نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
این عطر شبیه یک پرنده شکاری‌ است که روی دست نشسته، نه حمله میکنه و نه فرار. فقط نگاهت میکنه و وزنش را بهت تحمیل میکند. وزنی از جنس چرم، تاریکی، و وقار.فالکون لدر در هسته‌اش یک چرمی،دودی و تلخ است.
چرم زنده دارد،چرم آفتاب‌خورده، بادخورده، کمی خاکی، کمی حیوانی، با ته‌مایه‌ای خشک و رزینی.اینجا خبری از شیرینی نیست.اگر هم گرمایی هست، از جنس آتش نیست از جنس پوست است.
شروع عطر مثل باز شدن در یک کارگاه چرم قدیمی‌ است.
اولین ثانیه‌ها، چرم خام و خشک به صورتت میخورد،نه نرم، نه رام‌شده.در کنارش یک دود خیلی کنترل‌ شده هست، نه دود آتش‌سوزی، نه بخور کلیسا. بیشتر شبیه چوبی‌ است که سال‌ها قبل سوخته و حالا فقط خاطره‌اش مانده.اینجا فالکون لدر بلند فریاد میزنه این منم اگر تحمل داری بمان.
در میل نت جایی‌ است که فالکون لدر شخصیت واقعیش را نشان میدهد.چرم از حالت خشن اولیه خارج می‌شود و عمیق‌تر و پیچیده‌تر میشود.یک حس حیوانی مهار‌شده میاد جلو ولی نه کثیف، نه وحشی، بلکه غریزی.در این مرحله عطر خیلی بالغ میشود.رزین‌ها و تلخی خشک، چرم را قاب میگیرند و اجازه نمیدهند فرو بریزد یا نرم شود.
درای‌داون فالکون لدر یکی از قشنگترین بخش‌هایش است.
چرم آرام‌آرام خشک، گرم و پوستی میشود.
دیگر حمله نمیکند و مینشیند روی پوست، مثل لباسی که سال‌ها پوشیده شده.دود به حداقل میرسد،تلخی باقی میماند و یک حس وقار خاموش میماند که خیلی‌ها اسمش را نمیدانند ولی حسش میکنند.این همان جایی‌ست که عطر دیگر و نیست بلکه
هویت است.
از نظر پرفورمنس این عطر بیشتر میمان تا پخش شود.پخش بو
متوسط رو به کنترل‌ شده دارد.فالکون لدر اهل رد بوهای دنباله‌ دار نیست.بیشتر دایره‌ی شخصی‌ذات را پر میکند.
این عطر باید اول فهمید بعد دوستش داشت.باید درکش کرد بعد باهاش ارتباط گرفت.به شخصه جز بهترین کارهای چرمی بوده و رقابت داشته همیشه برای من با کارهای(تام فورد توسکان لدر،امبر لدر،ایوسن لورن نوبل لدر،ممو پاریس ایتالین لدر،آفریکن لدر و...)
فالکون لدر عطری‌ است برای کسی که از اغراق عبور کرده و به جوهر رسیده،چرمی خشک، عمیق و نجیب که نه فریاد میزند و نه دلبری میکند، فقط حضور دارد و باقی میماند.این عطر با حذف هرگونه شیرینی و زرق‌وبرق اضافی، چرم را در خالص‌ترین و بالغ‌ترین شکلش نشان میدهد،چرمی که بیشتر حس میشود تا استشمام. فالکون لدر انتخاب کسی‌ است که به سکوت، وقار و هویت شخصی باور دارد و میخواهد عطری بپوشد که بجای جلب توجه،احترام ایجاد کند و آرام،اما ماندگار، در ذهن بماند.
18 تشکر شده توسط : خردمهر مصطفی عادل زاده
این عطر قرار است فضایی روحانی، آرام و متعالی را تداعی کند، پلی بین زمین و آسمان، مادی و معنوی.این عطر دعوتی است خاموش به سفر،سفری از زمخت‌ ترین خاک تا لطیف‌ ترین افق‌ های معنا. برخلاف بسیاری که مسیر خطی را طی میکنند، او هیرا همچون یک سمفونی میماند که هر گوشه‌ای از روح را نوازش میدهد.
پرده گشایش وزش بادهای پاک‌ کننده سفر با یک حس ناشناخته و خارق‌العاده آغاز میشود.استنشاق اولیه شما را در آغوش تازگی آیینی میگیرد. تصور کنید هوای سحرگاهی یک دشت مرتفع را که با عطر بوته‌های وحشی جاوی و کهربای خنک آمیخته شده است. اینجا رایحه‌ای از چرمی تمیز و نو نیز به مشام میرسد که به کلی با چرم‌های حیوانی و دودی متفاوت است.این ترکیب حالتی تصفیه‌کننده، زنده و روح‌ بخش دارد و ذهن را برای یک سفر درونی آماده میسازد.
در میانه گرمای آیینی غار همانطور که نسیم آغازین بر پوست مینشیند، گرمایی پرعظمت از اعماق عطر سر برمی‌آورد.کهربا از حالت خنک به گرمایی تابان و تابدار تبدیل میشود و با ادویه‌ای ظریف شبیه دارچین در هم می‌آمیزد. اما این دارچین، شیرین و ادویه‌ای روزمره نیست گرمایی مقدس، مرموز و مراقبه‌ آمیز است که فضایی روحانی و متمرکز ایجاد میکند که اینجا عطر به اوج معنویت خود میرسد.
در آخر آغوش گرم وانیل پس از آن اوج روحانی عطر بر پوست شما ساکن میشود، گویی به خانه‌ای امن بازگشته‌اید. گرمای کهربا همچنان حضور دارد اما این‌بار در پناه شیرینی غنی وانیل و دانه تونکا با رایحه‌ای شبیه بادام، عسل و تنباکوی لطیف قرار گرفته است. مشک سفید نیز حس تمیزی پوستی و جذابیتی محافظه‌ کارانه به این ترکیب می‌افزاید.
رازهایی که پشت این عطر هست بد نیست یک نگاهی بهش بندازیم.آن تازگی آیینی و چرم تمیز آغازین حاصل حضور هوشمندانه اکالیپتوس، نعناع و رزماری است.
گرمای کهربایی مقدس و ادویه‌دار در قلب عطر از پیوند چوب صندل اصیل با رزین کندر متولد میشود. کندر است که آن حس معبدی و مراقبه‌آمیز را القا میکند.
پایه گرم، شیرین و پوستی نیز بر دوش صندل،وانیل، مشک و کهربای مصنوعی استوار است.
با توجه به یونی معرفی شدن ولی به دلیل گرما، عمق و ادویه پوشیده‌اش بیشتر به سمت مخاطب مردانه متمایل است هرچند بانوانی با سلیقه قوی و عاشق عطرهای چوبی،کهربایی نیز میتوانند استفاده کنند.

18 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 مرتضی ع
درود
هر دو عطرهای نیش خاص با محوریت مفهوم از گیاه خاص هستند.هردو سبز و گیاهی و طبیعت گرا هستند و عطرهایی نیستند که همه بتوانند بپوشند یا بپسندند،به گیاهان روان‌گردان یا ممنوعه اشاره دارند(حشیش یا ماری‌ جوانا و دیگری ابسینت یا افسنطین) . اما شباهت کلی و مستقیم چندانی با هم ندارند.

14 تشکر شده توسط : مرتضی ع Baby reXa
Egoiste Platinum
لینک به نظر 17 بهمن 1404 تشکر پاسخ به علیرضانصیری
درود دوست گرامی
بله میشه گفت لاوندر یکی ازنت های غالب و اصلی است با همراهی رزماری و شمعدانی.اینم چندتا پیشنهاد لاوندری:
Penhaligon's Lavandula
Caron Pour Un Homme
Calvin Klein Eternity for Men
Prada Luna Rossa
12 تشکر شده توسط : مرتضی ع Baby reXa
در یک بیابان افسانه‌ای ایستاده‌اید،جایی که طلوع خورشید، ریگ‌ زارهای بی‌پایان را با طلایی سوزان میپوشاند و باد داستان‌های کهن را در میان شن‌ها زمزمه میکند. تاکلماکن تنها یک عطر نیست یک سفر حسی است به قلب یکی از مرموزترین بیابان‌های جهان به جایی که وارد میشوی بیرون نمیای. این عطر شما را به این سفر پررمزوراز دعوت میکند.
سفر با یک توفان ظریف اما باشکوه آغاز میشود. فلفل سیاه و زنجبیل همچون نخستین پرتوهای خورشید که بر شن‌ها می تابد، گرما و ادویه‌ای درخشان و زنده را به رخ میکشند. در این حرارت اولیه رگه‌هایی از مرکبات شاداب مانند برگاموت،هوایی را که هنوز خنک است یادآوری میکند. این شروع همزمان هم نیرومند است و هم دلنشین.
پس از آن طلوع خیره‌کننده داستان اصلی خود را آشکار میسازد،عشق به کهربا این کهربا، شیرین، غنی و حیاتی است اما به جای سنگینی حسی از نور مایع طلایی دارد. در اینجاست که گل‌های پخته‌شده احتمالا رز، یاس یا گلهای گرمسیری خود را در آغوش کهربا نشان میدهند. آنها نه گلی تازه، بلکه گویی زیر آفتاب داغ بیابان به عطری شیره‌دار، عسلی و تقریبا مخملی تبدیل شده‌اند. این قلب عطر پرحرارت، اغواگر و بی‌نهایت زنانه است.
همانطور که سفر به پایان میرسد، گرمای خورشید در پوست شما رسوب میکند. پایه‌ای چوبی،کهربایی از چوب صندل، عود ظریف و مشک شکل میگیرد. این مواد رایحه را به پوست گرم شما گره میزنند و خاطره‌ای ماندگار از چرم نرم، خاک گرم و شیرینی‌های شرقی بر جای میگذارند.پایه عطر شبیه گردی طلایی است که پس از یک روز در بیابان بر روی همه چیز مینشیند.
این یک عطر خوشبو نیست یک تابلوی نقاشی حسی است از طلوعی طلایی بر بیابانی بی‌پایان. این عطر برای کسانی است که به دنبال گرما، شکوه و عمق عاطفی هستند بدون اینکه سنگین یا قدیمی به نظر برسد. ترکیب منحصربه‌فرد ادویه‌های درخشان، گل‌های عسلی و کهربای روان، آن را به انتخابی جسورانه و فراموش‌نشدنی تبدیل میکند.

12 تشکر شده توسط : Sam Baby reXa
اسمش از همان اول بازی را لو میدهد سرمه‌ی بحرین .این یکی عطر بیشتر شبیه نگاه کسی‌ است که کنار خلیج ایستاده، شب شده باد گرم میوزد و در چشم‌هایش همزمان دریا، کهربا و راز هست.اپنینگ عطر آرام و لغزنده شروع میشود نه انفجاری، نه جیغ. مرکبات هست اما نه از جنس لیموی شسته‌ رفته‌ی صابونی. بیشتر حس پوست مرکباتی که آفتاب خورده و کمی تلخ شده. در کنارش یک شیرینی بسیار کنترل‌شده می‌آید.انگار یک نسیم گرم از روی آب شور رد شده و با خودش بوی پوست، گرما و نور آورده.
چند دقیقه که میگذرد عطر وارد قلب واقعی‌اش میشود جایی که کهربا، رزین‌ها و یک حس سرمه‌ای،دودی بسیار ظریف بالا می‌آیند. این همان جایی‌ست که عطر هویت خودش را فریاد نمیزند بلکه نجوا میکند. عطر حس شرقی دارد، اما نه به‌صورت کلیشه‌ای عربی. بیشتر شبیه نسخه‌ای پالایش‌شده، هنری و مینیمال از شرق.در این مرحله عطر یک حس پوستی پیدا میکند. خیلی نزدیک خیلی شخصی. از آن بوهایی که دیگران شاید دقیق نفهمند چیست اما ناخودآگاه جذبش میشوند. این همان امضای همیشگی لوکاس است عطرهایی که بیشتر حسی هستند تا بو.
در درای‌داون چوب‌ها و کهربا عمیق‌تر میشوند. یه چوب گرم، نرم و صیقلی. عطر آرام‌آرام روی پوست مینشیند و تبدیل میشود به چیزی شبیه گرمای بدن با هاله‌ای مرموز. اینجا دیگر عطر به جای اینکه خودش را نشان بدهد صاحبش را برجسته میکند.
برای کسانی مناسب عطر که با بوهای کهربایی، گرم، کمی تلخ و فلسفی زندگی میکنند.
16 تشکر شده توسط : هاشم پور Baby reXa
Halfeti
لینک به نظر 15 بهمن 1404 تشکر پاسخ به Korowsh
درود وقت شما هم بخیر،چندتا پیشنهاد من امیدوارم مورد قبول باشه.
زرجوف مور دن وردس
بای کیلیان سکرد وود
فردریک مال موسیور
روژا داو اسکندل پور هوم
پاپیون آرتیزان پرفیومز بنگال رژ
اسلامبر هاوس نورن
15 تشکر شده توسط : اورفئوس Baby reXa
اگر عطری میخواهی که نه شبیه همه باشد نه با اولین اسپری خودش را لو بدهد،نه به زور فریاد بزنه که خاصم.اینجا با یک عطر طرف نیستیم با یک انرژی رام نشده طرفیم که لباس طلا پوشیده.
عطر با انفجار شروع نمیشود با درخشش شروع میشود.انبه اینجا اسموتی و شربتی نیست.رسیده است گرم است، آفتاب‌خورده کمی دودی در پس‌زمینه.انگار میوه‌ای را بالای آتش نگه داشته باشند.همزمان یک ترشی کنترل‌شده لیمو با مرکبات نرم مثل جرقه‌ای کوتاه میزند تا شیرینی به ابتذال نرود.در قلب عطر عطر هست که هویت خودش نشان میدهد،انبه عقب مینشیند اما از بین نمیرود نوبت چوب‌ها جلو می‌آیند، نه خشن نه خشک بلکه گرم و رزینی.ادویه‌ها کمی زمزمه میکنند ولی شلوغ نمیکنند.پایان‌بندی عطر شبیه خاموش شدن آتش نیست شبیه تبدیل شدن آتش به زغال سرخ است.
چوبی با کمی کهربا و کمی شیرینی مانده از میوه،و یک حس مینرال طلایی که امضای خاص این برند است.این قسمت دقیقا جایی‌ است که عطر از خاص بودن عبور میکند و میرسد به یادماندنی.این عطر جوان‌ بازی نمیکند ولی پیر هم نیست.
مدرن است اما ریشه‌دار.این عطر انتخاب آگاهانه میخواهد.اگر به دنبال عطر روزمره، بی‌دردسر یا امن هستید این انتخاب شما نیست،برای کسانی که از رایحه‌های میوه‌ایِ سطحی متنفرند و نیش پسندند.
22 تشکر شده توسط : مهساموثقی لوتوس
این عطر شبیه هیچ‌ کدوم از کارهای رایج نیست.
و دقیقاً به همین دلیل یا عاشقش میشی یا اصلاً باهاش ارتباط نمیگیری حد وسط نداره… مثل خورشید وسط آسمون.
در شروع نور میپاشه نه نور خنک مرکبات تمیزو نه شاد تابستونی معمول.یک نور گرم و نرم که بوی پوست آفتاب‌ خورده میده. لیمو هست اما لیمویی که از یخچال نیومده لیمویی که ساعت‌ها زیر آفتاب مونده کنار اون یک لطافت گل‌ گونه که نه گل‌بازی میکنه، نه جیغ میزنه بیشتر شبیه بوی هواست تا خود گل.هنوز برای قضاوت عطر زود است چون هنوز حرفا برای گفتن داره و این تازه شروع ماجراست.کم‌کم خورشید میرسه به بالاترین نقطه.
عطر گرم‌تر و کمی شیرین ترمیشه اما نه شیرین خسته‌کننده. یک حس آمبری کمی چرمی کمی خاکی،انگار روی سنگ‌های داغ کنار دریا نشستی گرما هست اما باد نمک‌ دار هم هست.
در درای‌داون، همه‌چیز نرم میشه.چرم لطیف، وانیل خیلی کنترل‌شده و مشک تمیز اما انسانی.نه انقدر تمیز که مصنوعی بشه نه انقدر حیوانی که خشن.اینجا عطر به پوست میچسبه نه به هوا برای کسی که نزدیکه نه برای جمع.
این عطر به درد کسی میخوره که عطر رو برای حال خودش میزنه، نه برای بازخورد گرفتن..از رایحه‌های خیلی شیرین، جیغ یا فشن‌پسند خسته شده..عطرهای گرم رو دوست داره ولی نه سنگین و خفه..دنبال امضای شخصی آروم و شیک نه وایرال و همه‌پسند.
25 تشکر شده توسط : Baby reXa حسن شجاعی
وان میلیون لاکی مثل یک ریسک شیرین است عطری که بین جذابیت پاپ‌پسند و وسوسه‌ی خوراکی‌گونه راه میرود، بدون اینکه به ابتذال بیفتد.
با آلو، گریپ‌فروت، ترنج و نت‌های اوزونیک باز میشود شروعی میوه‌ای، کمی آبدار و شفاف با حس هوای تازه. آلو اینجا نقش یک شیرینی نرم و دلنشین را دارد نه شربتی و نه سنگین شروع، سرزنده است اما کودکانه نیست شاد است اما جیغ نمیزند.
در میانه امضای واقعی لاکی شکل میگیرد،فندق و عسل در کنار چوب کشمیر، سدر، یاس و شکوفه پرتقال.
این بخش حس خوراکی شیک دارد فندق گرم و کمی خامه‌ای، با عسل کنترل‌شده که شیرینی را بالغ‌تر میکند. اینجا عطر از یک میوه‌ای ساده تبدیل میشود به چیزی خوش‌خوراک، خوش‌بو و کمی اعتیادآور.در انتها پچولی، وتیور، خزه بلوط و آمبروود ظاهر میشوند چوبی، کمی خاکی و مردانه‌تر. این مرحله عطر را از حالت صرفاً شیرین بیرون میکشد و به آن وزن و شخصیت میدهد. پایانش تمیز، گرم و خوش‌ماند است بدون اینکه بیش از حد سنگین شود.پخش بو معمولاً متوسط رو به خوب و ماندگاری قابل قبول نه انفجاری، نه ضعیف، دقیقاً در حد یک دیزاینر خوش‌ساخت و قابل‌اعتماد.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
23 تشکر شده توسط : Baby reXa امیر رنجبر

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan