سپاس این میکده ی عطر را که فرزندان خانه اش را بسیار می آموزد!
دانشگاهی که هرکس نقشی را از آنِ خود کرده است؛
نه به سلطه، که به دوستی و مِهر.
استادان، دانشجویانِ ماهر، دانشجویانِ دیروز ، جویندگان دانشِ امروز و...
که هرکدام را فردایی نیکو در پیش است.
لیک اگر بخواهم آینده ای کاری را از این مسیر زیبا بجویم، راه آسان نیست و تشنه ی هنر است؛
و مردان و زنانِ رَهرو اش را می طلبد.
حال دستی به سوی اهل این خانه دراز می کنم؛
به این امید که دستی به یاری پیش آید و آن را صمیمانه بفشارم.
و چه زیبا اگر از این خانه، کسی همراهم شود.
داداش مسیر دقیقا کجاست؟
البته از من میشنوی کلا روی آدمیزاد حساب نکن. برو به سمت هیچهایک تکنفره
به قول شاعر؛ طی این مرحله با همرهی هیچ مکن