دوستان سلام
فعلاً که نت داخلی شده و کار خاصی برای انجام نیست
در نتیجه بدم نمیاد راجع به یه سری موضوعات اینجا گپ بزنیم
یه سری سوال دارم که دوست دارم نظرات مختلف رو در موردش بخونم...
اولین سوال اینه...
در مورد یه عطر کدوم موضوعات اصلی هست و کدوم فرعی؟
- بوی اون عطر؟
- طراحش؟
- برندش؟
- پخش بو و ماندگاریش؟
- بسته بندی؟
- ترکیبات عطر؟
و موضوعات دیگه ای که توی ذهنم الان نیست و اگر دوست داشتین بنویسید
ممنونم
سلام دوست عزیز
از نظر من مهم ترین موضوع برای انتخاب یک عطر رایحه اون عطر هستش و بعد از اون ( اول پخش بو بعد ماندگاری).
اگه یه عطر پخش بوش از اینجا تا قاره آمریکا بره ولی رایحه غیر قابل تحملی داشته که فایده نداره ولی برعکس. اگه یه عطر رایحه خوبی داشته باشه اما عملکردش غیر قابل قبول باشه قابل قبول هستش چون حداقلش اینه که خودمون راضی هستیم.
برند و بسته بندی برای من مهم نیست چون ما قراره باطن عطر رو مشاهده کنیم همچنین در مورد عطار هم صدق میکنه (البته بی تاثیر هم نیستن بالاخره ولی اصل موضوع هم نیست).
ترکیبات عطر هم همون رایحه هستش اما بعضی افراد صرفا از یه دسته بویایی خوششون میاد ولی خودم اینطوری نیستم هر عطری بوش خوب باشه استفاده میکنم.
امیدوارم نظراتم مفید بوده باشه
با درود. هر عطر دو فاکتور مهم داره: خود بوی عطر و پخش و ماندگاری اون، هر کدوم بد باشه اون عطر هم بده. اولی که جای بحث نداره، دومی هم باید عطره بو داشته باشه وگرنه به چه دردی میخوره؟
بعد برند و طراحش. شما همیشه یک خط بویی در برندها خواهید دید. همچنین امضای یک طراح رو در کارهاش. ولی هیچ کدوم معیار انتخاب نیستن ولی کمک کننده هستن. مثالی بزنم: شما همیشه با شنیدن برند دیور متوجه طراحی بی عیبش میشی. ولی اینکه اون عطر به درد شما میخوره یا نه مشخص نمیشه.
موضوع بی اهمیت هم بسته بندی و ترکیبات عطره. بسته بندی که فقط باید در حد استاندارد باشه. ولی چرا ترکیبات عطر؟ ۷۰٪ از ترکیبات عطر غیر واقعی هستن. شما هر وقت دیدی بنوسین سیترونلول، بنگلانول، جاونول و الی آخر اون موقع ترکیبات رو دارن درست مینویسن. و تازه وقتی نوشتن درصد هرکدون مشخص کننده خیلی چیزهاست که اونم فاکتور میشه.
چیزی که بهتره بهش دقت کرد گروه بویایی هست، مثلا نگیم عطر گرم یا خنک چرا که کمک کننده نیست. به جاش سیتروسی، چوب خشکی. ادویه ای تند، ادویه ای تازه. شما میتونی چارت خیلی ها رو پیدا کنی و اونجوری یاد بگیری. برای همین هروقت بگن پودری شما میفهمی اون عطر گلی هست چرا که حس پودری با گل میاد.
با درود. هر عطر دو فاکتور مهم داره: خود بوی عطر و پخش و ماندگاری اون، هر کدوم بد باشه اون عطر هم بده. اولی که جای بحث نداره، دومی هم باید عطره بو داشته باشه وگرنه به چه دردی میخوره؟
بعد برند و طراحش. شما همیشه یک خط بویی در برندها خواهید دید. همچنین امضای یک طراح رو در کارهاش. ولی هیچ کدوم معیار انتخاب نیستن ولی کمک کننده هستن. مثالی بزنم: شما همیشه با شنیدن برند دیور متوجه طراحی بی عیبش میشی. ولی اینکه اون عطر به درد شما میخوره یا نه مشخص نمیشه.
موضوع بی اهمیت هم بسته بندی و ترکیبات عطره. بسته بندی که فقط باید در حد استاندارد باشه. ولی چرا ترکیبات عطر؟ ۷۰٪ از ترکیبات عطر غیر واقعی هستن. شما هر وقت دیدی بنوسین سیترونلول، بنگلانول، جاونول و الی آخر اون موقع ترکیبات رو دارن درست مینویسن. و تازه وقتی نوشتن درصد هرکدون مشخص کننده خیلی چیزهاست که اونم فاکتور میشه.
چیزی که بهتره بهش دقت کرد گروه بویایی هست، مثلا نگیم عطر گرم یا خنک چرا که کمک کننده نیست. به جاش سیتروسی، چوب خشکی. ادویه ای تند، ادویه ای تازه. شما میتونی چارت خیلی ها رو پیدا کنی و اونجوری یاد بگیری. برای همین هروقت بگن پودری شما میفهمی اون عطر گلی هست چرا که حس پودری با گل میاد.
نکات جالبی بود، اتفاقاً به خاطر همین میپرسم تا راجع بهش گپ بزنیم...(قبلاً توی کلاب هاوس صحبت میکردیم درباره همچین چیزایی)
فقط چندتا نکته:
اون مورد دوم که فرمودی بو داشته باشه، مثلاً چقدر پخش بو و ماندگاری؟
امضای طراح رو میفهمم هر چند بعضاً اونم قابل تشخیص نیست
اما هویت برند میتونه خیلی جای بحث باشه
یه نکته بگم، منظورم از ترکیبات همون نت های عطر بود چون اسامی مولکول ها خیلی برای کسی اهمیتی پیدا نمیکنه
اما در مورد گروه های بویایی فکر میکنم یکی از کم اهمیت ترین موضوعات باشه
فرضا ما چندتا عطر فوژه یا شیپق لازم داریم؟
سلام دوست عزیز
از نظر من مهم ترین موضوع برای انتخاب یک عطر رایحه اون عطر هستش و بعد از اون ( اول پخش بو بعد ماندگاری).
اگه یه عطر پخش بوش از اینجا تا قاره آمریکا بره ولی رایحه غیر قابل تحملی داشته که فایده نداره ولی برعکس. اگه یه عطر رایحه خوبی داشته باشه اما عملکردش غیر قابل قبول باشه قابل قبول هستش چون حداقلش اینه که خودمون راضی هستیم.
برند و بسته بندی برای من مهم نیست چون ما قراره باطن عطر رو مشاهده کنیم همچنین در مورد عطار هم صدق میکنه (البته بی تاثیر هم نیستن بالاخره ولی اصل موضوع هم نیست).
ترکیبات عطر هم همون رایحه هستش اما بعضی افراد صرفا از یه دسته بویایی خوششون میاد ولی خودم اینطوری نیستم هر عطری بوش خوب باشه استفاده میکنم.
امیدوارم نظراتم مفید بوده باشه
ممنونم
اینکه بگم پخش و ماندگاری انقدر، شدنی نیست چرا که هر رایحه و هر عطری جای خودش رو داره. ولی برای رایحه های سبک ماندگاری کم و پخش خوب (دست کم ۲ ساعت)
رایحه های شرقی و سنگین ماندگاری بالا و پخش متوسط (دست کم چهار ساعت)
همچنین واژه های عطرها برای من خیلی مهمه. اگر EDT یا EDP باشه من میخوام که رایحه سبک و پخش خوبی داشته باشه و ماندگاری در سطح قابل قبول باشه در حالی که برای پارفوم و اکستریت میخوام که رایحه سنگین و ماندگار باشه.
برای یک عطری مثل او ساویج پارفوم ۴ ساعت برای من قابل قبوله. ولی برای یک عطری مثل تونی ایومی دست کم ۸ ساعت مناسبه.
در آخر عطرها رو به دو گروه تقسیم میکنم: روشن های بی خاصیت و تیره های بد بو. هر وقت روشن زدم هیچ کسی متوجهش نشد و هر وقت تیره زدم همه متوجهش شدن ولی بازخوردها جالب نبود.
البته از عطرهایی که اصلا پخش ندارن ولی میچسبن به لباس خوشم نمیاد. مثلا عطر یک ساعته بوش میره ولی تا دو روز روی لباس میمونه.
فکر کن شرکتی مثل آمواژ با مواد اولیه مرغوب، عطارها رو میخواد که براش عطر بسازن. فارغ از اینکه عطار کیه این شرکت در تامین مواد اولیه متکی به جای خاصی هست. مثلا صمغش رو از فلان تامین کننده میگیره چرا که اونو قبول داره و داره به قیمت خوبی میده. یا گل فرانسویش رو از برندی میگیره و غیره. شما به یکباره میبینین این شباهت ها در عطرهاش پدید میاد که رفلکشن از همون گل هایی استفاده میکنه که لاو تو بروز استفاده کرده. یا بوی رویال توباکو و اینتلود ۵۰٪ شباهت داره. حالا این فقط برای این یک برند نیست، مثلا دیور هوم اینتنس و دیور فارنهایت ۳۲.
در مورد فوژه بگم: فوژه اگر همراه با سیتروس، چوب و روایح شرقی اونم با ساختار نوین باشه به نظرم محدودیتی نداره. اما اگر از فرم ها کلاسیک باشه یا با علف ها، سبزی ها و مابقی روایح معطر باشه به نظر من دیگه چندان ارزش خرید نداره. مگر کسی خاطره ی خاصی با یکیش داشته باشه. اما فرق چایپر رو با فوژه در خیلی از عطرها تشخصی نمیدم برای همین نظری در مورد چایپر ندارم.
اینکه بگم پخش و ماندگاری انقدر، شدنی نیست چرا که هر رایحه و هر عطری جای خودش رو داره. ولی برای رایحه های سبک ماندگاری کم و پخش خوب (دست کم ۲ ساعت)
رایحه های شرقی و سنگین ماندگاری بالا و پخش متوسط (دست کم چهار ساعت)
همچنین واژه های عطرها برای من خیلی مهمه. اگر EDT یا EDP باشه من میخوام که رایحه سبک و پخش خوبی داشته باشه و ماندگاری در سطح قابل قبول باشه در حالی که برای پارفوم و اکستریت میخوام که رایحه سنگین و ماندگار باشه.
برای یک عطری مثل او ساویج پارفوم ۴ ساعت برای من قابل قبوله. ولی برای یک عطری مثل تونی ایومی دست کم ۸ ساعت مناسبه.
در آخر عطرها رو به دو گروه تقسیم میکنم: روشن های بی خاصیت و تیره های بد بو. هر وقت روشن زدم هیچ کسی متوجهش نشد و هر وقت تیره زدم همه متوجهش شدن ولی بازخوردها جالب نبود.
البته از عطرهایی که اصلا پخش ندارن ولی میچسبن به لباس خوشم نمیاد. مثلا عطر یک ساعته بوش میره ولی تا دو روز روی لباس میمونه.
فکر کن شرکتی مثل آمواژ با مواد اولیه مرغوب، عطارها رو میخواد که براش عطر بسازن. فارغ از اینکه عطار کیه این شرکت در تامین مواد اولیه متکی به جای خاصی هست. مثلا صمغش رو از فلان تامین کننده میگیره چرا که اونو قبول داره و داره به قیمت خوبی میده. یا گل فرانسویش رو از برندی میگیره و غیره. شما به یکباره میبینین این شباهت ها در عطرهاش پدید میاد که رفلکشن از همون گل هایی استفاده میکنه که لاو تو بروز استفاده کرده. یا بوی رویال توباکو و اینتلود ۵۰٪ شباهت داره. حالا این فقط برای این یک برند نیست، مثلا دیور هوم اینتنس و دیور فارنهایت ۳۲.
در مورد فوژه بگم: فوژه اگر همراه با سیتروس، چوب و روایح شرقی اونم با ساختار نوین باشه به نظرم محدودیتی نداره. اما اگر از فرم ها کلاسیک باشه یا با علف ها، سبزی ها و مابقی روایح معطر باشه به نظر من دیگه چندان ارزش خرید نداره. مگر کسی خاطره ی خاصی با یکیش داشته باشه. اما فرق چایپر رو با فوژه در خیلی از عطرها تشخصی نمیدم برای همین نظری در مورد چایپر ندارم.
نکات جالبی هست... نظرات دوستان دیگه رو هم دوست دارم بخونم
در مورد فوژه: خب ما یا آروماتیک فوژه داریم، یا اورینتال فوژه
و فوژه ساختار مشخص داره که باید اونا توش لحاظ بشه
مثل این هست که ما فرضا توی لوبیاپلو به جای لوبیا سبز، لوبیا چیتی بریزیم!!!! فوژه از نت ها و آکورد های خاصی تشکیل میشه
حالا میتونیم کنارش بنا به خلاقیت چیزای خاصی اضافه کنیم...
در مورد شباهت دیور فارنهایت ۳۲ و دیور اوم اینتنس هم خیلی دقت نکردم
شاید دوماشی یه امضای مشخصی گذاشته باشه
نظر دوستان چیه؟
کاملا صحیح هست ولی امروزه بر اساس یک نت به یک عطر فوژه گفته نمیشه بلکه حس عطر مهمه. و سختی در جایی هست که یک عطری امروزی هر دو حس فوژه و شیپغ رو داره و حتی اسم فوژه-شیپغ هم هست که به سری عطرهایی گفته میشه که هم فوژه هستن هم شیپغ.
میگم این اسم ها خیلی کار رو سخت میکنن. شما خیلی از عطرها رو میبینین که هیچ نت خوراکی توشون نیست ولی در گورماند طبقه بندی میشن چرا که مثلا حس شکلاتی دارن فارغ از اینکه اصلا شکلات توشون نیست. باز گورماند خیلی خوبه چرا که همه با شکم آشنا هستن.
همچنین مسئله ی دیگه ای هم هست، مثلا در گرلین ل هوم ایدل EDP خیلی ها گفته بودن که عطر گورماندی هست و بوی آلبالو خیلی شدیده. ولی من هیچ وقت متوجه شدت بوی آلبالو نشدم. با دقت میشه آلبالو رو پیدا کرد ولی بی دقت اصلا قابل تشخصی نیست. هر دماغ بعضی بوها رو خیلی سریع تر پیدا میکنه و هیچ عطری برای دو نفر یک بو نیست.
البته باز من یک چیز دیگه هم بگم. شیپغ خیلی وقت پیش از بین رفت. این اسم شیپغی که ما امروزه میبینیم در اصل تغییر فرم یافته ی شیپغ قدیمی هست چرا که هیچ عطری امروزی با معیار شیپغ قدیمی تولید نمیشه.
باز در نهایت من علاقه ای به این بحث ندارم چرا که هیچ وقت به دنبال فوژه و شیپغ و گورماند و اینا نرفتم و هیچ وقت هم باهاشون ارتباط نگرفتم. از نظر من امروزه اون چارت های دایره ای همراه با نت های قوی از همه چیز کمک کننده تره.
اگر کسی باشه که علاقه به این اسم ها داشته باشه این گفت و گو خیلی زیباتر و پویاتر جلو میره.
کاملا صحیح هست ولی امروزه بر اساس یک نت به یک عطر فوژه گفته نمیشه بلکه حس عطر مهمه. و سختی در جایی هست که یک عطری امروزی هر دو حس فوژه و شیپغ رو داره و حتی اسم فوژه-شیپغ هم هست که به سری عطرهایی گفته میشه که هم فوژه هستن هم شیپغ.
میگم این اسم ها خیلی کار رو سخت میکنن. شما خیلی از عطرها رو میبینین که هیچ نت خوراکی توشون نیست ولی در گورماند طبقه بندی میشن چرا که مثلا حس شکلاتی دارن فارغ از اینکه اصلا شکلات توشون نیست. باز گورماند خیلی خوبه چرا که همه با شکم آشنا هستن.
همچنین مسئله ی دیگه ای هم هست، مثلا در گرلین ل هوم ایدل EDP خیلی ها گفته بودن که عطر گورماندی هست و بوی آلبالو خیلی شدیده. ولی من هیچ وقت متوجه شدت بوی آلبالو نشدم. با دقت میشه آلبالو رو پیدا کرد ولی بی دقت اصلا قابل تشخصی نیست. هر دماغ بعضی بوها رو خیلی سریع تر پیدا میکنه و هیچ عطری برای دو نفر یک بو نیست.
البته باز من یک چیز دیگه هم بگم. شیپغ خیلی وقت پیش از بین رفت. این اسم شیپغی که ما امروزه میبینیم در اصل تغییر فرم یافته ی شیپغ قدیمی هست چرا که هیچ عطری امروزی با معیار شیپغ قدیمی تولید نمیشه.
باز در نهایت من علاقه ای به این بحث ندارم چرا که هیچ وقت به دنبال فوژه و شیپغ و گورماند و اینا نرفتم و هیچ وقت هم باهاشون ارتباط نگرفتم. از نظر من امروزه اون چارت های دایره ای همراه با نت های قوی از همه چیز کمک کننده تره.
اگر کسی باشه که علاقه به این اسم ها داشته باشه این گفت و گو خیلی زیباتر و پویاتر جلو میره.
الان تقریباً هیچ کسی دل و دماغ نداره
اون موضوع چرخه های عطری مثل مایکل ادوارد و مندی افتل اینا هم خودش بحث جدایی طلب میکنه که خارج از موضوع هست... همینطور موضوع گروه های عطری
اما توی سوال هم عرض کردم
فعلاً سوال اینه
برای خرید عطر، تست عطر یا حتی نقد و بررسی عطر یا هر چیز دیگه اولویت چیه؟
مثلاً شماره ۱ چی هست؟ شماره ۲ چی هست؟
و غیره
یعنی توی یه پیچ عطری یا ویدیوی عطری اولویت بحث چیه؟
اون عطر چه بویی میده؟ یا برای چه برندی هست؟ یا کی ساخته و....
این سوالات بیشتر برای باز شدن گفتگو هست و نمیخوام نظر شخصی یا اطلاعاتی بدم که جواب ها جهت دار یا با پیش داوری باشه...
اما یه مثال کوچیک بزنم
برای من جالب هست که معمولاً توی هایپ ها (چه عطر، چه برند) علاقه و کنجکاوی بیشتری هست تا یه برند جدید، یه برند گمنام با یه عطر کمتر دیده شده از یه برند نسبتاً شناخته شده
مثال ملموس بزنم
توی شنل کمتر میبینم کسی راجع به شماره ۱۹ یا کریستال یا حتی لاین پاریس صحبت کنه... توی لاین اکسکلوسیو شنل هم اگر همه از کروماندل میگن، از کوئیق روسی یا بوی یا کولون و.. صحبت نمیکنه
(موضوع بحث لو رفت 😁😁)
متوجهم.
خب یک دلیل داره: مطالب کم.
به فرض شما چندتا از این عطرها رو داشته باشین. خب نظر خودتون رو میدین. ولی همین که میخواین در موردشون صحبت کنین هیچ کسی جز شما حرفی برای گفتن نداره.
حالا یک مسئله ای پیش میاد. اونایی که نیش میخرن خیلی هم حرف میزنن ولی خریداران دیزاینری اکثرا فقط اومدن یک عطر بخرن. دیگه حرفی برای زدن نمیمونه.
این مطلب آخر شما هم به کیلیویی بودن موضوع اشاره داره. یک دفعه از یک برند ناشناخته مثل اکس نیو یک عطر بلو تالیسیمان هایپ میشه. حالا کمتر کسی اکس نیو رو قبل از بلو تالیسمان میشناخت. یا همین ساویج، در یک سال نیم میلیارد از لاینش فروخت. آیا از دان هم این تعداد فروخت؟
بعد من که میام میبینم یک عطری کلا ۳۰ نفر در موردش توی فرگرنتیکا، خب به یکباره بیخیالش میشم چرا که هم ریسکیه و هم با خودم میگم اگر انقدر خوب بود یه چهارتا ازش میفروختن.
متاسفانه توی ایران داستانش با کل جهان هم فرق داره. ۹۰٪ عطرها چشم بسته خرید هستن.
وقتی میخوام بیام و چشم بسته بخر:
۱. رویو افرادی که میدونم علاقه ای مشابه من دارن.
۲. چارت های فرگرنتیکا.
۳. نظرهای مثبت.
۴.عطرهای مشابه.
اما قبل از اینکه همه ی اینا شروع بشه استارت اولیه هست که میتونه هر چیزی باشه. پیشنهاد دوست، گشتن توی سایت، دیدن ریویو جدید و غیره.
متوجهم.
خب یک دلیل داره: مطالب کم.
به فرض شما چندتا از این عطرها رو داشته باشین. خب نظر خودتون رو میدین. ولی همین که میخواین در موردشون صحبت کنین هیچ کسی جز شما حرفی برای گفتن نداره.
حالا یک مسئله ای پیش میاد. اونایی که نیش میخرن خیلی هم حرف میزنن ولی خریداران دیزاینری اکثرا فقط اومدن یک عطر بخرن. دیگه حرفی برای زدن نمیمونه.
این مطلب آخر شما هم به کیلیویی بودن موضوع اشاره داره. یک دفعه از یک برند ناشناخته مثل اکس نیو یک عطر بلو تالیسیمان هایپ میشه. حالا کمتر کسی اکس نیو رو قبل از بلو تالیسمان میشناخت. یا همین ساویج، در یک سال نیم میلیارد از لاینش فروخت. آیا از دان هم این تعداد فروخت؟
بعد من که میام میبینم یک عطری کلا ۳۰ نفر در موردش توی فرگرنتیکا، خب به یکباره بیخیالش میشم چرا که هم ریسکیه و هم با خودم میگم اگر انقدر خوب بود یه چهارتا ازش میفروختن.
متاسفانه توی ایران داستانش با کل جهان هم فرق داره. ۹۰٪ عطرها چشم بسته خرید هستن.
وقتی میخوام بیام و چشم بسته بخر:
۱. رویو افرادی که میدونم علاقه ای مشابه من دارن.
۲. چارت های فرگرنتیکا.
۳. نظرهای مثبت.
۴.عطرهای مشابه.
اما قبل از اینکه همه ی اینا شروع بشه استارت اولیه هست که میتونه هر چیزی باشه. پیشنهاد دوست، گشتن توی سایت، دیدن ریویو جدید و غیره.
نکات خوبی رو اشاره کردی
متاسفانه اینکه نمیتونیم توی فروشگاه ها عطرها رو تست کنیم مشکل بزرگی هست
توی دهه ۹۰ که واردات آزاد بود... شرایط برای تست کلی عطر وجود داشت و توی فروشگاه ها کلی برند جدید و متفاوت است میکردیم
فکر میکنم بخش بزرگی از خریداران عطر توی کشورهای مختلف هم همینجوری باشم
میرن سفورا یا هر بوتیک عطری... چندتا عطر تست میکنند
یا فروشنده ها صحبت میکنند و عطر رو میخرن
به نظرم اگر اون زمان توی فروشگاه ها تستر نبود
برندهایی مثل جووی، مجدا بکالی، ژول اِ مد، ال ام، میکالف و غیره اصلا به چشم نمی اومدن....
حتی آمواژ...
و خیلیا از جمله خود من معتاد عطر نمی شدیم 😂😂😂
خاطرم هست اولین باری که با دوستی رفتیم یه دورهمی عطری که لانچ آمواژ سان شاین بود، این دوستم با تعجب، اکراه و چند حس متضاد دیگه میگفت کی میاد آمواژ بخره وقتی دیور هست؟؟ 😂😂😂
حتی یه سری از مغازه دارای تهران هم اوایل همچین گاردی داشتن... میگفتن چرا باید به جای گرلن، شنل، گوچی و...
بیایم آمواژ بفروشیم؟؟؟ عمان رو چه به عطرسازی؟؟