نظرات | HOMON
ترتیب نمایش
Tom Ford Black Orchid
طاقت بیار رفیق...

شروعی تاریک، مرطوب و کمی غریب: ترافل و یلانگ‌یلانگ دست به دست هم می‌دن تا چند دقیقه‌ی اول این سؤال رو در ذهن بعضیا ایجاد کنن که: «واقعاً مطمئنم اینو دوست دارم؟»
بعد کم‌کم ادویه‌ها از راه می‌رسن، ارکیده‌ی سیاه وارد صحنه می‌شه و عطر تصمیم می‌گیره به جای عجیب بودن، اغواگر باشه. شکلات تلخ، وانیل، کهربا و پچولی هم در پایان جمع می‌شن و ترکیبی گرم، خاکی و عمیق می‌سازن. این ترکیب برنده، کاری می‌کنن که مثل یه معتاد دائما پوست خودم رو اسنیف کنم.

پرفورمنس: مثل مهمون خوش مشربیه که قرار بود یکی دو ساعت بمونه، اما تا فردا روی پوست جا خوش می‏کنه.
بلک ارکید مثل آدم‌های کم‌حرف و مرموز نیست که گوشه‌ای منتظر کشف شدن بایستن؛ از در وارد می‌شه، چراغ‌ها رو روشن می‌کنه، روی مبل لم می‌ده و اعلام می‌کنه: «از این لحظه، شخصیت اصلی داستان منم».
جنسیت رو پس میزنه. زنانه؟ مردانه؟ بلک ارکید با احترام می‌گه: خیر

معمولاً تو گرما در کنار عطر خنک روزانه یه پاف بلک ارکید هم می‌زنم؛ نه برای جلب توجه، نه برای تعریف شنیدن.
صرفاً برای اینکه گاهی آدم دلش می‌خواد بوی شخصیت منفیِ یک فیلم هنری اروپایی رو بده.
بعد از این همه سال رفاقت، تابستون امسال بالاخره گفت:
«ببین، من هر غلطی کردم و هرچی که هستم، ولی برای مرداد و شهریور ساخته نشدم»!
اگر از اینکه در گرما سراغش می‌رم تعجب می‌کنید، من بیشتر از این تعجب می‌کنم که بعضی‌ها می‌گن: اه، این که همه‌جا هست. کلونش ریخته بازار.
ببخشید ... کدوم بازار؟ کدوم همه‌جا؟
اگر قرار باشه هر عطری که چند نفر ازش کپی های کاریکاتوروار زدن تکراری حساب کنیم، پس نصف صنعت عطرسازی باید تعطیل شه.

هفته‌ی قبل دیگه طاقت نیاورد و آخرین قطره‌اش هم تموم شد.
حالا جای شیشه ‏اش مدت ها توی کمد خالی خواهد بود. اونم همزمان با این برف بی سابقه و سرمای تهرون درست وسط شهریور!
بعد از تموم شدن بلک ارکید، آب‌وهوای منطقه هم دچار بحران روحی شد.

سر دوستان سلامت. 🍷
3 تشکر شده توسط : Legend سورنا مقدم
Rihanna Rogue Man

Shine bright like a diamond!
عطری سرخوش و سنشوال، مناسب بالای ۳۰ سال و راحت‌پوش. چهره و کاراکتر متمایز و مستقلی نداره و می‌شه ردّ پای عطرای
La Nuit de l’Homme
D&G The One
F by Ferragamo Black
Guess Seductive Homme
رو در اون پیدا کرد.

شروعی تند که مرکبات ترش و شفاف، فلفل سیاه و رزماری شامه رو برای کشف ادامه‌ی رایحه کنجکاو می‌کنن. کمی بعد، ترکیب سدر، ارکیده و لبدانوم، عطر رو نرم، شیرین و اندکی پودری می‌کنن. در پایان، تونکا و کهربا باقی می‌مونن و گرمایی نزدیک به پوست می‌سازن.

با وجود سرخوشی، وقارش رو حفظ می‌کنه: نسخه‌ای جوان‌پسندتر از لانویی، با پرفورمنس قوی‌تر از د وان و وقاری بیشتر از فراگامو بلک.
برای دیت و افتر دیت ساخته شده و البته پوسترتبلیغش هم اشتباه نکرده!
احتمالاً ریحانا همون‌قدر در خلقش نقش داشته که در Russian Roulette!

با قیمت حدود ۳۰ دلار با رایحه خوش، کیفیت قابل قبول و پرفورمنس خوب، ارزش خرید بالایی داره. در دو پاییز و زمستان 2 شیشه 100 میلش رو مصرف کردم.
باتل زیبا و خوش ساخت و البته سنگین اون با در چرمی حرفی باقی نمیزاره فقط لطفاً مطمئن بشین که وسط دعوا و مشاجره این شیشه سنگین، دور از دسترستون باشه!

پ.ن: با اینکه امروز خرید بیش از ۹۰٪ عطرهام رو غیرضروری می‌دونم و Rogue Man رو هم دوباره نمی‌خرم، نمی‌تونم انکار کنم که در تمام مدتی که استفاده‌ش می‌کردم، حال خیلی خوبی با خودش می‌آورد؛ و شاید همین، یکی از معدود چیزایی باشه که همیشه نمی‌شه با منطق خرید و فروش اندازه گرفت.

برقرار باشین
11 تشکر شده توسط : سورنا مقدم Legend
Le Male Elixir
لینک به نظر 16 شهریور 1405 تشکر پاسخ به کیوان
کیوان عزیز
درود و ارادت

پرسید: برای اینکه موسیقی به دل بشینه ساز باید کوک باشه یا ساززن؟

گفت: هیچکدوم... شنونده باید کوک باشه!

شما خواننده بسیار خوبی هستی.
با آرزوی بهترین ها
5 تشکر شده توسط : Legend عسل
Cartier Declaration

درود بر سروران عزیز
با آرزوی سلامتی و دلخوشی

با اولین اسپری، پرتقال تلخ، هل و ادویه‌ها سعی می‌کنن تصویری تمیز و رسمی بسازن؛ اما خیلی زود مهمون اصلی از راه می‌رسه: زیره.
نه به شکل ادویه‌ی آشپزخونه؛ شبیه گرمای پوست بعد از یه روز طولانی. حسی انسانی، زنده و کمی عرق‌مانند که عطر رو از فضای صابون و مرکبات بیرون می‌کشه. این بخش حدود ده دقیقه با شما می‌مونه و بعد آروم‌آروم کمرنگ‌تر می‌شه.

همین زیره است که دکلریشن رو به عطری دو قطبی تبدیل می‌کنه. برای بعضی‌ها نشونه‌ی بلوغ، اعتمادبه‌نفس و شخصیته؛ برای بعضی‌ها چیزی که نمی‌تونن باهاش کنار بیان.
با گذشت زمان، سدر و وتیور این گرما رو مهار می‌کنن و رایحه خشک‌تر، چوبی‌تر و متعادل‌تر می‌شه. دکلریشن روی مرز باریکی حرکت می‌کنه؛ جایی بین تمیزی یه عطر کلاسیک و بوی طبیعی بدن.

عطری با کاراکتر قوی، ساختارشکن، تایملس و پوشیدنی که دست ‌ودلبازانه کیفیت و رایحه‌ای بیش از قیمتش ارائه می‌ده.

دکلریشن بوی کت‌وشلوار اتوکشیده نیست؛ بوی مردیه که ساعت‌ها اون رو به تن داشته!

نسخه‌ی قدیمی رو استفاده کردم و پرفورمنسش، با توجه به ساختار و کارکرد عطر، کاملاً به‌اندازه و حتی قوی بود. بهترین فصل‌های استفاده‌ش بهار و پاییزه.

با اینکه روزهایی که کنارش گذشت برام خوشایندتر و خاطره‌سازتر شد، قصد خرید مجددش رو ندارم. چون نارسیسو بلو نوآر، نسخه‌ی مینیمال‌تر و به‌روزتر همین ایده‌ست؛ عطری که به طرز بی‌رحمانه‌ای مسحورکننده‌ست.

با آرزوی بهروزی
12 تشکر شده توسط : Legend عسل
Monarch
لینک به نظر 9 خرداد 1405 تشکر پاسخ به مهدی کنعانی
سلام و عرض ارادت خدمت جناب کنعانی بزرگوار؛

دست روی نکته‌ای گذاشتی که قند در دلِ "شرکت‌بزن‌های" ما آب می‌کنه! فرمول جادویی‌شون هم که ساده است: یه سفر میرن خارح، شرکت رو ثبت می‌کنن، بعد در نقش رئیس فرنگ ‌رفته به خودِ داخلی‌شان نمایندگی می‌دن!
از امثال "دسینی" و "اوه" که بگذریم، در حال حاضر رایحه‌ی خوشِ این روش تو صنعت عطر هم پیچیده.

دوستان اماراتی هم چنان در تبدیل مایعات مشکوک به عطرِ اصیل فرانسوی مهارت پیدا کردن که فقط مونده عطر با اسانس برج ایفل تولید کنن! البته برای من و شما که موهامون تو این راه سفید شده، تشخیص این عطرهای وطنی-اماراتیِ پاریس‌نشان، سخت‌تر از بوییدنِ سیر تو جلسات اداری نیست!

برقرار باشی عزیز
18 تشکر شده توسط : علی متقی پور مهدی کنعانی
Monarch
لینک به نظر 8 خرداد 1405 تشکر پاسخ به میلادافشاری
سلام و ارادت
ممنونم
پاسخ شما بهونه ای شد برای اصلاح نظرم.
چند روز قبل ذیل عطر پارادوکس از همین برند در پاسخ به دوستان، نوشتم. این برند محصولات ساخت ایرانش به طرز عجیب بی ثباته و تغییر رایحه و پرفورمنس داره که ایرادهایی مثل رنگ دادن و نشتی هم مزید بر علت شدن که نتیجه بگیرم محصول بی کیفیتیه.
البته محصول ساخت فرانسه رو امتحان نکردم.
فقط از فردی مطلع و باسابقه در بازار عطر، شنیدم این برند متعلق به فرد هموطنیه که سال‌های قبل تو فرانسه، توسط ایشون ثبت شده.
فکر میکنم درست نباشه نام ایشون رو در فضای عمومی بنویسم.

با آرزوی بهترین ها
15 تشکر شده توسط : علی متقی پور          nazanin
«مرثیه‌ای بر یک تاریخ»؛ در ستایشِ یاتاقان

یاتاقان، عطرِ قشونِ عباس میرزاست؛ روایتِ لشکری که شکستِ محتومش نه از ترس و اهمال، که از صعوبتِ جبری تاریخی بود. یاتاقان، رایحه سربازانی است که با وجود اشراف بر احتضارِ خویش در انتهای بازی، رقص‌کنان مرگ را به سخره می‌گیرند؛ همچون قامت‌های استوار در سکانسِ «رقص مرگِ» برگمان. بوی آن ثانیه‌های واپسین که سرباز، با جراحاتی عمیق از سوزِ قفقاز و داغِ گلوله، با آخرین رمقِ نفس‌هایش زیر لب مویه می‌کند: گرجستانم را پس بده...

پرده اول: بادِ شوم
آغاز عطر، هجومِ تند و تیزِ درمنه و کاج است؛ پیچیدنِ بادِ سردِ قفقاز، لابلای گیاهان وحشی و رسیدنِ خبرِ شومِ پیشرویِ خصم. شروعی به طعمِ تلخ و گزنده استیصال و نخستین عقب‌نشینی در خاکِ خودی.

پرده دوم: پایداری در مِحنت
سپس نوبت به ظهورِ چوب و پچولی می‌رسد؛ گویی چکمه‌های کهنه در گل‌ولایِ کناره‌ی رودِ ارس جا مانده‌اند و سربازانی از پا درآمده از گرسنگی و سرما، هنوز ایستاده‌اند. بویی خاکی و سنگین که نشان از پایداری در اوجِ محنت دارد؛ بوی ریشه‌هایی که نمی‌خواهند کنده شوند.

پرده سوم: زخمی به ژرفای تاریخ
اما در فرودِ ماجرا، جایی که بوی چرم و کاستوریوم با هاله بخور در می‌آمیزد، جادویِ اصلی رخ می‌دهد. این دیگر عطر نیست؛ بوی زینِ چرمیِ اسب‌های خسته است، بوی باروتِ سوخته و عرقِ تنِ سرداری که تا آخرین قطره‌ی خون، شرافتش پاس داشت. یاتاقان اینجا دیگر یک رایحه نیست، زخمی است به ژرفای تاریخ بر تنِ جریده‌ی روزگار.

پایان‌بندی: اعتیاد به شکوه
این بوی شکست و خون، به‌طرز عجیبی اعتیادآور است. نت‌های حیوانی‌اش با غرایزِ ازلی بازی می‌کنند و به مغز، فرمانِ صلابت می‌دهند. این اعتیاد از جنسِ نشئگی نیست؛ از جنسِ بازگشت به خویشتن و یافتنِ هویتی گم‌شده است.

اگر به این تلخیِ وحشی خو بگیرید، عطرهای شیرین و خنکِ امروزی برایتان عبث و فانتزی جلوه می‌کنند. نمی‌توان جای خالیِ یک حماسه را با یک قصه‌ی کودکانه پر کرد. بینیِ شما بعد از یاتاقان، دیگر تشنه‌ی پیچیدگی‌های تند و تلخ است.

یاتاقان متعلق به کسی است که می‌خواهد حتی در حضیضِ شکست نیز، بوی شکوه و ایستادگی بدهد. کسی که با صدایِ نامجو، در افقِ لرزانِ فیلم «مهر هفتم»، به سوی سرنوشت می‌رقصد و هنوز زمزمه می‌کند: «گلستانم را پس بده...»

برقرار باشید عزیزان
25 تشکر شده توسط : Númenor امیرحسین
سلام جناب مرتضی گرامی

من از این برند، ۲۰۰ میلِ مونارش رو خریدم و الان کاملاً با گوشت و پوست و ریه‌هام فرمایش شما رو درک می‌کنم!

رایحه انقدر لوکس بود که واقعاً مخم سوت کشید چطوری ساخت ایرانه؛ اما این عطر یه قابلیت جادویی و «سینوسی» داره که به نظرم باید توی گینس ثبت بشه: هر بار استفاده به شما یه جور رایحه و پرفورمنس میده! انگار چند تا عطر خریدین! این حجم از نوسان رو حتی تو بورس هم نداریم.

همون موقع زیر نظرم، پوریای عزیز توضیحاتی در مورد نسخه فرانسوی و ایرانی داد... ادمین سایت هم که طفلک با ملاحظات دیپلماتیک گفت نسخه ۲۰۰ میل رو باید بیشتر «بررسی» کرد (بخوانید: به خدا واگذار کرد)!

خلاصه که باید اون نظر قبلیم رو اصلاح کنم. به نظر می‌رسه توی عطرسازی هم راه درازی در پیش داریم؛ از اون راه‌هایی که هیچ‌وقت تموم نمیشه و به مقصد نمی‌رسه، درست مثل صنعت خودروسازی و خیلیای دیگه..!

بنده که دیگه کلاً قید محصولات وطنی و برادران اماراتی رو زدم؛ با یه ادکلن اورجینال غسل تعمید دادم و الان حسِ رستگاریِ محض دارم. امیدوارم خریدهای بعدی شما از این مدل «عجایب هفت‌گانه» نباشه و واقعاً از بوی عطرتون لذت ببرید.

ارادت مخلصانه!
25 تشکر شده توسط : broken حسین رفیعی
Memo Paris - African Leather

ادویه‌ای، گرم و گیاهی از طبیعت آفریقا بر پایه تضاد بین تندی ادویه‌ و نرمی چرم

شروع عطر با انفجاری از هل و زعفرون. هل بسیار باکیفیت و طبیعیه و تا انتها حس می‌شه. زیره برای تداعی بیابونای آفریقا و پس‌زمینه‌ی گرم و خاکی از چرم نرم، وتیور و پچولی که ماندگاری اصلی عطر روی این نت‌هاست.

به نظرم ممو پاریس، با ایده خلاقانه بازآفرینی رایحه چرم بر اساس فرهنگ و اقلیم مناطق مختلف دنیا یکه‌تاز آشتی دادن عطردوستان چرم‌گریز با رایحه چرمه.

یادتون هست ماجرای فرار دو قلاده شیر از باغ وحش ارم رو؟ چند سال پیش که نگهبان کم‌حواس، یادش رفت در قفس رو ببنده و اون چند روز کذایی راه افتادن ترس عمومی توی شهر.
نگهبانی که یه روز موقع نظافت، یه شیشه ۷۵ میل افریکن لدر از جیبش افتاده بود گوشه همون قفس. رایحه‌ای که به محض استشمام، برای ساکنان قفس، یادآور بوی وطن بود. فضای ادویه و بوی پوست دیگر اعضای گله؛ انگار هزاران سال تجربه زیسته اجدادشون روی ژن‌هاشون حک شده بود...
دژاوو یا نوستالژی؟
بماند که یه روز قبل از اینکه عطر از جیبش بیفته خانمی با مراجعه به قسمت امانات و گمشده‌ها سراغ کیفی محتوی مقداری پول، وسایل شخصی و یک باتل عطر آنباکس نشده دست خالی برگشت. البته که ما حق قضاوت در اینخصوص رو نداریم همونطور که در مورد کم شدن مستمر جیره گوشت شیرها و نحیف شدنشون به مرور!

برای عزیزان معتقد به کارما ضروریه بگم ایشون تو اون گرمای خرداد با سه پاف عطر از رو کنجکاوی، احتمالا تاوان عملش رو با کلافگی بی سابقه که قبلا هیچوقت تجربش نکرده بود پس داد. برای همینم هیچوقت دنبال عطر گمشدش نشد. اما اون شب مسافرای مترو و خونوادش تقاص چی رو پس دادن؟ توضیحی ندارم!

اگه خاطرتون باشه شیر اول رو تو کمتر از یه روز تو پارک چیتگر گرفتن، اما دومی سه ماه بعد پیدا شد. مکالمات لو رفته‌شون موقع تجدید دیدار این دو شنیدنی بود:
- کجا بودی این سه ماه؟
- رفتم تو یه اداره دولتی پشت یه میز نشستم. هفته‌ای یه کارمند می‌خوردم، هیچ‌کس هم نمی‌فهمید! اوضاع عالی بود تا اینکه امروز سوتی دادم و آبدارچی رو خوردم. یهو کل اداره ریخت به هم، همه سراغش رو گرفتن و تهش منو پیدا کردن!
- یعنی این سه ماه هیچکس متوجه تو نشد؟
- فقط یه بار یکی از همکارا نزدیک شد و گفت: بوی شیر و ادویه؟ منم ذوق‌مرگ که لابد فهمیده افریکن لدر زدم اما دیدم بغل دستیم داره شیرگرم و چای ماسالا میخوره و منظورش اون بوده.
- همکارا ؟!!
- ای بابا! تو از مناسبات اداری چی می دونی؟

اگه به این عطر علاقه دارید بدونید که یه شیر درون دارید. هرچند با این استدلال خودم که بوی ایتالین لدر رو ترجیح می‌دم باید گوجه فرنگی درون داشته باشم! دوست عزیزی که عشق آیریش لدر بود، اصرار داشت یه یابوی درون داره! بگذریم...

مناسب نیمه دوم سال، فاقد جنسیت، رسمی و نیمه‌رسمی. مناسب جلسات کاری، مهمانی‌های شبانه و قرارهای خاص بسیار شیک و تاثیرگذار پرفورمنس عالی.

خوش‌قیمت و مناسب بلایندبای؛ البته برای اونایی که تو این اوضاع، دل شیر دارن!

برقرار باشید عزیزان
31 تشکر شده توسط : رسول حسام پور broken
به عالیجنابان: کامبیز سخی، محسن جمالیان

سپاس از شما و دیگر عزیزانی که در مکتبِ نگاهشون در این محفل خوشبو، علاوه بر رسمِ بهتر بوییدن، بهتر دیدن رو هم آموختم. هر کلامِ شما، بذری بود که در من سبز شد و تماشای جهان رو شکوهی دیگر بخشید. مهربونی شما چراغیه که در تاریکیِ ابهام، راه رو نشونم میده و یادتون رو در جانم همیشگی می‌سازه.

تقدیر، گاه ریشه رو نه به خواهش دل، که به تازیانه‌ی مصلحت از خاک می‌کشه. رفتن، همیشه به معنی دل بریدن نیست. گاه پای رفتن، فرسنگ‌ها دورتر از میلِ موندن می‌ایسته. ما مسافرانِ جاده‌های اجباریم؛ اونجا که روزگار چمدون می‌بنده و ما، تنها به تماشای ردپایی می‌نشینیم که باد با خودش می‌بره...

و امید به بازگشته که زنده نگهمون داشته!

با تقدیم احترام و آرزوی بهروزی و به امید دیدارها

21 تشکر شده توسط : broken هاشم پور

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan