ما بین خواسته ها و اجبار زندگی میکنیم
بین آنچه میخواهیم و آنچه بهای آن را میدهد
بین چیزهایی که به ما آرامش میدهند و چیزهایی که بهای آن را میپردازند
رابطه ج*سی، کار، تنباکو
یک خیال نیست
یک صفحه است
اینها بوهای تلاش هستند
بوی نزدیکی
بوی عادت
بوی آسودگی
یک عطر باید حقیقت را بگوید
درباره شبهایی که خیلی طولانی میشوند
درباره صبحهایی که خیلی زود از راه میرسند
درباره آیینهایی که تکرار میکنیم چون مؤثرند
این تجمل نیست، این زندگی است - تقطیر شده
خبرهایی تو راهه 😉، به زودی...
درود خدمت روهام عزیز، من اتفاقی الان اکانتتون و ایده ای که پشت عکساش هست رو دیدم، ای کاش چند روز زودتر میدیدم، اونوقت یه پیشنهادی براتون داشتم، طراحی یه باتل نمایانگر و یجورایی در وصف همه پدرها که اگه نبودن زندگی دیگه مفهومشو از دست میداد، البته یسری ایده هم توی ذهنم داشتم برای طراحی یه همچین باتلی:
مثلا .فرم کلی باتل ایستاده، مستحکم و عمودی باشه، نه خیلی تیز و نه خیلی نرم. شبیه شونههای یه مرد که بار سالها مسئولیت رو بیصدا تحمل کرده. خطوط کلی سادهان، چون پدرها نیازی به خودنمایی ندارن، قدرتشون در سکوته.بدنه شیشهی ضخیم و سنگین، طوری که وقتی دستت میگیریش حس اطمینان بده. رنگ شیشه دودیِ گرم یا قهوهای تیره، نشونهی تجربه، بلوغ و گرما. .جزئیات روی بدنه، یک فرورفتگی خیلی ظریف، نه تزئینی، بلکه کاربردی. مثل جای دست. انگار باتل برای این طراحی شده که گرفته بشه،همونطور که پدر همیشه آمادهست کسی بهش تکیه بده.درِ باتل فلزی، سنگین و مات. شبیه فلز برسخورده که وقتی بسته میشه صدای کلیک کوتاه و قاطع بده، مثل وقتی در خونه پشت سرت بسته میشه و میفهمی همهچی سر جاشه.
لوگو یه نماد خیلی ساده، بدون اسم بزرگ. چون پدرها معمولاً پشت صحنهان، اثرشون بزرگه، نه امضاشون. حس کلی این باتل فریاد نمیزنه من قویام، آروم میگه:میتونی روش حساب کنی!
به سلامتی همه ی پدرای سرزمینم ❤️