•بوی دود از دور میآید...
ضعیف
کمی هم نحیف
مانند رایحهای که نسیم آن را حمل میکند.
•ولوت دزرت عود راحتطلب است. سودای دستیابی به رفاه است بدون مشقت کار کردن. سرسرایی مجلل و متشکل از پردههای ضخیم و نفیس با آسترهای به همان میزان اشرافی. کاغذدیواریهایی زرکوب و تزئینات آنتیک. سالنی روسنشده با آباژورهای اروپایی و نورهای موضعیِ گرم است.
رایحه باب طبع دوستداران عطرهای عربی ساختهشده است. اما در باطن رویای سبک زندگی غربی دارد. حتی میکوشد پیراهن عربیاش را با صندلهای ارمس بپوشد و انگلیسی صبحت کند.
چکاندهاش را بگویم. این عطر آرزوی "مرغ همسایه" را داشتن است.
•رایحه:
شروعی شبهمیوهای با بویی نزدیک به نت سنتتیک "موز" دارد. ابدا جوان و بازیگوش و پلاستیکی نیست. اصلا موز نیست! تنها برای تجسم فضا پای موز به میان آمد. بلکه کلیتی تجمیعشده از ارکان روایح شرقی در غلافی امبری-دودی است.
عطر، عطر عربستان معاصر است. نه کافهها و نه رستورانهایش. بوی سالنهای لوکس تشریفاتی، دپارتمانهای تجاری هایفشن، فستیوالهای بینالمللی و هر فضایی که تمنای "اروپاییشدن" را در دل دارد.
•کهربائی-میوهایست با نفسی عمیق از دود و چوب.
عود، تلخ است و نرم
و دود، دور.
•چرا راحتطلب است؟
نشان به آن نشان که قصد دارد دود را کنترلشده استفاده کند که نه بوی غم بدهد و نه بوی زخم. آکوردهای امبری هم همینطور. دود، تنها بخوری معطر است برای تکمیل این اجرای عربی و کهربا، بیش از آنکه در عمق جان بنشید و قدمت ببخشد، تنها به عنوان نوسانگیری نیمه-غلیظ و کمی کدر ایفای نقش میکند. عطر شخصیت ندارد، تقلا میکند تا با مشابه آداب دیگری رفتار کردن، خود را جای او جا بزند. در حالیکه اگر کمی انیمالیکتر و برونگراتر بود، واقعیتر جلوه میکرد و پذیرفتنیتر.
•هر سه اسلاید را امروز عکاسی شد. تقدیم نگاه عزیرانم.
•رایحه:۵
پرفورمنس:۷
طراحی شیشه: ۸