11 ساعت پیش 0

دورو و یک دنیا خاطره از پدربزرگم

پدربزرگ مادریم نجار بود

مرد چهارشونه و قد بلند که تصویر چهره آرومش، دست های قوی و زبرش، استایل خاصی که داشت با کت مشکی ذغالی، پیرهن سفید، کمربند چرمی قلاب دار، تسبیح شاه مقصود، صدای گرمش و عطر چوب که انگار به واسطه سال ها کار نجاری تو تمام سلول های بدنش نفوذ کرده بود بعد از ۲۲ سال از روزی که به رحمت خدا رفت همچنان در ذهنم باقی مونده...

 

انگار نجارها و آدمایی که با چوب کار می کنن آروم تر از بقیه اند. فکر می کنم این خاصیت اُنس با چوبه که آدما رو اینجوری میکنه، آدمایی که خیلی سخت عصبانی میشن، نه اینکه بی حال باشن اما هیچ انرژی اضافی برای ناراحت کردن بقیه صرف نمی کنند، خیلی راحت برخوردهای بد دیگران رو تو خودشون هضم می کنند و از همه چیز خیلی راحت می گذرند و واقعا گذشت می کنند، انگار یه جور دیگه عاشقن و در تمام لحظات یه محیط امن دورشون هست که بقیه رو هم آروم می کنند. 

 

همچین آدمی بود پدربزرگم، بینهایت آروم و بی آزار بود، انگار یاد گرفته بود تمام ناراحتی هاش رو با تراشیدن تکه های چوب رفع کنه؛ بینهایت با اخلاق بود، سرشار از عاطفه بود و عاشق خونوادش بود، 

 

 یادم نمیره هر وقت که ایشون در آغوش می گرفتم یا خسته از کارگاه نجاری بر می گشت... بوی چوب می داد و همیشه این رایحه همراهش بود. 

 

دوسال پیش وقتی اولین پاف دورو رو اسپری کردم برگشتم به بیست و پنج سال قبل، انگار پدربزرگم دوباره زنده شده بود و با پوشیدن عطر ایشون رو در آغوش گرفتم ... یاد دستای زبرش افتادم، صدای گرمش وقتی تو تاریکی سحر نماز صبحشو با صدای بلند میخوند و اول صبح وقتی صدای بستن در خونه میومد می‌فهمیدیم که بابا چایی رو دم کرده و حالا رفته نون تازه بگیره تا با هم صبحونه بخوریم و بعد بره سر کار... 

 

بماند بقیه اش که اگر اراده کنم می تونم چندین صفحه بنویسم از اینکه این مرد چقدر عاشق زندگی بود و خستگی ناپذیر خودش رو وقف خلق لحظات زیبا برای دیگران می کرد و بی منت و از ته دل از خوش حالی اطرافیانش لذت می برد...

 

به نظرم دورو دقیقا این شکلیه ... بوی چوب گردوی روغن خورده، چرم و باز هم چوب ... متاسفانه علی رغم رایحه دلنشینش پرفورمنس خوبی نداره و ظاهرا ریفورموله شدن ضربه بدی بهش زده؛ هم ماندگاری و هم پخش بو متاسفانه قابل توجه نیست  

 

جالبه وقتی که از هوش مصنوعی خواستم دورو رو برام به تصویر بکشه پس زمینه رو کارگاه نجاری انتخاب کرد و کاراکتری که درآورد برام یادآور پدربزرگم بود

 

به همین خاطر ازش خواستم تا برای چهره کاراکتر از تصویر ایشون استفاده کنه و خروجی ها رو قرار دادم تا شما هم ببینید و امیدوارم مثل من لذت ببرید و بوی عطرشو احساس کنید

 

حالا وقتی این تصاویر رو می بینم مثل هر زمانی که دورو رو اسپری می کنم آروم با خودم میگم: "خدا رحمتت کنه حسن آقا..."

اولین نظر را شما ثبت کنید
Duro

تصاویر دیگر مصطفی جوکار

برای ثبت نظر لازم است وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟