پرسش ها | ابوالفضل چمنی

Michael: آهنگ‌سازا معمولاً آکوردایی دارن که واسشون زیبایی یا قدرتی ویژه داره و به اونا اهمیت خاصی میدن؛ مثلاً آکورد اسرارآمیز Scriabin یا چیزی که به گام Shostakovich معروفه. تو دنیای بویایی، آکورد یا ترکیب خاصی هست که خودت مدام بهش برمی‌گردی، یا جایگاه بزرگی تو قلبت داشته باشه؟

Alessandro: تکرار مداوم، خیلی زود حوصلمو سر میبره. میگن هر کسی امضای خودشو داره، اما من همیشه سعی می‌کنم از هر چیزی که احساس کنم دارم مدام تکرارش می‌کنم، فرار کنم. من بیشتر با شکمم کار می‌کنم؛ یعنی بیشتر به حس غریزیم تکیه دارم. وقتی میرم پای قفسه‌های مواد اولیه تو آزمایشگام، گاهی بطری‌ای رو برمی‌دارم که شاید یه سال پیش از اون استفاده کرده باشم، یه دفعه احساس می‌کنم انگار دارم اونو واسه اولین بار بو می‌کنم. وقتی کار می‌کنم، معمولاً مواد اولیمو تغییر میدم، واسه اینکه هیچ‌وقت نمیتونی به طور کامل روشون مسلط بشی؛ ترکیبای ممکن همینقدر گسترده و زیادن. وقتی میتونی خودتو غافلگیر کنی، حس خیلی خوبی داره. استفاد از آکوردایی که قبلاً با اونا کار کردی، انتخابای امن و کم‌ریسکن؛ اما به شدت خسته‌کننده! این حالت شبیه وقتیه که به یه هنرمند میگن همین چیزا رو ادامه بده، واسه اینکه فروششون بالاست. بعدش با خودت میگی آخه لعنتی، من میخوام تغییر کنم و یه چیز دیگه انجام بدم! همه ما این لحظاتو پشت سر میذاریم و بعد مسیرمون رو عوض می‌کنیم؛ پس چرا باید خودتو مدام تکرار کنی؟ من شیفته کاری‌ام که انجام میدم، اما گاهی فقط با تغییر دادن یه ظرافت یا جزئیاتی کوچیک میتونی تفاوت بزرگی ایجاد کنی، حتی اگه نقطه شروع همون قبلی باشه. واسه همین خاطره که همیشه زمان میبره تا به چیزی متفاوت برسم؛ چون در غیر اینصورت، فقط دارم همون آشغال قبلی رو دوباره تولید می‌کنم، با یه تفاوت جزئی تو این که کدوم بخشش بالاتر یا پایین‌تر، قوی‌تر یا ملایم‌تر، حجیم‌تر یا لاغرتر باشه، یا هر چیز دیگه‌ای.

Michael: پنج تا از جذاب‌ترین چیزایی که تا به حال بو کردی و بسیار واست تحریک‌کننده بودن چه چیزایی بودن؟

Alessandro: یه جسد در حال کالبدشکافی، غدة مقعدی یه موش مشک‌دار، راهروهای زیرزمینی ایستگاه مرکزی شهر میلان، یه فروشندة زن روس و گل‌های Monguba تو کشور برزیل.

Michael: من تو وبلاگای عطر دیدم که از DNA غیرقابل اشتباه Gualtieri حرف میزنن و میگن عطرات خیلی اوقات Nuclear AF (به معنای انفجاری) هستند؛ واقعاً درسته؟ عطرهای تو DNA مشترکی دارن؟ فکر می‌کنی مردم دارن متوجه بعضی ترکیبای خاص از نت‌ها میشن، یا سبک رویکرد خاصت رو تو عطرسازی تشخیص میدن؟

Alessandro: حقیقت امر من وبلاگا رو دنبال نمی‌کنم، اما آخرش، هدف اینه که یه سوال ایجاد کنی؛ چه تو ذهن خودت باشه، چه تو ذهن شخص دیگه‌ای. وقتی کسی در برابر یک هاله بویایی واکنش نشون میده، فرقی نمیکنه اون هاله از من باشه یا از یه عطار دیگه، همون لحظه‌ایه که با خودت میگی وای، اینجا داره یه اتفاقی می‌افته...

Michael: درباره بعضی از عطرات، به جمله‌هایی بر می‌خورم مثل این‌که واسه این‌که بتونی این عطر رو بپوشی، باید واقعاً آدم آلفا و قدرتمند باشی. به نظرت بعضی روایح به بعضی آدما میان؟ یا اینکه پوشیدن عطری مثل یکی از عطرای تو، بلافاصله به هر آدم معمولی و بی‌حالی، حال و هوایی از تجمل، تجربه‌گرایی، کاریزما و جذابیت جنسی می‌ده؟ میتونی با بو شخصیت کسی رو اصلاح کنی؟

Alessandro: گاهی مردم میگن لطفاً یه پیشنهاد به من بده! چی بپوشم؟ اما همین موضوع اونقدر سلیقه‌ای و شخصیه که باید خودت انتخاب کنی. مثلاً من آثاری مثل Seminalis رو با استفاده از Bourgeonal ساختم؛ (همان فرمول Cyclamen Propanal) ماده‌ای شیمیایی که بویی تا حدی شبیه زنبق گندیده داره، اما همین ماده شیمیایی تو دستگاه تولیدمثل زنان هم تولید میشه و گفته میشه تو فرآیند جذب اسپرم به سمت تخمک، از طریق نوعی ارتعاش، نقش داره. فکر می‌کردم Seminalis احتمالاً بیشتر مناسب خانوما باشه، اما آخرش کسایی که اونو خریدن مرد بودن. بعد شروع کردم به کار روی Duro؛ عطری که قرار بود قدرت مردونه رو نمایش بذاره و از بوی کشاله رون خودم الهام گرفتم. فکر می‌کردم این یکی بیشتر واسه مردا باشه، اما زنای زیادین که اونو استفاده می‌کنن. پس وقتی مردم می‌پرسن این عطر زنانه هست یا مردانه؟ دیگه واقعاً اهمیتی نداره؛ حالا که ما کاملاً فارغ از جنسیت شدیم. تمام عطرای من Unisex هستن. پس با احساست برو جلو، با شکمت؛ یعنی به حس درونیت اعتماد کن. خیلی سخته بگی که با زدن یه رایحه خاص، تبدیل به یه آدم آلفا میشی؛ اما قطعاً میتونه کمکت کنه، چون حال و هوای خاصی رو تو خودت ایجاد می‌کنه. من آدمایی رو دیدم که درون‌گرا بودن و با استفاده از برخی از عطرا، برون‌گرا شدن! این همون جادوی بویاییه. تو دهه 1980 با شرکتی همکاری می‌کردم که آزمونایی طراحی می‌کرد؛ تو این آزمونا، فرد باید از میون مجموعه‌ای از گزینه‌ها، یه رنگ، یه شکل یا یه بو رو انتخاب می‌کرد. این گزینه‌ها بر اساس خانواده‌های بویایی دسته‌بندی شده بودن و هدف این بود که بفهمن افراد بیشتر برون‌گرا هستن یا درون‌گرا. تمام افراد درون‌گرا به سمت رایحه‌های Chypre-Floral یا رایحه‌های Floral-Animal می‌رفتن و افراد برون‌‌گرا سراغ رایحه‌های شرقی-ادویه‌ای و چیزایی از این دست می‌رفتن. جالب بود، اما من واقعاً کارامو بر اساس همچین چیزایی درست نمیکنم؛ یا دست‌کم تا حالا این کارو نکردم. ولی آخرش، همه اینا بازاریابیه.

درباره بوییدن سرخوشی و مستی روح

اواخر یک بعد از ظهر بهاری تو سال 2010 بود که به طور اتفاقی با یکی از به یاد موندنی‌ترین آدمای زندگیم روبه‌رو شدم. من و همسر سابقم تو امتداد یکی از کانالای مرکز شهر آمستردام قدم می‌زدیم که به ویترین یک مغازه بی نام و نشون رسیدیم. داخل ویترین مغازه، چیدمانی ظریف و چشم‌نواز از بشرهای شیشه‌ای، پیپت‌ها، لوله‌های خمیده و مجموعه‌ای از اشیای دیگه به نمایش گذاشته شده بود؛ وسایلی که در عین تداعی فضای آزمایشگاه و شیمی، آن‌قدر نامتعارف و ناهمگون به نظر می‌رسیدن که کنجکاو شدیم تا نگاهی به داخل آن مغازه بندازیم. زنگ در رو زدم. مردی بسیار شیک‌پوش و شوخ‌طبع با موهای به هم‌ریخته و جوگندمی، سبیل و ریشی کاملاً آراسته و عینکی با قاب قطور، از پشت در بیرون اومد. نگاهی دقیق از نوک سر گرفته تا پاهامون انداخت و با لهجه بسیار غلیظ ایتالیایی پرسید: "کی شما رو فرستاده؟"

بهش گفتیم که ویترین این مغازه توجه ما رو جلب کرده و کنجکاو شدیم بدونیم اینجا چه جور جاییه. یه لحظه مکث کرد و با اندکی تفکر گفت: "آها. بسیار خب. بفرمایید تو." بلافاصله ادامه داد: "من بهترین عطرهای دنیا رو می‌سازم."

من و همسرم با خودمون گفتیم قراره شاهد چیزهای جالبی باشیم. چند لحظه بعد آستینامون رو تا جایی که میتونستیم بالا زده بودیم و اون هم داشت واسه ما درباره گلسنگ‌ها حرف می‌زد و از مواد مختلف هم روی دستامون اسپری می‌کرد. کمی بعدش گفت: "من تو یه مهمونی بودم (کلمه مهمانی را جایگزین کرده‌ام) که یکی بهم گفت کشاله رونم بوی عجیب و خوبی میده. منم رفتم خونه و تمام سعیم رو واسه بازسازیش کردم." در حین همین صحبت‌ها مدام چیزهای مختلف رو اسپری می‌کرد. در نهایت ما در حالی که لبخند می‌زدیم و در حال و هوایی دلپذیر به سر می‌بردیم، از آن‌جا بیرون اومدیم؛ تمام طول مسیر تا خونه، مدام دستامون رو بو می‌کشیدیم. این اتفاق سرآغاز یک دوستی لذت‌بخش و در نهایت یک همکاری شد؛ و در عین حال، دری بود که واسه نخستین بار به روی من به دنیای عطر معاصر باز شد.

Alessandro Gualtieri یکی از بی‌پرواترین و صاحب سبک‌ترین اساتید دنیای عطرسازی Niche در دوران معاصر است. او خالق دو برند مستقل و بسیار موفق Nasomatto و Orto Parisi است؛ برندهایی که عطرهای جسورانه و به شدت اغواکننده‌ای همچون Black Afgano و Bergamask و Seminalis وStercus را در مجموعه خود دارند؛ آثاری کاملاً منحصربه‌فرد و یکه‌تاز که سبک و هویت خاص خوشان را دارند. همچنین او در زمینه‌های دیگری از قبیل ساخت مجسمه‌های دیواری، اجراهای هنری مبتنی بر بو و اخیراً طراحی و تولید لباس نیز فعالیت کرده است.

Michael Portnoy: آلساندرو، آلان کجایی؟

Alessandro Gualtieri: الان تو Radicondoli هستم؛ حدود یک ساعت و نیم با فلورانس و یک ساعت هم با Siena (حومه توسکانی) فاصله داره. جایی که تازه داریم یک پروژه تولید شراب رو شروع می‌کنیم. البته در واقع چند سالی میشه که شروع کردیم و امسال، بعد از کلی آزمایش و تجربه، قراره اولین محصولمون را داخل بطری بریزیم.

Michael Portnoy: چه جور شرابی درست می‌کنین؟

Alessandro Gualtieri: یه رازه! نه، رازی در کار نیست. یک مزرعه انگور داریم که توش سه تا انگور متفاوت هست و حالا دارم گسترشش می‌دم و گونه‌های جدیدی هم بهش اضافه می‌کنم. ایده‌ام اینه که شراب تک‌رقمی (Single-Varietal) تولید کنم؛ یعنی برای تهیه هر شراب، فقط از یک انگور استفاده کنیم. یه قطعه زمین کوچیکی داریم و از سال 2019 تا الان، رو این شراب قرمز آزمایش‌های زیادی انجام دادیم؛ از مرحله رسیدن و عمل‌آوری گرفته تا تخمیر و مراحل دیگه. فکر کنم قراره محصول فوق‌العاده‌ای داشته باشیم. همین الان از یک جلسه ارزیابی بیرون اومدیم. من خیلی اهل مقایسه و ارزیابی نیستم؛ معمولاً فقط کارهایی را انجام میدم که از ته دل بهشون علاقه دارم. اما این بار بهترین شراب‌های امریکایی، فرانسوی و ایتالیایی را که از همین نوع انگور تهیه شده بودند رو انتخاب کردیم؛ شراب‌هایی از تولیدکننده‌های بسیار معروف و فوق‌العاده گران‌قیمت. بعد تو مقایسه با اونها، با اختلاف زیادی ازشون جلوتر و بهتر بودیم! پس فکر کنم دیگه آماده‌ایم!

Michael: برخلاف عطارهای دیگه‌ای که می‌شناسم و شاید ترجیح بدن تو آزمایشگاه‌هاشون بمونن و مواد معطر رو آنلاین سفارش بدن، به نظرم سبک زندگی تو متعلق به یه دوران دیگه‌ای هست؛ چیزی شبیه به یه کیمیاگر قرون وسطا یا یه تاجر ادویه تو قرن هفدهم که با یه Indiana Jones ایتالیایی قاطی شده؛ البته با سلیقه‌ای خیلی بهتر تو لباس پوشیدن! تو به هند یا خاورمیانه سفر می‌کنی تا تو بازارها یا دل بیابون، دنبال مرغوب‌ترین مواد اولیه بگردی و پیداشون کنی. وقتی کانال‌های آمستردام طغیان کردن و زیرزمین استودیوت رو آب گرفت، تو داشتی فضولات فاضلاب را بررسی می‌کردی! واسم از رابطه میان همین روحیه ماجراجویی و سفری که واسه خلق یک رایحه جدید طی می‌کنی بگو.

Alessandro: همه چی از مواد اولیه شروع میشه، من با خود ماده یک رابطه غریزی و عمیق دارم. واسه من، ماده همه چیزه؛ هم بیان و نمود اثره و هم جوهر و ماهیتش. این مواد اولیه از نقاط مختلفی از سراسر دنیا میان و اولین جست‌و‌جوی من اینه که عمیقاً تو خواستگاه و منشأ اونا مطالعه کنم. من شیفته داستانایی‌ام که پیرامون این مواد وجود داره؛ و همین‌طور شیفته آدمایی که با این مواد کار می‌کنن. فرقی نمی‌کنه اینا مواد طبیعی باشن، مواد مصنوعی مشابه ترکیبات طبیعی باشن یا مواد معطر شیمیایی؛ فرقی نمی‌کنه از آزمایشگاه اومده باشن، از یه حیوون یا از یه گیاه؛ همه اینا واسه من ماد‌ه‌ان. وقتی یک پروژه رو شروع می‌کنم، همیشه نقطه آغازش جمع‌آوری مواد است. از آن‌جا، سفر دوم من آغاز میشه؛ سفری واسه این‌که بفهمم دقیقاً تو ذهنم چه میگذره، چطور می‌تونم باهاش بازی کنم و چطور خودمو غافلگیر کنم. همین فرآیند، خیلی طولانیه. فرقی نمی‌کنه ایده‌ام رو از یه تیکه برگ بگیرم، از سگ یا از یه آدم؛ سعی می‌کنم به ریشه و ذات اون ماده برسم. مثلاً به یک گل فکر کن؛ زیباست، اما می‌خوای باهاش چی کار کنی؟ خود گل که از قبل وجود داشته؛ پس واسه چی باید چیزی رو که همین الان تو طبیعت هست، دوباره کپی کنیم؟ همه چی همیشه به این برمی‌گرده که از چیزی که طبیعت بهت هدیه می‌کنه فراتر بری و ببینی چطور میتونی باهاش بازی کنی.

پایان بخش اول.

سلام و احترام خدمت همه عزیزان. یک سوال بسیار مهم داشتم از عزیزانی که تجربه بالایی در استفاده از روایح نیش با محوریت نعنا هندی دارند. این سوال رو شخصا از جناب کیوان مشهدی (سمور) نیز پرسیدم که ایشان فعلا به دلیل مشغله بالای کاری فرصت پاسخگویی نداشته‌اند. 

خواهشمندم عزیزان برای بنده چندین رایحه نیش قوی و خشن با محوریت نعنا هندی معرفی کنند. قریب به یک ماه هست که اثر سیکدلیک از خانه عطر ج‌وی پاقیس رو تست کردم. اگر اثری با بازی مشابه سیکدلیک و یا حتی خشن‌تر و سخت‌گیر سراغ دارید معرفی بفرمایید. لطفا این مهم رو مدنظر داشته باشید که بشه قبل از اقدام به خرید یک سمپل نیز از عطر مذکور تهیه کرد. و اگر فروشگاهی رو سراغ دارید که بشه نمونه از ایشان سفارش داد قبل از خرید حتما معرفی بفرمایید.

با سپاس فراوان از همه عزیزان. 

پاینده و پیروز باشید. ❤

Psychedelique #جوووی پاریس سایکدلیک Psychedelique 

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan