نظرات | شکیلا میلانی
ترتیب نمایش
Decadence
لینک به نظر 2 تیر 1405 تشکر پاسخ به محسن ایزانلو
درود جناب ایزانلو
فروشگاهی که خواهرم حضوری از شیراز خرید کردن همون موقع تماس گرفتم و موجودی نداشتن به دلایلی که توی رویو گفتم(استقبال کم و عدم تولید مجدد محصول از طرف شرکت)
بکاپ‌هایی که گفتم،از هاکـ**ان مد با قیمت بسیار مناسب‌تر تهیه کردم چون خواهرم هموطنور که گفتم سه میلیون خریده بود
قبلا برای مادرم از این فروشگاه اسکادا مگنتیزم اصل،بیلیو بریتنی‌اسپیرز و برای خودم کلاود آریانا رو خریده بودم و به اصالتشون مطمئنم هستم

موفق باشین
1 تشکر شده توسط : FARNIYA
امروز یکی از خوشحال‌کننده ترین اتفاقات توی فیلد عطر برام افتاد
خواهرم از سفر شیراز برگشته بود و یه هدیه به عنوان سوغات برام آورده بود
یه عطر شکیل با یه باکس خوشگل بود و روش نوشته شده بود Nudo green iris
وقتی دیدم شکل کیفه جا خوردم و خودشم اولش چیزی نگفت تا واکنش منو ببینه
خلاصه اسپری کردم با کلی ذوق گفتم دکادنسه که!!!
فهمیدم دوپه ولی اصلا نمی‌دونستم از چه شرکتی و کجا
توی برندهای دوپ از قدیم فقط زارا(با کیفیت نه‌چندان راضی‌کننده) و اخیرا بخاطر تبلیغات و رویو های تیک‌تاک و یوتیوب و نظر مثبت بلاگرای سرشناس عطر و جوایز سایت فرگرنتیکا،لطافه رو خوب شناختم و تا جایی که گشتم هیچکدوم دوپ دکادنس رو نزده بودن
خلاصه خیلی‌خیلی‌ ناامید بودم و احتمالا درک کنید که پیدا کردن یه عطری که:
-هیچوقت خسته‌تون نکنه و تحت هیچ شرایطی دل‌زده نشین
-با کمیستری(شیمی)پوستتون هماهنگ باشه
-با شخصیت،استایل و چهره مچ باشه
-کیفیت رایحه و آکوردبندیش از شروع تا انتها سلیقتون باشه
-پرفورمنس(سیاژ+ماندگاری) موردنظرتون رو داشته باشه
-کانسپچوآل و مقطعی بر اساس ترندها نباشه
و در آخر تا جایی که ممکنه یونیک‌تر و حداقل توی جمع،خاصِ خودتون باشه،چقدر کار سختیه
و دکادنس دقیقا رایحه‌ای بود که حس می‌کردم اگر قرار بود پرفیومر یه عطر باشم دقیقا همین رایحه رو طراحی می‌کردم بدون ذره ای تفاوت(جوری که بگم مثلا اگه اینش کمتر بود یا بیشتر بود یا...)و جالب بود که اولش زیاد دوسش نداشتم ولی بعدا واقعا عاشقش شدم
برگردیم به Nudo iris green که ظاهرا محصول شرکتی به نام fragrance world از کشور امارت هست و عینا رایحه دکادنس رو داره
با همون کیفیت و ماندگاری
قیمتش هم عجیب‌غریب مناسبه و اصلا به پکیجینگش نمیومد و حدود ۳ تومن هست اما متاسفانه بسیاربسیار کمیابه
با شخصی که خواهرم این عطر رو ازشون خریده بود صحبت کردم و گفت ظاهرا خود این شرکت یکسری روایح رو چند راند برای بازاریابی تولید می‌کنه و اگر استقبال نشه،یا وارداتش به اون کشور محدود می‌شه یا کلا تولید نمی‌شه و نودو گرین آیریس هم جز این دسته هست متاسفانه
توی ایران،دکادنس جز روایح ترند خوشبختانه(از جهت یونیک بودن) یا متاسفانه(عدم دسترسی دائم و راحت) نبوده و من هم برای محکم‌کاری و قیمت بسیار مناسبی که داشت سه‌تا باتل بکاپ دیگه،غیر از اونی که خواهرم آورده بود رو خریدم
گفتم اینجا هم بگم تا کسایی که این رایحه رو دوست دارن اما بخاطر دیسکانتینیود شدنش دسترسی ندارن،این دوپ رو تهیه کنن
قبلا خود رایحه رو رویو کردم اما مجدد اگر دنبال یه رایحه میوه‌ای با محوریت آلو و میوه‌های گس و قرمز به شکل مخملی،لوکس و کمی لیکریک و فیزی در کنار روایح اسپایسی/چوبی،کمی پودری و محوریت زنبق هستین انتخاب فوق‌العادیه
شیرین هست اما همزمان هم یه گرمی توش حس می‌شه که از روایح ادویه‌ای هست و هم یه حس جنگلیِ خنک‌طور عجیب داره و هم رگه‌های تلخی بسیار جذاب و زنانه
بخاطر همین نمی‌تونم بگم مطلقا توی هوای سرد چون ماهیت خیلی گرم و زمستونی‌ نداره و شب‌های تابستون و بهار هم قابل استفاده هست
چند وجهی هست و خیلی عطر کاملیه و چندتا استایل رو همزمان کاور کرده(میوه‌ای+پودری+ادویه‌ای+چوبی)
واسه سلایقی که عطر تلخ دوست دارن اما نمی‌خوان خیلی مسکلین و سنگین باشه و در عین تلخ بودن کاملا مشخص باشه که زنانه و ظریفه انتخاب مناسبیه
رایحه شیکی داره و خیلیا به عنوان عطر فورمال یا مجلسی معرفیش می‌کنن اما من یه تعادلی توش حس می‌کنم که می‌تونه به یه رایحه امضا هم تبدیل بشه چون نت یا حس اگزجریت یا آزاردهنده‌ای نداره خصوصا توی رد بو
مثلا عطر لانویت ورژن اصلی خیلی موردعلاقم بوده و هست اما اونقدر گرم،شیرین و بالزامیکی هست که هرچند ساعتم بگذره،داد می‌زنه که من فقط عطر فضای باز و مجالسم
دکادنس ابدا اینطور نیست و اون طبع و جنسش خیلی متعادل و بالانسه به مشام من البته
یه مدت خیلی استفاده کردم و ابدا بازخورد منفی نداشتم،مثلا کسایی بودن که گفتن رایحش خیلی خاصه،سلیقه‌ایه اما روی شیک بودن و متعادل بودنش همه اتفاق نظر داشتن






12 تشکر شده توسط : مروت خردمهر
با بو کردن این رایحه یاد ترانه زنده‌یاد عارف میوفتم:

هر عشقی می‌میرد،خاموشی می‌گیرد،عشق تو،نمی‌میرد
باور کن بعد از تو،دیگری در قلبم جایت را نمی‌گیرد....

با اینکه جز عطرهای مورد علاقم نبود و خودم نداشتمش اما تاثیر بلندمدتی روم گذاشت و کمترین عطری پیدا می‌شه که نداشته باشمش اما با این وضوح رایحش رو توی ذهنم مرور کنم
دقیقا مثل آدمایی که یکبار می‌بینی،چندان هم علاقه‌مند نمی‌شی اما احتمالا بخاطر انرژی و فرکانس بالاشون تا آخر عمر توی ذهنت با جزئیات می‌مونن و چه بسا ممکنه یه آدم رو بطور مستمر و دوره‌ای ببینی ولی بعدا اسمش هم به زور یادت بیاد،چه برسه چهره و جزئیاتش
جز این ترانه که با هر بار،هرکجا که باشم با پخش شدنش،رایحه این عطر توی ذهنم تکرار می‌شه
چند وقت‌پیش کارکتر یه سریال رو دیدم که مجدد یاد این عطر افتادم و سعی کردم ادبی‌تر و تاثیر گذارتر سناریو سمِ نیمه‌شب رو بگم:

زنی زیبا با چشمانی دریایی و مسحورکننده
زنی که ناخواسته به نفر سوم یک رابطه تبدیل شد،اما در ادامه، آگاهانه و به تعبیر خودش، برای یافتن و تثبیت جایگاهش در قلب مرد جنگید،تلاشی که آن را نه خیانت،بلکه نوعی عدالت در حق خودش می‌دانست
این رابطه حتی در آغاز نیز یک مثلث عشقی کلیشه‌ای و قابل پیش‌بینی هم نبود
مرد، تحت فشار خانواده و ملاحظات خویشاوندی،ناچار بود زنی را که عاشقانه با او ازدواج کرده بود ترک کند و به سرنوشتی تن دهد که دیگران برایش رقم زده بودند
او باید با دختری ازدواج می‌کرد که در نگاهش،جز زیبایی، چیزی برای عرضه نداشت،دختری روستایی که از نظر شخصیت و جهان‌بینی، فرسنگ‌ها با او فاصله داشت
مرد،پزشکی فرهیخته،مغرور و کاملا فهمیم و آگاه بود،کسی که با نگاهی آمیخته به تکبر و تحقیر به دختر می‌نگریست
شکاف میان آن‌ها چنان عمیق بود که حتی زیبایی خیره‌کننده دختر نیز نمی‌توانست خلا میانشان را پر کند.
او به همسر محبوبش وعده بازگشت می‌دهد
قول می‌دهد که به محض حل شدن مشکلات خانوادگی،نزد او بازگردد و در این مدت وفادار بماند
اما زندگی، مسیر دیگری را برایشان تدارک دیده بود...
به مرور و آهسته،همه‌چیز تغییر می‌کند
نیمه‌شبی،در برابر چشمان زنی که دوستش داشت،به آغوش سمی دختر پناه می‌برد،آغوشی که قرار بود موقت باشد،اما کم‌کم به اسارتی شیرین و زهرآلود در نیمه‌شب تبدیل می‌شود
مرد در نبرد با احساساتش شکست می‌خورد و اسیر عشقی می‌شود که هر روز عطش خواستن را در او شعله‌ورتر می‌کند
در همین مسیر، شخصیت دختر نیز به تدریج از سیاهی فاصله می‌گیرد
روایت، لایه‌های تازه‌ای از وجود او را آشکار می‌کند و تصویر منفور نفر سوم رابطه را در ذهن مخاطب کمرنگ‌تر می‌کند
او دیگر صرفا یک مزاحم نیست،انسانی است با عشق،رنج،آرزو و حق انتخاب
و برخلاف آنچه معادلات اخلاقی،عرف داستان‌ها یا حتی آنچه امروز کارما گفته می‌شود انتظار دارند، آتش این عشق خاموش نمی‌شود
نه زمان آن را فرسوده می‌کند، نه عذاب وجدان و نه مجازات سرنوشت
این عشق تا ابد زنده می‌ماند...
سوزان، شعله‌ور و شکست‌ناپذیر
دقیقا متن ترانه همین‌جا تکرار می‌شود
هر عشقی می‌میرد، خاموشی می‌گیرد،عشق تو نمی‌میرد...

برگردیم به دنیای واقعی و همون لحن خودمونی
میدنایت پویزن دقیقا رایحه‌ای تاریک،مرموز و ممنوعه‌ای داره که ممکنه اوایل شامه رو پس بزنه یا این حس رو به مخاطب بده:
چقدر دامینیت و غالبه،چقدر مردونست یا تنده امـــا
وقتی از کلیشه تعریف‌شده"روایح شیرین،لطیف و وانیلی برای زنان"فاصله بگیره،جوری ارتباط می‌گیره با این رایحه و دلبسته می‌شه که تا آخر عمر یادش نمی‌ره و جایگزینی هم براش پیدا نمی‌کنه
این عطر برخلاف هیپنوتیک پویزنه
هیپنوتیک پویزن دقیقا کارکتر همون زن متناسب و عاقل،شیرین و درعین حال لطیفی هست که توی نگاه اول دل هر کسی رو می‌بره و با شیرین‌زبونی خیلی زود خودشو توی دل آدما جا می‌کنه اما میدنایت پویزن همون دختر یا شخص‌سومی هست که توی نگاه اول ممکنه منفور،برخلاف عرف و منطق،سمی و اشتباه قضاوت بشه اما وقتی گرفتارش بشی،اونقدر وابسته می‌شی که راهی برای برگشت نداری و هیچ قانون و منطقی نمی‌تونه متقاعدت کنه...

سپاس از نگاه ارزشمندتان



16 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official complihanicated
یه پیشنهادی دارم برای کسایی که اصلا این عطر رو تست نکردن و حالا یا دکانتش رو سفارش دادن یا خودش رو

برید داخل اتاقتون نفستون رو حبس کنید،یه پاف به پارچه یا بالشتون بزنید،همچنان نفستون رو حبس کنید،در رو ببندید و تاجایی که میشه از اتاق فاصله بگیرید😂😅
کمتر از دو دقیقه بعد هرچقدرم دور شده باشید،خصوصا اگر فصل گرم باشه و اسپیلت یا سیستم‌سرمایش داخل اتاق روشن باشه متوجه رایحه عطر می‌شید یا بهتره بگم رد عطر
اینطوری خیلی راحت‌تر و از همون اول به دلتون می‌شینه و کاملا متوجه می‌شید مخاطبانتون نسبت به رایحتون چه حسی دارن
گودگرل گان بد از اون عطراست که نباید مستقیم و خصوصا روی پوست و از فاصله نزدیک بوش کنید و باید زمان بدید تا با رد بو خودش رو ثابت کنه و اگر از همون اول بلافاصله بوش کنید،قضاوت درستی راجب درای‌داونش هم نخواهید داشت
اما راجب خلق این رایحه
کیلیان هنسی برای این عطر یه شخصیت خیالی خلق کرده:
دختری که در ابتدا معصوم، پاک و نجیبه اما وارد باغ وسوسه می‌شه و کم‌کم جنبه اغواگر و شهوانی وجودش آشکار می‌شه
عبارت بکار رفته سایت کیلیان:
"دختر خوبِ رهاشده در گردبادی از گل‌ها در باغ خیر و شر"

رایحه این عطر با غلبیت نت گل‌های سفید خصوصا مریم هست و یه مقدار حالت گرین و سبز هم در شروعش داره،در کنار غلبیت مریم و یاس دو عنصر اصلی داریم که همراهیشون می‌کنن
۱-یه رایحه نکتارگونه خیلی سبک از شکوفه اسمانتوس که رایحه‌ای شبیه به زردآلو یا هلو داره و کاملا حس می‌شه
۲-یه نت اینسنس نسبتا دودی و کمی تلخِ سبک داره که دقیقا نمی‌دونم رفتار کهربا بوده یا سدر یا وتیور که رایحه رو از اون حالت مطلقا گلی خارج می‌کنه و باعث میشه یه رگه‌های خیلی‌خیلی ریز تلخ و خاص هم داشته باشه
به مرور یه رد بو مجدد با غلبیت مریم تحویلتون میده اما احتمالا بخاطر حس نکتارگونه اسمانتوس بشدت حس کرمی،تمیز و در عین حال لوکس می‌ده و همچنان یه حالت اینسنس و یه مقدار تلخ هم احساس می‌شه
یونیکه،خاص و جالبه
رد بو و سیاژ بسیاربسیار بالایی داره
داشتم فکر می‌کردم اگر یه خانم خیلی ثروتمند و برندپوشی که بودجه نامحدود داره برای خرید عطر از من نظر بخواد قطعا سه تا عطر برای تمام عمرش معرفی می‌کنم که به معنای واقعی کلمه لوکس توی این روایح از هر نظر معنی می‌شن:
۱-استلار تایمز ۲-گودگرل گان بد ۳-ممو مدورای
15 تشکر شده توسط : مرتضی ع Huseyin_taheri_official
سایت لویی ویتون داستان این عطر رو به شکل توصیف کرده:

"سفری میان زمان و فضا، بازگشت به شکوه معابد افسانه‌ای، باغ‌های موزاییکی و فواره‌های جادویی، در قصری طلایی که در آسمان شناور است."

استلار تایمز در واقع ارائه مدرن و بی‌وزن یا به قول خودمون اروپایی یک عطر شرقی‌کهربایی هست
عطرهای شرقی سنتی معمولا:
سنگین،رزینی تیره و غلیظ‌ هستن
حال و هوای بازارهای خاورمیانه،بخور،ادویه و عود دارن
کاوالیه،پرفیومر این عطر تلاش کرده همون حس شکوه شرقی رو بدون سنگینی و غلظت روایح شرقی ارائه بده

خود LV از عبارت:

An Oriental in Zero Gravity (یک شرقی در حالت بی‌وزنی)
استفاده کرده و این رایحه رو با عنوان نور طلایی شناور بر بستر کهربای سفید توصیف کرده
کلمه استلار:
ستاره‌ای،مربوط به ستارگان
و تایمز به زمان‌ها یا دوران‌ها اشاره می‌کنه
بنابراین اسم عطر را می‌توان این‌گونه تعبیر کرد:
دوران‌های ستاره‌ای یا دوران‌درخشان

رایحه این عطر اونقدر گرم و شیرین نیست،درواقع با وجود شیرینی حالت خفه‌کننده نداره و می‌شه گفت جز عطرهای کهربایی‌معتدل هست و بسیار بسیار بسیار خاصه
خیلی لوکس به مشام می‌رسه و می‌تونم بگم از ده نفر حداقل هشت نفر روی لوکس بنظر رسیدن رایحه‌اش تفاهم دارن
چیزی که عموما فکر می‌کنیم اینکه همیشه یه عطر لوکس شرقی باید عودی،یا خیلی گرم و شیرین،تلخ یا مرموز بنظر برسه اما این عطر ابدا حالت عودی،تلخ یا خیلی گرم و شیرین نداره اما در عین حال بسیار لوکس و طلایی و پرزرق و برقه
اصلا مشابه این عطر رو بو نکردم و بی‌نهایت یونیکه و مناسب عطر امضاست
عطر سه عنصری هست اما رایحه‌ای درحد یه عطر سه عنصری نداره و ظاهرا ژاک کاوالیه عمدا نمی‌خواسته لیست بلندبالای نت ارائه بده
هر کدوم از این سه نت،خودشون از ده‌ها مولکول و ماده تشکیل شده‌ و کاملا شخصی‌سازه شده
تعریف رایحه‌اش یه مقدار دشوار هست
خیلی ساده بگم کانسپت تلفیق روایح مرکباتی و اندکی‌گلی+کهربای شفاف و روشن+ پیچیدگی روایح صمغی
فرض کنید کهربا شکل مایع و خوراکی داشت و مثلا نوشیدنی بود،اسانس مرکباتی داشت و اونقدر گرم نبود،حتی حالت فیزی حباب‌دار یا به قول خودمون گازدار داشته باشه(خیلی سخته توصیفش ولی همچین چیزی)
چیزی که بنظرم خیلی متفاوت کرده این کار رو جنس روایح صمغی/بالزامیکیش هست و صمغ پرو اینجا یه جنس خیلی خاصی داره که واقعا تعریفش سخته ولی مطمئنم خاص بودنش عموما از روایح صمغیش هست و جنس کهرباش که واقعا جالبه
سیاژ و ماندگاریش هم ابدیه تقریبا که با این قیمت فضایی قابل انتظاره

سپاس از نگاه ارزشمندتان



16 تشکر شده توسط : مرتضی ع Huseyin_taheri_official
منظور از زنان که توی توضیحات این عطر داخل سایت گفته شده،شخص ژاکلین کندی بوده که سعی می‌کنم توی این رویو توضیح کامل‌تری بدم
عطر لاو این بلک به منظور ادای احترام و یادبود ژاکلین کندی ساخته شد
دلیل انتخاب پسوند بلک این بوده که ژاکلین کندی به لباس‌های مشکی شیک مشهور بوده
عینک‌های آفتابی بزرگ مشکی او تبدیل به بخشی از هویت استایلش شده بود و شخصیتش ترکیبی از وقار،غم پنهان،زنانگی ،قدرت و سیاست بود و برند کرید تلاش کرد این تصویر رو به زبان عطر ترجمه کنه
خاستگاه نت‌های این عطر هم مثل لاو این وایت یه نقشه جغرافیایی داشته و مواد اولیه‌اش از مکان‌هایی الهام گرفته شده که ژاکلین کندی بهشون علاقه داشت یا سفر کرده بود
مثلا:
بنفشه ایتالیا
سدر ویرجینیا
زنبق فلورانسی
رز بلغاری
انگور بورگندی
رایحه این عطر همون‌طور که انتظار می‌ره برخلاف لاو این وایت هست و کالبد اصلی یا روح این عطر به طور کامل پیچیدگی،خفا و تاریکی دنیای سیاست و خانواده‌های سیاسی رو نشون می‌ده و جنس رایحه‌اش کاملا پیچیده و مرموز هست
در کنار این کالبد بیشتر از آکوردهایی که حس شادابی و فرش بودن بده،آکورد های سنگین،گاها تلخ و اسپایسی حس می‌شه که شیکی،رسمیت و منش مجددا سیاسی رو القا می‌کنه،درست مثل استایل این افراد توی نشست‌ها و مجالس
برسیم به نوع راحیش که به وجه اشتراک کوچیک دیگه با لاو این وایت داره و اون محوریت نت‌های پودری اما به شکل کاملا تاریک هست
نت زنبق اینجا دقیقا اون ماهیت اصلی خودش رو داره و تند،خاکی حس می‌شه(برخلاف لاو این وایت که نرم‌تر و وانیلی‌تر حس می‌شد)و قرارگیری بنفشه در کنار زنبق اون وجهه یا آکورد پودری رو کاملا توی رایحه تثبیت می‌کنه
در کنار غلبیت روایح پودری که از لحظه شروع قابل تشخیصه،یکسری آکورد های تند و ادویه‌ای حس می‌شه که به مرور فروکش می‌کنه و بسیار ملایم می‌شن
من یه نتی شبیه به کشمیران یا چرم هم احساس کردم که توی هرم بویایی نیست
یه شیرینی بسیار کنترل شده از انگور هم قابل تشخیصه اما اونقدر بلد و روشن یا حتی سرحال نیست
مجموعا بخوام بگم:

پودریِ کلاسیک و خاکی/بنفشه/ادویه و چرم در یک کالبد زنانه و ظریف

مشابهش رو بخوام بگم از برند فردریک مال فیوریت خودم لیپ‌استیک رز و آیریس پودر رو مثال می‌زنم+اینسولنس از گرلن که براتون قابل تصور باشه این رایحه
اگر این عطرهارو دوست داشته باشین قطع به یقین از لاو این بلک خوشتون میاد و اگر ارتباط نگرفته باشین احتمالا از این عطر هم خوشتون نمیاد
یه نکته‌ای هم که داره این روایح اصلااا به قول معروف هایپ یا ایرانیزه و شرقی نمی‌شه
این کامپلکس(لاو این بلک،لیپ‌استیک رز،اینسولنس)می‌تونم بگم از کمیاب‌ترین استایل های رایحه‌ای هستن که توی ایران وجود داره،چه ایران،چه کشورهای اطراف نظیر امارات،ترکیه و ارمنستان و مجموعا مقاصد نزدیک که سلیقه و ترند‌های بویایی مشترکه
مطلقا می‌تونم این روایح رو خصوصا توی ایالت‌های شرقی آمریکا متصور بشم و هربار فیلم‌های آمریکایی می‌بینم این مدل روایح رو روی خانوم‌هاشون تصور می‌کنم خصوصا با ژانر تاریخی-سیاسی و مربوط به قرن بیستم

سپاس از نگاه ارزشمندتان

9 تشکر شده توسط : مرتضی ع Huseyin_taheri_official
کرید توی معرفی‌های اولیه این عطر اعلام کرده بود که این عطر از عشق به دریانوردی و حس آزادی روی آب الهام گرفته شده و مواد اولیه‌ از پنج قاره مختلف رو در خودش جمع کرده بخاطر همین،گاهی لاو این وایت رو نمادی از هماهنگی جهانی درنظر می‌گرفتن
خاستگاه نت‌ها به این صورت بوده:
پرتقال اسپانیا
یاس ایتالیا
نرگس ریویرا فرانسه
برنج تونکین آسیا
زنبق مصر
مگنولیا گواتمالا
وانیل جاوا ماداگاسکار
صندل هند
توی معرفی های بعدی و جدیدتر که بعد از خرید کرید توسط صندوق سرمایه‌گذاری بلک‌راک و واگذاری به کرینگ توی سال 2023 و احتمال ریفورموله شدن این عطر اعلام شد،این بوده که لاو این وایت یه اعلام عشق خالص(Pure Declaration of Love) هست و قراره حس یه نسیم بهاری لطیف، زنانگی کلاسیک و ظرافت سفیدرنگ رو منتقل کنه
بنظر من این رایحه یکی از کاملترین روایح کلاسیک و تایملس زنانه هست
سمبل زنانگی دنیای روایحه و اونقدر عطر قشنگ و کاملیه که می‌تونه همراه مهم‌ترین روز زندگی هر زن یا در واقع روز عروس شدنش باشه،چون هم لطافت و حس دخترونگی و پاکی رو داره،هم بلوغ دنیای زنانگی و همسر بودن و هم آرامش و زیبایی حس مادر شدن در آینده
درواقع تمام بعدهای زندگی یه دختر می‌تونه توی این رایحه جای بگیره و کمترین عطری این ظرفیت بالا رو داره
شادابی و حس تازگی نت‌های مرکباتی و پرتقال توی شروع،میانه خنک،گلی و لطیف از غلبیت گل‌های سفید و رز خیس و پایانی نسبتا گرم و دلچسب از روایح پودری،وانیلی و نت برنج
طبع معتدلی اما اونطوری خنک‌مطلق نیست و روایح پودری،زبق،وانیل و برنج یه مقداری خنکی روایح فلورال و مرکباتی رو کنترل و کمتر و با اضافه کردن گرمای ملایمِ شرقی،رایحه رو به سمت معتدل بودن می‌برن
مجموعا هم گلیه،هم پودری/وانیلی و هم حس تمیزی داره که خیلی‌خیلی شیکه
بسیار باکیفیت،باکلاس و همه‌چیز تموم
سیاژ،خط‌بو و ماندگاری بسیار خوبی هم داره

سپاس از نگاه ارزشمندتان

10 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی متقی پور
کاملا بیلی آیلیش نامبروان بدون ذره‌ای تفاوت اما....
بسیار غلیظ‌تر هست دوز شیرینیش و کاملا پخش و خط‌بو داره
چند روز پیش برای باردوم بیلی‌آیلیش رو ریویو کردم و بنظرم غیر از جنریک و خطی بودن رایحش که البته خیلی مناسب لیرینگش با عطر‌های دیگه می‌کنه و نکته خوبی هست،یه مشکلی که داشت پخش و ماندگاری معمولی(رو به پایینش) بود که نوددرصد بلاگرهای عطر با زبان و ملیت‌های مختلف بهش اشاره کردن
یکی از دوستانم خیلی تاکید داشت که این کار پخش و ماندگاری بالای یک روز داره و من باور نکردم،گفتم مطمئنی عطرت اورجیناله و با اطمینان گفت آره
بعدا متوجه شدم کار های‌کپی بوده و واقعا هم از اورجینالش پخش و ماندگاری بهتری داشت
نبراس هم دقیقا همینطوره،اگر پخش و ماندگاری بیلی‌آیلیش اورجینال راضیتون نمی‌کنه،نبراس با شباهت ۱۰۰/۱۰۰ به رایحه اصلی این مشکل رو براتون برطرف می‌کنه
8 تشکر شده توسط : مرتضی ع Huseyin_taheri_official
قابل‌توجه ترین نکته راجب آورا(فینگلیش کردنش با درنظرگرفتن تلفظ واقعا سخته😅) اینکه از کلبریشن پنج‌تا از مطرح‌ترین خالقین روایح‌ماندگار حاصل شده و متاسفانه اینجا اسم استاد اولیویه کرسپ جا انداخته شده که در کنار دستان‌سحرآمیز ایشون،مهارت و توانایی ماری سالامان،کریستوف رینو،دافنه بوژه و آماندین کلرک‌ماری باعث خلق چنین شاهکاری شده و احتمالا هزینه بسیار زیادی برای ساخته شدن به معنای واقعی این"اثر هنری" صرف شده
و بعد از این نکته‌ دیگه‌ای که نظرمو گرفت،دیدید مثلا یه مکان یا یه شی رو می‌بینید و حس می‌کنید سازنده صدازصدشو برای ساختش گذاشته و بیشتر بخاطر همین به دلتون می‌شینه،راجب آورا من دقیقا این حسو داشتم
از جمع کردن ۵ تا از به قول خودمون شاخ‌ترین پرفیومرها تا جنس رایحه و کیفیش،ماندگاری و خط‌بوش و شیشه بشدت زیبا و جذابش
چقدر برند موگلر واسه این دلبر زیبا سلیقه خرج کرده!😍
و اما کانسپت جذاب این رایحه
وقتی موگلر سال ۲۰۱۷ معرفیش کرد،ایده اصلی پشت عطر این بود که زن رو نه به نسخه‌ای شیک‌تر، جذاب‌تر یا اجتماعی‌تر از خودش، بلکه به بخش غریزی و ابتدایی وجودش برگردونه
در واقع کل پروژه بر اساس این سوال بود:
اگر به‌جای پیروی از قواعد و انتظارات جامعه، به صدای درونی و غریزه‌ات گوش کنی چه می‌شود؟
بخاطر همین اسم Aura(آورا) انتخاب شد،چیزی شبیه انرژی یا هاله درونی انسان
موگلر توی معرفی رسمی عطر بارها از کلمه Instinct یا غریزه استفاده می‌کرد و می‌گفت این عطر قراره پلی باشه بین انسان متمدن امروزی و طبیعت خامی که هنوز درونش وجود داره
حتی بطری عطر هم دقیقا برای همین مفهوم طراحی شده
قلب سبز زمردیش فقط یه شکل زیبا و دکوراتیو نیست،قلب نماد شهود و احساسات درونیه و رنگ سبز زمردی به طبیعت، حیات و نیروی درونی اشاره داره
انگار درون این قلب سبز، بخشی از طبیعت وحشی انسان زندانی شده باشه
از نظر بویایی و آکوردبندی هم هدف این نبود که یک عطر فلورال یا وانیلی معمولی ساخته بشه
پرفیومرها می‌خواستن حسی خلق کنن که هم گیاهی،سبز و طبیعی باشه و هم گرم،زنده و دربرگیرنده نفس و گرمی انسان و هم مرموز
برای همین ساختار Aura یجورایی بر پایه تضاد شکل گرفت تضاد بین سبزی جنگل و گرمای انسان،بین تلخی گیاهان و شیرینی وانیل
وقتی اسپری می‌کنید اوج غلبیت نت‌های سبز و ترکیبی از ترنج،برگ ریواس و شکوفه‌پرتقال رو احساس می‌کنید که بی‌نهایت ترکیب بهشتی،زیبا و شادابی هست
به مرور وانیل غلبیت پیدا می‌کنه،طوری که محور اصلی این عطر می‌شه و روایح چوبی،کمی شیرین و میوه‌ای اطراف این محور یا هسته‌وانیلی در نوسان هستن
در مجموع یه رایحه معتدل/جنگلی که با گرمای وانیل و چوب حسابی دلنشین شده+اندکی روایح میوه‌ای نه‌چندان واضح
مجدد باید بگم که خصوصا در مرحله درای‌داون به دکادنس مارک جیکوبز که راجب عطر poets of Berlin هم گفته بودم شباهت پیدا می‌کنه و می‌تونم بگم کانسپت و استایل‌بویایی یکسانی دارن
شکیل،شیک،طبیعی(نه بیش‌از حد شیرین یا تصنعی)،حس جنگلی،طبیعت و سبکی،بشدت ظریف و زنانه

سپاس از نگاه ارزشمندتان

21 تشکر شده توسط : مرتضی ع Huseyin_taheri_official
منگو اسکین از دید برند ویلهم پرفیومری صرفا بوی انبه یا محوریت انبه تعریف نمی‌شه،در واقع ایده اصلی ساختن یه حس بوده
حس خوردن یه انبه کاملا رسیده توی فضای آفتابی، رنگارنگ و سرشار از انرژی سرزمین های گرمسیری
برند ویلهم پرفیومری توی توضیحات رسمی عطر از:رنگ‌های وحشی، آسمان‌های بی‌انتها و شادی رام‌نشدنی آفریقای جنوبی حرف می‌زنه و منگو اسکین رو یه انفجار اکسپرسیونیستی از انبه، بلک‌بری و فلفل سیاه توصیف می‌کنه
کلمه expressionist که خود برند استفاده کرده خیلی مهمه، چون منظورش اینکه این عطر قرار نیست یک عکس واقع‌گرایانه و ریلستیک از انبه باشه بلکه قراره یه برداشت هنری و اغراق‌شده از احساس خوردن انبه باشه
رایحه این عطر گرم،شیرین،میوه‌ای اما به سبک تروپیکال یا استوایی هست
این عطر ظاهرا ریفورموله شده و آپدیت نت‌ها به این صورت هست:
تاپ نت:انبه،شاهتوت،فلفل‌سیاه
نت میانی:ریشه‌زنبق،یاسمن،نیلوفر
نت پایه:وانیل،پچولی،شکر صورتی
شروعش با شیرینی انبه و یه حس ترش‌مانند که احتمالا از شاهتوت هست شروع می‌شه که واقعا دلچسب‌ترین قسمتش بنظرم همین اپنینگ هست که هم فرشه،هم شیرین،هم نرم و آبدار و تازه
واقعا بوی بهشتی داره این عطر
به مرور وانیل رایحه رو نرم و لطیف می‌کنه و اون حس آبدار،ترش و شیرین اولیه از بین می‌ره و ریشه‌زنبق اینجا بیشتر کار همون زنبق رو انجام می‌ده یعنی بیشتر از اینکه حس خاکی به رایحه بده،یه حس پودری‌تمیز می‌ده
مجموعا یه رایحه کاملا شیرین،لطیف،انبه‌ای،وانیلی رو داریم که البته زمان خودش نسبتا خاص بود اما این روزا nتا عطر با محوریت انبه داریم و چه‌بسا نت انبه توی فاز درای‌دوان ماندگاری بیشتری هم دارن
بنابراین
خوشبو هست،ماندگاری و پخش معقولی هم داره اما
با لانچ شدن روایحی با محوریت انبه خصوصا از برندهای عربی،ارزش خرید این رایحه البته توی ایران با این لیبل قیمتی و کمیاب بودن پایین اومده و از جهتی کامپلکس خیلی خاصی هم نداره که بگم مثلا این یه سبک جدید و خاص از انبه ارائه داده که صدسال بعد هم شبیهش نمیاد و بخاطر همین ارزش خریدش بالائه مثلا
شخصا چون نت انبه یکی از دلنشین‌ترین روایح و حتی مزه برای من هست تجربه خوبی بود،اما ارزش خرید فول‌باتل رو توی سال ۲۰۲۶ نداره از دید من
اگر یه وجه تمایزی داشت شاید...

سپاس از نگاه ارزشمندتان
15 تشکر شده توسط : مرتضی ع Huseyin_taheri_official

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan