سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
مردی تنها
زیر آسمان پرستاره جنگل
جنگلی که تا همین یکم پیش داشت می سوخت و بارون به تازگی خاموشش کرده ...
زل زدن به یک نقطه شب و بی پلک زدن در باتلاق سکوت غرق شدن ...
انگار که از این جهان لایعقل به بیرونی ترین انحنای هستی پرتاب شده ...
و اتشی بی جان که گرما و خاکسترش عطر ریحان و نعناع های اطرافت رو در حریم خزه های جنگل ، گرم و تلخ و تلخ تر کرده ...
خوشحال میشم اینستای بنده رو داشته باشین
m.ikaee.l