كدوم عطر رو انتخاب كنم براي ي مجلس مهم؟؟

درود

اميدوارم حال همه ي اعضاي عطرافشان خوب باشه.. هم قديمي هاش.. هم اعضاي جديد.

دلم براي اون روزاي درخشان عطرافشان تنگه😔

ممنون ميشم ي راهنمايي كنيد بابت انتخاب ي عطر مناسب.

بين اين گزينه ها كدوم كم ريسك ترين هست براي مجلسي كه اولين بار هست ادم هاش رو ميبينم و اكثريت هم خانوم هستن و داخل منزل با هواي ملايم حدود ٢٠ تا ٢٥ درجه و اينكه برام خيلي مهمه مرتب و جنتلمن باشم ( شلوار پارچه اي طوسي پر رنگ/ پيرهن ابي تك رنگ( ابي ش از ابي اسمون سه چار درجه تيره تره).اكسسوري فقط ساعت بند چرمي و كفش هم چرمي مشكي . موي كوتاه همراه ته ريش . تايم هم عصر هستش . ممنون كه وقت ميزاريد🙏🏻

مارك انتوني/ گنيمد

تام فورد/ كاستا ازورا پارفوم

گرلن/ هوم ايدل كولون

اسنشال پرفيوم / بويس امپريال

زارا / سان رايز 

كنزو / هوم مارين 

امورعود / سيلور بيرج

نيشانه / هاجيوات ايكس

زرجف / فيرو

ميسون روباچي / موسك پاناش

سپاس از همراهي شما عزيزان💐

کاوه کاوه
1405/03/06
در پاسخ به nazanin :

درود بر شما، 

یه کوچولو من بحث رو خم کم سمت دیگری با اجازه آقا سالار :)

سینمای تارکوفسکی همیشه منو به اشک ریختن واداشته.. بسیار جهانش رو دوست دارم خصوصا نوستالژیا و استاکر. می‌تونم تا ابد گریه کنم با تماشا کردنشون. پروفایل شمارو می‌بینم یاد دیالوگ محبوبم می‌افتم.. داستان‌های عاشقانه کلاسیک.. خالصانه.. بدون بوسه.. آن احساسات ناگفته و و.. بی‌نظیرن خلاصه :)

سلام نازنین خانم

 واقعا یه زمانی سینما هنر خالص بود ، آثار تارکوفسکی ، آنجلوپولوس و .....

آثار نئورئالیسم ایتالیا مثل دزد دوچرخه ....

قدیما واقعا دلی فیلم میساختن  و برای همین به دل مینشست ، اما الان متاسفانه اکثر فیلم سازها برای فروش بیشتر یا گرفتن جوایز خاص یکسری مسائل و مفاهیم رو به زور میخوان توی چشم مخاطب فرو کنن که حتی به نظرم خودشون بهش باور ندارن ، فیلم ها اینقدر پیام زده شده که اکثرا ظرافت هنری سابق رو ندارن.

 

من خودم عاشق حال و هوای فیلم های دهه ۹۰ و ۸۰ میلادی ام ، مثل scent of a woman , لباس هایی که مردم میپوشیدن ، ماشین ها ، رفتار آدما ، عطر ها ، آب و هوا ، عشق ، همه چی به نظرم اون موقع ها بهتر بوده.

در مورد اشک ، من متاسفانه زود تحت تاثیر قرار میگیرم ، کافیه کسی توی فیلم فوت کنه یا مریض بشه ، آخرین فیلمی که به خاطرش زیاد اشک ریختم hamnet بود.

 

یک فکت ناراحت کننده و تکان دهنده در مورد استاکر بگم، خیلی ها باور دارن که تارکوفسکی و عوامل فیلم به خاطر لوکیشن فیلم برداری استاکر فوت کردن. تارکوفسکی ،همسرش و بازیگر نقش اول فیلم همگی به یک نوع سرطان ریه نادر مبتلا شدن و فوت کردن. بقیه عوامل فیلم هم اکثرا به بیماری های خاصی مبتلا شدن.

 

 

در پاسخ به کامبیز سخی :

خوب !

اول : چه افتخاری بر نوشته های من ! که شمعی شوند و پروانگانی زیبا چون شما را گرد خویش جمع کنند به دعوت !

قبلا هم گفته ام خدمت شما که دلها را به هم راه است :)

دوم : اگر روزی مشرف شدم بحضور ، تمااام سوالها و جوابها را در "این" ارتباط که فرمودید ، خواهم گفت ! ایضا :

چرا و چطور زیبایی اتفاق افتد ؟ چرا همه دنبال زیبایی اند ؟ چرا آنان که "نگرانِ" زیبایی اند مدام و به هر وسیله ی درست و نادرست بر آن کوشند ؟ چرا برخی از زیبایان متنفر اند ؟ چرا اگر چون منی حقیر ، بر زیبایی ی کسی صحه گذاشت ، دیگری یا دیگرانی به عداوت خیزند ؟ حسادت و عداوت در این مورد با هم چه فرق دارند و هر کدام از چه منبع سرچشمه گیرند ؟ مهم : آیا اصلا خدا درین مورد (زیبایی) دخالتی دارد ؟ ( و دقیقا بهمین دلیل برخی نگرانند ، چون خویش مسبب بوده اند ! )

و بسیااار پرسش دیگر که همگی پاسخهایی دارند که مو به تن سیخ کنند

واکنش شما باید چه باشد ؟؟

بی اهمیتی پاسخ درست نیست !!

بفرموده : سوال کننده (درخواست کننده) را از خود نران !

بر ایشان دل بسوزان و مهمتر : بر آنها بیاموز ، تا گاهِ بعدی زیباتر باشند !

گسترده است ، اینجا نمیتوانم بگویم ، خسته میشوم از نوشتن و مدیرمان از خواندنِ به اجبار :)

لیک میدانم شما مشتاقید به شنیدن !

پس : پاسخ خواهید یافت !

بهرحال اگر نامبردگان زن باشند دلائلی دارد و اگر مرد باشند دلائلی ! زیبا باشند دلائلی ، نازیبا دلائلی !

همگی قابل به پاسخ :)

درب گوش ات : زیبایی که محک نخورد و آزمایش نشود ، زیبا نمیشود و نمیماند ، پس : این پاسخ را تو قبلا آموخته ای که : پاس کرده ای این ترم را !!

دیگر : تو که بام ات بیش ، پس برف ات بیشتر !!

زیبایی هزینه دارد ! اولین دشمن اش آرامش نداشتن است !!

باید اول به آرامش رسیده باشی تا سپس زیبا شوی و زیبا بمانی !

که تو آموخته ای !

این دنیا ، سراسر سوال است و مدااام بیشتر شود ، لیک همگی پاسخ دارند !

خیییلی زیاد است ؟؟ خیر !! چطور ؟؟

وقتی پرده بیفتد ، دیگر پاسخ هر سوالی را دانی ، پاسخ هر پرسشی ، قبل از اینکه سوال به اتمام رسد ، بر تو میرسد !

میدانی معنی این را :

چون پرده بر افتد ، نه تو مانی و نه من !

همه اینطور معنی کنند : عاقبت عمر همه تمام شود و تو و من میرویم !

لیک اشتباه است :)

درست : وقتی پرده ( همانی که گفتم ) افتد و چشمت باز شود ، دیگر تو و منی ای نمیماند ، هر سه ( من تو او ) یک شویم ، پس آنگاه پرسشی نمیماند !!

همه پاسخ است :))

اساتید میگویند : هش دار ، که تا شیدایی ( دیوانگی ) راهی ات نمانده :)

گویم : پس فکر کرده اید آن پاسخ ها که چشمانتان را گرد کند و دهانتان را ایضا ، از کجا می آیند بر من ؟؟

:))

پس : نگو برای من مهم نیست !

هست ! باید باشد ! بر ایشان دل بسوزان و بر خودت بگو : آفرین ، درست رفته ای ، بالاتر رو !!

منظور را درک کردی ؟؟

یعنی لبخند بزن :) هم بر ایشان :) هم بر خود :) لیک این دو ، معانی ای دو دارند !!

سوم : بله ، میدانم ، همان لایک کفایت دارد ، من لایک یا عدم لایکِ هر یک را به ریزترینِ اجزاء ، که حتی فکرش را هم نمیکنند ، میدانم :)

برخی با خود درگیر اند !

ایضا میدانم دوستانم را چه چیزها و چه کس هایی نگران کنند :)

میتوانم به یک اشاره بر کلمات ، کاری کنم که بدخواهانِ خوبان این خانه خجالت بکشند ، لیک : آنکه میتواند ، نمیکند !

مگر خود ، اسباب فراهم کنند به تکرار !

:)

آخر : ماجرای آرایش کردن و آرایش دادن !

همه را دقیق حلاجی کرده ام ، چه به مطالعه ، چه به تحقیق و چه به سرشماری و سرنوشت !

زیبایی بر دو نوع است : کامل (بیرون و درون) - ناقص (در مسیر زیبا شدن واقع شده لیک از درون هنوز متغیر است)

زیبایان کامل از آرایش فراری اند ! چرا ؟

احساس میکنند آرایش زشتشان کند ، چیزی غیر واقعی بر ایشان آویزان کند ، حتی از زیورآلات دوری کنند مگر بسیااار ظریف و لطیف باشد !

البته اجتماع در این دخیل است ! مثلا هندیان یک کیلو زلم و زیمبو آویزان کنند ، بر شترانشان ایضا ، بر ماشینهایشان ایضا !

این دیگر برمیگردد به عقاید ، ایضا آموزه های پیشینیان شان !

حال اینکه زیبایانشان به منزل و تنهایی که رسند ، همه را جدا کنند و گویند : آخیش !!

این بسیار معنی دارد !

چرا زیباترین زن یک شهر باید صبح دست بر چشم همسرش گذارد که : مرا نبین تا برگردم ! و سپس برود به آرایش ، حال آنکه زیباترین است و بی نیاز از آن که اتفاقا آن ، زیبایی اش را محو کند !

و وقتی دلائل را بر همسرش شمردم ، باید چهره اش را میدیدی ، میگفت این معجزه است ! میگفتم : خیر ، دانش است :)

هر اتفاق پیشینه ای دارد ، تصادف بی معنی ست در دنیایی که هر چیز به علتی معلول است !

خلاصه که : هر که اهل دشمنی ست ، خود دشمن بوده است و لیاقت دشمنی دارد و در انتها : باید دشمنیِ "او" را نیز تجربه کند ! که عاقبت هر کس چنان خیزد که زییَد :)

چاه کَن هماره تهِ چاه است بقول نازنین زیبا :)

تمام اینها که گفتم ، همه فقط از :

"یک دلیل" تفسیر شد :))

چندین دلیل دیگر نیز هست که اتفاقا : دو دلیل اش از بین همه ، زیبا و نیکو هم هست !!

منتها ما عادت داریم یک مورد را که معمولا هم بدترین است :) ببینیم و جمله ای بگوئیم و تمام کنیم حال آنکه باید همه جانبه دید و از تمامی زوایا خصوص و خصوص : از بالا و سوم شخص !

جمله ای دیگر درب گوشت : دشمن تو را قویتر کند که عدو مسبب خیر است ، چون تو از اهالیِ اویی !

اینهمه گفتم هنوز به دلیل دوم نرسیدیم :))

همه خسته شدیم :))

اشاره : عشاق تو رو به افزایش اند :)) که حسد ورزند :))

اگر خدا کمک کرد ، اتفاقاتی خوب خواهد افتاد که چون فنر جمع شده است به رهایی ای زیبا :)

خصوص بر این خانه ، با دو برنامه بزرگ لیک حرف پیش خوب نیست :)

داستان انرژی و سد انرژی و ... بماند ، که همه درست است و نشان از اتصال ، توصل و توسل تو دارد !

امشب میخواستم عطر بیلاود آمواژ را تست و ریویو کنم ، لیک عطر شما غلیظتر بود که مرا به این سو کشاند :))

ارادت ها بانوی زیباتمام :)

مقاومت بر زیبایی ، اصل است !

برخی هم زیبایی را با خوشگلی هم معنی دانند که : اشتباهی بزرگ است !

آقا کامبیز عزیز،  پاسخ شما را کلمه به کلمه، جمله به جمله و سطر به سطر ..  بارها خواندم.   و باز هم خواهم خواند😊

گویا هر کدام پندی است بر من  و جانم  آنها را شنید.

باز هم مثل همیشه و همچون سربازی در مقابل  مافوق خود، با تحکم میگویم : بله قربان😎   

اطاعت امر. و سپاس  بابت مهر فراوان شما🙏🏻   دوستدار شما هستم.

آخرین
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟