نظرات | خردمهر
ترتیب نمایش
عودوود ِ شریف

عود معطر در ابتدا و چوب خشک و جذاب در ادامه...

آنقدر نمی ماند که از او سیر شوند اما هرچه در توانش باشد، بذل و بخشش میکند.
شریف و بی آزار و کم حرف است. عطربازان و عموم احترامش را نگه میدارند. حتی دشمنانش هم از تحقیر و انکارش ، شرم دارند.


در کودکی، تابستانها در روستایی در جنوب، همواره پیش مادربزرگ سپری میشد. زنی استخوانی و آفتاب سوخته بود. همه عمر زجر کشیده بود و دیگر خود را بازنشسته میدانست. میانه اتاق چهارزانو می نشست و کمر صاف میکرد و قلیان میکشید. گربه ها می امدند و روی پای او میخوابیدند و می رفتند. گاهی زیرلب چیزی به آنها میگفت، هیچوقت به آنها دست نمیزد و فقط مهربانانه نگاهشان میکرد.
من کنار او مینشستم و نقاشی میکشیدم و او تماشا میکرد. به جز معدود دفعاتی که از خاطرات قدیمی اش در تهیه آب آشامیدنی و جمع آوری هیزم و فرسنگها پیاده روی با پای برهنه و مَشک و چوب سنگین در شب و روز بیابان و نیش عقربهای جنوب میگفت، معمولا هر دو ساکت و مشغول کار خود بودیم... هر از گاهی که از موضوعی میخندید به سرفه می افتاد. غالب دلیل سرفه هایش قلیان نبود. زندگی اجازه ی از ته دل خندیدن به او نمیداد.
حوصله ام که سر میرفت سراغ خارهای کهنه ای که در دستان پینه بسته اش مانده بود میرفتم. بعد از ساعتها با خوشحالی خاری را بیرون می آوردم و از این موفقیت میخندیدم. برایم سوال بود چرا اینهمه خار ، درد ندارد. او مثل همه ی زندگی اش لبخندی بی صدا میزد و نگاهی به خار می انداخت و دستانم را به نشانه ی تشکر، نوازش میکرد. او بار دیگر توانسته بود دردش را لبخند کند.
ماندگاری فقط در لبخندش بود...( آنقدر نماند که از او سیر شوند...). همنشینِ من، نجیب و بی دردسر زیست و نجیب و بی آزار رفت.


القصه، بوی این چوب خشک و معطر ، مرا یاد دستهای نجیب، استخوانی، گرم و پینه بسته ی مادربزرگ می اندازد... لبخندی برایش میفرستم از درد ِ شیرین ِ خاطرات:
" حکایتهای عهد دوستی را کرده ام از بَر ... چو هندویی که بهر سوختن هیزم نگه دارد"
34 تشکر شده توسط : فاطیما          nazanin
پیرو فرمایش جناب علیرضای با محبت.
من چند عطر زنانه که خیلی تعریفشون رو شنیدم (از اقایون ) مینویسم که البته همه رو نبوییدم هنوز:

کوکو شنل مادمازل (پاییزه)
فردریک مال اون فلور د کاسیه (بهاره و پاییزه)
آمواژ آنر زنانه (بهاره)
ایسه میاکه لئو زنانه (تابستانه)
ام دی سی آی پارفومز لا بّله هلن (بهاره)
پارفوم د مارلی دلینا (بهاره)
زرجوف لیرا (زمستانه)
آرمانی اکوا دی جیویا EDT (تابستانه)
پیوردیستنس اوپاردو (بهاره و تابستانه)
آنتونیو ویسکونتی لا دیوینا توبروز (تابستانه)
24 تشکر شده توسط : آرش وقوعی          nazanin
ارادتمند جناب استاد
شما تخصص در اثبات داری . منکران را به حال خود رها کن!
اهل محفل انس و هنر، چشمش جز منطق و نگاه تخصصی نخواهد دید.
انرژی را برای بررسی گهربار عطر بعدی حفظ کن و سرشارمان کن! گوهرت را خرج گوهرشناسان کن!
43 تشکر شده توسط : فرنـاز علی متقی پور
Vanille Havane
لینک به نظر 11 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به مارین
احترام متقابل و قدردان توجه شما مارین عزیز و گرامی
چشم شما مهربانه و زلال میبینه... من اونقدرا عطرباز نیستم و تخصص اساتید رو ندارم .
خوشحالم که دوستانم اینجا هر روز زیاد و زیادتر میشن و مهربان و مهربانتر.
17 تشکر شده توسط : فاطمه فیضی 🌞SAMIRA🌞
یک نازنین باوقار

تلخ و شیرین توأمان. خوشمزه و کمی مست.
(کاکائوی تلخ و تنباکوی وانیلی در رقابت). تلفیق طعم شیرین و تلخ (مثل تلفیق طعمها در وازامبا) بسیار جالب و حیرت برانگیز.
از نگاه بنده شبیه به عاقله انسانیست حامی، میانجی گر و خونگرم. هم مناسب همراهی در مهمانی و سرخوشیست و هم مناسب مجالس رسمی.

در ابتدا کمی شبهه برای انتخاب و نزدیک شدنش داشتم اما پس از چند بار گفتگو اطمینان داد به هنر دوستی و مهربانی.
مثل همه ی نازنین ها ابتدا کمی درشتی و تلخی میکند اما در درون نازک است و شیرین.
با تکرار ملاقات روز به روز زیباتر میشود و در وجود و ذهن ماندگارتر...

(مخاطب خاص :) )
"نازنین تر میشوی هر روز از روزِ دگر .... ناز چندانی، که میریزد ز سر تا پای تو"


39 تشکر شده توسط : سید رضا عابدینی محمدرضا ملکشاهی
Ombre Leather Parfum
لینک به نظر 10 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به میثم زارعیان
درود و ارادت بر همه ی خوش سلیقه ها :)
3 تشکر شده توسط : حسن شجاعی حسین رفیعی
زرجوف-تونی آیومی مانکی اسپشیال

(وینتر ایز کامینگ- ما را خیال ِ دوست بفریاد میرسد)
قول میدهم دیگر اینچنین ننویسم یا حداقل چنین طویل ننویسم.
اصلا چرا شروع به نوشتن کردیم؟ برای التیام و تخلیه ذهن؟...در سایت عطرافشان چرا؟
هربار سختیها بیشتر میشود، به بهانه ای ریویوها بیشتر خواهد شد.... هم دردی، با هم سلیقه ها.

این عطر به پاس "تونی آیومی" گیتاریست گروه بلک ساباث نامگذاری شده و بوی آلبالویی و بوزی و چرم و ترش و غنی دارد که دوستان فرمودند. عطر عامه پسندی هم هست گویا. ماندگاری و سیاژ بالا دارد.عطر باکلاسی ست و گرمابخش مجالس زمستانی.

دوست دارم اکنون سراغ زمستان بروم. مگر زمستان فقط دی و بهمن و اسفند است؟ تاریکی و سرماست ...
"زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه. غبارآلوده مهر و ماه" یا دانستن سختی "گلدونِ بدونِ گل" یا سفری که در انتها بگویی"لعنت به این زمستون" هرکه گفت و خواندش غمگین خواند. از ناامیدترین تا سرخوشترین...

این قسمتی از همان نوشتن برای تخلیه دردهاست و میدانم نباید در فضای عطرآگین انقدر غر زد اما بهانه ای جور میکنم . وگرنه همه تان میدانید بنده تخصصی در عطرها ندارم. اصلا من چه میدانم اکوردها چگونه کار میکنند. نت های ریز را چگونه تشخیص دهم؟ وقتی امکان و استعداد استشمام تک تک نتها به صورت منفرد را ندارم ...اگر ایکاروس بگوید که "ترکیب افسنطین، کارداموم، و گل ستاره‌ای" در ممویر باعث ایجاد خلا در ذهن میشود. چقدر متوجه منظورش شده ام؟ حاشا و کلا.
شامه ام قوی نبود در ابتدا و تربیت نشد در انتها.

اینها عرض شد که قدردان این بستر مکرر پالوده ی عطرافشان باشم و قدردان دوستی دورادور با شمایان. که شاید در مجاورت و شناخت این اعتماد و کشش بیشتر نمیشد
و من عطرها را نیافته بودم بی بررسی و سخاوت شما.
"صبوری" موهبتیست که باعث نابودی من شد و شاید این سپاسنامه را مینویسم که بعدها نگویم " همه ی عمر دیر رسیدیم"
این متن قدردانی از برای معلمانم در هنر بویایی ست:



برای نقدها و ریویوهای: جناب ایــکاروس که عمیق بود و معجونی از دانش، احساس، انواع هنرها و داستانها. چه رندانه در انتهای هر متن یکی دو عطر دیگر معرفی میکرد تا سراغشان برویم و در انتهای آنها دوباره دو عطر دیگر مینوشت...و سناریویی بلندمدت برای عطرالود کردنمان پیاده کرد و به نقل از آقای کبیری هنردوست، میراثی برجای نهاد.

جناب سخــی و بررسی عطر با شیرین زبانی ، همراه با نشر دانش و ادبیات و محبت و احساس و شور عارفانه . گویا همه چیز را دوست دارد، همه کس را و هر عطر را و مهم است که برای عدم رنجش دیگران چنین نمیکند. خود چنین است.

جناب رضایی شوشتـری با بررسی رئالیستی و موجز و بی تصرف . اما به گمانم هرچه نقد رئالیستی دارد خودش شبیه "مرد"های داستانهای رومانتی سیزم فرانسوی ست . مردی باهیبت و چهارشانه با قلبی شیشه ای و لطیف .

نقدهای مسیح و ابزورد که ستاره سهیلند و با هر سویی که میزنند مقاله ای پیچیده و دقیق، از اذهانی سرشار که سخاوتمندانه دانش و فلسفه شان را برایمان داستان پیچ میکنند.

و خانوم نازنین هنرمند که دغدغه مند و همسو مینویسد. شفاف و پر از حس حمایت است و ما را در خاطرات عطراگینش راه میدهد.

خانوم مونا با ادبیات فاخر...و.... خوش سلیقه و پر تلاش و سخاوتمند در معرفی عطرها.

خانوم شکیلا میلانی چون معلمی دلسوز، دقیق و عالمانه از تشریح عطرها برایمان گفت.

خانوم فیضی فروتنانه دانشش را برای امثال من ساده کرد.

و مهربد پر تلاش که به نقاط کور سرک میکشد و از قلبش مینویسد.

و آقایان آرشیتکت و علیرضای عزیز که خلاصه مقاله ها یا داستان ها یا تحقیقاتشان در مورد روایح را سخاوتمندانه بازنشر میکنند.

و امیرمحمد گرامی که حس عطرها را با داستان هایش و نثرهای دراماتیزه اش به ما شناساند.

و سورئالیسم جذاب و جدی جناب سلطان عطربازهای ایران و توران...
و مقایسه ها و نکات ویژه ای که دوستان دیگری چون جناب ابوترابی و دکتر اسعدی و IRRO دانا و ahadi و این د دارک و تایم لس و پرفومکس و شیری و خانوم ونوس و طاهری و شهرزاد هنردوست و مهدیس مهربان و نیلوفر و فاطیما و ساحا و مهسا و سولماز گرامی و ماری و آمیلی خوش قلب و نوشافرین و پرنیان گرانقدر و نیلوفر و می و ~ و لجند و علیرضای با محبت و احسان عزیز و الدورادو و مهرداد و شهاب و اریک روو و محسن و امیر و ایکس و بزرگوران اقایان کریمی، معماری، گرجی، کناری و ...ده ها نفر دیگر (که شرمنده ام اگر ذهن یاری نمیکند)، به من آموختند.

ارادتمند و قدردان شما.
"آنها که خوانده ام همه از یاد من برفت .... الا حدیث دوست که تکرار میکنم"
33 تشکر شده توسط : 🌞SAMIRA🌞 هاشم پور
Halfeti
لینک به نظر 4 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به کامبیز سخی
جناب سخی بزرگمنش
در مواجهه با اینهمه شیرین سخنی و سخاوت در مهر و صداقت شما، چهار دهه کوچک میشوم. همه ی اسباب بازیها و فیلمها و شعرهایم را برای پیش کش می آورم که شاید بیشتر همکلاممان بمانید
گردهمایی عطرافشانی بی حضور معطرترین قلب ؟!
محبتهای دوستان نسبت به خود را میدانید . اگر قبول نفرمایید منت است و اگر بفرمایید هم ...

"پیش ساغر ، کوزه سر خم می کند دانی چرا ؟ .... یعنی از گیرنده بر بخشنده جای منت است"
16 تشکر شده توسط : حامین هاشم پور
رفلکشن. آمواژ

آمواژها خیلی شلوغند... ممویر مردانه و آنر زنانه شان را دوست داشتم .
رفلکشن را تصادفا پیدا کردم و هرچند مملو از روایح اسپایسی ست مثل سایر هم برندی هایش، اما آروماتیک هم دارد و مهمتر از آن غلبه ی یاسی دلربا.
عطری بهاره و مناسب مهمانی . با ماندگاری و سیاژ مناسب (8 از 10).
خوشایند و روشن و خونگرم...رایحه ای نسبتا خنک و غنی و قوی. حتی در ابتدا کمی با افاده است و پز میدهد و خودنمایی میکند. شاید حق داشته باشد.
"لازم است آنکه دارد اینهمه لطف...که تحمل کنندش اینهمه ناز"
19 تشکر شده توسط : مرصاد کریمی zariiii
در تسخیر گیان ...
گل یاس و رزین و دود و پچولی و به نظر کمی سنتتیک...(آنچه بقیه اساتید گفتند و من درک نکردم)

باوقار و متعادل و منضبط و به قول جناب ایکاروس عاقل است. خشونتی ندارد، شوخیهای بی مزه هم.
پاییزی ست و ماندگاری کمی بیش از متوسط دارد (حدود هشت)

در نگاه من این رسمی ترین عطر مردانه است. شاید مناسب جشنواره کن یا ونیز و... و البته کنج خلوت و تنهایی یک جنتلمن

برخی دوستانم مخالف یک عطر گلی-چوبی-رزینی برای استفاده یک مرد در پوشش بسیار رسمی اند. اما گیان به نظر بنده همچنان رسمی ترین ست... هنرها برای بویایی و شنوایی خالصتر ارائه میشوند و قابلیت برداشتهای مختلفی دارند...یکی از جذابیت های این عرصه برداشت های فردی و سلایق و دریافت یا عدم دریافت برخی نت ها توسط برخی گوشها و بینی هاست. مثل بحث "واقعیت" و "حقیقت" ...محصول هنری یگانه است و مخاطب تأویل ها و نقدها را از غربال تجربیات و دانش خود بازآفرینی میکند.

"جز یک شراب هردو نخوردیم پس چرا .... چشم تو مست گشت و دل اوحدی خراب ؟!"
20 تشکر شده توسط : Sobhan javaheri علیرضا خورشیدی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan