من،
غریبِ دریا
نشسته اینجا به انتظارت ...
بیقرارت ...
که باز آیی و رُخ نمایی ،
بگو کجایی!
تو ... بهانه من!
موهای خیست رو شانه ی من،
دو دست گرمت تو دستای من،
تو آسمونا ستاره ی من،
من سنگ صبور غمهاتم ،
من دل ناگرون چشمهاتم…
When you cried, I’d wipe away all of your tears
When you’d scream, I’d fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
... But you still have all of me
my immortal - evanescence
تونَه خدا، تونَ سِید ممّد بيو سَر مزارُم
؛ گُلُم اي يار گُلُم اي یار
كِل بزن سُرود بخون وا كن قطارُم
گُلُم اي يار گُلُم اي یار
هرچه دارُم قُربونت ،هرچه دارُم قُربونت غيرِ تفنگُم،
گُلُم اي يار ،گُلُم ای یار
يه اِمشو مهمون تو، سحرْ به جَنگُم؛
گُلُم ای یار، گُلُم ای یار ...
ف.ایران و ج.ف میهن🥀
من همون جزیره بودم، خاکیُ صمیمیُ گرم
واسه عشق بازیِ موجها، قامَتم یه بَستر نرم
یه عزیز دردونه بودم، پیش چشم خیسِ موجها
یه نگینِ سبزِ خالص، روی انگشترِ دریا ...
(بیاد اولیور کرید، خالقی که با زلال ترین روایح جادو میکرد)
آدمیزاد استدلال غلطی از «هستی» داره!
انتظار داره پایان شبِ سیَه سپید باشه!
این دقیقا همین خزئبلاتی هستش که واعظین و روانشناس ها به خورد ملّت میدن ؛واعظ ظرفیت این توهم رو درونت تقویت میکنه و بعدش بهت میگه باید آدم پاکدامنی باشی!
راست کوهل/کاراگاه حقیقی
توی خاطرات به جز تو ، برگِ یادِ همه پژمرد
آخرین لحظه بودن ، زیر بارِ غم تو مُرد
از اشک یاس کوچه ها ، تا چَشم کور از گریه ها
با یاد عطر تو زنده ام ، تا باز برگردی به خونه ...
The grass was greener
The light was brighter
The taste was sweeter
The nights of wonder
With friends surrounded
The dawn mist glowing
The water flowing
The endless river
For ever and ever
High Hopes
تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.
هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.