💐 😍 🙏 🌱 🌹 💚 💎 🎉 🌼 👌 3 روز پیش 7

Silver Shadow Davidoff

زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

روز پدر و روز مرد بر همه عزیزان مبارک باد  انشالله سایه پدر همیشه برسر و پدرانی که آسمانی شده اند دعای خیرشان همراه  ما باشد . 

Silver Shadow #دیویدف سیلور شادو Silver Shadow   محصول 2005 دیویدوف عطری شرقی -چوبی درطبع گرم مناسب فصول سرد برای آقایان 

  Silver Shadow Davidoff
کامیار فخر
کامیار فخر
3 روز پیش

با درود مجدد جناب آقا مرتضی عزیز و دوست داشتنی 💐

به به! عجب عکس شیک، هنرمندانه و خلاقانه ای رو هدیه دادید به این محفل گرم و معطر... مثل همیشه شاد و دلنشین 😍

از اهدای این عکس بی نظیر و به اشتراک گذاشتن این عطر شیک و خوش رایحه سپاسگزارم 🙏

با آرزوی بهترین ها برای شما دوست گرامی و خانواده محترم 🌱🌹


[EDITED] 1404/10/13 01:33
مرتضی ع
مرتضی ع
3 روز پیش

عرض سلام و ادب و ارادت خدمت جناب فخر عزیز

از لطف مستمر و توجهات شما دوست و استاد گرامی تشکر می کنم و آرزوی بهترین ها رو براتون دارم انشالله بهترین ها در کنارخانواده و عزیزان  سهم شما باشه 🙏💚💎🌹 

سورنا مقدم
سورنا مقدم
2 روز پیش

آقا مرتضی عزیز 

سال نو و روز مرد رو بهتون تبریک میگم انشاالله همیشه شاد و سلامت باشید 🌹🎉

سلام و عرض ادب خدمت جناب مقدم 

ممنونم من هم روز مرد رو مجددا تبریک عرض می کنم و همچنین سال 2026 رو وبهترین ها رو در این سال و همه اوقات برای شما و عزیزان زندگی تون  آرزو می کنم 🙏💐💚

کامبیز سخی

مرتضای عزیزم

تصاویر تو زیباست به حق !

راوی اند !

آفرین

ما در سایه ای نشسته ایم !

جمله بزرگان هوشیار ما ، خصوص مولانا و حافظ و عطار و خیام ، به این سایه که در آنیم ، گویند : مجاز !

آینه راوی آن است ، بر آینه اندیشه کرده ای ؟

عجیب راوی ست ! مثل عکسهای تو .

اکنون در سایه ای نقره ای نشسته ایم به گذران زمان !

تا گاهِ بی زمانی !

و همچون " آدم " ِ تصویر تو ، غرق در اندیشه ، که : گر این سایه است و مجاز ، پس اصل کجاست ؟؟!

حال اینکه کافی ست : سر بچرخانیم !

دیده و نظر بگردانیم !

و ببینیم که اصلا تکیه داده ایم به همان اصل خوشبوی خود !!

دقیق همچون تصویر تو !!

به من گفتی از برداشت ها یا حرف های من متعجب و خندان و فکور میشوی ؟

حتی اگر اینطور باشد ، این من ام که از دیدن انتخابهای تو به تصویر ، همانگونه ها میشوم !

چیزی درون تو هست ، که حین و گاه شروع اندیشه بر تصویر برداری یا انتخاب تصاویر ، بیدار میشود ، برون می آید ، بزرگ میشود و به تو میگوید :

این !

و تو انجام میدهی !

یعنی نمیدانی چه میکنی ؟؟

تمیتوانی که ندانی !

که در این صورت ، این ، کار همگان بود !

آن چیزی که درون توست ، یا خودت کاشته ای ، یا نیاکان تو کاشته اند و اکنون تو میزبان آنی !

و آن : اندیشه است ، جهان بینی ست ! همان خرد است که میگوید : خُرد شو ، بخار شو تا هم اندازه ی جهان شوی به وسعت !

گاهگاهی ، شب هنگام ، در سکوت ، خودت به تصاویر خودت نظر و اندیشه کن !

فراموش کن خاطره اش را ، که : چگونه این تصاویر را انتخاب یا چیدمان یا ارسال کرده ای !

فقط در آنها اندیشه کن .

به تمامی ی اجزاء ، مو به مو ، جزء به جزء !

آن گاه ، یکهو ، پرده می افتد در یک آن ! و میبینی در همان یک آن ، همه چیز را !

و تصویر بر تو معنی میشود به تمامی !

هر تصویری

حتی تصاویر بیهوده را هم میفهمی که چرا بیهوده است و چرا باید باشد ! به توازن ! که در تضاد بسر میبریم ! پس برای هوده ، بیهوده نیز داریم ! در جهان تضادها ( دوراهی ها ) خوب و بد ، خیر و شر ، نور و تاریکی ، و ...

که در "انتها" میبینی : همه از یکِ واحدی نشاءت گیرند !

پس :

من و تو هم یک هستیم

پس آنگاه : خدای یکتا معنی گیرد !

پدربزرگم میگفت : میدانی جهاد اکبر چیست پسرم ؟ این نیست که با شیطان ( نفس ) به مبارزه خیزی ! که اگر وی نبود ، ما از خدا هیییچ نمیدانستیم و نمیفهمیدیم ! جهاد بزرگ اینست که بر تضادها اندیشه کنی تا تسلط یابی ! پس آنگاه همه چیز و همه کس را در آغوش گیری که در آنصورت : او ( خدا ) را در آغوش گرفته ای که در آن لحظه ، خود : خدایی !

ازین است که من بوهای بد را هم دوست دارم که همه از اوست ، وقتی میبینم که یک مگس ( که خود من است ) چگونه از آنها لذت گیرد !

لیک ، اکنون که بوی خوش بر من که "آدمی" تعریف شده ام لذتبخش تر است به فطرت ، پس از آن لذتی بیشتر برم به وفور !

وقتی میشنوم که کسی میگوید : از فلان عطر متنفرم ، با لبخند در دل گویم : میبینم روزی را که همان را در آغوش گرفته ای به انتهای لذت :) لیک جهان را نشناخته ای که این گویی !

خلاصه که از این تصویرت ، چون همه ، لذت بردم .

درودها بر تو

و بیشتر : بر خوشبویی درون تو !

ارادت

این بیتی را که به محض دیدن تصویرت به ذهن ام آمد ، فراموش کردم بنویسم !

این فراموشی نیز خود درسی بسیاااار بزرگ و مهم است که بماند !

:)

و اما بر تک تک کلمات این بیت ، بصورت جداگانه در معنی ی کل ، نظر و اندیشه کن ! اندیشه ها کن درست تر است !

اگر پیشت بودم تفسیر همین یک بیت از الان که ساعت ۱۲ شب است ، میکشید به طلوع فردا !!

حال بر این نیز نظر و اندیشه کن که چرا اینجا " زمان " داریم و خواهیم !!

خدااای من !

دوباره چه اطلاعاتی آمد در یک آن !!

و اما این بیت حافظ بزرگ :

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهرویی که نظر بر مجاز کرد !

سیم ام دوباره وصل شد ، موهایم سیخ میشود چون برق گرفته ای ، ثبت ویرایش کنم و بروم در سیم همراه تصویر تو و این بیت حافظ !

خدای ات نگهدار باد


[EDITED] 1404/10/16 11:39
مرتضی ع
مرتضی ع
17 ساعت پیش

عرض سلام و ارادت فراوان خدمت استاد عزیزم 

از  این همه لطف و مهر و توجه زبانم قاصره از تشکر . اینکه چنین با دقت نظرمی کنید و باقلم زیبا ومنحصربه فرد با  صبر و حوصله ومهر مورد نوازش قرار می دید  بسیار خرسند و مفتخرم و البته شرمنده که شایسته این همه نیستم . درود و آفرین برنظر پاک خطا پوشتان 

به راستی نظرات ارزشمندتون کلاس درس هستند برای من و امثال من . درودهای فراوان برشما 🙏🌼💚

 

مرتضی ع
مرتضی ع
4 ساعت پیش

سلام مجدد

 چه شعر زیبایی  👌 حافظ که همیشه چیزی در آستین داره تا شگفت زده مون کنه . این جهان کلا سایه اوست و مجاز و توقف  بر اون واقعا موجب شرمندگی ست . البته ما هم به لطف خطای پدر جد بزرگ 😍 محکوم به زندگی در این سرای مجازیم و البته  اگر به غفلت نگذره دروازه ای ست به سوی حقیقت مطلق و  شاید یک دم آن برای ما کافی باشه :

یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند 

گرمن سوخته "یک دم " بنشینم چه شود 

Silver Shadow
برای ثبت نظر لازم است وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟