نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
درود بر شما سلایق مثل هر چیزی متفاوت.من خودم به شخصه سه گانه بوتگا ونتا تست کردم که نظرمو مینویسم در روزهای آتی.دوست عزیز هیچ وقت بدون تست و فرصت دادن به عطر نسبت به خرید اقدام نکن.موفق و سلامت باشی
12 تشکر شده توسط : Emarat _ Old هاشم پور
یکی از عطرهای جذاب و بالانس من بوده همیشه.اپنینگ با ترکیبی از ترنج، درخت کاج و سرو کوهی آغاز میشود،ترنج اینجا شاد و پرزرق‌ و برق نیست بیشتر شبیه نور کمرنگ صبح است که از لابه‌لای شاخه‌های سبز عبور میکند.کاج و سرو، حس جنگل وحشی نمیدهند بیشتر حس هوای آزاد، تمیزی و نفس عمیق دارند.شروعی سبز، خنک و نجیب مثل قدم زدن در طبیعتی که هنوز دست نخورده مانده.با گذر زمان عطر وارد میدل نت میشود
جایی که درخت نراد، سالویا و فلفل قرمز شیرین آرام آرام خودشان را نشان میدهند.نراد حس چوبی خشک و متفکر با خودش می آورد،سالویا عطری گیاهی و کمی تلخ، مثل خردی که از تجربه آمده و فلفل قرمز شیرین فقط گرما میدهد نه تندی.
اینجا عطر بالغ میشود.و بعد درای‌داون جایی که عطر دیگر در هوا نیست بلکه در پوست نجوا میکند.پچولی، چرم و لابدانیوم پایه‌ای میسازند که نه خشن است و نه حیوانی.
پچولی خاکی و آرام است،چرم تمیز و نرم، بدون تلخی یا سنگینی و لابدانیوم مثل گرمای ملایمی است که زیر همه‌چیز جریان دارد.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
20 تشکر شده توسط : Emarat _ Old علی
Derrick
لینک به نظر 5 دی 1404 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
درود وقت بخیر مبحث مهم و گسترده ای هست ولی در حد دانشم چند خطی مینویسم.
عطر چه یک اثر اورجینال از برندهای مطرح باشد چه اسانس خالص و چه عطری دست‌ساز موجودی زنده و پویاست. رایحه‌ها در گذر زمان نفس میکشند، تغییر می‌کنند و تحت‌تأثیر محیط اطرافشان شکل تازه‌ای میگیرند. کیفیت نهایی یک عطر بیش از آن‌که فقط به نام و فرمول وابسته باشد به شرایط نگهداری و نوع ترکیبات آن بستگی دارد.
عطرهای اورجینال معمولاً فرمول‌های پایدارتر، الکل تصفیه‌ شده و کنترل کیفی دقیق‌تری دارند به همین دلیل اگر درست نگهداری شوند عمر طولانی‌تری خواهند داشت.
اسانس‌ها غلیظ‌ ترند و چون الکل ندارند یا بسیار کم دارند نسبت به نور و گرما حساس‌ترند اما در شرایط ایده‌آل میتوانند سال‌ها سالم بمانند.عطرهای دست‌ساز بسته به مهارت سازنده،کیفیت مواد اولیه و میزان تثبیت‌کننده‌ها، رفتار متفاوتی دارند بعضی با زمان بهتر میشوند و بعضی زودتر تغییر رایحه میدهند.
طبع گرم یا خنک نقش مهمی در پایداری عطر دارد.
عطرهای گرم که بر پایه نت‌هایی مثل چوب، وانیل، عنبر، رزین‌ها، ادویه‌ها و صمغ‌ها ساخته میشوند ساختار سنگین‌تری دارند و معمولاً دیرتر دچار افت کیفیت میشوند.در مقابل عطرهای خنک و تازه که شامل مرکبات، نت‌های سبز، آبی و آروماتیک هستند، فرار ترند و نسبت به نور و گرما حساس‌ترند به همین دلیل زودتر تغییر بو میدهند.
بیشتر عطرها تاریخ انقضای قطعی ندارند بلکه یک دوره مصرف بهینه دارند. اگر عطر اورجینال، اسانس یا عطر دست‌ساز به‌ درستی نگهداری شود، میتواند بین ۵ تا حتی ۱۵ سال سالم بماند.
نشانه‌های خرابی یا افت کیفیت شامل:
تغییر رنگ شدید یا کدر شدن ـــ ترش، تند یا فلزی شدن غیرعادی بوـــــ از بین رفتن شفافیت رایحه اولیه
سه عامل اصلی بیشترین آسیب را به عطر میزنند:
نور به‌ویژه نور مستقیم خورشیدـــ گرما ــ هوا (اکسید شدن)
هر بار باز شدن در بطری مقدار کمی هوا وارد میشود و به‌مرور ساختار رایحه را تغییر میدهد این موضوع در اسانس‌ها و عطرهای دست‌ساز محسوس‌تر است.
شرایط ایده‌آل نگهداری عطر، اسانس و عطر دست‌ساز
نگهداری در جای خنک، تاریک و با دمای ثابت دور از نور مستقیم و منابع گرما در بطری اصلی و کاملاً بسته دور از رطوبت (حمام بدترین انتخاب است)
برای اسانس‌ها، استفاده از بطری‌های شیشه‌ای تیره اهمیت بیشتری دارد.
در نهایت، عطر اگر درست نگهداری شود فاسد نمی‌شود بلکه فقط شخصیت بویایی‌اش ممکن است تغییر کند. بعضی رایحه‌ها با گذر زمان نرم‌تر، عمیق‌تر و پخته‌تر میشوند درست مثل شرابی که خوب نگهداری شده و به بلوغ رسیده است.
موفق و سلامت باشید.
26 تشکر شده توسط : هاشم پور ع میرزایی
Egoiste
لینک به نظر 5 دی 1404 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
درود لطف دارید شما،قطعا جز زیباترین کارهاست.با این اوضاعی که بی ترمز داریم پیش میریم باید برگردیم به عطرهایی که داشتیم.محروم داریم میشیم از تست های عطرهای جدید و دلخوشی ما هم داره به دست فراموشی سپرده میشه.چه میشود کرد که انسان با امید زنده است و امیدوارم شرایط به گونه ای باشه همه یک روز در شاپ های که در کشور برگزار میشه همه با هم با دلخوشی و بدون دغدغه عطرها رو تست کنیم و خرید کنیم به امید اون روز.
17 تشکر شده توسط : هاشم پور ارژنگ بوترابی
اگویست محصول دوره‌ای از شنل که هنوز از مردها تصویر اینستاگرامی نمیخواست مرد باید هویت میداشت، حتی اگر سخت‌ فهم، حتی اگر خودمحور. اسم عطر شوخی نیست،اگویست یعنی کسی که با خودش تنهاست، نه برای فرار از دیگران، بلکه چون جهان درونش شلوغ‌تر از بیرونه.
اپنینگش اصلاً عجله نداره.
شروع با دارچین میاد، اما نه دارچین شیرینی‌فروشی دارچین خشک، کمی تلخ، کمی دودی. کنارش رز هست اما نه رز عاشقانه یا لطیف. این رز بالغ و تاریکه، مثل گلی که توی اتاق نیمه‌ تاریک افتاده نه توی باغ. از همون لحظه‌ی اول میفهمی این عطر قرار نیست دل همه رو به دست بیاره.چند دقیقه که میگذره، گرما عمیق‌تر میشه.
اینجا چوب صندل وارد میشه خامه‌ای، نرم، ولی سنگین. وانیل حضور داره اما کنترل‌شده و بالغ نه شیرین، نه بازیگوش. این وانیل نقش خاطره رو داره نه دسر. در همین فاز ادویه‌ها مثل نجوا میان و میرن نه فریاد میزنن. این بخش از عطر دقیقاً جایی که آدم‌ها یا عاشقش میشن یا پسش میزنن.میانه‌ی رایحه جایی که عطر می‌ایسته و نگاهت میکنه.
سدر،وتیور و پچولی پایه‌ی شخصیت رو محکم میکنن. بوی چوب خشک، کمی خاکی، کمی تلخ. اینجا دیگه عطر کاملاً مردانه‌ است، اما نه به معنای کلیشه‌ای. مردانگی‌ای که از تجربه میاد، از زخم، از سکوت‌های طولانی. هیچ چیز جیغ نیست همه چیز حساب‌شده‌ است.درای‌داون شاهکار پنهان
وقتی ساعت‌ها میگذره، روی پوست یه گرمای چرمی‌،چوبی میمونه؛ نرم، عمیق، شخصی بویی که فقط نزدیک‌ها حسش میکنن نه همه‌ی اتاق. این همون جاییه که عطر تبدیل میشه به امضا بویی که انگار از خود پوست میاد نه از شیشه.
از نظر طبع این عطر گرم، خشک، ادویه‌ای و چوبی.
نه گرم شیرین، نه گرم شرقی اغراق‌شده. گرم روانی داره گرمای فکر نه گرمای بدن.شب های پاییز و زمستون موقعیت‌های خلوت، قرارهای جدی یا حتی تنهایی. این عطر برای جمع‌های شلوغ ساخته نشده برای درون ساخته شده.
این عطر قدیمی نشده فقط بالغ‌تر از زمانه خودشه.
و هنوز هم برای کسی که ظرفیتش رو داره،جذاب و عمیق باقی مونده.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
30 تشکر شده توسط : بهروز خوش بین JooDan
وقتی بطری رو باز میکنیم مثل قطار سریع‌السیر از تونل ترش مرکبات وارد میشه. این شروع بُرنده، انرژی تمیز و زنده‌ای داره،اپنینگ با لیمو، ترنج، لاوندر و آویشن یه موج تمیز، روشن، و دقیق میسازه،انگار آسمان آبی صبح یک شهر بزرگ.
میان نت‌هاست که شخصیت پلاتینیوم خودش رو نشون میده،زنجبیل، سدر، خس‌خس و هل، با هم ترکیبی خلق میکنن که هم خاکی، هم کمی ادویه‌ای و تازه‌ است،نه تند و تیز، بلکه مثل یه مکث عمیق بین دو نفس سنگین. این بخش مثل گفتگویی‌ است در سکوت عصر، جایی که تو مانیفست مردانگی، احترام به لطافت هم معنی پیدا میکنه.
درای‌ داون وقتی که مواد تثبیت میشن، بویی مثل چوب گرم و تلخ ولی دوست‌ داشتنی به‌جا میمونه سدر نرم و خس‌خس خاکی، مثل رد خاطره‌ی یه روز طولانی که هنوز روی پیراهنت مونده. این پایان حس کسی که از دور میاد و هنوز بوی راه افتادن به همراهش هست رو میده.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»

30 تشکر شده توسط : Mahdi chavoshi بهروز خوش بین
شنل بلو ادوتویلت رو بذار مثل یک سمفونی آبی تصور کنیم آبی مثل هوای ساحل صبح،مثل سکوتی که هنوز بیدار نشده،مثل فکری که تازه از ناخودآگاه سر بیرون آورده.این عطر نه فقط بویی میده، بلکه حسی میسازه حسی از تعادل بین آزادی و انسجام.
وقتی بطری رو باز می‌کنی بوی ترکیب مرکبات خنک و نعنا میپره تو فضا،مثل اولین نفسِ صبحِ زمستون کنار دریا. این قسمت از رایحه، مثل یک پرده‌ی آغازی که پر از انتظار حرکت و سفره. روشن، شاد، بدون اغراق، اما با همان عمق آرام که میدانی داستان قراره جدی بشه.در شروع ترنج و لیمو و نعنا مثل موج خنکی که از ساحل بالا میاد و میزنه به تنت. سر شروع، انرژی متعادل و شفاف نه تهاجمی، نه ضعیف.در میانه ترکیبی از زنجبیل، جوز هندی، سرو، یاس و هل. این بخش جایی که شخصیت بلو شکل میگیره. زنجبیل و جوز هندی یه گرمی لطیف میذارن، چوب سرو پایداری و عمق میبخشه، و یاس با لطافت گل‌ وار خودش تعادل ایجاد میکنه. مثل یک مکالمه‌ی آرام در نور عصر.و در پایان
نعناع هندی،وتیور، سدر، لابدانوم. پایانش پخته‌تر و خاکی‌تر مثل وقتی روی شن قدم میزنی و خاطرات بوی دریا هنوز پشت سرت مونده اما بوی خاک خیس و چوب خشک هم وارد معرکه میشن.
این عطر به نظرم مثل یک فیلسوف میمونه که با سکوت شروع میکنه با حکمت ادامه میده و با آرامش تمام میره تو لحظه‌های پایانی. هر بار که به پوستت میچسبه چیزهای تازه‌ای میتونی ازش کشف کنی نه فقط به خاطر موادش بلکه به خاطر شیوه‌ ی ارتباطش با خود تو.در ذهنِ من نماد تعادل پویاست روشن و در عین حال عمیق،مدرن اما بی‌ تکلف.نه فقط عطری برای خوب به نظر رسیدن بلکه عطری برای حضور داشتن در هر لحظه.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
17 تشکر شده توسط : NEGAR هاشم پور
درود عزیزان داشتم مطالبی که برای این عطر گذاشتن میخواندم و مرور میکردم با خودم گفتم شگفتا چقدر تنوع شخصیتی و بویایی داریم هر کی روایتی از عطر کرد.دوستی فرمودن بوی پانسمان یا بیمارستان،عزیزی دیگر بوی دفتر کاهی،دیگری بوی فلز خاکی و... این جذابیت آدم ها که تفاوت دارند و هر کس انگار داستان خودشو داره.برای شخص من عطر تم کلی جیر،زعفران و گل اوسمانتوس داره.بریم مرور بر عطر داشته باشیم.
شروع گانیمد روشن، شفاف و کنترل‌شده است.
زعفران در همان ابتدا خودش را نشان می‌دهد نه تند، نه خوراکی، نه شرقی اغراق‌شده. زعفرانی خشک و ظریف که بیشتر حس وقار می‌دهد تا گرما. در کنار آن، ماندارین تلخ با لطافتی حساب‌شده اضافه می‌شود تا فضا را کمی نرم‌تر و قابل‌لمس‌تر کند، بدون اینکه رایحه را شیرین یا شاداب سطحی کند.اپنینگ گانیمد حس تمیزی و نظم دارد انگار همه چیز دقیق سر جای خودش قرار گرفته و هیچ چیز اضافه نیست.در بخش میانی، عطر آرام‌آرام شخصیت اصلی‌اش را آشکار می‌کند.چرم وارد می‌شود چرمی صاف، مدرن و کاملاً پالایش‌شده. این چرم نه سنگین است و نه دودی، نه نوستالژیک و نه خشن. بیشتر حس یک چرم لوکس امروزی را دارد؛ تمیز، مرتب و مینیمال.زعفران هنوز در پس‌زمینه حضور دارد و به رایحه گرما و عمق می‌دهد، اما هرگز غالب نمی‌شود. در این مرحله، گانیمد حالتی متعادل بین خنکی و گرما پیدا می‌کند نه سرد و فاصله‌دار، نه گرم و صمیمی. عطری که مرزها را حفظ می‌کند و همین موضوع به آن شخصیت می‌دهد.
درای‌داون گانیمد آرام، موقر و بسیار ماندگار است.
چوب‌ها ظاهر می‌شوند خشک، تمیز و منظم، بدون تلخی آزاردهنده یا شیرینی اضافی. مشک لطیف در این مرحله نقش اتصال‌دهنده را بازی می‌کند و باعث می‌شود رایحه روی پوست یکدست و صیقلی باقی بماند.چرم حالا نرم‌تر شده و بیشتر شبیه ردی از خودش است تا حضور مستقیم. رایحه به‌جای اینکه محو شود، جا می‌افتد انگار بخشی از پوست شده و طبیعی به نظر می‌رسد.گانیمد عطری‌ست برای سلیقه‌های بالغ برای کسی که از عطرهای پرهیاهو عبور کرده و حالا به دنبال رایحه‌ای متفاوت، مدرن و حساب‌شده است. این عطر نه قرار است دل‌بری کند، نه توجه همه را جلب کند اما برای کسی که با آن ارتباط بگیرد، به‌ سرعت به یک امضای شخصی تبدیل میشود.
این عطر شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد،اما هرچه بیشتر با آن زندگی کنی،لایه‌های بیشتری از شخصیتش را نشان میدهد.
و این دقیقاً همان چیزی‌ست که گانیمد را خاص میکند.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
37 تشکر شده توسط : Hesam مهرداد قربانی
درود کامبیزخان که با آمدنت این محفل در حال پژمردگی را روح تازه ای دمیدی دوباره عطرآگین کردی،کاش بقیه اساتید هم دوباره فعالیت کنند تا دوباره همه جا عطر افشانی شود.
کامبیز خان میبینی که همه از آمدنت خوشحالن یاد دکلمه مرحوم هوشنگ ابتهاج آن پیر فرزانه افتادم (میبینم آن شکفتن شادی را
پرواز بلند آدمیزادی را آن جشن بزرگ روز آزادی را).
جناب سخی که هر وقت شما رو میبینم ناخودآگاه یاد هنرپیشه معروف بالیوود میتون چاکرابورتی میفتم که هم خوشتیپ هم خوش استایل بود.و کلامتان که انگار از صمیمیت میاد و به قول قدیمی ها هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
استاد سخی عزیز که به زیبایی تفسیر میکنی و برای ما شاگردان مانند معلمی میمانی که سر جلسه سر تا پا گوش هستیم چون شیرین تدریس میکنه و با عشق و ذوق آموزش میده.بنده نهایت سپاس و تشکر از شما استاد عزیز دارم که با عشق اینجا هستید و برایتان آرزوی تندرستی،موفقیت روزافزون از ایزد منان خواستارم.
19 تشکر شده توسط : هاشم پور حسین رفیعی
ریتمم و انرژی آرام و کنترل شده ای داره و جز عطرهای همیشه سیف بوده.شروع عطر مثل اولین نفس هوای خنک کنار دریاست.
پرتقال ماندارین و آلدهیدها می‌آیند، تمیز، شفاف، کمی صابونی اما نه مصنوعی.اینجا حس دوش گرفتن بعد از یک تمرین خوب را دارد وقتی بدن هنوز گرم است اما ذهن شفاف شده.
هیچ تیزی آزاردهنده‌ای نیست فقط یک تازگی مردانه که بیش از آن‌ که اسپرت باشد مرتب است.در میانه راه کم‌کم فضا نرم‌تر و عمیق‌تر میشود.نرولی و فلفل ملایم وارد بازی میشوند نه تند نه جسور بلکه دقیق.
اینجا عطر از خنکی صرف فاصله میگیرد و شخصیت پیدا میکند.
مثل مردی که فقط ورزشکار نیست اهل فکر است،اهل سکوت، اهل تعادل.در آخر وانیل لطیف، دانه تونکا، کمی مشک سفید و چوب‌های تمیز با خودشون یه گرمای ملایم میارن،بویی که وقتی نزدیک میشوی حسش میکنی.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»


34 تشکر شده توسط : بهروز خوش بین complihanicated

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan