نظرات | sadra
ترتیب نمایش
Secretions Magnifiques
لینک به نظر 6 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به nazanin
نازنین، درود.
پاشیدنِ تارکوفسکی روی این حجم از خون و فلز، کنتراستِ عجیبی بود.

جالب است که جکِ فون‌تریه و دومینیکویِ تارکوفسکی هر دو در یک جنون دست و پا می‌زنند؛ یکی با شمعی در دست و دیگری با کاردی در مشت. هر دو به دنبال یک کمالِ ناممکن.

ممنون بابت دیالوگ؛ تلاقیِ شهود و قساوت ترکیبِ غریبی ساخت.
11 تشکر شده توسط : حکایت دوست هاشم پور
Secretions Magnifiques
لینک به نظر 5 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به محمد خلیلی
سلام برشما

من شخصا فون تریه رو برترین کارگردان تاریخ میدونم در ژانر هنری آوانگارد و باید بگم عاشقشم
و خانه ای که جک ساخت بهترین فیلمی هست که ازمیان هزاران فیلم دیدم

در باب نکرومانتیک بله درست فرمودید کارگردانش یورگ بوتگرایت هستش
فقط این رو هم بگم که بعد تماشای این اثر واژه عشق برای شما مفهوم متفاوتی پیدا خواهد کرد

موفق باشید .




10 تشکر شده توسط : هاشم پور علی موسوی
هشدار !!!!!!!!

آشنایان با گاسپار نوئه، لارنس فون‌تریه و پازولینی این متن را بخوانند.
بقیه؟ بقیه بروند زیرِ پتو و در دنیایِ صورتیِ ویترین‌هایشان پناه بگیرند.

گویند روحیه این حیوان ناطقِ گوگوللییییی مقولییییی خیلی حساس است!
بله، آن‌قدر حساس که طاقتِ لمسِ حقیقتِ لزجِ زیرِ پوستش را ندارد.

همه‌چیز از یک میلِ بدوی شروع می‌شود؛ از غریزه‌ای که لای لایه‌های متعفنِ تمدن کادوپیچ شده و در نهایت، همه‌چیز به همین‌جا ختم می‌گردد: به یک توده‌ی گوشتیِ تپنده و بی‌مقدار که نامش را «انسان» گذاشته‌ایم.

سر تیتر:

اسموتیِ مغز و خون

سردیِ لوله‌ی تفنگ، چسبیده بر مرکزِ پیشانی‌ات؛ درست همان‌جایی که به خیالِ خودت جایگاهِ «خرد» بود.
گلوله‌ها تشنه‌ی دیدارِ معشوقِ درونِ این جمجمه‌اند.
آن تکه چربیِ خون‌آلود که «مغز» می‌نامی‌اش... همان که تمامِ «منِ» تو بود، حالا بی‌صبرانه منتظرِ یک معاشقه‌ی فلزی‌ست.

کمی فشار بر ماشه.
به نرمیِ یک پلک‌زدنِ ابدی.
نلرز! چرا عرق کرده‌ای؟!!!!!
مگر همین حقیقتِ عریان را نمی‌خواستی؟
ارزشش را دارد که برای یک‌بار هم که شده، محتویاتِ بودنت را روی زمین تماشا کنی.
بگذار گلوله و مغز، این دو مرغِ عشقِ ناهمگون، در هم حل شوند.

[ شلیک شد ! ]

حالا خوشحال باش؛ لیلی و مجنونِ داستانمان در اوجِ انفجار به وصال رسیدند.
حالا... زمین را بنگر!

تکه‌های همگونِ مغز، چسبیده بر اندامِ سردِ گلوله، روی آسفالت والس می‌رقصند.
یک رقصِ دونفره در اقیانوسی از ترشحات.
کمی عرق کرده‌اند؛ اما نه از جنسِ آب و نمک...
بلکه خون؛ فورانِ غلیظِ **هموگلوبین** که با شکوهی وحشیانه روی سنگ‌فرش شتک شده است.

دوستداران سینما!
عطرِ «سکرشن مگنفیک» را روی گلویتان اسپری کنید تا بویِ فلز، خون، شیر و منی فضا را مسموم کند؛
سپس فیلم «نکرومانتیک» را تماشا کنید.
آن‌جاست که درک خواهید کرد چرا شوپنهاور و دیوید بناتار با آن نگاه‌های یخ‌زده، خواهانِ پایانِ قطعیِ چرخه تولیدمثلِ گونه انسان بودند.

در پایان پیشنهادی برایتان دارم؛
ای مرغ‌عشقانِ زیبا،
فیلم «نکرومانتیک» را برای شبِ «دیت» بهتان پیشنهاد می‌کنم؛ تا در کنارِ هم، بویِ واقعیِ عشق را استشمام کنید.
29 تشکر شده توسط : آرتین ترشیزی Aramis
آن لحظه را به یاد داری؟
همان لحظه زوال معصومیت دوران کودکی‌مان. همان لحظه گس، خون‌آلود و اضطراب‌آور افتادن دندان‌ها.
یادت هست آن جای خالی چقدر وسوسه‌انگیز بود؟ آن لذت غریب زبان زدن به حفره‌ای که تا دیروز سفت بود و حالا فقط یک «خلاء گرم» است.

راستش، طعم فلزی خون برای من شدیدا جذاب بود؛ یک‌جور اعتیاد نوظهور. انگار در آن شوری آهن، اولین نشانه‌های بزرگسالی را می‌دیدم. یک‌جور اعلام استقلال بیولوژیک.

و حالا، Dent de Lait دقیقا روی همین لبه تیز خاطره ایستاده است.
لوتنس اینجا اصلا دنبال دلبری نیست؛ عطر با یک سیلی سرد از آلدئیدها شروع می‌شود. بوی استریل اتاق جراحی و بوی فلز صیقل‌خورده‌ای که انگار قرار است بخش اضافه بدنت را ببرد. یک‌جور وسواس تمیزی که می‌خواهد بوی زندگی ارگانیک را در لفافه‌ای از کروم و نقره خفه کند.

اما عجیب‌ترین جایش آنجاست که میان این همه انجماد متالیک، رگه‌هایی از شیر سرک می‌کشند. ولی اشتباه نکن، این شیر بوی آغوش مادر را نمی‌دهد؛ این بوی همان جای خالی دندان است که حالا با یک شیرینی پودری و گس، سعی دارد جای زخم را پانسمان کند.

دنت د لایت برای من روایت یک «سقوط نقره‌ای» است. بوی کسی که فهمیده برای قد کشیدن، باید اول طعم خون خودش را بچشد. عطری برای ما که هنوز هم گاهی مخفیانه، زبانمان را به حفره‌های خالی زندگی‌مان می‌کشیم و از آن طعم فلزی، لذتی گناه‌آلود می‌بریم.
23 تشکر شده توسط : Mahonial محمد ماپار
فرشته ای افسرده

چگونه میتوان در عالم ذهن فرشته ای را دید که از افسردگی رنج میبرد ، شاید نتوان چنین مفهومی را کنار هم تصور کرد همانند مفهوم بردگی و آزادی اما شانس همراه ما است چرا که L eau ساخته کریستوفر شلدریک چنین تناقض ذاتی ای را از طریق حس بویایی به ما منتقل می کند .
آلدهید و مشک نقش فرشته داستان ما را بازی میکنند اما این فرشته ای که از او میگویم در ذات خود از افسرگی شدیدی رنج میبرد این دقیقا همان وجه فلزی و بی روح آلدهید است که افسردگی را می سازد ، حالم بر حال فرشته بیچاره میسوزد چه میتوان کرد خب در حقیقت کاری نمیتوان کرد این مگنولیا و مرکبات هستند که به کمک فرشته این داستان می آیند و اورا سرزنده و شاد می سازند.

آهنگ متناسب با عطر : Say Yes To Heaven lana del ry
23 تشکر شده توسط : therezvani حسین رفیعی
اضطراب و ترس

دو مفهوم در هم تنیده که نمی توان آن هارا از هم جدا کرد
حال این دو مفهوم در یک شاهکار هنری خلاصه شده اند به گونه ای که میتواند تصویر شخصیتی مانند هانیبال لکتر را در عالم ذهن تداعی کند
حال با تستی که از این عطر داشته ام میتوانم بر شخصیتی تبدیل شوم مانند لکتر اما کار من کشتن انسان ها نیست بلکه کشتن خرافات و عقایدیست که با خود حمل میکنند ولی در تنهایی با خود میگویم چه میتوان کرد چراکه هرکس آزاد است که احمق باشد
حال عالم ذهنی را فراموش کنیم ببینیم عطر چگونه شروع می شود و چگونه پایان می یابد
در شروع با چند نت رو به رو هستیم که عبارتند از فلز و میخک و نت های انیمالیک ، اولویت با نت های حیوانیست که در ذات خود نوعی حس فلزی آن را همراهی میکند در کنار همین فضا نت میخک را داریم که با حس و حال تیز و ادویه ای خود بر تنش و گرما کار می افزاید البته دو پارادوکس جالب و جذاب دیگری در ادامه راه آن را خواهیم یافت. پارادوکس اول ترکیب حس سرد و تیز فلز با گرمای نت های حیوانیست البته تشخیص سردی فلز کمی دقت میخواهد با این حال میتوان آن را یافت که کنار بقیه نت ها حس و حالی خون آلود ایجاد میکند
در ادامه به یکباره شاهد حضور نت های گلی هستیم که به نوعی اوج نبوغ و شکوه کار است ، تقابل میان شیطان و فرشتگان . مبارزه جذابیست ولی خب پایانش شاید برای بسیاری آن چندان جالب نباشد چراکه در نهایت این وجود خون آلود شیطانیست که پرچم پیروزی را در دست میگیرد.

اهنگ مناسب برای فضای عطر: Cruel World lana del ry
19 تشکر شده توسط : پيمان فرهاد
سلام خسته نباشید متاسفانه ایران نمایندگی تام فورد نداره و نمیشه عطراش رو تست کرد باید چشم بسته خرید من فقط یک بار در دبی تونستم تست کنم از اونوقت به بعد عطرای این برند رو تست نکردم دیرم شما گفتید من این عطر رو تست کردم ! از کدوم فروشگاه تونستید این عطر رو تست کنید !
5 تشکر شده توسط : therezvani فرهاد

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan