20 ساعت پیش 2

Invictus Victory Elixir

اولین باری که این عطر را استفاده کردم، یادم هست. از آن شب‌های پایان یک روز کاریِ زهرآلود بود. از آن مدل روزهایی که آدم تا خانه می‌رسد، هنوز صدای بحث توی جمجمه‌اش راه می‌رود. باران ریز و سمج می‌بارید و خیابان بوی آسفالتِ خیس‌خورده می‌داد. خانه که رسیدم کت را انداختم روی صندلی، آستین‌ها را بالا زدم و طبق عادت همیشگی رفتم سمت دمبل‌ها؛ همان آیینِ شبانه‌ای که خستگی و خشم را با فلز خام له می‌کند. اتاق، نیمه‌تاریک بود؛ شیشه‌ها از بخارِ نفسِ خانه مه‌گرفته بودند و از آشپزخانه، بوی چایِ تازه‌دم آرام‌آرام در هوا می‌لولید. همان لحظه برای اولین‌بار این عطر را زدم.

و عجیب بود؛ انگار رایحه‌اش فقط بو نبود، یک «تاریک‌آرام» بود. ترکیبی از بوی فلزِ سرد، چوبِ باران‌خورده، شکلات تلخِ کنار استکان چای، و چیزی شبیه دود در دل شب. هر حرکت دمبل، بوی عطر را بیش‌تر در هوا پخش می‌کرد و اتاق را تبدیل می‌کرد به یک پناهگاهِ کم‌نورِ خشم‌زُدا. بیرون، باران به شیشه‌ها تق‌تق می‌کرد و داخل، بخار چای و رایحه‌ی عطر با هم یک جور «مه‌مستیِ آرام» ساخته بودند؛ حسی که نَه غم بود، نه شادی، فقط سکوتی بود که آدم را از درون نرم می‌کند. آن شب فهمیدم بعضی عطرها برای جلب توجه ساخته نشده‌اند؛ برای این ساخته شده‌اند که آدم را از هیاهوی خودش نجات بدهند.

Invictus Victory Elixir
دانیال
دانیال
6 ساعت پیش

انتخاب هوشمندانه و جذابیه... تصویر هم که مثل همیشه عالی، فقط درباره بحث های سمی و آدم های سنی محل کار... زیاد جدیشون نگیرید... 

حامد نوری
حامد نوری
3 ساعت پیش

سپاس از نگاه مهربانت دانیالِ عزیز. حق با شماست. خوشبختانه آن شب، باران و عطر و تمرین، هر کدام سهمی در آرام‌کردن فضا داشتند.

Invictus Victory Elixir
برای ثبت نظر لازم است وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟