می‌دادن و چقدر هم عروسی و ماشین عروسی زیاد بود،یعنی باری نبود منِ ۶/۷ ساله با خانوادم بیرون باشم و ماشین عروس نبینم
خلاصه عروسی دخترِ دخترخاله مادربزرگم بود(همینقدر طولانی و عجیب) و ما هم حتما باید می‌رفتیم و این عروسی تنکابن بود
حالا الان بود قطعا می‌گفتیم دختر دخترخاله مامانبزرگم به من چه یا اوووه کی از تهران می‌ره تنکابن واسه یه شب عروسی...
هرچند مادرم هم همون‌موقعش اصلا تو قیدوبند این رسوم نبود و بیشتر به احترام مادرش شرکت می‌کرد
اون زمان وقتی از خارج شهر مهمان بود،خونه هر کسی که بزرگتر بود و یه مهارت خودآرایی و آرایشگری بلد بود جمع می‌شدن و یهو می‌دیدی خانم‌ها توی اتاق‌خواب ۱۲ متری گوش تا گوش جمع شدن،یکی مو میپیچه،یکی نخ دور گردنشه اصلاح صورت اون یکی رو انجام می‌ده،یکی با نخ سوزن ایراد دامن یکی دیگه رو می‌دوزه و....
مادرم عطر ثابت اون موقعش که قبلا گفته بودم(ارگانزا ژیوانشی) فراموش کرده بود و چمدونش رو باز کرد و گفت عطرمو نیاوردم
دخترخالش این عطر رو داد و مامانم همون موقع خوشش اومد و وقتی برگشتیم تهران خرید
یادمه اون زمان مردم اونقدر برندگرا نبودن و حداقل مادر خودم همزمان هم هیپنوتیک‌پویزن دیور،دیور ژادوق و ارگانزا رو داشت هم این عطر و مدل کاترینش رو که یه بوی نسبتا صابونی داشت و درش گل رز سبز بود،اینطوری مثل الان نبود که بگه وای من فقط عطر برندهای فرانسوی و اروپایی می‌زنم و اماراتی اصلاااا یا کسی که برند اروپایی و آمریکایی می‌زنه محاله اماراتی و عربی استفاده کنه
حتی مادر من نمی‌دونست که این عطر اماراتی هست و خیلی راحت خوشش اومد،رفت وزرا به روال همیشه و خرید و هزارتا نسخه هم نبود(مستر کوالیتی،های‌کپی درجه‌دو،مشابه شرکتی و...)
کلا یه بلو لیدی بود
الان که فکر می‌کنم چقدر قبلا مردم راحت‌تر زندگی می‌کردن با وجود یکسری محدودیت‌های اجتماعی یا چقدر همه‌چیز اصالت بیشتری داشت و اینقدر فیک و هزارنسخه‌‌ای نبود
چقدر با خیال راحت‌تر خرید می‌کردن و چقدر راحت‌تر به اصالت کالا اعتماد می‌کردن حتی خرید عطر های اصل ابدا سخت و سنگین نبود
هنوز هم مادرم نسخه قدیمش رو داره و الان که بو می‌کنم به مشام من ترکیب گل‌مریم+بنفشه‌‌پودری+یلانگ‌یلانگ هستش،همون یلانگ‌یلانگ معروف که توی نوددرصد عطرهای قدیمی زنانه بود و خصوصا به مشام ما(خردسالان اون زمان😅) تند و مامان‌بزرگی بود و لطافت نت‌های گلی امروزی رو نداشت اما این بلولیدی نازنین برای من خیلی دوست‌داشتنی بود و بیشترین چیزی که ازش می‌فهمیدم نت بنفشه بود و رنگ باتل و وایبش بیشتر منو یاد پرپل لیدی یا حتی وایلت لیدی می‌انداخت تا بلولیدی،چون هیچ حسی شبیه به رنگ آبی برای من نداشت
حقیقتا این نوع آکوردبندی گلی رو خیلی کمتر توی عطرهای امروزی حس می‌کنم و تنها عطری که خودم دارم و به گفته مادرم به عطرهای اون زمان نزدیکه لاتوسکا هستش
زمان خودش خاطرات بسیار زیبایی برای زنان ساخت و چقدر هم پرفروش و دوست‌داشتنی بود برای تمام اقشار

سپاس از نگاه ارزشمندتان
22 مرداد 1405 پاسخ تشکر
27 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 حسین رفیعی
خوب !
نظری دیگر از سرکار خانم میلانی ، که مرا با خود بُرد به گذشته‌ها !
زیاد حوصله ندارم ، امروز جمعه را کلا خواب بودم از پسِ بیداری‌ای طولانی !
داشتم ترانه‌ی قدم به قدم در زمان را گوش میدادم از بنی ریورز ، که مرا دیوانه کرده این روزها !!
بیش از ۵۰ بار گوش داده‌ام ، اکنون کاملا حفظ‌ام شعرش را ، ایضاً معنی‌اش ، و مهمتر : تفسیرش !
بلوز ، در سقف علاقمندی من است !
قبلا گفته‌ام : من با سه چیز بزرگ شدم :
موسیقی ، عطر (شروع هر دو در شکم مادرم) و سپس شعر !
البته بعدها سینما هم مضاف شد و دنیای مرا شکل داد ، لیک آن سه ، مدام و مداوم اند !
موسیقی را کم و بیش میشناسم ، دستگاه‌های ایران ، مقام‌ها ، سازها ، خواننده‌ها !
ایضاً کلاسیک ، پاپ ، جاز و راک .
و زیرشاخه‌هایشان !
بلوز که زیرشاخه راک است ، سالهاست که سقف علاقمندی من است از آنسوی مرز !
بی‌بی‌کینگ را از خیلی قدیم ، که در چند زیرشاخه از جاز و راک میخواند !
هوش مصنوعی ؟ دوستش ندارم !
اصالت برایم اهم است لیک چند سالی‌ست که چیزی بزرگتر یافته‌ام ، که مرا برده "آنسوی" این ماجراها !!
بیدار که شدم دیدم برادرم کامران پیام داده :
امروز خیلی یادت کردم ، فیلمی کلاسیک دیدم از سینمای ژاپن که نامش آخر بهار بود محصول سال ۱۹۴۹ ، میدانم که عاشق سینمای ژاپنی !!
پس برایش از آن فیلم شاه‌کار نوشتم و از اوزو که کارگردانی صاحب‌سبک بود و شاعر !
ازینکه پس از مرگش ، جهان‌گیر شد !
استاد قاب‌بندی بود ، برایش از قاب‌های بی‌نظیر و شاعرانه‌ی آن فیلم گفتم و یک قاب از کل را برایش معنی کردم ! قاب پیاده‌روی نوریکو با پدرش درحالیکه دو چرخِ جلوی دوچرخه‌های پارک شده‌شان ، در "موازات" با هم ، در گوشه‌ی تصویر نمایان است و مهمتر : پدر و دختر پشت به این دو چرخ موازی دارند !! خدااای من ، عجب نبوغی !
هر دو بیزارند ازین چرخ‌های سرنوشت ، لیک ناگزیر اند !
از مستطیل‌های بیشمار در قاب‌های فیلم گفتم که نشان آرامش‌اند در فیلم‌های اوزو !
از در و دیوار این قاب‌ها ، آرامش می‌بارد !
نوشته بود حوصله‌ی فیلم‌های کلاسیک را ندارم ، گفتم این‌را نگو ! "دنیا" ، درون آنهاست !!
فلسفه در آنها موج میزند !
از دیگر فیلم‌های این کارگردان بزرگ و دیگر کارگردان‌های فیلسوف و شاعرپیشه‌ی سینمای ژاپن برایش نوشتم ، ایضاً اینکه سینمای غرب تمام‌قد وامدار ژاپن است و کرنش‌گر به هنر آن !
حتی از آقای جیشو ( ! ) هنرپیشه مرد همین فیلم بر او نوشتم و اینکه چه میزااان دوستش دارم ، حتی مطالبی از چهره‌خوانی ازین مرد بر او نوشتم و تاکید کردم بر چهره‌ی این مرد دقتِ‌تمام کن !
دنیاهای نیکو ، درون چهره‌ی این مرد است !
به کمال ! عمیق ! آرام ! لبخندش به پیری ، همتا ندارد !
و اینها همه ، دلیل‌ها دارد ! دلیل‌ها !
آقای جیشو ( !! )
کامران خواب‌اش برد پس از خواندن نوشتار من ، لیک می‌دانم خواب امشب‌اش ، متفاوت است ! غرق در فلسفه و چرائی‌ها !!
بعد عطرافشان‌مان را باز کردم و بر نوشته‌ی خانم میلانی ، دقیییق شدم !
و رفتم !
اولین خاطره‌ام زمانی بود در ابتدای آموزشی خدمت‌ام در ۰۲ افسریه تهران سال ۱۳۷۳ ، که ما را بردند به آشپزخانه برای کار و به من گفتند مراقب همه باش که همه چیز درست باشد ، پوست‌کندن سیب و پیاز ، خرد کردن گوشت ، پاک کردن حبوبات و ... !
شب بود ، بقیه خواب بودند ، یواشکی پیپی چاق کردم و قدم میزدم که ناگاه :
در گوشه‌ی چشم‌ام چیزی دیدم ، ایستادم ، سر ام را چرخاندم و با چشمهای گردشده دقیق شدم :
روی لاشه‌ی گوشت‌های گوساله ، مُهر شیروخورشید بود !! زیرش نوشته بود : انبار پشتیبانی ارتش ایران ، ۲۵۳۵ (۱۳۵۵)
در بازتاب تصویر خودم روی پنجره‌ی روبرو ، شاخ‌های خودم را دیدم که از تعجب مثل گوزن نر روی سرم رشد کرده بودند !!
اطراف سرم هم دود پیپ جمع شده بود و بالا می‌رفت !!
یک گروهبان وظیفه بسیار خشن داشتیم بنام قهرمانی که تُرک بود ، مرا خیلی دوست داشت ، برخی شب‌ها یواشکی می‌رفتیم گوشه‌ای شربتی می‌خوردیم ، صدایش کردم ، گفتم :
این مُهر عجیب چیست بر این لاشه‌ها ؟؟
با لبخندی تلخ گفت : کجایش را دیده‌ای ، تازه رسیده‌ایم به سال ۵۵ !
نیم‌ساعت خشک‌شده به آن مهر خیره بودم به تفکر !
نفهمیدم او کی رفت و کی توتون پیپ‌ام تمام و خاموش شد !
زمانی به خود آمدم که خودم نیز خاموش شده بودم !
و اما بوی توتون خیس کاپتان‌بلک :
عطر بلو لیدی !
دارمش ، نسخه‌ی اولین را !
یادم هست آن روزها که پیپ میکشیدم ، هماره پرسش‌ام این بود :
عطرهای این توتون‌ها را چرا بازسازی نمی‌کنند ؟؟
کاپیتان بلک بولد بود آن زمان ، خصوص طلائی‌اش ، لیک آنها که اهل پیپ بودند و کارشناس ، کاپتان‌بلک نمی‌کشیدند ! درجه دوم بود در توتون‌ها !
خیس بود ، زهر داشت و نفاخ هم بود !
اما بوی بی‌نظیری داشت !
رتبه‌ی یک‌ام در دست برند بورکام‌ریف بود !
عاشق نسخه‌ی طوسی رنگِ خشک‌توتون‌اش بودم !
خدای من ، این برند ، عطرشناس است !!
عکس‌شان در عطرگرام‌ام هست ، از هر کدام یک پاکت را نگه داشتم ، آنهایی را که می‌بینید تکراری‌اند ، تکراری نیستند !!
تکرار در کاپتان‌بلک‌ها هم بدلیل بن‌های پیپ‌های درونِ بسته‌هاست !
سپس در یکی از عطرفروشی‌های دوستان ، که راجع به همین موضوع (چرا نمی‌سازند ؟؟) حرف می‌زدیم ، با خنده گفت :
اتفاقاً رصاصی امارات پرسش تو را شنیده و عطری زنانه درین شاخه ساخته !
گفتم : اولاً که همین است ، پدربزرگم از روح‌جمعی‌ای میگفت که چون آینه بالای سر ماست ، و وقتی به چیزی تفکر عمیق میکنیم ، آن تفکر می‌رود بالا ، به آینه میخورد و بازتاب میکند و سپس بسیاری دیگر آن‌را دریافت می‌کنند ، این ازین !
و اما : زنانه ؟؟! کو ، بیاور ببینم ! چرا زنانه ؟
عطرهای تنباکویی و توتونی را تعدادی دیده بودم ، آن‌زمان بسیار کمیاب بودند ، اما هیچکدام بازسازی از توتون‌های پیپ نبودند !
آورد ، تست کردیم ، گفتم : این نت نیست ، تنباکو و توتون ندارد ، اما در چیدمان (که امروزه آکورد می‌گوییم) عجیب نزدیک شده به توتون کاپتان‌بلک !! آفرین ! بنفشه و برگ بنفشه و وانیل و دیگرانی (آنجا نتوانستم دقیق کشف کنم که نت‌ها چیست و این بو از کجا و کدام‌ها است) در جمع ، آن را تداعی میکنند ، آفرین ، این را می‌برم !
این ، اولین بود در دنیای معطرات !
و سپس پشت سر اش ، آمدند !
اما نه همه ! فقط کاپتان‌بلک ، حال آنکه بورکام‌ریف و برخی برندهای هلندی (که عکس‌شان در همان عطرگرام هست) کولاک‌اند !
می‌آیند !
برندها برگ‌های برنده را نگه میدارند !
رقابت هم نیست ، گول نخورید ، همه از یک‌جا دستور می‌گیرند ، اما به نوبت مشهور و پولدار می‌شوند !
در همین صفحه ، دیدم یک نفر عطر هاوایی را مشابه بلولیدی درج کرده‌ست !!
نه تنها تشابهی ندارند در هیچ زمینه حتی حرارت و مزه ، بلکه به‌کل قابل به قیاس نیستند !
نمی‌دانم نسخ جدید چگونه‌اند ، لیک نسخه قدیم شاه‌کار بود در زمان خود ، مبدع بود ، نوآور بود !
چندین عطر هست که موءظف‌ام در پاس‌داشت آنها ، تمام‌‌توان ، به معرفی بپردازم ، که این عطر یکی از آنهاست !
لیک مگر برای ما زندگی گذاشته‌اند ؟؟

سرکار خانم میلانی نوشته‌اند که خاطرات خوشی ساخت این عطر ، در زمان خود ، بر زنان !
موافق‌ام ، با ذکر این تفاوت که بر مردان نیز ایضاً ، که خود شخصاً استفاده می‌کردم با لذت تمام ، و جالب اینکه : چقدر بازخورد می‌گرفتم از دوستان !
اما قلق‌اش بر مردان این بود : بر لباس بیفشانید و بگذارید در کمد بماند برای ساعاتی بعد یا حتی فردای آن روز ! تا عطر در درای‌داون باشد !
ماندگاری ؟
حداقل سه روز بر لباس پخش مفید داشت در درای‌داون !
و دیگر : با نظر خانم میلانی کاملاً موافق‌ام ، این عطر بویی از آبی‌رنگی نبرده است !!
از معدود عطوری‌ست که ضدیت کامل و تمام با رنگ شیشه و نام خود دارد !
و این ، محل تحقیق است ، که چرا ؟؟
رنگ این عطر : طلائیِ مایل به شکلاتی‌ست !
کاراملی‌ی طلایی تقریباً !
چرا تقریباً ؟
چون رنگ موصوف ، بیشتر مربوط به درای‌داون است و قسمتی از قلب !
تاپ‌نت و ابتدای قلب ، کمی رنگین‌تر اش خواهند کرد !
لیک در معدل ، همانیست که عرض شد !

در ترانه‌ای که در ابتدای نظرم معروض شد ، میگوید :
انگار شادی (هر چیز خوب) فقط متعلق به گذشته‌های دور بوده ،
اما حقیقت بالاخره خودش رو نشون میده ،
برخی از بهترین اتفاق‌ها ، تازه بعداً قراره سراغت بیان !

چنین باد ، آمین ، پروردگار ما چنین کن بر ما ، که تمامیِ عمرمان را مشغول به پرداخت بودیم و اکنون امید به دریافت از سوی تو داریم !
و منظور ما ، دریافت سهم مال دنیا نیست ، هرچند که سهمی را که تو مبذول فرموده بودی از کف دادیم ، لیک امید بر دریافت شادی از سوی تو داریم از پس تجارب تلخکامی‌ها ، تا سهم خویش ، خود بسازیم !
چنین بادا
24 مرداد 1405 پاسخ تشکر
40 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 سورنا مقدم
سلام بر کامبیز خان سخی، چقدر خوشحال شدم که بعد از مدتها دوباره اینجا نوشتید. جای سبک خاطره بازی معطر خالی میشه وقتی مدت طولانی نمینویسید.
24 مرداد 1405 پاسخ تشکر
15 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 سورنا مقدم
سلام بر عمو سخی عزیز

فکر میکردم باز به غیبت طولانی رفته اید اما انگار اینطور نبود.
بقول یکی از دوستان چشم و چراغ این خانه اید. و باز بقول دوستی دیگر جالبه متن های طولانی شما خواندنی اند در حالی که بعضا متن های چندخطی افراد خسته کننده میشن.

در مورد موضوعی که در پرسش و پاسخ مطرح شده میخواستم نظرمو اینجا بگم.
عطرافشان رو افرادی بزرگ بهش هویت دادن. افرادی که تقریبا هیچکدوم شون دیگه حضور ندارن. اونها موجی رو ساختن که کاربران فعلی در حال سواری گرفتن از اون هستن.

عطربازی چیز مهمیه؟ نه. عطر چیز مهمیه؟ بازم نه. اما چون افرادی بزرگ بهش پرداختن، عطر و نوشتن از عطر هم بزرگ شد. نتیجه چی شد؟ هنوز بعد از چندین سال از رفتن اون بزرگان هنوز افراد فکر میکنن نوشتن از عطر مهمه و با نوشتن از عطر هویتی بهشون داده میشه. این باعث شده هر عطری با هر کیفیتی که میخرن یا تست میکنن رو میان توی صفحه اش نظری درج میکنند.

میگن که از کجا میدونید اونا عطر فیک، پر شده یا اماراتی تست کردن؟بذارید نظر بدن!
نظر دادن که همه دارن میدن، رد شدنش هم به صلاحدید مدیره. اما در مورد سوال اول خیلی واضحه از کامنت ها و آدم هایی که اون کامنت هارو مینویسن چه چیزی تست کردن! من واقعا تعجب میکنم که چطور همچین سوالی مطرح شده که شما از کجا میدونید!
خب میدونن ولی ادعایی هم ندارن. اما اگه هم بعضا میگن، بخاطر اینه که بقیه موقع خرید گمراه نشن. و این رو هم قطعا متوجهن که ثبت شدن کامنت تو عطرافشان اونقدر هم مهم نیست که هرچیزی به هر قیمتی نوشته بشه.

در هر صورت بنظر من معنی نداره زیر صفحه عطرهای اورجینال، نتیجه تست اماراتی و اسانسی نوشته بشه. فرقشون هم واضح و مثل تفاوت زمین و آسمانه.

ممنون از همه
آرزوی سلامتی و دلخوشی برای همه دارم
25 مرداد 1405 پاسخ تشکر
17 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 امیر رنجبر
سلام به روی ماه‌ات ، مه‌یارِ یارِ مه !
میدانی دشت مهیار اصفهان ، چگونه به این نام نام‌گذاری شد ؟؟
بر آن تحقیق کن !
زیباست !
ضمناً : اصلاً مهم نیست که نام یک شخص ، چگونه و از کجا ، و یا حتی تحت چه تاریخی و خانواده‌ای بر یک شخص می‌رسد !
بر نام خویش دقت‌ها کنید !
نام شما ، مسیر شماست !
این پندی‌ست مهم ، بر همه‌ی دوستان عزیزم !
از یکی از آشنایان پرسیدم : نام‌ات چیست ؟
گفت : حمید !
گفتم : اولاً حمید نام خداست ، نباید و نمی‌تواند نام آدمیزاد باشد هرچند که آدمیزاد خود ، خداست ، لیک نه در این مسیر دوار !!
بگو عبدالحمید !
گفت : من ایرانی‌ام !!
گفتم : هااا ! خداراسپاس که این ، دانستی !
از همین است که در کل فامیل ما ، که پدربزرگم نام میگذاشت ، تمامی‌ی نام‌ها ایرانی‌ست !
حال ، عیب ندارد ، هرکجا که اسمت را گفتی ، بلافاصله با لبخند بگو : حمد خدا میگویم :)
فرزند داری ؟
گفت : در راه است !
گفتم : قدم‌ش خیر باشد ، پس حواس‌ت جمع باشد ، اکنون دیگر آموخته‌ای !
خلاصه که اسم مهم است ، بر آن وفادار باشید و استقامت کنید !
این ازین :)
و اما مه‌یار زیبای ما ، خیر ، من هماره حاضرم ، حتی درست این‌است که اکنون بیشتر حاضر باشم لیک حضور مختصرم دورخیز است !
اجالتاً لخت مادرزاد وسط یک معرکه تاریخ ایستاده‌ایم ، همه چیزمان را برده‌اند ، بگزار گردوخاک بنشیند تا سپس یک‌دست به جلو و یک‌دست به عقب بگیریم و یواش‌یواش برویم پشت درخت ، تا سپس بجای دست‌ها برگ بگذاریم تا دستمان آزاد و رها شود و از نو بپردازیم به : زندگی و پرستش خدا !
خلاصه اگر زنده ماندیم ، می‌دانیم باید چه کنیم ، لیک فعلاً که مدام در حال سرفه زدنیم از گردوخاک این معرکه‌ی تاریخی !

چشم و چراغ ، شماهائید ، که از من قویترید به حضور مداوم ، آفرین و زنده‌باد !
و اما مهم نیست یک متن طولانی باشد یا مختصر !
آنچه مهم‌ش میکند تنها یک چیز است :
باید از قلب خیزد ، تا طبق قانون خدا بر قلب‌ها نشیند !
حال برخی ممکن است بگویند :
ما همین کنیم ، چرا نمی‌شود ؟؟
پاسخ این است :
قلب‌تان ضعیف است !
آن را با نور تقویت کنید ! که قلب خانه‌ی نور است !
این شعار نیست ! این را با چشم‌های خودم آنطرف دیدم !!
و زمانی‌که اینگونه شد ، آنوقت همه چیز شما ، حتی نوشته‌های شما که کیلومترها میروند ، نورانی‌ست !
و هر که بخواند ، احساس می‌کند دوست‌ش دارد و هرچیز دوستداشتنی ، خسته‌کننده نیست ! هرچند که خستگی ، خود قانونی بزرگ و مهم است در کائنات ، و باید باشد !
نور از غیر جدا میشود ، و زایش‌های جدید با آگاهی‌های نو پدیدار می‌شوند !
دیروز و دیروزها را فراموش کنید ، کلاً !!
آنچه (مکان ، زمان ، آگاهی) امروز و فردا درون آن هستیم و خواهیم بود ، هرگز تا کنون تجربه نشده توسط پیشینیان ، و مسئول اجرای آن ، به بهترین شکل ممکن ، مائیم !!
گذشتگان ، راه خود رفتند با ابزاری که داشتند ، آنها را فراموش کنید (اما درسهایشان را نه) ، مسئولیت خویش اجرا کنید !
و اما ، خبری از مبحث پرسش و پاسخ ندارم ، لیک چون دوستت دارم و دوستتان دارم پرسش‌های تو را پاسخ می‌دهم :
- عطربازی چیز مهمیه ؟
بسیااار زیاد !
اینقدر مهمه ، که خبر ندارید !
عطربازی جستجوی خداست ، جستجوی نیکی‌هاست ، جستجوی پاکی‌هاست !
مدتی پیش میخواستم عطربازی را معنا کنم بر شما ، چه در لغت و چه در معنا ، اینگونه عطر نیز معنی میشود !
- عطر چیز مهمیه ؟
خیلی زیاد ، از مهمترین‌های دنیاست !
هنر است ، نشان بهشت است ، بوی بهشت است ، بوی نیکی‌هاست ، دلالت بر شادی‌هاست ، و ... بسیار نیکی‌های دیگر !
هنر ، مهمترین است ، قبلاً لغت‌ش را معنی کرده‌ام :
هُ + نَر = هنر ، هُ (خوب) نر (آدمی) = آدم خوب !
پس هر هنری ، سقف خوبی‌هاست !
ازین است که هر کس عطر را حس می‌کند ، بلافاصله در دل می‌گوید : به‌به ! زیباست !
و هرچه شما را به یاد زیبایی بیاندازد :
یعنی خودِ خداست !!
پس عطر زیباست ، و خداست !!
ازین است که شیشه‌های عطر خود را با ذوق و شوق ، انتظار کشیم ، میبوئیم با لبخند ، بر جسم و روح خود میافشانیم ، با آن شاد می‌شویم و شاد می‌کنیم ، و با احترام همچون ارزشمندترینِ حضورهای جهان ، نگهداری می‌کنیم !
عطر خداست دوستان عزیز من !
حال می‌فهمید که چرا همیشه می‌گفتم :
کسی که عطر می‌پوشد باید بداند چه پوشیده است و باید بداند که کیست ، چیست ، چرا دوست دارد زیبارو و زیبابو باشد ، و این دو ، یک ضلع را کم دارند به تکمیل :
زیباخویی !!
آنگونه ، شما راوی خدا می‌شوید !
و همه عاشق شما خواهند بود !
آزمایش کنید !
عطر ، خداست !
و عطرباز ، جوینده اوست (یکی از معانی)
از خدا مهمتر داریم ؟؟
از همین است که هماره گفته‌ام :
درود بر آنانکه این سایت را بنا نهادند !
عطرافشان را بسیار کسان به خطا بردند !
موجی ساختند که مقصدش دوزخ زشت بود و بدبویی !!
لیک ، ما از نو ساختیم‌ش ، و بهتر خواهیم‌ش ساخت !
دیگر : عطر ، از روزی‌که مخلوق شد ، بزرگ بووود ، قدما و حضرا تنها روایتش کنند ، هر یک به وسع خویش و شعر خویش و دانایی خویش !
عطر ، بخاطر نوشتنِ اشخاص ، بزرگ نشده‌ست !
خلق (عطر) را ، اشخاص نتوانند بزرگ و کوچک کنند ، بلکه کاملاً معکوس است !!

نکته مهم دیگر :
دوستان عزیزم ، آیا می‌دانید شبکه مثبت و منفی چیستند و چه‌ها می‌کنند ؟؟
خلاصه بگویم در خصوص مورد خودمان ، عطر :
عطر راوی خداست ، مثبت است !
پس شبکه منفی باید چه کند ؟؟
باید اختلال در آن ایجاد کند !!
و دارد میکند ، بسیار قوی !
- اینهمه عطر فیک ، تقلبی ، ارزان‌تر ، مضر ، غیرواقعی ، در کل : ناعطر ، ضدعطر !!
- اینهمه ریویوهای نادرست ، کج ، زهرآلود ، نیش‌دار ، خراب‌کار ، ضد اصل ، سدّ عطر !!
هر دو توسط عیادی آن شبکه !
با دستمزد زیاد !!
و شما میخوانید !
اما : اگر شنونده عاقل باشد ، از آن بسیار مهمتر اگر عاشق باشد ، اگر شاعر (یا مشعور) باشد ، اگر همان داستان که گفتم : نور در قلب‌ش باشد ، می‌فهمد چه خبر است !!
حتی اگر عارف نباشد ، لبخند میزند و عبور می‌کند ، او می‌داند !!
و اگر کامل باشد و عارف ، به طرفت‌العینی باطلش می‌کند !
مدیرمان نادان نیست ، داناست ، می‌گزارد هر دو باشد !
چرا ؟؟
چون اگر یکی را حذف کند ، کل حذف می‌شود !!
این تازه یکی از چند علت است !!
دلیلی دیگر اینکه : سرانجام‌ها را می‌بینیم و می‌آموزیم و عبرت کنیم !!
دلیلی دیگر اینکه عاقبت مثبت و منفی را می‌داند پس باخیال راحت و صبوری : تماشا می‌کند !
او را دیده‌ام ؟؟
نه دیده‌ام ، نه شنیده‌ام ، نه نامش می‌دانم !!
لیک می‌شناسمش ، که برای شناخت ، موارد بالا لازم نیست ، چیزی مهمتر لازم است که : دارم !

پس اصل بر دو چیز است : عقل و عشق !
عاقل که هستید ، عاشق هم که بشوید آنوقت اگر آنها پشت خودشان را هم زخمی کنند (!!) موفق نمی‌شوند :)
این ، آخرِ آخرِ تمااام مسائل ما و این خانه ماست که خواندید و شنیدید !

پس بقول مه‌یار ، راست بگوئید راجع به عطوری که می‌نویسید و ریویو می‌کنید ، چرا که اساتید یا میدانند یا از پسِ تست خواهند دانست که شما چه کرده‌اید !
و اگر نمی‌گویند ، ادله‌ی نادانیِ ایشان نیست ، بلکه بعکس ، نشان از داناییِ ایشان دارد !!
و صالح (صلح با دیگران) بودنِ ایشان را روایت کند !
اما ضررش را خود می‌کنید که :
هرچه کنی به خود کنی ، گر همه نیک و بد کنی !
همه میشنوند این را ، معنی هم می‌دانند ، لیک چون تفسیر نمی‌دانند معتقد به آن نمی‌شوند ، مگر عده‌ای خاص که چون نور میدرخشند و همگی ایشان را میشناسیم !
که درونِ عطربازان بسیارند ، چون هر که همنشین خدا شود ، خدایی شود !
ازین است که می‌گویم عطربازان ، فرشتگانند !
من نه بی دلیل گویم و نه بی معنی !
لیک برخی میخوانند و می‌روند :)
اما آنها که مرا دوست دارند ، می‌دانند چه میگویم و از آن مهمتر : از چه می‌گویم !!
عده‌ای هم از جمع ما متنفرند : که باید باشند :))

آخر : "ثبت‌شدن" مهم است !
روزی همه به مثبوت‌ها بر خواهیم گشت و برخواهند گشت و خیلی چیزها روشن خواهد شد !
خیرخواهی‌ها و شرخواهی‌ها ، نیک‌ها و بدها !
بنابرین هرکس که درین خانه تاریخی ، چیزی ثبت میکند ، اول باید بلد باشد که یک سفر چند ده ساله (حداقل) به آینده برود ، و ببیند !
سپس انگشت بر ثبت نظر بزند !
بسیاری از نظرها ، روزی ازین سایت پاک خواهند شد ، خواه و ناخواه ، پس اگر می‌خواهیم عطری مانا باشیم و پرپخش ، اول باید فرکانس مولکولی خویش را درست و درشت کنیم !!
حوصله‌ی حرف زدن و نوشتن نداشتم ، لیک مه‌یار عزیزم ببین چقدر دوستت دارم بپاس اینهمه سال مهر تو ، که اینهمه پرگویی کردم و نوشتم :))
ایضاً اینکه چقدر عشق شما دوستان عزیزم و معطریت و خوشبویی شما بر منِ حقیر اهم است که نوشتم تا بخوانید !
هرچند کم و قسمتی‌ست ، میدانم ، لیک همین کم ، سوسوی نور است ، به سمت آن که بروید میرسید به منبع ، آنوقت من از شما خواهم آموخت که بی‌شک از من سریع‌تر و قوی‌ترید و باسلیقه‌تر !
امید که مفید باشد !
کنار هم بمانید ، بزودی این پناه‌گاه ، کنش‌گاه جهان خواهد بود و راوی معطریت ایرانیان !
ایرانیانی که قدیمی‌ترین ساکنان این کره‌اند !
هیچ خبر دارید آیا که :
نام تمااامی کشورهای جهان ، به کل ، از تاریخ حذف شد و به نام‌هایی دیگر بدل شدند ، الا ایرانِ ما ؟؟!
چرا ؟؟
بر آن تحقیق و تفکر کنید که با چرایی‌هاست که : خود را خواهید شناخت !
می‌دانید که دوستتان دارم فرشتگان خوشبو و پیام‌گستر خدا :)
ارادت‌ها
26 مرداد 1405 پاسخ تشکر
24 تشکر شده توسط : آرش وقوعی 🍁Shahab🍁
درود و سلام بر بانوی زیبای اردی‌بهشتی
سرکار خانم آلالیتای نازنین
اکنون ساعت ۹ شب است ، نیم‌ساعت است رسیده‌ام منزل ، دوشی گرفتم و کیف کوچک عطرهایم را آوردم گذاشتم کنارم تا نفسی بکشم که : برق رفت !!
یادم آمد کودک بودم منزل یکی از عمه‌هایم که دبیر بود و همسرش رئیس خطوط نفت غرب کشور بود ، نوروز بود ، برادر همسر عمه‌ام خلبانی بود که در سال ۵۲ شمسی ، امریکا از ایران خریدش ( ! ) تا ریاست دانشکده‌ی خلبانیِ یکی از ایالات را عهده‌دار شود ، همراه همسرش که امریکایی بود آمده بودند تعطیلات نوروز !
من هم که عاشق آن خانه بودم (یک پاسیوی جنگلی بسیار بزرگ با صدها قناری و فنچ و مرغ‌عشق و ... همگی آزاد داشتند ) آنجا بودم .
سر میز شام بودیم ، شمع‌دان‌ها روشن بودند بر میز ، یکهو برق رفت !
آن زن با نگرانی با فارسیِ دست و پا شکسته گفت : چه شد ؟؟
همسرش گفت : برق رفت !
زن گفت : مگر برق هم می‌رود ؟؟
همه خندیدیم !
همسرش گفت : آنجا (امریکا) برق هرگز نمی‌رود ، عادت ندارند !
عمه‌ام با لبخند گفت : فهمیدند ما سر میز شام‌یم لطف کردند خاموش کردند تا شام را با نور شمع‌ها بخوریم که خیلی زیبا و رویائیه !
تا این را گفت ، برق آمد :)
دوباره همه باصدای بلند خندیدند :))
زن گفت : میشه لطفاً لامپ‌ها رو خاموش کنید ، اونجوری بهتر بود !!
و شام رو با نور شمع خوردیم که این خاطره یادم ماند !
چه گویم سرکار خانم آلالیتای گلِ روان‌شناس !
اجالتاً که برهوت خشک شده‌ایم !
داریم می‌رسیم به سرزمین سوخته !
در مسیریم !
عیب ندارد ، من بوی دود دوست دارم !!
خلاصه که چشم ، در خدمت‌ام ، انشاله اگر عمری باقی بود ، دودها را کنار می‌زنم و می‌گویم !!
یاد چیزی افتادم ، کودک بودم ، پیرمردی داشتیم از بستگان سببی ، از خوانین جنوب بود ، تریاک می‌کشید ، وقتی می‌رفتیم خانه‌شان موقع سلام و علیک ، می‌گفت :
سلام علیکم ، حال سرکار چطوره ، خیلی خوش آمدید ، صفا آوردید ، افتخار دادید ، و :
همینطور دود از دهانش بیرون می‌آمد !!
:))
من باخود می‌گفتم : واااو ، خدااای من ، این پیرمرد لاغر ، اینهمه دود از کجایش می‌آورد ؟؟
۵۰ کیلو وزن نداشت لیک زنش ۲۰۰ کیلو بود :)
با خود فکر می‌کردم که اگر حواسش نباشد حین خواب ، اگر زنش غلت بزند ، او آن زیر پِرِس و له خواهد شد !
افکار کودکی بود دیگر !
لیک بزرگ که شدم ، فهمیدم حقیقت همانی بوده که گفتم :))

خلاصه که چشم و به دیده‌ی منت !
غار هم که در نوبت است و پس از عبور از سرزمین سوخته ، باید برویم آنجا !
هر روز صبح صدای انفجار می‌آید از کوه کنار ما ، امروز یکی پرسید :
چه خبر است ؟؟ زدند ؟؟
گفتم خیر ، مشغول آماده‌سازیِ غار اند دیگر !!
گفت غار برای چه ؟؟
گفتم از مراحل پرتید ها !! وسایلت را جمع کن باید آماده شوی !!
لباس زیر هم بردار و یک‌جا قایم کن ، لازم میشود :))
در دل می‌گفتم : اکنون با خود می‌گوید این دیوانه است ، لیک بزودی خواهد فهمید خودش دیوانه بوده :))

خب ، بوی آونتوس چه لذتی دارد در خاموشی !
امیدِ فرداهای نیک می‌دهد ! آمین !

خوب ، برق هم آمد ، ارواح فرانکلین ، ولتا ، فارادی ، رادرفورد ، ادیسون و تسلا همگی شاد باد ، دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما نیز همین کنیم به‌یاری خدا بر دیگران !
به‌به ، تلویزیون دارد موسیقی مایکل کامن برای فیلم چه رویاهایی می‌آیند را همراه صحنه‌هایی ازین فیلم شاه‌کار پخش می‌کند ، که زیباترین و قلب‌پاک‌ترین هنرپیشه‌ی هالیوود (که عاشقش هستم) بازی کرده است ، رابین ویلیامز که خودکشی کرد !!
از بیماری فراموشی ترسیده بود که در شروعش بود ، حیف شد !
خوب ، این‌هم از گفتگوی امشب ما در خاموشی‌ای معطر !
نمی‌دانم عطر بلولیدی اکنون چگونه عطریست ، لیک اگر همانی باشد که قبلاً بوده ، برای بانوانی تحصیل‌کرده ، آرام ، عمیق و خندان در میان‌سالی بسیار شایسته‌ست ، بر درک عمقِ هوشیاری ایشان در دید دیگران می‌افزاید !
عطرهای شیشه‌کوچک و میل‌پایین رصاصی چون اکسیر بودند ، منتها جنس و ترکیبات عطور ، کلاً و از بنیاد تغییر کردند با تاسف !
عرض احترام حضور شما و همه‌ی دوستان نازنینمان که درین خانه معطر می‌بویند و می‌طراوند !

ارادت‌ها⚘
26 مرداد 1405 پاسخ تشکر
25 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Telecaster

حدود ۱۱ سالم بود که با ذوق، پولامو جمع کردم و رفتم مغازه سر کوچه تا برای مامانم هدیه بخرم
به سرم زده بود عطر بگیرم
مغازه دار چندتا عطری که اونموقع بقول معروف ترند یا هایپ شده بود رو جلوم گذاشت و من چقدر احساس بزرگی میکردم که اومدم خرید و به تنهایی حق انتخاب دارم :)
با چه وسواس خاصی، عطرهارو بو میکردم
یادم نیس بقیه چی بودن اما یادمه بلو لیدی رو که جلوم گذاشت عاشق رایحه‌ش شدم، شاید چون با وجود سن کم متوجه شدم شبیه عطر مخصوص مامانه (هاوایی)
بعد دوباره با وسواس به شیشه و جعبه ش نگاه کردم، بنظرم شیک بود، خصوصا با اون ربان آبی کمرنگ که دورش انداخته بودن، رنگ آبی قشنگی داشت، اسمشم که بنظرم جذاب بود
همونو خریدم و با ذوق کودکانه به مامانم هدیه دادم
هنوز که هنوزه با وجود ۲۰ و اندی سال که از اون روز میگذره، هنوز مامانم عاشق این عطره و میگه بهترین کادویی بود که بهم دادی
بلو لیدی هم مثل هاوایی ترکیب عطر گل های مریم و یاس و رز هست+مرکبات
گرمای مطبوع، پخش بو و ماندگاری خوبی داره
ضمنأ blue image و blue fashion هم میتونن یادآور رایحه این عطر باشند
16 خرداد 1405 پاسخ تشکر
25 تشکر شده توسط : FARNIYA شکیلا میلانی

میشه لطفا این رو موجود کنید
خیلی نوستالژیه🙏🙏💙
13 تیر 1403 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : پروین ادیب جلالی
منو اینو از عطرافشان واسه مادرم خریدم ولی بویی عطر واسش سنگینه استفاده نکردن اگه میخواید میتونید خرید کنید
13 تیر 1403 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : سالار كلوچه فاطمه فیضی

یادش بخیر
اوایل دهه هشتاد این عطر پادشاهی میکرد
رایحه خوب، ماندگاری و پخش راضی کننده
قیمت عالی، جالبه که یونی هم استفاده میشد،
احتمالا جزو عطرایی باشه که رکورد فروشش بالا بود،
اگه حافظه م خوب یاری کنه قیمتش ۷-۶ هزار تومن بود.
یه جورایی نوستالژی حساب میشه این بلو لیدی
05 تیر 1403 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : لیلا Marine

نوستالژیک ترین عطر عمرم
بوی مامانم کل دوران بچگیم آرامش بخش ترینه برای من چون بوی مادرمو میده :) دوسش دارم خلاصه آروم و ناز و آبی
21 شهریور 1402 پاسخ تشکر
24 تشکر شده توسط : لیلا مهشید

7
رایحه
7
ماندگاری
7
پخش بو
7
طراحی شیشه
عطر Blue Lady از Rasasi بوی گلی و شیرینی دارد. بوی این عطر با نت‌های پرتقال، گل برف، برگ بنفشه و یلانگ یلانگ شروع می‌شود. در نت‌های میانی، شما با رایحه هلو، آلبالو، نارسیس و ژاسمین روبرو میشید. در نت پایانی رایحه وتیور، صندل، عنبر، مشک و وانیل حس خود را به شما منتقل می‌کند.ماندگاری ۴ ۵ ساعته و پخش بو متوسط.بسیار نفیس با قیمتی که دارد فقط از اصل بودن این محصول حتما اطمینان پیدا کنید قبل از خرید.
30 تیر 1402 پاسخ تشکر
12 تشکر شده توسط : لیلا فرهاد

8
رایحه
8
ماندگاری
9
پخش بو
7
طراحی شیشه
تو یه کلمه خلاصش کنم "فوق العادست" :)💙
17 اسفند 1401 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : سعیده هاشم پور

یه همکلاسی دانشگاهی داشتم که یه روز بلو لیدی زده بود. زودعطرش رو پرسیدم و ظهر رفتم خونه. مامانم رو مجاب کردم که این عطر رو میخوام. رفتیم خیابون معروف مرکز شهرمون دنبالش گشتیم . هیج جا نبود . به جاش بلو ایمیج رو داشتن . من هم که انگار قسم خورده بودم اون روز حتما عطر بخرم همون بلو ایمیج رو خریدم. همیشه با دیدن این ردیف عطرها یاد اون عصر زمستانی میفتم که با مامانم رفتیم خرید. و البته کم نداشتم از این هوس های یهویی و مادر که همیشه همراهم بود برای خریدهای عجیب و غریبم :) یادش به خیر . ولی دلم خواست بخرمش......
12 اسفند 1401 پاسخ تشکر
54 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 Tina
سرکار خانم فیضی نازنین
عرض ارادت ها و سلام
خاطره ی جالبی بود :)
عجله ی شما در خرید عطر بلافاصله پس از استشمام رایحه ی آن ، در همه ی ما عطر دوستان مشترک هست :)
خواب و خوراک نداریم تا به دست آوریم :)
برای هیچ چیز دیگری در این دنیا چنین حس و حال و عجله ای نداریم جز عطر که گاها به دلیل اینکه این حس از سوی اطرافیان درک نمیشود و حتی گاها تمسخر یا تقبیح میشود هم همگی مجبور به کارهایی میشویم که باعث خنده ی همگان میشود :)
مخفی کاری و خرید یواشکی و قایم کردن عطر تا فرصت مناسب و ... :)
در همه ی ما مشترک است این اتفاق و تجربه !
و اما این عطر خاص و ناز !
یادم هست سالها دنبال رایحه ای شبیه به توتون پیپ کاپیتان بلک میگشتم و آن سالها نبود .
این عطر تنها عطری بود که پله ی سوم اش دقیقا همان رایحه را داشت بواسطه ی اجرایی خاص از نت های کهربا و وانیل و اتفاقا از باب این رایحه یونیسکس هم بود و من یا بصورت خالص یا برخی اوقات در ادغام و لیر کردن با دیگر عطور میپوشیدم .
عطر بسیار ناب و خاصی بود آن روزها ، کیفیت و غلظت بسیار خوب و پخش و ماندگاری عالی و سیاژی به یاد ماندنی داشت .
اما بعد از سه چهار سال و بدلیل استقبال زیاد و معروفیت گسترده اش سیل فیک های آن سرازیر شد که رایحه شان تفاوتهایی بنیادین داشت و کیفیتی بسیار ضعیف .
بعد هم که عطر کاپیتان بلک آمد و عده ی زیادی از عطردوستان که این عطر را به همان دلیل میخریدند منحرف شدند بسوی کاپیتان بلک .
خبر ندارم نسخ جدید چگونه اند لیک اگر ساخت خود شرکت رساسی باشند بی شک ارزشمندند اما نباید فراموش شود که اجمل و رساسی انواع و اقسام فیک ها را از چندین کشور مختلف من جمله ایران خودمان دارند تحت عناوین مختلف مثل کپی های قانونی که اصلا در کیفیت قابل قیاس با نمونه های اصلی نیستند .
بعد از این هم که بلو ایمیج آمد که شبیه بود لیک دقیقا مثل بلو لیدی نبود .
یکی از عطرهای نوجوانی و خاطرات ماست این عطر :)
یادش بخیر :)
ارادت ها
13 اسفند 1401 پاسخ تشکر
49 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 حسنا
مخفی کاری و خرید یواشکی و قایم کردن عطر تا فرصت مناسب و ... :)

اینکه خواب و خوراک نداریم تا رایحه مورد علاقه امان را بخریم.

عموجان به گمونم دارم میچشمش😄
ایشالا جیب همه عطربازا پر پول باشه همیشه ⭐️
13 اسفند 1401 پاسخ تشکر
28 تشکر شده توسط : حسنا عسل
صبا جان این مورد مقاومت دوز داره. الان دوز هر خرید یواشکی من شده ۸ تا ۱۰ عطر. حالا بیا فرصت کن این حجم از عطرهای یواشکی رو رو کن و استفاده کن. اونقدر عطر دارم فکر کنم عمرم کفاف استفاده کامل همه شون رو نده . خلاصه مراقب باش . ولی از من دیگه گذشته راه بی بازگشت رفتم........:)
13 اسفند 1401 پاسخ تشکر
33 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 حسنا
این عشق بازی😍 گوارای وجودت عزیزدلم …
14 اسفند 1401 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : هاشم پور پرنیان
سلام و درود بعد خواندن نظرتون من دلگرم شدم فکر کردم من خودم فقط این گرفتاری رو. دارم نظرات دوستان خوندم الان گویا جمع ما همه این مشکل رو دارن حالا که دوستان رک گفتن منم یک اعترافی کنم بعداز هر سفارش بلافاصله زنگ میزنم اداره پست بهشون میگم بسته رو درب منزل نبرید خودم میام تحویل میگیرم یکی از عزیزان دعای خوبی کردن واقعا خدا باید رزق و روزی و جیب عطر دوستان عطربازان رو پرتر کنه ایشالله خداوند از گنجینه ها و مخازنش برای همه عزیزان عطرافشانی بفرسته و همه دوستان بدون دغدغه سفارش بدن
02 اسفند 1402 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : حسنا مهران میرزایی
من به جز علاقه به عطر ها به انگشتر،ساعت،سیگاربرگ،لوازم عتیقه،باتل شیشه‌ای،تیراندازی با اسلحه،شامپو های گران قیمت،قهوه،ماشین و... هم علاقه‌مند هستم و با این سلایقی که دارم اصلا با عادی و متوسط بودن نمیتونم کنار بیام😔
02 اسفند 1402 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : مهشید میثم
سلام آقای محمد عرفانی
ای داد که چقدر هم خلاقیت های مشترکی داریم . منم اوایل دقیقا همین کار رو میکردم بعدا همه عادت کردن به این روند :)
03 اسفند 1402 پاسخ تشکر
16 تشکر شده توسط : مهشید broken
درود به همراهان🌹
با اين رایحه نوستالوژیکی که(خیلیامون باهاش خاطره داریم) ازش یاد شد تمام خاطرات زیبای گذشته زنده شد😊🥰... قیمت‌های متعادل،کم بودن روایح فیک،رایحه های پر قدرت و دلنشین،خریدای دزدکی و دل چسب و بقیه داستان هایی که استاد سخی و دوستان به اونا اشاره کردن🤗،،، واقعا که چقدر زود دیر میشه!
07 خرداد 1403 پاسخ تشکر
15 تشکر شده توسط : فرهاد سالار كلوچه
سلام وقتتون بخیر .در مورد این عطر سؤالی دارم.چنتا عطر که خیلی مشابه این عطر باشه میتونید بهم معرفی کنین؟از بین خیلی عطرها،عطری به شیکی این کمتر دیدم .
18 خرداد 1403 پاسخ تشکر
1 تشکر شده توسط : فاطمه فیضی
این عطر منو میبره دوران سربازی، اولین عطری که تو خدمت گرفتم عطر گلان بود. یه عطر ایرانی خیلی بی کیفیت😄. اون زمانها فکر کنم تو تلویزیون تبلیغ هم میشد. سردرد میگرفتم باهاش (باید سرچ کنم ببینم هنوز هست ازش)
بعدش اینو گرفتم، اون موقع اصلا متوجه جنسیت رایحه نبودم (البته ما از زمان جلوتر بودیم و میدونستیم که جنسیت در عطر معنا نداره و یک روز این مرزها برداشته میشن😎) این عطر بلعکس گلان رایحه ملایم و خوبی داشت و یک بار دیگه شارژژ کردم. یادش بخیر چه زود گذشت

[EDITED] 1403/03/19 00:35
18 خرداد 1403 پاسخ تشکر
23 تشکر شده توسط : Tina Farnoosh
Cat عزیز
از روزی که این سوال رو پرسیدید دارم فکر میکنم واقعیتش اینکه اولا دقیقا ۲۵ سال پیش که دانشجو بودم این عطر رو داشتم و الان دقیقِ دقیق یادم نیست که کامل بتونم مقایسه کنم ( چون تاکید کردید که خیلی مشابه باشه) . دوم اینکه واقعا بویی مشابهش توی ذهنم نیست . وقتی همین عطر رو عطرافشان موجود داره ای کاش همین رو بگیرید . مطمئنا هر عطری هم باشه این حس و حال رو که ازش میخواهید نخواهد تونست براتون ایجاد کنه . شاد و خوشبو باشید.
25 خرداد 1403 پاسخ تشکر
23 تشکر شده توسط : هاشم پور فرهاد
متاسفانه یا خوشبختانه منم همینم
حتی شاید با دوز بالاتر 🤦🏻‍♀️
دور از جون شما اما به شخصه بخاطر وسایلم از جمله عطرهامم که شده، حتمأ باید وصیت نامه تنظیم کنم😂
16 خرداد 1405 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : علی موسوی Huseyin_taheri_official

عطر خواهرم بود.منم میرفتم بوش میکردم.دوست دارم جایی دیدم دوباره بوش کنم.ببینم هنوزم دوسش دارم یا نه.اون موقع خیلی به نظرم خوشبو بود
24 مرداد 1400 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : شکلات تلخ فاطمه فیضی

8
رایحه
6
ماندگاری
6
پخش بو
3
طراحی شیشه
از عطرای موردعلاقه مشترک من و مامانمه، بوی ناز و آرومی داره
01 اسفند 1399 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : سعیده هاشم پور

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟