نه بابا الکی میگم!
این تنباکوی شکلاتی نیست. این تنباکو ای است که در ظرف شکلات نگه داری میشه :دی
بعبارت دیگه من رایحه ی این غول چراغ رو در این شیشه حبس کردم.
تنباکو رو خیلی دوست دارم. نمیدونم چرا ولی یه چیزی داره که منو میکشه بسمت خودش. کشش سالم و خوبیه البته. یا اینطور بگم که از جنس کشش بعد از سوخته شدن و دمیدن هواش نیست :) بلکه خود رایحه ی طبیعی اش است که برام کشش داره.
این کشش رو برای توتون های فرآوری شده هم دارم. عاشق توتون پیپ و انواع سیگارت هستم. البته تا قبل از سوخته شدن عاشق بو شون هستم :))
این عکسی که میبینید برگ تنباکوی تکه تکه شده ی خشک شده است. طبیعی و بدون فرآوری. سخت و خیلی تصادفی گیرش آوردم. پیرمردی قلیانسرا دار اینو داشت. من که دیدم همچین محصولی داره طاقت نیاوردم و صحبت رو شروع کردم که این تنباکو رو از کجا باید بخرم که گفت به این سادگی ها پیدا نمیشه و خودش بسختی از اطراف شیراز دریافت میکنه. گفتم میشه یکمش رو داشته باشم؟ :دی که لطف کرد و مٌشتی ازش رو بهم داد. منم جهت داشتن رفرنس بویایی توی شیشه نگهش داشتم تا هروقت خواستم برم سراغش.
رایحه اش خیلی پر رمز و رازه. باورش سخته که یک تک نوت انقد وجوه مختلف و لایه داشته باشه. تنباکو به تنهایی بوی خاکی و زمینی، گیاهی و علفی، به صورت نمور و نَمدار، با بویی کمی تند و تیز داره. ولی فقط اینها نیست. یه بوی سحرامیز و کشف نشدنی هم داره. اصلا شاید بخاطر همینه که پای ثابت عطرهایی با فضای شرق و یا عطرهای عمیق و چندلایه همین تنباکوست. البته خانمها ازش متنفرن(بصورت خام). من تا حالا به خانمی نشون ندادم که حالش بهم نخوره :))
و جالبه که خود برگ هم اعتیادآوره! یعنی احتیاج به سوختن هم نداره. مثلا من همینجوری معتاد بوش هستم. وقتی یه تیکه اشو بو میکنم دیگه هِی بهم میگه یبار دیگه، حالا یبار دیگه... :))
و همین دیگه. فعلا صحبت دیگه ای در مورد این داستان تنباکو ندارم.
قربان تان :)
سلام
ممنون از اطلاعات جالبی که به اشتراک گذاشتید 🙏🌹