نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
یه عطر خاص و دوست‌ داشتنی برای تابستونه که تونسته دل خیلی‌ها رو با بوی انبه‌ی طبیعی و بافت کرمی و خوشمزه‌اش ببره. اگه عاشق رایحه‌های گرمسیری و میوه‌ای هستید و به دنبال یه عطر متمایز و لوکس میگردید که بوش تا مدتها تو خاطر بمونه، این عطر میتونه یه گزینه‌ی عالی باشه.
این عطر یه جورایی دو قطبی. از یه طرف انبه بوی آشنایی که همه دوسش دارن یه رایحه‌ی گرمسیری و شاد این باعث میشه همه بتونن باهاش ارتباط برقرار کنن ولی از طرف دیگه این انبه انقدر طبیعی و با کیفیت ساخته شده و کنار نت‌هایی مثل یلانگ یلانگ و کره زنبق قرار گرفته که عطر رو از یه رایحه‌ی ساده‌ی میوه‌ای به یه اثر هنری لوکس تبدیل کرده.
از همان لحظه‌ای که اسپری رو میزنی،گ اتفاق خارق‌العاده‌ای میفته بینی غرق میشه در موج عظیم انبه اول از همه یه انبه‌ی فوق‌العاده طبیعی و آبدار،انگار که داری یه انبه‌ی کاملاً رسیده و آبدار رو گاز میزنی این انبه انقدر طبیعی که برای خیلی ها غافلگیر کننده‌ است چون معمولا نت انبه توی عطرها مصنوعی از آب درمیاد اما اینجا کاملاً برعکسه . یه نت گیاهی مرموز همزمان یه رایحه‌ی کمی گیاهی و علفی هربال حس میشه که به عطر عمق میده و از تک‌ بعدی شدن انبه جلوگیری میکنه،این همون بابونه‌ی وحشی هست که با یه رایحه‌ی آرامش‌ بخش و کمی شبیه سیب، یه تلخی و سبکی ملایم به شروع عطر هدیه میده.یه درخشندگی ریز و شفاف از شکوفه پرتقال هم توی این مرحله هست که یه شیرینی گل واره و حس طراوت رو قاطی ماجرا میکنه.
این شروع اصلاً معمولی نیست یه انفجار میوه‌ای لوکس و در عین حال طبیعی همراه با یه پیچیدگی گیاهی که بهت میفهمونه این یه عطر میوه‌ای ساده و جوون‌پسند نیست. انگار یه انبه رو توی یه باغ گیاه‌شناسی بریده باشی.
بعد از حدود نیم ساعت هیجان اولیه فروکش میکنه و عطر آماده میشه تا عمق واقعی خودش رو نشون بده. اینجا انگار انبه با بقیه‌ی شخصیت‌های داستان آشنا میشه.نارگیل از راه میرسه و با انبه یه پیوند عاشقانه برقرار میکنه. اما این نارگیل بوی ضدآفتاب یا شیرینی‌های مصنوعی نمیده. اینجا یه نارگیل کرمی و خامه‌ای مثل یه بستنی نارگیل یا دسر خوشمزه‌ است.اینجاست که بافت عطر از آبدار بودن محض به سمت کرمی بودن و خامه‌ای شدن حرکت میکنه،ظهور نت‌های گلی و رزینی به تدریج، نت‌های دیگه هم خودشون رو بیشتر نشون میدن. یلانگ یلانگ با اون شیرینی گل‌دار و کمی تند و مست کننده‌اش، یه لایه‌ی گرمسیری و لوکس دیگه به قلب عطر اضافه میکنه در همین حال یه انجیر رسیده و خوشمزه هم هست که به این ترکیب یه شیرینی میوه‌ای دیگه و یه حس خامه‌ای بیشتر میبخشه.یه گرمای رزینی ملایم از عنبر هم توی این مرحله پخش میشه و به عطر عمق و پیچیدگی میده . خلاصه بخس میانی میشه:اینجا دیگه خبری از اون هیجان آبدار اولیه نیست عطر به یه بافت کرمی، شیرین و مست کننده تبدیل شده که بوی یه دسر لوکس و یه باغ گل‌دار گرمسیری رو همزمان میده. شخصیت اصلی هنوز انبه‌ست، اما حالا یه انبه‌ست که توی یه بستنی نارگیل له شده و روش گل یلانگ یلانگ پاشیدن.
و در آخر عطر به آرامش نهایی میرسه و لایه‌های عمیق‌تر و پایدارتر خودش رو میکنه.دو نت اصلی این مرحله وانیل و کره زنبق هستن،وانیل یه شیرینی گرم و کرمی و دلپذیر داره و کره زنبق هم که یه نت پودری و لوکس و تقریباً لوازم‌ آرایشی به عطر میده ترکیب این دو یه پایان‌بندی شیرین، پودری و خامه‌ای رو رقم میزنه که فوق‌العاده نوازش‌کننده و آرامش‌ بخشه.چوب صندل هم با اون حس چوبی کرمی و شیری‌رنگش یه پایه‌ی گرم و محکم برای عطر درست میکنه.نکته‌ی جالب اینجاست که با وجود این همه نت پایه‌ی قوی،رد پای انبه و نارگیل و انجیر تا آخرین لحظات عطر هست، انبه به یه شیرینی میوه‌ای پودری تبدیل میشه، نارگیل همون بافت کرمی رو حفظ میکنه و انجیر هم گاهی سرک میکشه و میره.این عطر یه تجربه‌ی کامل و یه شاهکار هنری در زمینه‌ی رایحه‌های گرمسیری و گورمنده.
20 تشکر شده توسط : Maxxine رضا عطردوست
در دنیای عطر کمتر پیش میاید که یک رایحه صرفاً یک بوی خوش باشد. گاهی عطرها تبدیل به یک حالت میشوند، یک حس، یک فضا، یا حتی یک شخصیت. مورتل اسکین دقیقاً چنین چیزی است. این عطر که در سال ۲۰۱۵ و به عنوان اولین فرزند از مجموعه مارها متولد شد، نه فقط یک ترکیب بویایی، که یک روایت تاریک و شاعرانه از وسوسه، زهر و جاودانگی یک لحظه ناب است.سمفونی زهرآگین عشق و نیستی.
خود استفان هامبرت لوکاس، «مورتل اسکین» را اینگونه توصیف میکند: «پوست مرده مار،یعنی شبح مار. مواد ناپدید شده‌اند، اما ردشان باقی مانده است» . این دقیقاً همان چیزی است که در استشمام این عطر حس می‌کنید. شما بوی یک مار سمی را نمیدهید، بلکه بوی پوست بجای‌ مانده از او را بر تن دارید، رد وسوسه‌ای که رخ داده، زهری که تزریق شده، و طعمه‌ای که حالا دیگر تسلیم است.
شروع مورتل اسکین شبیه به هیچ عطر دیگری نیست.اینجا با ضربه جوهر مواجه میشویم. این جوهر، نه جوهر خشک و بی‌روح بلکه جوهر تازه‌ای است که از قلمی فولادین بر روی کاغذ جاری شده است. تند، فلزی و کمی تیز .
اما این تاریکی تنها نیست درست در دل این سیاهی ناگهان جرقه‌ای از شاه‌ توت ظاهر میشود. اینجا تضاد اصلی شکل میگیرد،شیرینی اغواگر میوه در برابر تلخی مرکب. گویی زهر در عسل آغشته شده باشد. کندر و لابدانیوم نیز با رایحه صمغی و کمی دودی خود به این صحنه حال وهوایی آیینی و کهن میبخشند.پس از گذشت دقایقی سم در رگ‌ها پخش میشود و نوبت به میدل نت میرسد. اینجا خبری از تقلای قبلی نیست همه چیز در حال تبدیل به یک خلسه عمیق و مخدر است. مر و اوپوپوناکس با آن شیرینی بالزامیک و دارویی خود فضا را گرم و چسبناک میکنند هل نیز با طراوت تندش مثل یک نسیم یخ‌زده از میان این گرما عبور میکند تا تعادل را برقرار سازد .
در این میان نت شگفت‌انگیز عنبر ظاهر میشود. عنبری که اینجا بوی دریا نمیدهد، بلکه بوی پوست داغ و عرق‌کرده را تداعی میکند.این نت‌ ها به عطر عمقی حیوانی میبخشند که آن را از یک رایحه سرد و بی‌روح، به یک حضور زنده و نفس‌دار تبدیل میکند.
در نهایت نوبت به درای داون یا فرود نهایی میرسد. پرده سوم جایی است که سم کار خود را کرده و همه چیز به پایان رسیده است. اما این پایان تلخ نیست بلکه سرشار از آرامشی پس از طوفان است.چوب صندل و چوب سدر با رایحه خشک و لاکچری خود اسکلت این عمارت سوخته را تشکیل میدهند . مشک سفید و پودری تمام آن تیزی‌های ابتدایی را نوازش میدهد و به پوستی لطیف و پودری تبدیل میشود. در اینجا دیگر خبری از شاه‌ توت و جوهر نیست تنها دودی ملایم بر جای مانده است. گویی آتشی افروخته بودند واکنون تنها خاکسترش بر زمین نشسته،خاکستری که بوی خوش میدهد.برخلاف نام ترسناکش عطر پر سر و صدا و مهاجمی نیست ولی در عوض پیچیده و لایه به لایه هست.
اگر بخواهم مورتل اسکین را در یک جمله توصیف کنم:
بوی کتاب کهنه و چرمی را میدهد که توت سیاه روی آن له شده باشد و در یک کلیسای قدیمی و دودی باشد.
20 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 میثم
یک اثر هنری تمام عیار است و الهام‌گرفته از داستان معراج پیامبر اسلام (ص) و سفر ایشان به هفت آسمانه.
در شروع انفجار از ادویه‌ جات گرم و شیرین داریمدارچین و جوز هندی با ترنج و پرتقال ماندارین ترکیب میشن و یه حس فوق‌العاده از یه بازار سنتی شرقی رو زنده میکنن.اما این تازه اول ماجراست،کم کم عطر به یه فضای پودری، شیری و بادامی میرسه که هلیوتروپ و اوسمانتوس میسازنش. اینجا دیگه عطر به یه اثر هنری پیچیده تبدیل میشه.در نهایت هم نت‌های پایه با چوب صندل هندی ناب، عنبر گرم و وانیل شیرین، یه پوست دومای فوق‌العاده گرم و حسی روی پوستت میسازن.
کیفیت مواد اولیه استفاده‌شده توی این عطر واقعاً در سطح بالایی قرار داره.بیشتر تم عطر درونی و معنوی است.
23 تشکر شده توسط : میثم کامبیز سخی
عطر محسورکننده با وی.سکی و کاکائو.رقص روى شن سال ۲۰۲۲ به دنیا اومد . این بار استفان لوکاس رفته سراغ یه قصه عاشقانه و مرموز از دل هندوستان.الهام‌بخش این عطر، زنان کالبیلیا هستن یه قوم کوچ‌نشین اهل راجستان هند که معروف به مارگیرى و رقص‌هایى تقلید از حرکت مارها هستن . این زنها با لباسهاى رنگارنگ و جواهرات، زیر شنهاى داغ صحرا مى‌رقصند و تماشاگر رو مسحور مىکنن. سند دنس قراره همین حس رو به ما بده یه جذابیت مرموز و شیرین که مثل شن از لای انگشتات در میره.
در شروع ویسک.ی با یه ذره ترشی نوبرانه داره،بوى ویسک.ى کهنه و دودی با ذره نارنگى ماندارین و گشنیز قاطیش کردن که یه ترشى ملایم و ادویه‌اى بهش بدن و از اون حس خفگى درش بیارن،بوى کنجد و انیس هم حس میشه که به قضیه عمق میده . اپنینگ دقیقاً مثل این میمونه که وارد یه بار تاریک و لوکس بشى بوى ویسکى و چوب کهنه به دماغت بخوره اما هنوز نفهمى قراره چه بلایى سرت بیاد.آروم آروم اون هیاهوى ویس.کى فروکش میکنه و نوبت به شاهکار میرسه کاکائو این کاکائو مثل شکلات شیرین نیست این یه کاکائو تلخ و خشک هست، درست مثل پودر کاکائویى که روى یه دسر کرمى پاشیده باشن . همزمان صندل و کشمران هم خودشون رو نشون میدن و به عطر یه حس چوبى،مخملى و گرم مىدن . مثل ترامیسو میشه توصیفش کرد .گ. واقعاً ترکیب ویسکى و کاکائو و چوب، یه حس مستی هوشیارانه فوق‌العاده اى ایجاد میکنه. عطر چسبناک شیرین و صمغى.درای داون سند دنس به آرامش کامل میرسه.اینجا دیگه همه چیز قاطى میشه و یه معجزه نهایى خلق میکنه.تونکا با اون شیرینی وانیلى،بادامى و بنزوئین میان که عطر رو نرم و پودرى کنن . در کنارشون سدر و پچولی هم هستن که به پایه عمق چوبى و خاکى میدن و مانع از شیرینى بیش از حد میشن . نتیجه نهایى یه عطر گرم، پودرى، کمى دودی و فوق‌العاده دلنشینه که آدم رو یاد شبهاى خنک کویر و چادرهاى رنگارنگ میندازه.


23 تشکر شده توسط : فرهاد مهران میرزایی
جواهر واقعا سیاه و کمیاب از دنیای عطر که کاملا دارک هست.
همه چیز از سال ۲۰۱۳ شروع شد جایی که استفان هامبرت لوکاس این عطار نابغه تصمیم گرفت کاری کنه که کمتر کسی جراتش رو داره بره سراغ مقدس‌ترین نماد دنیای اسلام، حجرالاسود و یه عطر رو به افتخارش بسازه . اسمش رو گذاشت گوهر سیاه (Black Gemstone). میدونی چقدر این انتخاب جسورانه‌ است توی دنیایی که عطرها واسه فروش بیشتر میرن سراغ نت‌های معروف دیزاینری، استفان اومده یه عطر عرفانی ساخته که بوش میبره توی یه مسجد قدیمی یا یه خانقاه پر رمز و راز .
برخورد اول شوک شیرین و تلخ داره خب راستشو رو بخواید اپنینگ بلک جمستون شبیه هیچ عطر دیگه‌ای نیست که تا حالا تست کردم. یهو با اسپری اول یه موج عجیب به دماغت میخوره بویی مثل لاستیک سوخته یا آسفالت داغ اینجوریا میده یا مثل بنزین ریخته شده روی چوب تر.بریم ببینیم از چیه،اینجا لیموی سیسیلی و سدر هستن،لیمو اینقدر ظریف و ترش که فقط میاد یه ذره اسیدیته به این تاریکی مطلق اضافه کنه و جلوی اون حس خفه‌ کنندگی رو بگیره.اینجارا یا عاشقش میشی یا ازش فرار میکنی.در اواسط کار رزین ها به پا می خیزند و اینجاست که معجزه شروع میشه،اون بوی تند و تیز اولیه فروکش میکنه و صمغ‌ها و مُر مثل یه گروه کر آروم میان وسط میدان.اینجا دیگه داری میفهمی که با یه شاهکار طرفی. بوی رزین‌ها،همون شیره درختان که قرن‌هاست توی مراسم مذهبی استفاده میشه کل فضا رو پر میکنه. یه شیرینی خاص، تلخ و سنگین که یادآور کندر و بخور غلیظ و شرقی.اینجا عطار انقدر ماهرانه کار کرده که نت‌های پنهان دیگه‌ای رو هم حس می‌کنی که توی هرم رسمی نیست.مثلاً عسل، زعفرون یا حتی یه کم تنباکو ... یعنی انقدر این رزین‌ها باهوش ترکیب شدن که به مخاطب القای نت‌های دیگه میکنه.بعد از یکی دو ساعت نوبت به اوج میرسه. کندر، چوب ساج و لوبیای تونکا میان که عطر رو آروم کنن . اینجا دیگه اون شوک اولیه نیست. اینجا یه آرامش عمیق و عرفانی حاکم. بوی چوب ساج که حسابی دودی و کهنه‌ است، با شیرینی پودری تونکا قاطی میشه و یه کنتراست فوق‌العاده بین تاریکی محض و نور ملایم ایجاد میکنه. این درست همون چیزیه که استفان میخواسته بگه در پس این تاریکی،نوری خیره‌کننده وجود داره که روح رو به لرزه میندازه. توی پایه یه حس چرمی میشه گرفت اونم به خاطر ترکیب چوب‌ها و رزین‌هاست نه اینکه خود چرم توی نت‌ها باشه.در مجموع عطر چالش برانگیز و خاصی بود.
27 تشکر شده توسط : Fred_S 🄼🄾🄽🄰
اینجا خبری شیرینی وانیلی و میوهای و لوکس همیشگی نیست. این عطر جدیست، خاکستری و پر از دود و کهنگیست.
در شروع دعوای شرق و غرب روی پوست داره یعنی اوایل کار که اسپرش میکنیم حس میکنی داری لیمو و گریپ‌فروت رو روی یه دسته فلفل صورتی له میکنی، ترش و تند.بعد سریع زود میرسیم به قلب عطر که میدان اصلی ماجراست. اینجا زعفرون (تلخ و خاکی)، کندر (دودی و کلیسایی) و لابدانوم (صمغی و کهنه) میان جلو.عطر یهویی میشه بوی خونه مادربزرگ اون کمد قدیمی، جعبه جواهرات چوبی، یا همون بوی میراث و عتیقه.
توی پایه چوب سدر و پچولی میان که عطر رو خشک و پودری میکنن.بویی شبیه یونجه خشک و زین اسب میده،نیسان اسم یه نژاد اسب جنگی ایرانی بوده که دیگه منقرض شده.دقیقاً انگار عطر میخواد بگه من اصیل و قدرتمندم،ولی دیگه این روزا نیستم.
این عطر اگر کمی شرقی تر میشد یادآور آمواج جوبیلیشن میشد.
عطری که دیسکانتینیو شد و نایاب،این اسب سیاه جنگی دیگه تو میدون نیست.عطر یونی معرفی شده ولی بنظرم مردانه محض این عطر.
30 تشکر شده توسط : دانیال Ali Asghar
عطری که اگر دیونش نباشی احتمالا ازش متنفری. اینجا خبری از امنیت و رضایت همگانی نیست. درسته که سه نت معرفی شده، باور کن ولی فریب نخور. این عطر یک دروغ بزرگ باشکوه است.
با همین سه نت یک سمفونی از رزین‌ها و میوه‌های خشک نانوشته خلق کرده.
در ابتدا رایحه ای مشابه بوی سیم برق سوخته یا دستگاه برق داغ میدهند،ترکیب عود تند با کهربای خشک. شاید در اسپری اول ترسناک باشد ولی شجاعتت را حفظ کن. این فقط یک سلام بلند است نه تمام حرف.در مرحله بعد حماسه رزینی آغاز میشود با طبل کهربایی اینجا شباهت این عطر با اوهیرا شاهکار دیگر همین خانه حس میشود.ترکیب ذغال داغ، تنباکوی شیرین و چوب سوخته یه حسی مشابه قلیان عربی میشه.در آخر آرامش پس از طوفان پخش بو کم میشود اما عطر به پوست میچسبد. بوی چرم سرد و تونکا پودری شده.این یک عطر نیست بلکه یک وسیله نقلیه است. تو را میبرد به یک کتابخانه قدیمی در اندلس، یا یک بازارچه شبانه در مراکش، یا یک شب زمستانی کنار بخاری.
مناسب عزیزانی که کسانی که چرم دودی با رگه‌های شیرین را دوست دارند.من بیشتر تم چرمی ازش گرفتم تا تم عودی به نظرم باید اسمشو گذاشت چرم ۷۷۷.صد حیف این عطر که دیسکانتینیود شده و فقط از قبل باقی مانده ها شانس تست این اثر موفق دارند.
23 تشکر شده توسط : سعید رضایی شوشتری میثم
از آن عطرهایی‌ است که نه فقط قدیمی بلکه تاریخ داره. اینجا وارد قلمرو عطرهای مدرن و پولیش‌ خورده نمیشویم، این عطر بوی زمان میدهد، بوی مردانی که عطر را برای دل خودشان میزدند نه برای لایک.بگذارید آرام و دقیق بازش کنیم.
یک چرمی سبز و چوبی کلاسیک است.
این عطر بوی دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی میدهد زمانی که عطرها مردانه‌تر، تندتر و بی‌پروا‌تر بودند.
نه شیرینی دارد، نه نرمی امروزی.خشک است، تلخ است و کمی خشن.در شروع یک هجوم هارشی سبز، تلخ و صابونی و دارویی به مشامت میزنند.برگ‌ها، خزه، کمی تلخی گیاهی که یادآور باربر شاپ قدیمی‌ است.این اپنینگ ممکن است برای بینی‌های عادت‌کرده به عطرهای مدرن شوکه‌کننده باشد.
اما اگر کمی صبر کنید میفهمید که این تندی بخشی از شخصیت عطر است نه نقص آن.
در میدل نت، چرم کلاسیک وارد میشود،چرمی خشک، کمی دودی و کمی خاکی بدون هیچ‌گونه تزئین اضافه ای.ادویه‌ها در پس‌زمینه نجوا میکنند،
خزه و چوب‌ها فضا را مردانه و زمینی میکنند.
این مرحله بوی کت چرمی قدیمی،دفتر کار چوبی و ته‌مانده‌ی دود سیگار میدهد.اینجاست که عطر به اوج هویتش میرسد،یک مرد بالغ، جدی و کمی سخت‌گیر اما قابل اعتماد.
درای‌داون گرم‌تر و نرم‌تر میشود، اما هرگز مدرن یا شیرین نمیشود.چرم با خزه و چوب یکی میشود و روی پوست مینشیند مثل خاطره‌ای قدیمی که هنوز پاک نشده.این همان جایی‌ست که عطر بوی نوستالژی واقعی میدهد نه نوستالژی طراحی‌شده بلکه واقعی و رئالیسم.
25 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 هاشم پور
یک چرمی متفاوت، خام و در عین‌ حال با خصلتی نجیب است.کوهویان را میشود مثل یک چرم نفس‌کشیده در شب خنک تصور کرد،چرمی که زیر نور کم‌ سوی ماه، نه تیز و بی رحم، بلکه با عمیقی از جنس گرمی مبهم و خاموش خود را نمایان میکند. آرپژ اول وقتی روی پوست مینشینه با برگ بنفشه سبز و یاسی نرم شروع میشود، نه روشن، نه شیرین اغراق‌آمیز، بلکه نوعی سکوت سبز و لطیف که رگه‌ای از تازگی به خود گرفته و مدام دعوت میکند به نفس عمیق. وقتی این آغاز سبز و گل‌آلود به میدل نت میرسد چرم حکایت‌گر وارد میشود همراه با هلیوتروپ یا همون گل آفتا پرست خودمون،چرم اینجا دیگر خام اولیه نیست بلکه چرم با تجربه است کمی خاکی، کمی پودری، نه تیز و نه ساده. حسش همان‌جور است که اگر روزهای زیادی با یک دستکش چرمی که بوی خاطره میدهد مدتها بوده باشی.
درای‌ داون اما همانجا که قدرت بقیه‌ی عناصر کم‌کم عقب‌ نشینی میکنند، عنبر خاکی، عود مه‌ خورده و تونکای لطیف می نشینند و عطری میسازند که پوست را گرم اما بی‌تزویر در بر میگیرد،نه زمخت، نه بی‌احساس، بلکه مثل خاطره‌ای نیمه‌روشن در نیمه‌شبی آرام.
کوهویان چرمی است که مثل یک داستان شب پاییز میماند نه تیز و نه ساده است بلکه با لایه‌هایی که هر بار استشمام، گوشه‌ای تازه از آن‌ها را نشان میدهد.
17 تشکر شده توسط : عطیه علوی حسن شجاعی
Oud Maracujá
لینک به نظر 20 بهمن 1404 تشکر پاسخ به رضا پارسی
درودمخلصیم،سپاس از توجه و نگاه زیبای شما دوست گرامی 🙏🏻
8 تشکر شده توسط : Baby reXa Ali Asghar

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan