نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
درود جناب شوشتری عزیز،باعث افتخار است چون شما استاد بزرگوار بنده را مورد لطف و عنایت قرار میدهی.بله کار خاصی بود،خوشحال میشم نظر شما رو هم درباره این کار ببینم.
سلامت و مانا باشی استاد.
12 تشکر شده توسط : هاشم پور          nazanin
درود عزیزان امروز رفته بودم بازار و دیدم چقدر مغازه عطر فروشی یا بهتر بگم اسانس فروشی بود،از سر کنجکاوی به چندتا از این مغازه ها سر زدم و چندتا عطر تست کردم که به گفته خودشون بالاترین کیفیت بود و دیدم خدای من چقدر تفاوت اصلا قابل توصیف نیست،هیچ وقت اسانس های بازاری رو با عطر های اورجینال مقایسه نکنید زمین تا آسمون با هم فرق دارند چه از نظر سلامت چه از نظر کیفیت و رایحه که نگم براتون و جالب بود برام که چه بازار داغی هم داشتند،آخه مگه میشه مگه داریم واقعا.خدایی نکرده از این اسانس ها هیچ عطری اینجا توصیف و قضاوت نکنید،عاجزانه خواهش میکنم چون واقعا گمراه میکنه مسیر مخاطب.
خب بریم سراغ بررسی این عطر.وقتی عطر رو روی پوستم زدم مثل این بود که آتشفشانی خاموش سال‌ها زیر خاک پنهان بوده و حالا با یک دم بیدار شده.ترکیب دود، زغال تازه، چوب سوخته و خاک باروتی، حسی میسازه که انگار توی هوای غلیظ بعد از آتش‌سوزی ایستادی وقتی گرما هنوز رها نشده ولی دیگر شعله نیست.اپنینگ عطر خودش یک سینماست یک تصویر خاموش اما قدرتمند. دود سیاه سنگین با ته‌مایه‌ های چرم داغ با کمی فلفل سیاه تازه کوبیده شده و آن حس قیرگونه ملایم که از چوب سوخته برمیخیزد،درست مثل اولین لحظاتی که آتشفشان از خواب بیدار میشود اما هنوز چیزی جز نفس داغ بیرون نیامده.
در میانه‌ی مسیر عطر وقتی انفجار اولیه ته‌نشین میشود یک سکوت سنگین جاری میشود. دیگر حرارت آتشین آغاز نیست، اما همچنان گرما در هوا معلق است. در این لحظه، خاکسترها طعم واقعیشون رو نشان میدهند،خاک گرم و کمی ترش معدنی، مخلوط با بخار چوب تاریک سوخته، جایی که هنوز دود راهش را به سمت بالا میزند. این بخش مثل زمانی‌ست که در کنار آتش خاموش مینشینی، و گرمای ته‌ مانده روی پوستت میرقصد.
در درای‌ داون وقتی همه چیز آرام میگیرد عطر به طبیعت اصلی خودش بازمیگردد خاک، چوب، دود ملایم و ته‌ نشینی کافور مانند. دیگر خبری از انفجار نیست بلکه یادآوری آن انفجار در پس‌ زمینه‌ فقط باقی میماند. این مرحله حس سنگینی زیبا و رازآلود دارد انگار پویش زمان را حس میکنیم از آتش به سکوت.
در یک جمله اینجوری توصیفش میکنم آتش خوابیده در زیر خاکستر که هنوز نفس میکشد و یادآوری میکنه که زیبایی همیشه در گل‌ها نیست گاهی در خاکستر است.
دنیای عطرهای دودی و معدنی یک قلمرو جداست، کمتر کسی جرت میکند واردش شود ولی اگر وارد شوی دیگر بوهای معمولی کمی ساده به نظر میرسند. این همان لحظه‌ای است که سلیقه از خوشبو بودن عبور میکند و تبدیل به امضا میشود.
ایام به کام،موفق و سلامت باشید.


27 تشکر شده توسط : هاشم پور نیلوفر کرامتی
این عطری نیست که فقط خوب باشد،عطری است که مانند داستان‌های قدیمی انگلیسی تو را به میان افسانه‌ها میبرد. الهام‌بخش این عطر از شعر حماسی قرن ۱۶ میلادی و شخصیتی به نام اکریزیا است .جادوگری در دل جنگل که اغوا میکند، فریب میدهد و در عین حال رازآلود و کشنده است. برند هم شعارش را گذاشته: رز یک رز است و همزمان نیست، یعنی چیزی که به نظر میرسد لزوما همان نیست.
وقتی این عطر را روی پوست میزنیم احساس میکنیم در باغِ قرمز انگور وسط عصر پاییزی ایستاده‌ایم. نه فقط بوی لیمو یا مرکبات تازه، بلکه بوی عصاره سرخ‌ شده شراب قرمز که انگار از بشکه‌های کهنه بیرون آمده است. این شراب قرمز، با لیموی سیتریک سسیلی و برگاموت تیز همراه است،شبیه این که صبح زود در باغی باشی که هنوز شب سرد در هوا موج میزند اما آفتاب دارد از دور میتابد.رز در این لحظه هنوز کامل خودش را نشان نمیدهد،بیشتر حس میشود در پس زمینه‌ی نوشیدنی سرخ و بوهای تیز مرکباتی پنهان شده است.در مجموع اپنینگ را قبلا گفتیم شرابی است. اما فقط شراب نیست حس تخمیر دارد. انگار بشکه‌ای چوب بلوط را باز کرده‌ای که سال‌ها شراب قرمز داخلش بوده. یک رگه‌ی فلزی خیلی ظریف هم دارد شبیه وقتی لیوان کریستالی را لب میزنی و ته‌مزه‌ی مینرال حس میکنی. این همان جایی است که عطر حالت کمی خطرناک میگیرد. رز هنوز کامل باز نشده اما سایه‌اش روی دیوار افتاده.چیزی که این افتتاحیه را خاص میکند، بازی بین اسیدیته‌ مرکبات و گرمای مایع سرخ است. تضاد بین عقل و وسوسه.
بعد از چند دقیقه داستان عطر تغییر میکند و به قلب خودش میرسد در این مرحله رز عمیق، دارچین گرم، بخور صمغی، شمعدانی آبدار خودنمایی میکنند. اینجا است که شخصیت واقعی عطر ظاهر میشود، رز دیگر معصوم نیست، بلکه مثل رز یک باغ تاریک عصر پاییزی است که با آتش و دود بخور درآمیخته شده است.دارچین گرم، همراه با بخور لطیف، ترکیبی میسازد که کمی تلخ و ادویه‌دار است،صمغ بخور مثل دود چراغ قدیمی فضا را سنگین و هیجان‌انگیز میکند انگار داریم توی معبد یا خرابه‌ای با تاریخ طولانی قدم میزنیم.حس کهنگی بشکه‌ی شراب در میدل دوباره برمیگردد، اما این بار با رز آغشته شده. انگار شراب را روی گلبرگ‌ها ریخته باشند.
وقتی قلب عطر رو به پایان میرود و به پایه نزدیک میشویم همه‌چیز آرام‌تر، گرم‌تر و دل‌نشین‌ تر میشود. در این مرحله نت‌های پایانی، از پچولی خاکی و مشکی، آمبر غنی، وانیل نرم،وتیور سبز ساخته شده‌اند. اینجا دیگر خبری از تیزشدگی ابتدایی یا هیجان خاکستریِ میانه نیست،حس عطر مثل یک پتو گرم کهنه میشود که در شب سرد پاییز تو را در آغوش میگیرد.این فرود در عین حال وفادار به شخصیت شرقی و گرم کل ترکیب است، اما لطیف‌تر و قابل‌ ارتباط‌تر میشود. نوعی تابش آمبری و مشکی میشود.
در مجموع عطر شروعی جذاب، میانه‌ای تاریک و هیجان‌انگیز، و پایانی نرم و دلنشین درد و عطری که حتی اگر همه نت‌ها را بشناسیم باز هم به لحظه‌ای دیگر میبرد و به تفکر و تامل فرو میبره.از آن عطرهاست که اگر فقط نت‌هایش را بخوانی فریب میخوری. این کار را نباید فقط رز شرابی با ادویه تصور کرد.یک لایه‌ی فلسفی هم دارد اکریزیا درباره‌ی تسلیم شدن به حس است. عقل میگوید رز ساده بزن حس می‌گوید رز را در شراب غرق کن و آتش بزن.
عطرهایی مثل این یادمان می‌اندازند که بو فقط خوشبو بودن نیست،بو روایت است ،روایت کشمکش میان عقل و لذت. و این کشمکش همیشه جذابتر از آرامش مطلق است.
23 تشکر شده توسط : محمد خلیلی Tina
Iron Duke
لینک به نظر 2 اسفند 1404 تشکر پاسخ به خاطرات یک گور کن
درود بر شما،متشکرم از انرژی خوبی که دادید،به واسطه شغل برادرم که در هواپیمایی هست سمپل عطرها برام میاره،و خودمم دفترچه شخصی دارم که در شاپ ها میرم تست میکنم و نت برداری میکنم. بعدش بعد از تست و حس و حالش اینجا بیشترشو بیان میکنم و امید که ذره ای در این محفل کمک کننده باشم.
18 تشکر شده توسط : Pooria هاشم پور
این عطر الهام گرفته از دوک ولینگتون است، همان مردی که در نبرد واترلو ناپلئون را زمین زد. یک شخصیت نظامی منظم، خشک، استوار. و جالب اینجاست که عطر دقیقاً همین حس را میدهد، انضباط، قدرت، بدون ذره‌ای لوس‌بازی.لحظه شروع دود قهوه‌ ای خاکی خام پیچیده میشود این دود مثل بوی چراغ نفتی روی تخته‌ سنگ ساحل است،غبار تاریخ با خود اکنون در هم می‌ آمیزد. ترکیب تنباکویی ترش و شیرین با چوب سوخته بلوط حسش مثل این است که به عطرهای تاریخ‌ دار سلام میکنی نه فقط بویشان را میگیری بلکه یاد روزهایی را میبینی که دخان آتش و چوب جهان را روشن و تاریک میکردند.
وسط اجرا وقتی میانه‌ی مسیر میرسد حس میکنی ترکیب سبز مریم‌ گلی خشک‌ شده و فلفل سیاه دارد با تو گفت‌ و گو میکند. این بخش میانی قوی اما بالغ است نه غرور بیهوده، بلکه پیچیدگیِ حساب‌ شده.
در مرحله پایانی وقتی که زمان میگذرد عطر آرام‌دآرام به چرم نرم، پیچ خاکی خنثی و کمی دانه تونکا میرسد. اینجا دیگر حرف نهایی را حساب و کتاب نمیزند، بلکه روح سبک و سنگین زندگی را روی شانه‌هایت میگذارد،یاد شکست‌ها، بردها، لحظات ساکت در غروب های سرد.
این عطر برای من مثل چیزی‌ است که نمیشود فقط بوی خوب گفت،این عطر قصه‌ای است از صلابت و تأمل از تضاد آتش‌ و دریا، و از این‌که چطور یک بوی عمیق میتواند مغز خاطره‌ها را فعال کند، تو را به زمانی میبرد که باد متفاوتی میوزد و آماده‌ای برای تجربه یک سفر فلسفی.اگر بخواهیم علمی‌تر نگاه کنیم این عطر یک تمرین جالب در تضاد بین نت‌های گرم الکلی و نت‌های خشک خاکی است. مغز ما وقتی همزمان سیگنال گرم الکل، تونکا و سیگنال خشک وتیور، زنبق خاکی میگیرد، دچار نوعی کشش شناختی میشود. همین کشش باعث میشود عطر پیچیده‌ تر حس شود. مغز عاشق تضاد است.
برند بیوفرت معمولاً عطرهایی میسازد که بوی باروت، دریا، چوب سوخته و تاریخ میدهند. انگار دارند از خاطرات امپراتوری بریتانیا عطر میگیرند. بعضی‌ها عاشق این فضا میشوند، بعضی‌ها فرار میکنند. این دو قطبی بودن خودش نشانه شخصیت‌ دار بودن کار است.
24 تشکر شده توسط : کوروش هاشم پور
یکی از مست‌کننده‌ترین و اغواگرترین کارهای این برند که طعم گسی شراب و گرمای شکر سوخته دارد.
اگر عطرها را به موسیقی تشبیه کنیم، رد واین براون شوگر یک قطعه جاز شبانه در یک کلاب لوکس و کم‌ نور است. این عطر برای کسانی ساخته شده که از رایحه‌های خطی و شیرینی‌های آب‌ نباتی خسته شده‌اند و به دنبال یک شیرینی بالغ،تلخ و گزنده هستند. بوهوبوکو در این اثر مرز بین یک نوشیدنی گس و یک دسر اشرافی را به زیباترین شکل ممکن از بین برده است.
شروع عطر دقیقا شبیه به باز کردن بطری یک شراب سرخ کهنه است. نت شراب قرمز با حالتی میوه‌ای، گس و کمی الکلی خودنمایی میکند. حضور هوشمندانه‌ی تمشک و میوه‌های خشک از همان ابتدا به ما میفهماند که با یک عطر گورماند،اما از نوع بسیار لوکس طرف هستید. تندی ملایم در لایه‌های زیرین از همان ابتدا کنجکاوی را تحریک میکند.
حالا نوبت به قهرمان داستان یعنی شکر قهوه‌ای میرسد اما اشتباه نکنیم این شکر بوی تکراری وانیل‌های سوپرمارکتی را ندارد. این بوی شکری است که روی حرارت ملایم، کاراملی شده و با نت‌های گلی مثل رز و شمعدانی ترکیب شده تا حالتی پودری و بسیار شیک به خود بگیرد. در این مرحله عطر مثل یک مخمل گرم روی پوست مینشیند.
درای‌داون این عطر جایی است که امضای حرفه‌ای بوهوبوکو مشخص میشود. حضور چرم، پچولی و کهربا آن شیرینی اولیه را مهار کرده و به عطر عمق، تلخی و کاراکتری مردانه و زنانه میبخشند. این پایان‌بندی دودی و چوبی باعث می‌شود که عطر تا ساعت‌ها با وقار تمام روی پوست باقی بماند و از حالت صرفا خوراکی خارج شود.
سه تا از بهترین عطرهای این برند که تست کردم البته از نظر من:
Bohoboco Dark Vinyl Musk
Bohoboco Eucalyptus Patchouli
Bohoboco Olibanum Gardenia
30 تشکر شده توسط : نوشافرین Abed
برخی عطرها ساخته شده‌اند تا فقط خوشبو باشند، اما مجیک ماشرومز ساخته شده تا داستانی را روایت کند که کلمات از بیان آن قاصرند. این عطر ادای احترامی است به قدرت طبیعت و جادوی نهفته در بطن زمین. بوهوبوکو در این اثر فضایی را خلق کرده که در آن معنویت با طبیعت وحشی گره میخورد.
در شروع با یک انفجار سبز و تند روبرو میشویم ترکیب گریپ‌ فروت و سرو در کنار هل، حسی شبیه به قدم زدن در یک جنگل باران‌خورده را تداعی میکند. اما جادو از همین‌جا شروع میشود حضور نت‌های گیاهی خاص، حسی سرد و کمی فلزی به شروع کار میدهد که شما را برای ورود به اعماق عطر آماده میکند.
در اواسط و قلب کار جایی که نام عطر معنا پیدا میکند. نت‌های قارچ در ترکیب با کشمش سیاه و یولاف یا همون جو دوسر بافتی عجیب، خاکی و در عین حال کمی شیرین و مخملی ایجاد میکنه، این قلب تپنده عطر است بویی که شبیه به خاک نمناک جنگل است وقتی که خورشید از میان شاخه‌ها به تن زمین میتابد.حسی از آرامش پس از یک مکاشفه درونی.
در مرحله درای‌ داون عطر به ثباتی عمیق و معنوی میرسد.بخور، خزه بلوط و نت‌های چوبی، پایانی دودی، خاکی و بسیار شیک را رقم میزنند. اینجاست که عطر از حالت گیاهی اولیه فاصله گرفته و به یک امضای بسیار باوقار و اسرارآمیز تبدیل میشود.
عطری با تم مدیتیشن است که انتخاب خوبی برای فصل بهار هست.
25 تشکر شده توسط : Teo رسول رجبی
و نوبت رسید به آخرین تست من از این برند.
آغازش مثل دمکرده‌ یک ادویه‌ی شرقی عمیق است. کارامل خام، هل پرسش‌ برانگیز و قهوه‌ی تلخ تازه آسیاب‌ شده. اینجا خبری از انفجار میوه نیست بلکه حس میکنیم وارد یک بازار شبانه‌ی قدیمی شده‌ایم همانجا که نور فانوس‌ها روی بشکه‌های صمغ چوبی میرقصد و خاک گرم زمین نفس میکشد. این بخش ابتدایی نه ساده است نه شیرین معمولی،چیستی فضا را میسازد نه فقط بو.
میدل‌نوت یعنی هسته‌ی واقعی وارد صحنه میشود و اینجاست که شخصیت اصلی خودش را نشان میدهد.
رز سیاه،عنبر بالزامیک و چوب‌های تلخ مثل عود سوخته در کنار هم قرار میگیرند. اینجا دیگه عطر نمیخواهد خوشایند باشد میخواهد تأثیر بگذارد. این حال یک حس کمی دودی، چوبی، و اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، یک نت مه‌آلود شبیه دود شراب کهنه هم ته‌ نشین شده. انرژی عطر پرارجاع، پیچیده و تأمل‌برانگیز است.
و در آخر تلخی چوب و رز ساکن میشود، کهربا گرم میکند،چوب گرم خشک تازه‌ بریده شده وعودی که دیگر تیز نیست. بو در انتها دیگر فضا را پر نمیکند پوست را پر میکند.
سه تا از کارهایی که از این برند من دوست داشتم به ترتیب:
Oumma
Mortal Skin
Black Gemstone
16 تشکر شده توسط : میثم 🄼🄾🄽🄰
از اسمش معلوم است قضیه چیه گریه‌ی شر، تضاد عجیبی دارد شر گریه نمیکند آخه مگر وقتی درون خودش ترک برداشته باشد.
اپنینگ یک شیرینی تیره و میوه‌ای میاد جلو. نه میوه‌ی شاد تابستانی بیشتر شبیه آلو یا توت سیاه له‌شده روی چوب قدیمی. یک حس لیکوری ملایم دارد انگار شیشه‌ای نوشیدنی میوه‌ای تخمیر شده را تازه باز کرده باشی. همان لحظه اول میشه فهمید این عطر قصد دارد اغوا کند.
در میدل‌ نوت شروع میکند به ساختن فضا،رز میاد بالا اما رز گل‌فروشی نیست یه رز تاریک است.کنار عود و کمی حس دودی،بالزامیک مینشیند. اینجا همان جایی‌ است که امضای این خانه‌ عطرسازی را حس میکنیم شکوه شرقی با اغراق هنرمندانه. عطر ضخیم میشود بافت میگیرد،یک چیزی بین اغواگری و تهدید. نه کاملا مردانه نه زنانه،بیشتر کاراکتر دارد تا جنسیت.
درای‌داون اینجاست که داستان جدی میشود. وانیل تیره، چوب‌های گرم، کمی حس چرم نرم و سایه‌ای از عود که دیگر تیز نیست بلکه در پوست حل شده. این مرحله برای من آشناست، چون عاشق آن حس کهنگی در بشکه‌ی چوبی هستم،همان حال‌ و هوایی که در عطرهای مشروبی و دودی دنبالش میگردم.اینجا دقیقا آن فضا را میدهد اما با روکش رز و میوه های سیاه.
15 تشکر شده توسط : مرضیه Maxxine
درود دوست عزیز،سلیقه من عطر God of fire بیشتر از Mango Kiss بود و صد البته که moon light in heaven برای من جایگاه ویژه‌ای داره و انتخابم اولم هست.موفق و موید باشی.
7 تشکر شده توسط : حسن شجاعی Baby reXa

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan