این طراحی چه چیزی رو میخواد نشون بده؟ داستان پشت این طراحی چیه؟ چرا این رنگ استفاده شده؟ چرا این برش؟ چرا این انحراف؟ اینا سوال هایی هستن که مدتی ذهنم رو درگیر کردن. همش از خودم میپرسم وقتی طراحی ها رو به برندها یا افراد صنعت طراحی نشون بدم این سوال ها رو ازم میپرسن و منم باید جواب بدم.
به نظرم یه محصول باید بتونه یک داستان رو تعریف کنه و یک حس برای مخاطب ایجاد کنه (که البته میتونه برای هر کس متفاوت باشه). وقتی یه لباس، کیف یا بطری عطر بتونه جدا از رنگ و زیبایی و رایحه یه داستان رو تعریف کنه و مخاطب باهاش ارتباط برقرار کنه اونموقع هست که برد کرده. درسته یه ست لباس میتونه خیلی قشنگ باشه ولی اگه بتونه یه داستان هم تعریف کنه اونموقعست که خریدار میگه من میخوام این تنم باشه. وقتی یه عطر بتونه علاوه بر خوشبو بودن شخص رو به یه دنیای دیگه ببره و یه داستان براش تعریف کنه اونموقعست که عطر رو میخره.
این مطلب رو گفتم چون در حین فکر کردن به اینکه قرار تو ایتالیا به برندها و افراد صنعت دیزاین چی بگم یاد یه داستانی افتادم. چند وقت پیش با مادرم رفته بودیم مغازه یکی از دوستان عطر فروش تا براش عطر تست کنیم. آقای جوانی به اسم محمد (که یک سال از من کوچکترم بود) به همراه همسرش اومده بود تا عطر بخرن. از قضا روزی بود که تولد آقا محمد هم بود و عطر هم مناسبت کادو داشت. پدر دوستم داشت با مشتری های دیگه صحبت میکرد و منم داشتم بلاترها رو روی صندلی میذاشتم تا مادر تست کنه. اولش نمیخواستم فضولی کنم و گفتم خود بچه ها میان و به آقا محمد رسیدگی میکنن ولی نمیدونم چی شد که سر صحبت رو باز کردم. آقا محمد گفت یه عطر میخوام خنک باشه و یکم جنتلمنی. یه نگاهی به تیپش انداختم و آکوا دی جیو پروفومو رو براش روی بلاتر زدم ولی بهش ندادم که بو بکنه. گذاشتم روی صندلی گفتم بزار چند ثانیه بگذره میدم بو بکنی. وقتی دادم بو کرد، همزمان براش توصیف کردم که انگار الان کنار دریای خزری، صبح زوده، هوا ابریه و داری لیمویی چیزی پوست میکنی یا بو میکنی. این داستان سرایی و البته کیفیت پروفومو باعث شد همونجا بگه من همینو میخوام و عالیه. بعد پروفومو کلی هم باهم حرف زدیم و دو یا سه تا کار دیگه هم تست کردیم، هم برای خودش هم خانمش. بعد گفتم بزار برای خانم تروساردی دونا رو تست کنم حتما خوششون میاد. با تست کردن و داستان سرایی دوباره دونا رو هم برداشتن (البته بهشون گفتم برید بیرون یه دور بزنید بزارید عطر خودش نشون بده بعد اگه اوکی بود بردارید). دم رفتن و موقع حساب کردن چشمم به اوشن لدر ممو افتاد و اونم برای آقا محمد تست کردم و اونم به خرید هاشون اضافه شد.
بعد از خداحافظی گرمی که کردیم وقتی برگشتم داخل مغازه پدر دوستم گفت که تو بچه خیلی خوبی هستی ها و مثل میثم دوست دارم ولی خیلی حرف زدی و برای مشتری وقت گذاشتی. منم گفت پدر جان هدف فروش هست ولی هدف اصلی لذت بردن مشتریه و راضی بودنش. بعدشم به جای یه دونه عطر سه تا ازت خریدن، کلیم سود کردی تازه. به شخص از این طرز تفکر خوشم نمیاد. نمیدونم شاید من نظرم اینه ولی انگار هدف فروشنده ها تو ایران بیشتر فروختن هست تا مشاوره دادن و راهنمایی کردن و بسیار بسیار کم پیدا میشه که به مخاطب احترام واقعی بزارن. برای همین به نظرم اگه داستان سرایی یا توصیف خوب و خالصانه انجام بشه و به مخاطب احترام گذاشته بشه نتیجه بهتری کسب میشه تا اینکه که حتما به مخاطب یا مشتری چیزی فروخته بشه. شایدم من اشتباه فکر میکنم یا ایده آل فکر میکنم.
در نهایت له سل برای من یه صب زود ابری کنار دریاست، تنها هستی و داری برای خودت راه میری یا به افق نگاه میکنی، موج ها تا نزدیک پاهات میان، انگار میخوان یه چیزی بهت بگن... ببخشید که مطلب طولانی شد
درود رهام جان
خیلی زیبا نوشتی، عالی بود 🌹🙏🏻
با این شرایط اقتصادی، قطعا اکثر فروشندهها به دنبال فروش بیشتر هستن؛ اما خب، همونطور که خودت گفتی، داستانسرایی هم خودش یک تکنیک فروشه که در نهایت، مثل اتفاقی که برای شما افتاد، میتونه به فروش بیشتر منجر بشه.
شاید اگر اینطور بگیم که خیلیها لزوما عاشق شغلشون نیستن، بلکه بیشتر به چشم یک کسب و کار و راه درآمد بهش نگاه میکنن، دقیقتر باشه؛ در حالی که برای بعضیها، شغلشون در کنار درآمد، واقعا یک علاقه شخصی هم هست. فکر میکنم این تفاوت رو میشه توی نوع برخورد و نحوه معرفی محصول هم به خوبی دید.
درود جناب عارف
ممنون که وقت گذاشتید و مطلب بنده رو خوندید. بله حرفتون کاملا درسته، شرایط اقتصادی در این مورد بسیار تاثیر داره و علاقه به شغل هم بسیار کمه. تعریف از علاقه به شغل بیشتر به درآمد برمیگرده تا چیز دیگه. تو این مدتی که منتظر وقت سفارت هستم همش به این مطلب فکر کردم که قرار چه چیزی رو در ایتالیا ارایه بدم، یک محصول یا یک حس و تجربه خاص و فراتر از فقط یه محصول؟ و همیشه مورد دوم رو انتخاب میکنم چون به نظرم وقتی مورد دوم اتفاق بیفته بقیه موارد هم اتفاق میفتن
درود بر شما
مجذوب کادربندی و قاب فوقالعاده زیبایی که ثبت کردید شدم...✨️
به کمک تصویری که ثبت کردید داستان این محصول بسیار دلنشینتر شده.
نظر لطفتون سرکار خانم