لیبر له پارفوم، شعلهای است که در کریستال زندانی شده. این عطر، همان لیبر آشناست، اما نه در سکوت صبحگاهی، که در اوج آتش یک شب داغ. جایی که اسطوخودوس، با عطر سوختهی زعفران گره میخورد و شکوفههای پرتقال، در میان شعلههای عسل و وانیل، ذوب میشوند.
اولین نفس، مثل بوی پوستی است که کنار شومینه گرم شده؛ زنجبیل و زعفران، مرکباتِ تلخ، و یک حرارت که از درون بالا میآید. سپس اسطوخودوس میآید، اما نه اسطوخودوسِ آرامبخشِ همیشگی؛ اینجا اسطوخودوس جسور است، عاشق است، با شکوفه پرتقالی که از باغهای مراکش رسیده، نجوا میکند.
و زمانی که عطر مینشیند... وانیل، عسل و دانه تونکا میآیند تا امضا کنند. یک پایان شیرین، چسبناک و ماندگار که تا صبح روی پوست میماند.
یه عطر گورماند ساده که توی هوای سرد دلچسبه و مثل یه شال بافت هاله گرم و شیرینی اطرافتون میکشه
پخش متوسط و ماندگاری نسبتا خوبی داره
اما اگه دنبال پیچیدگی روایح هستید این عطر مال شما نیست،رایحه فراز و فرود خاصی نداره و از ابتدا تا انتها شیرینی زیاد شکر،شکلات و وانیل رو حس میکنید.
این عطر مثل یک لباس سفید ساده و خوشدوخت است؛ نه جیغ میزند، نه خودنمایی میکند.
مشک در این عطر، نه مشک سنگین و حیوانی قدیم، بلکه یک مشک تمیز، پودری، و پوستی است. مثل بوی بدن تمیز بعد از دوش گرفتن، اما لاکچریتر.
رز و هلو در ابتدا یک شیرینی ملایم و میوهای ایجاد میکنند که خیلی زود با مشک و عنبر گره میخورد.
در ته عطر، پچولی و وتیور یک عمق چوبی و خاکی به عطر میدهند که ساعتها روی پوست میماند.
دونای عزیزم
شیک،ظریف،خانومانه
یکی از بهترین انتخاب ها برای این روزهای گرم
این عطر، بوی قاب عتیقهای نیست که در موزه خاک بخورد؛بوی چمدان چوبیست که هنوز سفر میکند.
نت اولش، اکران یک فیلم سیاهسفید فرانسوی است با دیالوگهای گل میخک و یاس.
قلب عطر، بوی گلابی رسیدهست در سبدی از توتهای وحشی، آنقدر به پوست نزدیک که انگار از درون خاطره میتراود.
و ته عطر...
تهاش وانیلی نیست که بخواهی بچشی؛
تهاش نوای بیصدا و گرم اتاقیست با شومینهای نیمهروشن، و ردِّ عطر مادر روی روسری ابریشمی.
تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.
هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.