نظرات | ahadi
ترتیب نمایش
بزرگان
از بین لایه های مختلف وجودی درونشون
دیدنی ترین حقایق رو بیرون می کشند
، و بزرگ نماها ، نمایشی ترین وقایع رو ...

اپیک :
عطری وابسته به شخصیت و رفتار تن پوش کننده ...
اگر جوانی هستید اهل تجربه گری ، سرد و گرم روزگار چشیدن ، جسور و نترس ، محکم و مستقل و جاه طلب و پیشرونده و غیر قابل توقف ، این عطر شما رو در قالب یک فرد حماسه ساز روایت خواهد کرد و در غیر این صورت ، فردی حادثه ساز ...
اگر سن شما بالاتره پوشیدن این عطر نشون میده شما تمام این ویژگی ها رو پشت سر گذاشتید و کارنامه ای در دست دارید ...

نت ابتدایی : میدان نبردی سبزگون ، درست مثل دشتی سرسبز و هموار که قراره در اون حماسه ای شگرف به وجود بیاد ،
گیاهانی که زیر لگد اسب ها و سربازان معطر میشن و در نت میانی بوی صمغ و شیره شون به مشام میرسه ، بویی تند و چسبناک آغشته به مخمل نرم سبز تیره ، برخورد و پیوستگی جسارت با طبیعت ...
نت پایانی ، سکانس پایانی نبرد های تاریخیه ... پیکرهای افتاده بر سبزه زار ، رایحه ی جسم و چرم و نعنا و صندل و ...
از این نت من بوی کاغذ کارتنی می گیرم که کسی روی چمن پهن کرده و نشسته و عمیقا به فکر فرو رفته و همزمان با فکر کردن گل و گیاه های اطرافش رو دونه دونه کنده و به چرم لباسش آغشته کرده ...


سن استفاده بالای 30 ، ویژه ی افراد با روحیه و اعتماد به نفس بالا و حتی کاذب ! خودنما برای جوان تر ها ، خوش نما برای پیرتر ها ، جمع خشونت و ملایمت ، برای تیپ رسمی ، استفاده در روز و شب های خنک و سرد پاییز تا اوایل بهار ...
12 تشکر شده توسط : ماهلیلی میثم
یه پسر بچه 7 ساله برگشت بهم گفت : بابام دیکتا- توره !
با خنده گفتم بچه جون
تو اصلا میدونی دیکتا-توری یعنی چی ؟
با اخم جواب داد بله که میدونم ! :
یعنی کاری کنن دیگه نگی دلت چیا میخواد ،
به جاش منتظر بشینی ببینی چیا پیش میاد !...


آمواژ ممویر :
درب عطر رو بردار ، افشانه رو فشار بده و
بشین ببین چیا پیش میاد ...

نت آغازی به محض باز شدن ، دریچه ای سبز ، نم خورده و خنک به روت باز میکنه ، تا بدون ذره ای معتلی ، بی هوا قدم بذاری ، اما نه روی زمین زیر پات ، که درون یک تونل تاریک ، مه آلود ،و پیچیده ، جایی که نت میانی این عطره ...

دود و مه ، تلخی و شیرینی ، مه و دود ، شیرینی و تلخی !
من نتونستم مواد به کار رفته اعلام شده در این عطر رو از هم تفکیک کنم ، حتی نتونستم بفهمم شبیه به چه بویی هست ، بوی کدام گیاه ؟ کدام ماده ؟ چرا ؟
چون تونل باز شده تو رو به سمت فضایی که نمی شناسی هدایت میکنه ، هم رایحه ی دیواره ی تونل و هم مقصد این مسیر تو رو به فکر فرو می بره ؟
اینجاست که آگاهی پر از اعتماد به نفس تو در نت ابتدایی به رنجی مرموز و ناشناخته در نت میانی مبدل میشه .
غمی که نمیشه براش نمود خارجی و بیرونی پیدا کرد ، چرا که این رنج وارد شده از بیرون نیست ، درونیه و از اصالت وجودی تو میاد ، انگار که چیزی از اعماقت تو رو با رایحه ای فرا خوانده و به دام انداخته ، و چون نمیدونی قراره چی پیش بیاد غمگین و منفعل به ناچار باید ادامه بدی و عمیق و عمیق تر فکر و کنکاش کنی دربارش ...
نت پایانی عطر :
جاییه که انگار قبلا کسی توش زندگی می کرده یا گرفتار بوده یا ...
جایی که انگار سال ها قبل شعله ای در اون روشن بوده ، و تکه هایی از چرم لباس و چوب و کیک خشک شده و ... باقی مونده .

سن استفاده بالای 35 سال ، تیپ ترجیحا رسمی ، با رنگ بندی مشکی ، مخصوص غروب خورشید به بعد ، تایم استفاده از پاییز تا بهار . برای تنها شدن در خلوت یا شدن در جمع !...

عطریه که برای بازخورد نیست ، مثل لکه های رورشاخ روی تن و لباست میشینه ، بنابراین مخاطب با برداشت شخصی خودش می تونه درباره شما نتیجه گیری کنه ، خوب یا بد ؟ مهم نیست ! اینجا دیگه خوب و بد معنی نمیده ، به عبارتی آنچه هست دیگه اهمیت نداره ، آنچه باید باشد مهمه ،

اما چه باید باشد ؟
باید نشست و تماشا کرد ...
15 تشکر شده توسط : خردمهر حامین
حضور دوستان قدیمی تر باعث میشه آدم ذوق نوشتن پیدا کنه ، جای ایکاروس به شدت خالیه ...

ویکتور فرانکل جایی در توضیح لوگوتراپی نوشته : انسان های رنج کشیده ، از قدرت درک و حس زیبایی شناسی عمیق تر و دقیق تری برخوردار میشن به واسطه ی واپس روی و پناه بردن به زندگی درونی ای که در مرحله ی دوم تحمل رنج تجربه میکنن ...

میشه این متن رو به تعداد زیادی از عطردوستان نسبت داد ، عطر برای این دسته از افراد نه یک نمود بیرونی و خارجی ، که همزمان یا بیشتر ، بخشی از زندگی درونی اونها رو شامل میشه ، جایی که باید و نباید ها ، چراها و چگونگی ها به زیباترین شکل ترتیب داده شده و با رایحه ی عطر و ترکیب با خاطرات و تجریبات مزین و آراسته میشه ... بگذریم .

باربری لندن ، یا به قول بعضیا بربری لندن :
اولین و آخرین شیشه ای که چند سال پیش خرید کردم رو به یکی از آشناها بخشیدم و نمیدونم چرا دیگه اقدام به خریدش نکردم ! چرا ؟؟

عطری تنباکویی ، آلبالویی همراه با رایحه ای ضعیف از بخار و مه نمناک ، نه تلخ و نه شیرین ...
به قول دوستان ترکیب تنباکو و دارچین و فلان باعث میشه بویی شبیه به آلبالو استشمام بشه ...

با تیپ کژوال البته از نوع دهه 80 یا بهتره بگم برای محدوده سنی بالای 30/35 سال ، ترجیحا با لباس های ضخیم از جنس پشم ، شبیه به لباس باتل عطر ...

این عطر در اولین استفاده ها ، برای من یادآور روزای رفته ای بود که رنجشون نرفته ، روی چنتا لباس مونده ، نشسته کنج یه کمد قدیمی ، لباسایی با رنگ بندی پاییزی ، چارخونه و چهل تیکه مانند ...
بازم بگذریم ...
16 تشکر شده توسط : مهدی علیزاده ابراهيم عباسی راکی
میشه بازم به پاکی دوران کودکی برگشت ؟
آره ، اگه باور کنی زندگی هنوزم همون بازی بچگیاست ...
بازی کنی ، اما بازیچه نشی :
بازیچه ی فقر و ثروت ، زشت و زیبا ، غم و شادی و ...

جیمی چو من آیس :
بوی دوران بچگی رو میده ، همونقد ساده ، پاک و بی آلایش ..
ترکیبی شلوغ و پر انرژی از چند نت به هم پیوسته که لای یه هاله قوی از نارنگی پیچیده شدن ، یا شاید بهتره گفت همپوشانی نت ها باعث شده بوینده فقط بتونه رایحه ی نارنگی رو از بینشون تشخیص بده ...

رایحه از دو بخش تشکیل شده : بخش اول نت آغازین و میانی که در یک امتداد خطی و غیر قابل تفکیک هستن و از ابتدای باز شدن عطر تا مدتی بدون تغییر به مشام میرسن . و بخش دوم که نت پایانی عطر هستش و جاییه برای خودنمایی مشک و امبروکسان . یه چیزی تو مایه های همون مشک های صابونی قدیم که بین لباسا میذاشتن تا معطر بشن البته منهای بوی صابونش ...

آیس ؟ نه ! معتدل ؟ بله ...
عطری برای روزمرگی در تمام فصول ، برای تمام رده های سنی و پوشش کژوال ؛ ساده ، صمیمی و معصومانه ...

پخش بوی کم اما ماندگاریش اندکی بهتر از کم هستش ...

خلاصه این که این عطر انقد ساده و بدون پیچیدگیه که من بعد از اولین پاف تصمیم گرفتم دیگه به عنوان لیر و مکمل روی یه عطر دیگه استفادش کنم و البته ترکیبی شده که بازخوردهای خوبی میده ...

نظر کاملا شخصی و مبتدیانه بود و تجربه ای از برداشت عطر روی پوست من ...
13 تشکر شده توسط : علی تقوی          nazanin
Vanilla Se.x
لینک به نظر 25 مهر 1404 تشکر پاسخ به سـهیـل متیـن‌راد
من همین حس تنفر رو در مواجهه با تام فورد بلک ارکید دارم متاسفانه . راستی نظر جنابعالی منو یاد یکی از دست نوشته های چند سال پیش خودم انداخت : این روزا انسان آگاه زیاده اما انسان هوشیار ؟ آگاهی یعنی باخبر بودن و خبر دار بودن از اخبار و اطلاعات و ... آگاهی در سطح گسترده و به سهولت این روزا در دسترس مردم از کوچیک و بزرگ قرار داره علی الخصوص به کمک شبکه های اجتماعی . اما هشیاری چطور ؟ انسانی که از جیک و پوک تمام مردم دنیا از بازیگر و هنرمند و ورزشکار بگیر تا سیاستمدار و غیره باخبر و آگاهه و میدونه دیروز و امروز کجا چه اتفاقی افتاده و کی چی گفته ؟ و ... آیا تونسته این آگاهی از دیتاهای مختلف رو پردازش کنه و به خروجی متناسب با ادراک خودش یعنی هشیاری تبدیل کنه ؟ نه ! اکثر مردم این دوره با خبر و آگاه هستن و با همون آگاهی دارن به سمت و سویی هدایت میشن که مخابره کنندگان اخبار و آگاهی انتظار دارن و براش برنامه ریزی کردن ... البته نوع نگارش شما میگه که منظور شما از آگاهی همون هشیاریه . موفق باشید .
4 تشکر شده توسط : اشکیانی Sam
Azzaro Pour Homme
لینک به نظر 25 مهر 1404 تشکر پاسخ به سـهیـل متیـن‌راد
بسیار عالی . استفاده کردم و یاد گرفتم از نظرات شما . موافقم اما وجود تستسترون رو میشه به قول شما در جامعه امروزی کنترل و هدایت کرد . ولی عدم وجودش ... نقل قول از جردن پیترسون : یک جنجگو در باغ بهتر است از یک باغبان در جنگ ! ... بحث طولانی شده و لازمه همین جا تموم بشه . ممنون از نظرات شما و باقی دوستان گرامی . خوشحالم که در جمع شما حضور دارم .
2 تشکر شده توسط : هیچ سـهیـل متیـن‌راد
Azzaro Pour Homme
لینک به نظر 15 مهر 1404 تشکر پاسخ به علی
درود بر شما . حرف شما رو تایید می کنم . بحثی که من مطرح کردم نه برای مقایسه و ارزش گذاری بین خوب و بد بود و نه تفکیک جنسیتی و غیره ... بلکه گزارشی بود از سیر تاریخی رایحه عطرها که هماهنگ شده با روحیات زن و مرد در هر دوره ... یعنی توصیفی از آنچه وجود دارد ( و نه آنچه باید وجود داشته باشد ) بنابراین نمیشه منکر واقعیت موجود شد . نگاه بنده هم صرفا نگاه فیزیولوژیکی و زیستی - تکاملی یا جنسیتی نیست . و به این صورته که به هر حال خوب یا بد ، جمعیت غالب مردان جوان امروزی از نظر روحی و روانی با مردان گذشته تفاوت معناداری دارن که بخش مختصری از این تفاوت ها ذکر شد. برای مثال جوان امروزی برخلاف جوانان گذشته از زندگی ذهنی قوی تر و زندگی حسی ضعیف تری داره . یعنی دنیای انتزاعی و مجازی رو به دنیای حسی و واقعی ترجیح میده . منفعل تر و خنثی تره و در بسیاری از امور جامعه از نظر عملکردی بی تفاوت تره نسبت به مردان قدیم ... منتقد تر اما کمتر انتقادپذیره . در روابط بین فردی یکپارچگی و چارچوب مداری کمتری داره و ... بحث طولانی میشه .. ذکر این تفاوت ها نه به معنای نگاه صفر و یکی یا سیاه و سفید یا مطلق گرایی بلکه صرفا گزارشی از وضعیت موجود هستش . چیزیه که وجود داره و به هر حال باید پذیرفت و باهاش هم آهنگ شد . نکات مثبتش رو پذیرفت و نکات منفیش رو اصلاح کرد تا جامعه تعادل همیشگی درونی خودش رو بازیابی کنه ... موفق باشید
3 تشکر شده توسط : هیچ Telecaster
Azzaro Pour Homme
لینک به نظر 15 مهر 1404 تشکر پاسخ به سـهیـل متیـن‌راد
درود بر شما جناب متین نژاد . دقیقا درست فرمودین ، در تایید حرف شما نظرتون رو جلب می کنم به ماهنامه housekeeping که در دهه 50 میلادی در امریکا چاپ میشده ؛ در یکی از مقاله های منتشر شده در این ماهنامه که در گوگل هم قابل وصوله ، تحت عنوان " راهنمای همسر خوب " به تاریخ 13 می 1955 خطاب به زنان اون دوره ، زن ایده آل ، یا به عبارتی زن روز رو زنی دونسته که خانه و فرزندان رو تمیز و مرتب نگه داره ، همیشه در بدو ورود همسر لبخند به لب داشته باشه البته با ظاهر و موهای آراسته ، میز شام رو به بهترین شکل ممکن چیده باشه و ... به عبارتی در صدد جلب رضایت حداکثری از شوهر خودش باشه ،
در این مقاله به شکلی غیر مستقیم مردان رو دارای شخصیتی مستقل و قاطع و جاه طلب و بلندپرواز ، سخت کوش و ... معرفی کرده . همون چیزی که با عناوینی مثل مردسالاری در طی سال ها سرکوبش کردن تا مردان رو به روزگار امروز برسونن و بعد در شبکه های اجتماعی و غیره مردان جوان رو پرنسس و ... خطاب قرار بدن . بگذریم ...
8 تشکر شده توسط : احمد تواره هیچ
بر اساس گزارش هاروارد هلث ( harvard health ) : سطح تستوسترون مردان جوان 20 ساله امروزی در حد پیرمردهای 70 ساله دهه 1940 است ...
یعنی جوانان امروزی از نظر انگیزه ، جاه طلبی ، ریسک پذیری و قاطعیت و ... در پایین ترین سطح ممکن قرار دارن .

سطح تستوسترون عطرهای امروزی هم به شدت افت کرده .
بعد از جنگ جهانی دوم ، با پایان یافتن دوره ی قدرت نمایی و سلحشوری و دلاوری و ... و همزمان با پیشرفت علم پزشکی و بالا رفتن سطح بهداشت ، مردان جوان با صورت های اصلاح شده و عطرهای باربرشاپی و تر و تمیز ، ورود خودشون رو به دنیای بزرگسالی و مدرن اعلام می کردن .

این روزا اما ، زمونه خیلی عوض شده ، جوان امروزی باید اهل کافه و رستوران رفتن باشه ، عطرها هم همین طور ، گورماند و خوراکی شدن .
آدم یاد نوشته های روان شناسی تحلیلی میافته . اونجا که میگن نوزاد انسان برای کشف دنیای پیرامون ابتدا از دهانش استفاده میکنه . دهان نوزاد برای دریافت غذا و به مرور برای بررسی عروسک ها و اسباب بازی ها و غیره اولین و بالاترین کارایی رو به عنوان ترازو داره . در واقع نوزاد انسان از بدو تولد تا مدت ها ملاک تعیین ارزشمندی رو بر طعم و مزه ی اشیا قرار میده تا به مرور حس بویایی و بینایی و شنوایی و لامسه او قدرت بگیره و سطح تحلیلش پیشرفت کنه تا بالاخره به سطح تفکر انتزاعی و تحلیل ذهنی و منطقی برسه ...

یک درجه بالاتر ، با ظهور هوش مصنوعی و ابزارهای مربوطه ، دیتای در دسترس بشر امروزی با سرعت فوق العاده ای در حال بسته بندی تر و آسان تر شدنه . در واقع بشر داره به جایی میرسه که دیگه نیازی به تفکر عمیق و تلاش برای تحلیل و بررسی و تعمق نداره . حتی برای یک سوال ساده میتونه به جای فکر کردن از هوش مصنوعی بپرسه ...

میشه گفت پیشرفت علمی و فناوری رفاه بشر داره به بالاترین سطح میرسه . اما خود بشر چه ؟ آیا او در حال پولبک زدن و برگشت به همان سطح دهانی دوران نوزادی نیست ؟


به این ترتیب گورماند شدن عطرها هم توجیه پذیر میشه . جوان امروزی هرچه قدر سطحی تر ، در دسترس تر ، و خوردنی تر ، یا بقول قدیمیا هر چه قدر " هلو برو تو گلو " تر ، مورد پسند تر ...


در نهایت لازمه بگم منظور من از این مبحث خوب یا بد بودن و مقایسه بین جوانان امروز و دیروز نیست . به قول اخوان ثالث : من نه بدبینم نه خوشبینم ، من شد و هست و شود بینم ...

روز خوش
19 تشکر شده توسط : خردمهر امیر علوانی
زیپ چمدونشو کشید . دو سه قطره اشک از چشمش سرازیر شد . با لب و لوچه ی آویزون گفت : از روزی که گذشتمون فهمیده دیگه زورش به دنیای مدرن و آدمای امروزی نمیرسه ، با یادآوری خاطره ها ، داره ازمون انتقام می گیره ...


جیونچی پی فرش :
یه بستنی تر و تازه و سرد ، که با فورانی هیجانی از نت های مرکباتی/گلی / وانیلی باز میشد ، درست مثل هوس های جوونی ..
یادمه به محض اسپری ناخوداگاه لبخند زدم و از بوی جذابی که داشت مات و مبهوت فقط نفس کشیدم ...
پر انرژی ، کمپلکس و شلوغ ، آماده برای پیشروی با بالاترین سرعت !
نت آغازینی که به سرعت فروکش می کرد و در ساعت بعدی رفته رفته به جیونچی پی معمولی عدول می کرد ، درست مثل دهه ی 80 شمسی . که با هیجان و انرژی شروع شد اما هرچه به انتهای خودش نزدیک تر می شد ...

سن استفاده از این عطر بین 20 تا نهایتا 30 سال بود و تیپ کژوال رو می طلبید ، مناسب برای استفاده روزمره ، طبعی بین معتدل و گرم داشت هرچند در نت ابتدایی خنک به نظر می رسید ...

امروز بعد از سال ها یاد یه خاطره ی فراموش شده افتادم . خاطره ای که با تست این عطر همزمان شده بود . قلبم درد گرفت . بگذریم ...
12 تشکر شده توسط : KAVEH مهریار

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan