نظرات | شکیلا میلانی
ترتیب نمایش
بعد از نت بارزِ وانیل بیبی‌کت،دومین کانسپتی که غلبیت وانیل رو توش میپسندم این عطر هست.(از جهت خاص‌تر و غیرمعمول‌تر بودن).
(ریویو دوم و تکمیلی)

-سان‌شاین بالاخره گرم هست یا خنک؟

نظرها راجب این عطر متغیره بعضا خنک می‌دونن و بعضا گرم و اتفاقا یکی از وجهای پیچیدگیش همین موضوع هست.
به مشام من معتدل تا حتی نیمه‌گرم هست و از نظر طبع میشه گفت تشابهی دیدم به زرجف-کازاموراتی‌دولچه آمالفی.
یعنی نوع نت‌ها و حسِ رایحه تابستانی اما طبع و بستر،معتدل تا نیمه‌گرم هست.
کسایی که خیلی خنک و آکواتیک‌پسند باشن،احتمالا این عطر به مشامشون گرمه اما کسایی که عطرای عودی،شرقی و تا حدی چرمی و تلخ استفاده کنن،احتمالا این عطر به مشامشون سبک‌تر و رو به خنکی بنظر میاد.(کاملا بستگی به عادتِ شامه شما دارد)
مثلا کسی که از اهواز بره اردبیل قطعا بیشتر احساس سرما می‌کنه تا کسی که مثلا از کردستان و همدان به اردبیل بره.
از نظر من این عطر در نوع خودش و برند آمواج،شرقی‌معتدل حساب میشه(عربیِ سبک) و باتوجه به گرمای رایج و سنگینی نت‌های شرقی،این عطر به نسبت اون‌ها سبک بنظر می‌رسد اما مثلا در مقایسه با یه عطر معتدل‌تاخنکِ برند دیزاینری اروپایی(مثال بیسیک شنل‌چنس EDP) کاملا گرم،شرقی و پیچیده به حساب میاد.

-چه نت غالبی داره؟

یه نکته که راجب عطرهای آمواج وجود داره،معمولا توی اکثر کارهاش غلبیت‌نت تماما طبق هرم بویایی هست یعنی قسمت هارت‌نت یا نت‌میانی غلبیتی بیشتری داره و دی‌ان‌ای رایحه‌ هست و نت پایه یا پایانی در ردِبو از دور مشهود تره.اما تو یکسری عطرها برخلاف انتظار تاپ نت ماندگاری بیشتری داره که برند آمواج کمتر اینطوری هست.
راجب این عطر دقیقا قلب رایحه بعد از ورود به فاز درای‌داون وانیل+شکوفه زردآلو یا اسمانتوس هست.یعنی بیشترین و پایدارترین چیزی که من متوجه میشم وانیل کاملا بِیر در کنار شیرینی‌میوه‌ای و کمی‌گلی شکوفه زردآلو که حس تابستانی عطر رو خیلی تقویت می‌کنه.
شروع کار بخاطر وجود نت‌آرتمیسیا که گمونم خاستگاه هندی داشته باشه و از خانواده کاسنی هست(مطمئن نیستم) و گیاه داوانا که تو سایت فرگرنتیکا ذکر شده کمی فرش،تا حدی تند و گیاهی هست اما گیاه داوانا حس شیرینیِ شربتی به رایحه میده و اون حس تندی رو تماما کنترل می‌کنه و قرارگیری نت‌انگور سیاه حس شیرینی ابتدایی رو تقویت می‌کنه اما در ادامه خیلی نرم،لطیف و ملایم می‌شه و نت بادام بیشتر در روایح میانی حس میشه و در مجموع تکرار میکنم یه رایحه نیمه‌گرم اما لطیف که نت وانیل در کنار بادامِ شیرین و تاحدی گورماند(غیرروغنی و دوازتلخی) مثل هاله ای غالب نت‌ شکوفه زردآلو(حس میوه‌ای و مشابه خودِمیوه زردآلو+گل) رو در بر گرفته و در پایان یه حس تنباکویی بسیار سبک و کمتردودی که از گل تنباکوی سفید هست حس میشه و وجود پاپیروس و نوعی سرو عمق و ژرفا به رایحه میده که چندان در لایه‌های رویی قابل تشخیص نیست.
غلبیت نت:وانیل>شکوفه‌زردآلو>گل تنباکوی سفید>بادام شیرین
حس رایحه:میوه‌ای شرقی(غیرسبک)>نرم و لطیف از ادغام وانیل و بادام>رگه های تنباکویی سبک و تمیز>کمی جنگلی و تند از نت‌های رزینی که در ابتدای رایحه مشهود تره.

-بازخودش چطوره؟

به شکل عجیبی بازخورد این کار برای من بالا بوده.یعنی هر شخصی فارغ از اینکه گلی‌پسند باشه یا میوه‌ای یا چوبی-عودی بازخورد مثبت داده.یعنی رایحه‌ای داره که معمولا به هر مشامی خوش میاد و تک‌بعدی نیست.حس شادابی و شیطنت عجیبی داره.مثال اشخاصی که وقتی ناراحتین سعی میکنن بخندوننتون و اما برخلاف انتظار غیراز اینکه ظاهرا خیلی شاد هستن،در عین حال از نظر شخصیتی خیلی عمیق،بادرک و پخته هستن.دقیقا سان‌شاین اینطوریه و خیلی رایحش برون‌گرا و شاده اما غیرتکراری و در نوعِ خودش خاص و پیچیده و عمیقه و دقیقا بخاطر همین دوسش دارم.
به اصطلاح شوخ‌طبیعی بالذات اما کاملا زیرکانه.
انگار همش درگوشت زمزمه می‌کنه:بخند،بخند دیگه،یکم بیشتر...
هم حال‌خوب کن هست،هم پیچیدگی،اصالت و امضای خودش رو داره و کمتر عطر حال‌خوب کن و خوش‌بازخوردی وجود داره که اینقدر پیچیده هست و غالبا جنریک و غیریونیکن.


سپاس از نگاه و پیشاپیش بازخوردِ ارزشمندان❤️


27 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 inas
Babycat
لینک به نظر 7 فروردین 1405 تشکر پاسخ به Eric Revo
درود
قبل از هر چیزی مثل سایر دوستان عزیزم،نظر شما محترم و باتوجه به خط‌فکری خودتون یقینا درست و در نهایت از دید منِ مخاطب ارزشمنده.
.
راجب کاتولیگ ماشین باید بگم،اگر چشمتون به نظرات من،چه این اکانت چه اکانت قدیمی‌تر خورده باشه من ابدا توصیفی از ویژگی‌های ظاهری/شخصیتی خودم و اشخاص‌خیلی نزدیکم تا این رویو و ریویو و عطر ملیورا نکردم
اخیرا چون ریویوهام از حالت تحلیل به شکل تجربی درومده،برای اینکه قابل تصورتر باشه ویژگی‌های ظاهری اون شخصی که از اون عطر استفاده می‌کنه رو توصیف کردم یا گفتم(از نظر خودم) این رایحه روی چه کسانی تن‌پوش بهتری داره.
روی واژه بهتر مجدد تاکید میکنم.
یعنی هرکسی با هر سلیقه و جنسیتی می‌تونه داشته باشه و از نظر من بلامانع هست اما می‌تونه روی فلان استایل،فلان پوست یا فلان فیزیولوژی(از دید من) عملکرد بهتری داشته باشه و این بهتر بودن لزوما به معنی برتری یا واژه مطلق دیگه‌ای نیست.
دیدِ من صرفا نسبت به خودم و انتخاب های خودم می‌تونه مطلق باشه اما ابدا راجب دیگران،چه سلیقه بویایی،چه تایتل های دیگه،دیدگاه مطلق ندارم.
عطر میشه گفت تکمیل‌کننده استایل و حسی هست که شما دوست دارین به مخاطب بدین و صدالبته قبل از این،حسی که خودتون دوست دارین داشته باشین الویت داره.
استایل هم تا حدودی میشه گفت رفلکشن شخصیت‌درونی و حتی باورهای عقیدتی هست.
یعنی ما با رجوع به ذهن که مجموعه‌ای از داده‌های اکتسابی و ذاتی هست،استایل درست می‌کنیم و معمولا تلاش می‌کنیم عطری هم‌راستا با همین موضوع انتخاب کنیم و این دقیقا چیزیه که من توی رویو های اخیرم بهش اشاره کردم(فلان شخص،فلان‌شغل،فلان محیط،فلان فیزیولوژی،فلان استایل،فلان چهره) وگرنه قصد توصیف به قول شما "کاتولوگی" نداشتم و صرفا میخواستم خواننده رو بیشتر مِیک‌سنس کنه یا منظور و حس من قابل لمس‌تر و تأثیرگذارتر باشه.
و راجب سلیقه بویایی شخصی که اشاره کردم باید بگم ایشون به اندازه من راجب عطر اطلاعات ریزبینانه نداشتن و من خودم قطعا به این موضوع اهمیت می‌دم که هر عطری،فصل خودش رو داره(جز یکسری عطرهای معتدل) و در هر گروه بویایی و طبعی سلکشن و مورد علاقه دارم،اما ایشون وقتی عطر تست میکردن حتی طبع رایحه رو به راحتی تشخیص نمیدادن و به قول شما دلی،اونجور که خودش راحت بود انتخاب میکرد بدون راضی کردن کسی و منم یجورایی عادت کرده بودم و به قول شما توی گرمای تابستون هم اصلا اذیت نمی‌شدم و دیگران هم یاد ندارم حتی دوستان نزدیکمون شکایتی کرده باشن و چه بسا گاها بازخوردهای مثبت هم داشتن.
اما راجب خودم بشدت به موقعیت،فصل و حتی شب و روز اهمیت می‌دم.راجب پارتنر صرفا کانسپت کلی روایحی که استفاده می‌کنه برام اهمیت داره و اینکه در ابتدا به شخصیت و در ادامه به استایلش بیاد و شاید خیلی به طبع رایحه‌اش باتوجه به شدت آگاهی اون شخص از دنیای روایح توجه نکنم.(دقیقا چیزی که از بیبی کت توصیف کردم،ممکنه برای بعضی آقایان خوش‌بازخورد و انتخاب خوبی باشه اما از" دید من"و برای پارتنر من(که عینا دیدگاه و شخصیتش مثل خودم هست) دلی،قلبی و واقعی و به دور از تظاهر و کنترل‌گرایی گزینه خوبی هیچوقت نبوده و نیست.(طبق نظر جفتمون)
مثلا اگر شخصی مثل شما باشه و یا سایر دوستان آقای،یجورایی متخصص در این فیلد،انتظار دارم رایحه‌اش رو با فصل و دما و خیلی از تایتل ها مچ کنه و درنظر بگیره،اما راجب ایشون خیر با اینکه شاید از نظر عطربازها تشخیص طبع رایحه،کاز جنریکی باشه.
13 تشکر شده توسط : حسن شجاعی          nazanin
فلورنارکوتیک،عطرِ گلی لوکس و درعین حال خودمونی

توصیف این عطر برای من کار نسبتا راحتیه،به آدم‌هایی شباهت داره که استاندارهای بالایی دارن،خوش‌استایل و لوکس پسندن طوری که در نگاه اول این ویژگی قابل درک و دیدن هست و طبیعتا اینطور برداشت می‌شه که چنین شخصی با این سطح استاندارد و ظاهر اولیه با هر کسی نشست و برخاست نمی‌کنه و به قول معروف با شاه،فالوده نمی‌خوره اما وقتی کنارشون می‌شینی زیبایی باطنشون چندین برابر ظاهرشون هست و فوق‌العاده خودمونی،قابل‌اعتماد و اتکا،نجیب و اصیل هستن و یه حس از روزهای‌قدیمی،دورهمی‌های‌ خانوادگی به سبک قدیم و فضای خونه‌باغ با درخت‌های پرتقال و شکوفه‌بهارنارنج،حوالی بهار رو تداعی می‌کنن.
این عطر بسترِ شیکی از استایل گُلی،نیمه‌تلخ و کمی چوبی-خزه‌ای که ارائه می‌ده که حس مجلل بودن از کیفیت،شفافیت و نحوه قرارگیری نت‌ها کاملا مشخصه.
می‌شه گفت از همون لحظه اول با یه عطر گُلی با رگه‌های میوه‌ای،مجلل،بسیار عمیق و در نوع خود پیچیده و در نهایت،همه‌چیزتموم مواجه هستیم.
هر مخاطبی قادر به تشخیص کانسپت بویاییش هست و متوجه می‌شه با عطر و کامپلکس جنریکی طرف نیست و نوع رایحه،اتیکت‌قیمتیش رو قابل پیش‌بینی می‌کنه.
شروعی میوه‌ای،تیز،ترش و گس اما شاداب از ترنج و در ادامه و ورود به فاز درای داون رگه‌های گلی و فرش حس میشه که من رایحه ای بسیار بسیار شبیه به بهارنارنج خصوصا به شکل شربت و جویسی حس میکنم و نت پیونی و یاس رو به نسبت کمتر حس میکنم.با گذر زمان یه حس خزه‌ای،مرطوب،مُشکی با رگه های چوبی حس میشه که پایه فوق‌العاده قوی این رایحه هست.
این عطر منتخب هیلی بیبر هست که سلیقه فوق‌العاده مینیمالی داره و به روتین‌های پوستی و میکاپ های سبکش معروفه.

شباهتی به مارلی والایا داره؟

عطار هر دو رایحه کوئینتین بیش هست و میشه گفت دی‌ان‌ای کاملا مشابهی دارند اما:
فلورناکوتیک شیرین‌تر،شربتی‌تر،میوه‌ای تر،قوی تر،برون‌گرا و خیلی شاداب تره.
والایا ای‌دی‌پی مُشکی تر،کم‌شیرین‌تر،چوبی‌تر و پودری تر و در مجموع سرسنگین و کلاسیک تره.



24 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 زینب کشاورز
چه توصیف زیبایی مرجان عزیز
کیف کردم
7 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 حسن کبیری
Babycat
لینک به نظر 1 فروردین 1405 تشکر پاسخ به ~
نظرتون محترمه
نوروز شما هم مبارک و پرتکرار
4 تشکر شده توسط : حسن شجاعی Telecaster
Babycat
لینک به نظر 29 اسفند 1404 تشکر پاسخ به ~
ببینید اتفاقا من به جامعه و کلیشه‌ها انتقادی ندارم و فقط به خودشناسی در کنار منطق و تناسب رسیدم.
اگر نظر و تجربه آخر من از عطر ملیورا رو بخونید که تصادفا می‌تونه پارت تکمیلی نظراتم باشه،کاملا متوجه می‌شید که چرا من همچین نظری دارم و چه پارتنری داشتم که به این استنباط رسیدم.
مثلا وقتی من یه عطر سبک مثال بارز و جنریک(لالیک لامور) استفاده کردم فهمیدم این عطر به استایل و در ادامه شخصیت من نمیاد.مثل کفشی که تو پا لق میزنه ولی از مدل و رنگش خوشت میاد.اون مدل و رنگ در بلندمدت می‌تونه اشکال لق بودن رو اصلاح کنه؟از دید من خیر.من قدم ۱۷۵ هست و چشم‌ابرو بُلد و موهای تیره دارم و وقتی عطرهای سنگین‌تر رو تست کردم متوجه شدم چقدر تن‌پوش خوبی رو من دارن و چقدر بهم میان و اتفاقا با کارکترم هم سازگاره بدون هیچ تلاش و زور و کلیشه‌ای.
لباس‌های چرمی و تیره رو تن من بُلدتر دیده میشه تا خواهرم که از من کوتاه تره،یا بوت های بلند تا زانو برای من بهتر دیده میشه تا خواهرم و یه چیزایی هم به من نمیاد مثلا کفش های بیش از حد ظریف یا استایل مینی‌مال و بالعکس به خواهرم میاد.حالا این دلیل نمیشه که مثلا من کلا استایل مینی‌مال نزنم یا خواهرم مثلا بوت بلند نپوشه،میشه گفتم امضامون نیست یا خیلی هرازچندگاه استفاده می‌کنیم و سعی میکنیم چیزایی بپوشیم که بهمون میاد تا اعتماد بنفس مون بالاتر بره.
من خودم میبینم ذاتم،ظاهرم و شخصیتم چی میطلبه و باهاش سازگار تره.مثل اینه تشنت باشه و بدنت احتیاج به آب داشته باشه ولی چون شیرکاکائو دلت میخواد و بیشتر دوست داری اونو می‌خری و وقتی میخوری برای چند ثانیه خوشت میاد ولی میبینی چیزی نبوده که بدنت مطلبیده و بهش احتیاج داشتی و در نهایت عطش آب رو داری.
من ذاتا در کنار فیزیک از نظر شخصیتی مثلا تاب و تحملم چه روانی،چه فیزیکی از اطرافیانم خیلی بیشتره و تقریبا تمام ویژگی های ظاهری و شخصیتیم سلسله‌وار و قابل پیشبینیه و همراستا با همه.بدون هیچ تحمیلی و من این سلسله‌وار بودنِ بدون تلاش رو دوست دارم.
پارتنرمم که داستانش رو با عطر ملیورا تعریف کردم کاملا عین خودم بود.
پی و ریشه ما از یک جنس بود و فقط از نظر زمانی با هم تفاوت داشتیم.
از نظر ظاهری ایشون هم قدبلند بودن و از نظر فیزیولوژیک و حتی بی‌ام‌آی و نسبت قد به وزن جفتمون تو یه کتگوری بودیم(با توجه به جنسیتمون)
از نظر تفکر و بینش کاملا شبیه هم بودیم و ایشون بخاطر سنشون به قول معروف لول‌آپ شده تجربه و فکر من رو داشت بخاطر همین هیچ اختلاف و مخالفتی نبود،چون انگار به قول خودش ذات و کالبد خودش چندسال عقب‌تر و ورژن زنونه‌اش رو نگاه می‌کرد و یجورایی هم از بر بود و منو حتی بیشتر از خودم بلد بود.
و در ادامه و مهمتر عطرش هم همینطوری بود.
درست مثل خودم باتوجه به کارکتر و ظاهرش انتخاب کرده بود و من از روز اول شیفته این هماهنگی ذهنی،سوادی،استایلی و بوی عطرش بودم که همه تکمیل‌کننده و گواه هم بودن و هیچکدوم ساز مخالف نمی‌زد و دقیقا از یه مدیر و راس همچین بویی باید حس می‌شد.
امضاش قبلا گفته بودم گادلفین پارفومز د مارلی بود
یه لیستی از عطراش بخوام بدم:
جوووی پاریس پرایوت لیبل
ممو ایتالین لدر
کرید رویال عود
بولگاری اونیخ
توسکان لدر تام فورد
امبره لدر تام فورد
یعنی یه عطری نداشت که حتی عودی،چرمیِ خنک باشه و ابدا طرفدار عطرهای گورماند نبود و بیشتر عطراش قبل آشنایی یا بدون دخالت من بوده.
رابطه بسیار باکیفیت،سرشار از اعتماد،درک،عشق و از هرچیزی مهم‌تر که یجورایی اسکلت و ستون رابطه بود و سرپا نگهش می‌داشت شباهت،تناسب و هماهنگی ذهنی،شخصیتی،استایل و حتی فیزیکی ما بود.
بنابراین قطعا اگر نقطه مقابل این شخص رو ببینم چه شخصیتی،چه ظاهری(استایل،فیزویولوژی،قد)، چه مالی،چه سلیقه‌ای میفهمم اون شخص در بلندمدت با من تفاهمی نخواهد داشت.
10 تشکر شده توسط : حسن شجاعی مه سـ‌‌ـــا
ادامه کامنت قبلی...
خلاصه اولین مصاحبه کاری و استخدام دی ماه سال ۹۵ ماه انجام شد و اولین تجربه کاری من با وجود اون مدیر و طراح به معنای واقعی لایق،باسواد،باپرستیژ وانسان‌دوست به بهترین‌شکل رقم خورد.
دو ماه بعد با معاشرت مکرر و رفت‌وآمد بیشترِ من با دپارتمان مدیریت،آشنایی بیشتری بینمون پیش اومد اما کاملا حرفه‌ای و در سطح تماماکاری،بدون کوچک‌ترین نشانهِ‌توجه یا هینت عاطفی.
یک هفته قبل از تعطیلات سال جدید بدون اینکه انتظار داشته باشم توی کافه‌ای که همیشه بعد آفیس میرفتم دیدمش و مثل اینکه با اطلاع قبلی اونجا اومده بود و من اصلا متوجه این موضوع نبودم.به مناسبت عید،به همه همکاران یه بگ هدیه داخل آفیس داده بودن ولی دم در کافه قبل اینکه سوار ماشینم بشم، کنار ماشینش این عطرو بهم داد و واقعا جا خوردم،اونقدری که خیلی هم فرصت نشد صحبت کنیم و بهانه آورد که اونم چون آفیس زودتر تعطیل شد اومده بوده یه چیزی بخوره و من حتی محتوای داخلش رو ندیدم و با این عنوان بهم داد که این هدیه سال‌نو جامانده هست و با لحن تقریبا رسمی.
رسیدم خونه و بگ رو باز کردم و جعبه عطر رو دیدم و اون موقع برند مارلی خصوصا تو لاین زنانه اصلا برند شناخته شده‌ای نبود و حتی دلینا هم لانچ نشده بود و وقتی سرچ کردم و قیمتش رو دیدم واقعا جا خوردم از اینکه چرا باید همچین عطر لوکس و گرونی از این برند و چنین شخصی با این سِمَت و اخلاق و لحن خشک و رسمی و رابطه‌کاری هدیه بگیرم.
تکست دادم سلام جناب‌دکتر فکر میکنم محتوای بگ رو اشتباهی گذاشتین.
اون لحظه فکر کردم احتمالا ایشون تو رابطه هستن و هدیه پارترنشون رو اشتباهی توی این بگ گذاشتن و به من دادن.
بعدا تکست جواب اومد: یک ماه پیش توی سفرم این عطر رو بو کرده بودم و چهره شما یادم اومد و اون موقع خریدم.قطعا تو روزای خوبی ازش استفاده می‌کنید.
واقعا جا خورده بودم چون توی اون دو سه ماه هیچ توجه و محبتی ابدا از سمتش حس نکرده بودم و مطمئن بودم اون هم علاقه‌ واضحی به من نشون نداده بود.کلا این شخص بشدت شخصیت محکم و حمایتگری داشت و اونقدر از چیزی که میخواست و واکنش من مطمئن بود و به اون قسمت پنهان شخصیتم شناخت پیدا کرده بود که بجای واژه "امیدوارم" از واژه "قطعا" تو روزهای خوبی ازش استفاده میکنید رو بکار برد و دقیقا همین هم شد و این رایحه با خیلی از تکرارنشدنی‌ترین اتفاقات زندگیم عجین شد.
بعدا که ازش پرسیدم از اونجایی که عطر امضاش مارلی گادلفین بود،گفت وقتی برای اولین بار گادلفین رو خریدم این عطر تازه لانچ شده بود و گویا فروشنده بهش پیشنهاد داده که برای مادر یا پارترنش بگیره و رایحه واقعا خوبی داره و اون موقع کسی توی ذهنش نیومده و فکر کرده احتمالا یه روزی برای پارترنش می‌خره و وقتی چندسال بعد توی سفر آخرش می‌خواسته عطر خودش رو تمدید کنه،چشمش به ملیورا خورده و وقتی دوباره بو کرده فارغ و قبل از به خاطر آوردن حرف اون فروشنده،چهره من به ذهنش اومده و ناخودآگاه اون جایگاه خالی که وقتی چندسال پیش فروشنده بهش پیشنهاد داده بود و کسی تو ذهنش نیومد،پر شده بود.
و تجربه اولین آنباکسش که بعد اون تکست بود،حس کردم یه آدم متفاوت شدم و اونقدر جا خورده بودم که انگار قبل دیدن اون تکست یه آدم بودم و الان یه آدم دیگه شدم.
حتی چهره اون آدم یجور دیگه یادم میومد چون همیشه بیشتر از هرچیزی برای من استاد،راهنما و الگو کاری بود و هیچوقت به خودم اجازه نمیدادم به عنوان پارتنر نگاهش کنم و حتی فکر میکردم قطعا یه پارتنری داره اما اونقدر حرفه‌ای هست که تو فضای کار و بین همکاران درز نده و زمینه‌ای به وجود نیاره. توی اون مدت رفتار حرفه‌ای و دلسوزانش با من تو چهارچوب یادگیری و کسب تجربه جا گرفت و کوچک‌ترین عملی انجام نداد که فکر منو درگیر یا از فضای کار منحرف کنه و درست قبل تعطیلات و میشه گفت نه سال پیش همین موقع‌ها این ماجرا شروع شد و مثل همیشه می‌دونست چه کاری رو کی و کجا و نسبت به چه کسی شروع کنه.
تاحالا آنباکسینگ عطر نیش انجام نداده بودم و از جزئیات جعبه و طرح شیشه و برجستگی و منگلوش که حس اصالت و اشرافی میداد جا خوردم.
تا رسیدم به اولین پاف.
وقتی اسپری کردم برخلاف شیشه‌اش یه حس تازگی ازش گرفتم و دقیقا حس یه دختر ۱۸/۱۹ ساله،درست سن اون موقع خودم برام تداعی شد که با انفجار شیرین همراه با میوه های قرمز و انگور شروع و با حس ملوس،دخترونه و حتی آدامسی،شیطنت جوانی رو برای مردی که سالهاست از این مرحله عبور کرده و وارد دوران بزرگسالی،خاکستری و تثبیت زندگیش شده تداعی می‌کنه و رنگ و نشاط گذشتش رو بهش میده. به مرور در کنار اون مرد از شیرینی و هیجان اولیه‌اش فاصله میگیره،بالغ‌تر و سرسنگین میشه و به ملایمت و پختگی می‌رسه.درست مثل خط بو و نت نهایی ملیورا که بیشتر از یه دختر جوان و کم‌سن،یه زن جاافتاده و با تجربست.


سپاس از نگاه ارزشمندان❤️
21 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Teo
ملیورا بیشتر از رایحش برام سرفصله
مبدأ شناخت برند لوکس و کلمه نیش،مبدا زندگی کاری و حرفه‌ای و در نهایت مبدأ احساسات و عشق.
قضیه هم از اینجا شروع شد که من از سال اول دانشگاهم توی رندرینگ و پرزنتیشن نما و دیزاین خیلی قوی شدم و با وساطت یکی اقوام به شرکت مهندسین ناظر و مشاور معرفی شدم و به عنوان استاژر پارت‌تایم کارهای رندریگ و دیتیل انجام می‌دادم.
اولش من در جریان نبودم و گویا وساطت به دپارتمان مدیریت و شخصِ مدیرپروژه و معمار ارشد ختم شده بود و من فکر می‌کردم از سمت مدیر اجرا پروژه بوده و حدود یک ماه به عنوان استاژر و بدون قرار داد در رفت‌وآمد بودم و با شخص مدیریت آفیس در ارتباط نبودم و برام جای تعجب داشت که روز اول بیشتر با مهندس تاسیسات و فازدو در تماس بودم و حس کردم انگار پشت‌پرده هماهنگ شده بود برای اینکه موذب نباشم خیلی رو سوال و اینکه سفارش شده هستم،فوکس نکنن و آشنایی با متدشرکت و به چالش کشیدن پتانسیل و استعداد من و هماهنگی هم از طریق اسیستنت و مهندس فاز دو و تأسیسات انجام می‌شد.
خلاصه بعد سه هفته یا همون یک ماه قرار بر استخدام شد و
من برای اولین مصاحبه رسمی و قرارداد به دپارتمان مدیریت ارجاع داده شدم و تازه اون روز فهمیدم وساطت اقوام به شخص خود مدیریت پروژه بوده و الان که فکر میکنم خیلی بنظرم مسخره میاد.
از یه جایی به بعد وارد یه دورانی شدیم که به اصطلاح ته همه چیزو درمیاریم و قبل اینکه جایی بریم یا آدمی رو بخوایم ببنیم تمام اطلاعتش رو تاجایی که میشه درمیاریم و با آگاهی کامل میریم و اون موقع احتمالا هم بخاطر سنم هم بخاطر شرایط این قضیه پیش اومده بود.البته خیلی هم قدیمی نیست و برمیگرده به سال/۹۵.
12 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾          nazanin
ریویو تکمیلی
از عزیزان دلِ من و خوش‌بازخورد ترین عطرهای من
اگر طرفدار پرادا پارادوکس،مای جورجیو آرمانی،له لیتردیت ای‌دی‌پی هستین اما بنظرتون ساده هست و دنبال یه چیز پیچیده‌تر و خاص‌تر هستین یا اگه له اینتردیت رژ براتون زیادی شیرین،تند و نامتعادله بهترین آلترناتیو برای تمام این عطرها با اطمینان میگم آمواج لاو دیلایت هست.
من تقریبا از تمام آمواج های پاپیولار و شناخته شده(آنر،لایلاک لاو،گایدنس،سان‌شاین،لاو تیوبرز،اپیک) توی دوران مختلف استفاده کردم و از نظر خوش‌بازخورد بودن این عطر و سان‌شاین برای من بازخورد بهتری داشتن.
این عطر بشدت همه‌چیز تموم و با ترندهای امروزی منطبقه.
نه اونقدر گلی هست که قدیمی و سرد بنظر برسه،نه اونقدر گورماند و خوشمزه هست که اغراق‌آمیز و خفه‌کننده باشه،نه اونقدر سبک و لطیفه که تأثیرگذار نباشه،نه اونقدر اسپایسی و سنگینه که سردرد بیاره.
شروعی با غلبیت فضای گُلی بسیار متفاوت(ترکیب یاس و رز فرش) دارن که با وجود اینکه توی سایت فرگرنتیکا هم توی تاپ‌نت هم میدل‌نت از رز و رزواتر(آب رز) عنوان شده اصلا و اصلا و اصلا،نه تنها به مشام من،تضمین میدم به هیچ مشامی گلابگون نیست و از دید من درست‌ترین و با کیفیت‌ترین نت رز رو ساخته که واقعا توی کمترعطری دیدم.
رز و یاس یه جفت جنریک توی عطرهای زنانه هستن اما به قطع جنس این رز و یاس بسیار متفاوت و به مشام من جدید بود.
بنظر من کسی نیست از بو کردن یه بوکت گل رز طبیعی لذت نبره اما وقتی حرف از رز داخل عطر باشه یا خیلی گلابگون درمیاد یا سینتیک و شربتی یا خشک و بی‌روح و گم.
از دید من اوپنینگ این کار دقیقا بوی بوکت رز تازه و باقطعیت بدون ذره‌ای حس گلابگون رو میده(چون مشام من به این نوع رز حساس و رز ترکی حساس هست) و حتی خنکی اون فضا به واسطه جنس و قرارگیری یاس بیشتر حس میشه.
بعد از چند ثانیه رگه های دارچینی و تندیِ ملایم زنجبیل حس میشه که این ترکیبِ اسپایسی انگار توی یه فضای پودریِ ملایم(احتمالا وانیل و گل‌آفتاب‌پرست) قلت خورده و به اصطلاح آروم گرفته و باز یه ترکیب طلایی از حس بوزی رام و پودر شکلات که هرچقدر روی پوستتون بیشتر بمونه،بیشتر و بیشتر حس میشه.
زمانی که عمیق نفس می‌کشید همچنان بوی تازه یاس و رز و وقتی به تهش می‌رسید پودر کاکائو،دارچین و زنجبیل کاملا مشخصه.
به شکل عجیبی هم گُلی و دلنشینه،هم بخاطر نت دارچین و وانیل حس گورماند داره و جوان‌پسند داره، هم ادویه(دارچین و زنجبیل) بهش عمق و جدیت میدن.
با وجود این نت های گرم ابدا عطر گرمی نیست و کاملا معتدل و چهارفصله.
پرفورمنسش توی تست اولم که هنوز نخریده بودم در مقایسه با تمام برند های نیش و جنریک معمولی رو به قوی و باتوجه به پرفورمنس رایج توی برند آمواج یه مقدار ضعیف میومد اما الان نظرم اینه خیلی پرفورمنس منطقی داره.اونقدر قوی و کلافه‌کننده نیست،ضعیف هم به هیچ وجه نیست و نمره ۷ از ۱۰ به رد بو و ماندگاریش میدم.
خیلی توی ذهن‌ها ماندگار میشه،دوستان و نزدیکان من با سلایق متفاوت بازخورد خیلی مثبت میدن همیشه به این عطر و بسیار مناسب رایحه امضا هست.
در مقایسه با گایدنس مجدد می‌گم از نظر آرت و هنر عطرسازی و رایحه حرفه‌ای با اختلافِ کم گایدنس،از نظر ماندگاری و خط‌بو مجددا گایدنس با اختلاف بیشتر، اما از نظر قابل‌استفاده بودن در تمام فصول و موقعیت‌ها و بازخورد مثبت و به اصطلاح حال خوب کن بودن هم برای خودتون هم دیگران قطعا لاو دیلایت.
17 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Azade mojarrad
Guidance
لینک به نظر 28 اسفند 1404 تشکر پاسخ به Behrad
و نکته دیگه که هست دلیل اینکه به شکل ریمایندر اومدم گفتم هایپ شدن این عطر توی فضای‌مجازی و اکسپلور اینستاگرام هست که با لیبل‌های اشتباه این عطر رو معرفی می‌کنن.
یه عطر آشنا مثال میزنم تروساردی دونا
تروساردی دونا عطری هست که کمتر کسیه که خوشش نیاد.
یعنی یه رایحه خطی،گلی ملایم داره که احتمالا بازخورد هم بگیره با وجود معمولی بودنش زیاده.چون جنریک و ساده و عامه‌پسنده.خاص پسندا هم اگه خوششون نیاد،قطعا آزاردهنده نیست براشون و دیدِخنثی دارن.
یا مثال بارزتر و ساده‌تر ورساچه برایت کریستال یا حتی لیبر هم تا حدودی میشه گفت سیف و همه‌پسند و خوش‌بازخورد.
اما گایدنس واقعا نیش و خاص‌پسنده چون برند آمواج اصلا عطر عامه پسند تولید نمی‌کنه و مثل برندهای دیزاینری مثل ورساچه دنبال قانع کردن اکثریت آدم‌ها و تجارت نیست.
عطر برای برند آمواج یعنی آرت نه تجارت،یعنی برتری کیفیت بر کمیت.
حالا توی اکسپلور میبینم "گایدنس عطری که هیچکس بهش نه نمیگه"،"گایدنس بوی خوشمزگی و فلان"،"گایدنس عطری که بیچارت میکنن اونقدر میپرسن" و یه مخاطب عادی این فکرو می‌کنه وقتی همه اسمشو میپرسن یعنی اینقدر خوبه که احتمال نود درصد به مشام خودمم خوش میاد و وقتی دکانتش دستش میرسه سورپرایز میشه که چقدر خاصه یا خوشش نمیاد یا هنوز به درک رایحش نرسیده و تنها شانسی که بیاره در حد دکانت هزینه کرده باشه نه شیشه کامل و اینکه یه خریدار آماتور چون تفکیک نت هارو اونقدر بلد نیست،بیشتر از اینکه از ترکیب نت و جنس رایحه و هنر عطرسازی لذت ببره،بازخورد براش اهمیت بیشتری داره و اینجا شاید گایدنس انتظارش رو برآورده نکنه.
من تلاش میکنم سوال‌هایی که راجب این عطر هست رو توی ریویهای تکمیلی توضیح بدم تا مخاطب به اشتباه نیوفته.
راجب دیواین و والایا که جز عطرهای هایپ امسال بودن هم همینه.
دیواین رو با لیبل دخترونه بودن و بوی هندونه(به سبک میوه‌ای،آدامسی) معرفی می‌کنن و بار ها دیدم خود این بلاگرا موقع آنباکس بعد بو کردنش چقدر بازخورد متفاوتی میدن که این اصلا گوگولی و میوه‌ای اونجور که می‌گفتن نیست و به مشام یکسری تند و کاملا گلیه که اون هم باوجود اینکه از عطرای موردعلاقه خودمه ریویوش کردم برای بار دوم تا اشتباهی پیش نیاد.
6 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 مرتضی ع

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan