نظرات | Mahyar
ترتیب نمایش
Rouge Assassin
لینک به نظر 22 فروردین 1405 تشکر پاسخ به Amelie
سرکار خانم آملی
سلام علیکم

من فردای روزی که کامنت دادین خواستم یه چیزی بنویسم که تا الان عطرافشان ام پرید :)
ولی انگار برای همه نبوده؟ چون امروز آنلاین شدم و دیدم کلی پرسش و کامنت اومده. در هر صورت تو روزهای سخت جنگ و بی اینترنتی، قطع بودن سرور عطرافشان هم مزید بر ناراحتی بود. چون عطرها بقول شما پناهگاهی امن برای قشر خاصی از جامعه است که اینجا پاتوق شونه. قطع بودن عطرافشان هم، بخصوص در این روزهای سخت بیش از پیش ملال آور بود که شکر خدا انگار برطرف شده.

اولا بگم که خوش برگشتین. خوب های قدیمی هربار که اکتیو میشن کلی خوشحال میشم. شما هم از دل مینویسید و قشنگ مینویسید. ایشالا که حضورتون مستدام. مدتی بود متوجه حضور شما بودم و الان که این کامنت رو نوشتین فرصت شد که احساسم رو بگم.

"دنیای پلاستیکی". دنیای پرفریب و دنیای وارونه هم بنظر من به این دنیا میچسبه. اینجا بعضی چیزها خیلی توی چشم هستن و زیاد مهم نیستن، چیزهای مهمی هم هستن که دور از چشم و مورد بی اعتنایی هستن.

من فکر میکنم هم سپری شدن کودکی و هم به زوال رفتن جهان هردو در احساسی که دارید موثره. قطعا بعد از کودکی لذت ها فروکش میکنه اما بنظر من همون لذت ها هم برای کودک امروزی به زوال رفته، و اصلا بقول شما پلاستیکی شده.

و همین. در مورد سایر موارد با شما هم نظرم.
ممنون، شما و سایر دوستان عطرافشان هم ایشالا سال خوبی داشته باشید.
15 تشکر شده توسط : هاشم پور          nazanin
سلام به دوستان عزیز. سال نو رو بهتون تبریک میگم

سال 2012 بمب خبری، "پایان دنیا" بود. هر رسانه ای سهمی ازش میخواست برای دیده شدن. از مجله های علمی گرفته تا شوخی و سرگرمی. از فروم های اینترنتی گرفته تا فیسبوک و صفحه های میم... همه صحبت از تقویم مایا ها و پایان دنیا بود.

یکی به شوخی و کنایه میگفت همچین چیزی امکان نداره. دنیا میلیون ها سال بوده و باز خواهد بود.
عده ای روشنفکر این چیزهارو احمقانه میدونستن و طرفداران این تفکر رو تمسخر میکردن.
عده ای هم با قلم علمی به ریشه های این تقویم و علت این پیشگویی میپرداختن.

نتیجه بعضی از این تحقیقات این بود که اون تقویم در اون سال یک دور به پایان میرسه و دور بعدی شروع میشه. و این اتمام دور به اشتباه توسط برخی بعنوان پایان دنیا تلقی شده که اشتباست.

خلاصه داستانی شده بود. اون موقع هم اینطور نبود که موج پشت موج شکل بگیره و یا هرکسی یک موج جدیدی ایجاد کنه. خبرها کمتر بود و یک بمب خبری تا مدتها روش بحث میشد. خلاصه تا خود روزی که در پیشگویی اعلام شد، و حتی بعدش، جدل ادامه داشت و طرفداران و مخالفان باهم بحث و بگومگو فراوان کردن.

گذشت و شرایط به ظاهر به نفع جریان علمی و روشنفکر تمام شد. که بادی در غبغب انداختند و گفتند"هه، دیدید دنیا تموم نشد؟!!!!!!! ما که از اول میدونستیم هیچی نمیشه"

در هر صورت 2012 تموم شد و 2013 شروع شد و اتفاق خاصی هم نیفتاد. جهان به راه خودش ادامه داد. مردم زندگی شون رو کردن. دانشجوها درس خوندن، کارمندها کار کردن و حاکم ها حکمرانی. آب از آب تکان نخورد و اون ماجرا هم انگار یکی دیگه از اون حربه های رسانه برای توجه گرفتن، یا پرت کردن اذعان از یک اتفاق مهمتر بود. به هر حال اون تاریخ گذشت و اکثرا به خودشون و اطرافیان میخندیدن که چرا اونقدر انرژی صرف یه بحث بی جواب گذاشتیم و دلیل اون همه بحث و جدل چی بود؟

همونطور که گفتم تاریخ پیشگویی شده به راحتی گذشت و ظاهرا آبی از آب تکان نخورد. اما ظاهرش این بود!
حالا که به گذشته نگاه میکنیم میبینیم پیشگویی درست بود و دنیا به اتمام رسید. دنیا مُرد. واقعا مُرد. لفظا نه، ولی عملا.
جهان مُرد بدون اینکه بفهمند که مُرد. در یک شب و در یک تاریخ اعلامی بخصوص به یکباره نمرد اما مرد. ذره ذره و آرام آرام. یکهو نه اما قطعا.

عطرها مُردن. خلاقیت، روح و کیفیت از عطرها رفت. عطر آبکی تر و ضعیف شد با نت های سنتتیکِ بی جون. هنرِ عطر شد بیزنس عطر. عطرهای شاخص و خوب بمرور کم شدن و اون هایی هم که خوب بودن رفتن به لاین های نیش با قیمت چندبرابر.

موسیقی مرد. ساز مرد. هامونی مُرد. ترانه و احساس هم مرد. موزیک شد کالبد بی روحی از چیزی که بود: ریتم داشت، آکورد داشت، گاهی هم صدای ساز و بیس میومد اما مثل موزیک های قبل نبود که روحت رو به پرواز دربیاره، آرامت کنه یا اشکت رو دربیاره. روح نداشت. صداها شبیه هم شد، موزیک ها شبیه هم شد، تنظیم ها شبیه شد. خواننده ها اسم هاشون عوض میشد ولی.

فیلم مُرد. بخصوص بعد از کرونا. دیگه فیلم درست و حسابی ندیدیم یا خیلی کم دیدیم. سناریوها ضعیف، کارگردانی و اَکت ها مصنوعی. خیلی از جوایز و نمرات بالای سایت های امتیازدهی هم که قبلا با سختی بدست میومد، شد با زد و بند.

خودِ انسان مُرد. اخلاقیات و معنویات مردند. حریم ها و چارچوب ها شکسته شد و خط قرمزها رد شد.

غذاها، دوستی ها، روابط، درآمدها، کیفیت زندگی، سلامت روان و جسم، همه اینها بعلاوه صدها مصداق که الان ذهنم یاری نمیکنه، همه اینها هم ایضا.

پایان دنیا شاید حتی از قبلتر شروع شد. با شروع قرن جدید. یه چیزهایی از اون موقع عوض شد، یه چیزهایی غروب کرد. چیزهایی که بعضیش هم گفتنی نیست، حس کردنیه. فقط باید حس کرد و فهمید. باید حس کرد فقط.

اول خواستم در صفحه فلنکر آکوا بولگاری بنویسم بعنوان نماد دورانی که برندها عطر نیش در بطری نیش ارائه میکردن بدون اینکه لاین نیش و قیمت نیش داشته باشن. بعد بنظرم اومد در این صفحه بنویسم. جای خلوت و دنج، محصول ارائه شده در سال پایان دنیا.

موفق و مؤید باشید. برای همه سال خوب و پربرکت آرزومندم
مهیار
37 تشکر شده توسط : هاشم پور هیچ
مایلم از این تریبون استفاده کنم و دو تن از کاربران خوب و قدیمی سایت که مجددا حضور پیدا کردن، دعوت کنم برامون بنویسند.

جناب "آرشیتکت" و "سلطان عطربازهای ایران و توران".
از بخش تشکرها معلومه مجدد به سایت سر میزنند. ایشالا که اگه حوصله و دل و دماغی داشتند برامون بنویسند. خصوص جناب آرشیتکت که احساس میکنم دِین کوچکی نسبت بهشون دارم چرا که کمی مورد بی مهری بنده قرار گرفته بودند. امید که تکدر خاطری نباشه و در حلالیت باشیم.

آرزوی موفقیت و سلامتی در سال نو برای هردوی شما و سایر عزیزان سایت
22 تشکر شده توسط : Mehrdad Ebrahimi بهروز خوش بین
عید باشد و دل من خون باشد.
چرا؟
معلومه. کشوری که هر روز گوشه ایش تبدیل به مخروبه میشه.
هر ساعت جایی نابود میشه. یه جایی درون ما هم هر روز نابود میشه. ذره ذره و کم کم.
فرزندانی که یتیم میشن و والدینی که بی فرزند میشن.
اموالی که در این بلبشو مورد تعرض قرار میگیرن.
مردم بیچاره ای که بدبخت میشن و یا بدبخت هایی که بیچاره میشن.
با این اوصاف دل من پاره پاره و خون نباشه؟ چرا! خونه. منم دارم همراه با کشورم ویران میشم.

اما امیدوارم این دوران تیره و تار که کل دنیا رو در خود فرو برده به پایان برسه و کشور ما هم که برای او جز کینه توزی و تلخ کامی و بی اعتنائی نخواستند، بال و پر گرفته و به آسمان نورانی اخلاق، علم، برکت و قدرت برسه. ایشالا.

اما کمی هم از عطر بنویسم
اولا من تا حال ندیدم مرکبات بر بستر کهربا خوب بشینه. وصله خوبی برای هم نیستن، علی الخصوص که مرکبات فراتر از تاچ جهت بازگشایی رایحه باشه.
دوما نسخه پرفیوم رو میشه عملا یک کار مستقل در نظر گرفت چرا که چندان به نسخه پیلار مرتبط نیست.

اما رایحه با حضور پرقدرت و ادامه دار مرکبات شروع میشه. پرتقال، ترنج و شاید چیزهایی دیگر. شروعی آبدار، طلایی ولی کدر و غمگین. روایح سبز در زمینه حس میشه که با پیش رفتن، نمود بیشتری هم پیدا میکنه، فضای عطر رو بدست میگیره اما جزئیاتش قابل تفکیک و واکاوی نیست.

اما بستر بزرگ امبری. پُر دوز و پرغلظت ولی تحریف شده. این، اون امبر خام نیست که در سایکدلیک دیدیم. اینجا امبر تحریفات گسترده ای به جهت همنشینی با سایر نوت ها پیدا کرده. این قسمت، بخش اعظم جانِ عطره بطوری که بطور خلاصه پارفم رو میشه اینطور بیان کرد: بخش مرکباتی و سبز ابتدایی و قلب و انتهایی همچنان سبز و کهربایی و با حضور زمینه ایِ مرکبات.

رایحه بلاتکلیفه. نه جوانه و نه جاافتاده است. مدرن نیست و کلاسیک استاندارد هم نیست. غمزده و کم روحه. با یک تیپ نیمه رسمی بهتره.
به سنت کارتیر در ساخت عطرهای صیقلی و نرم پایبنده.

ماندگاری خیلی خوب، پخش متوسط.ارزش خرید 3 از 10.
21 تشکر شده توسط : Shahrokh Mehrdad Ebrahimi
دیور هم زده تو کار واژه سازی جهت فروش؟ :)))
همین کم مونده بود.
البته با عطرهای جدیدی که داره به بازار میده همچین تحرکاتی ازش بعید هم نبود. والا! خلاقیت خاصی که نداره، لااقل اصطلاحات عجیب اضافه کنه به محصولات همه فکر کنن خبریه.

اسپریت دو پارفوم دیگه یعنی چی؟! سرچ هم که میکنیم همچین اصطلاحی وجود نداره و کاملا من دراوردی دیوره.
خیلی منو یاد پارفوم کولون روژا داو انداخت که برای خودش غلظت خلق کرد بنده خدا!
باشه باشه شما بسیار متفاوت هستید و پیشرو :)

خیر باشه ایشالا
16 تشکر شده توسط : Mir Mehrdad Ebrahimi
در فیلم the book of Eli، دنزل واشینگتن در دنیایی آخرالزمانی صاحب کتابیه که شخصیت شرور فیلم در به در دنبال اون کتابه. چرا که معتقده قلمرویی که راه انداخته کوچکه و برای اینکه بتونه همه آدمها رو تحت امر خودش دربیاره باید به اون کتاب دسترسی پیدا کنه و حرف های اون کتاب رو بزنه.

با خونریزی و نزاع فراوان و به شرط از بین رفتن همون قلمرو کوچکش، در نهایت به اون کتاب دسترسی پیدا میکنه اما چه فایده که به خط نابینایان نوشته شده و در اون دنیای آخرالزمانی دیگه کسی نیست که سواد اون خط رو داشته باشه.
واشینگتن هم کتاب رو به دست کسانی میرسونه که اهلش باشن.

کتاب چی بود؟ یه کتاب معمولی نبود. با فکر انسان نوشته نشده بود. ارزش زیادی داشت. نجات بخش انسان بود که البته انسان در آخرالزمان به جایی میرسه که تمام بدبختی هایش رو از اون کتاب میدونه و خانه به خانه دنبال اون کتاب میگرده تا نابودش کنه و تا اثری ازش باقی نگذاره. اتفاقی که در فیلم به تصویر کشیده نمیشه و فقط بهش اشاره میشه و میدونیم که اتفاق افتاده. معهذا اون کتاب، آخرین کتاب موجود در زمین بوده! و به خط نابینایان.

همه این ها رو گفتم که برسم به اینکه جالب بود برای من که آدمها شما رو دوست دارن، به حرف شما گوش میدن و براتون احترام قائلن. چرا؟ به هزار دلیل، اما یک دلیل مهمش رو تازه متوجه شدم و اون انس با کتابی است که مطالعه میکنید. حرف های شما هم از همون جنسه و لاجرم بر دل انسان میشینه.
و همین.

سلامت و پایدار باشی عمو کامبیز
24 تشکر شده توسط : Mehrdad Ebrahimi بهروز خوش بین
Duro
لینک به نظر 13 آذر 1404 تشکر پاسخ به کامبیز سخی
به به
عموکامبیز برگشتی بالاخره :)
خوش برگشتی
دلتنگ بودیم
بارها در این مدت سراغ گرفتیم، گفتن میاید ولی هربار خبری نشد. خوشحالیم که درنهایت برگشتید.
ولی چرا بی خبر رفتید؟ آخه لااقل یه خداحافظی، یه پیامی چیزی :)

در هر صورت برگشت شما دومین خبر بسیار خوب بود در یکماه گذشته. خبر اول خوب حذف شدن کامنت های مربوط به عطرهای اماراتی که واقعا سوهان روح بود :))
صحبت شدن با آب و تاب در مورد عطر کپی اون هم در عطرافشان یجوری بود واقعا :)

مجدد عرض ادب و خوشحالی و اینکه این دفعه قبل از رفتن حتما شماره تون رو بهم یجوری برسونید😁
24 تشکر شده توسط : therezvani broken
سلام به دوستان عزیز
امید که حالتون خوب باشه

با یکبار تست میتونم بگم اکسکلوسیف عقبگردی در لاین بلو شنل محسوب میشه. اگه بخوام مقایسه ای با نسخه edp داشته باشم میتونم بگم اون ظرافت نت ها، تعادل، چندلایه بودن و پیچیدگی نسخه edp رو نداره.

در اکسکلوسیف حالا دیگه گریپ فروت فقط چند دقیقه اول حس نمیشه بلکه با دوز بالایی که داره تا انتهای کارکرد عطر حس میشه. نت های چوبی و کهربا نیز در این نسخه تقویت شده اند. نت های دودی و زنجبیل که فضای جذاب و چندبعدی ایجاد میکردن حذف شدن و بجاش رایحه صمغی تر شده.

با همه این تغییرات از لحظه اول میشه متوجه رایحه مشترک با بلو شنل ها شد بطوری که حتی ممکنه در لحظه اسپری حس کنید اینکه همون محصول قبلیه! اما در ادامه مسیر متفاوت میشه و رایحه خاص خودشو پیدا میکنه.

ماندگاری خیلی بالا رفته نسبت به edp، راحت تا چند روز روی محل اسپری حس میشه اما فکر کنم پخشش کم باشه.
باتل تغییر خاصی نکرده.

ارزش خرید؟
پایینه دیگه با این اوصاف.
هم قیمتش بالاست، هم لطافت و پیچیدگی که از یه عطر خوب میره رو نداره و هم نسبتا خطی و حوصله سر بره. عطر بدی نیست ها ولی ارزش این قیمت رو نداره. جالبه که همین جمله قبلی رو در مورد خیلی از عطرهای جدید میشه گفت :)

درکل عطر ارزشمندی ندیدمش. در حد و حدود خرید نبود گرچه ارزش یکبار تست رو داشت. ولی تبلیغات سنگینی براش انجام دادن که نشون میده هرچی هست قراره خوب بفروشه، احتمالا :)

موفق و سلامت باشید
25 تشکر شده توسط : بهروز خوش بین مهرداد
English Oak & Hazelnut
لینک به نظر 30 شهریور 1404 تشکر پاسخ به خاطرات یک گور کن
سلام عزیزم
وقتتون بخیر

قیمت عطرها بین 170 تا 220دلار، برای 100میل و باتوجه به لاین های مختلف در سایت خود برند قیمت خورده.

موفق باشید
5 تشکر شده توسط : هاشم پور broken
سلام به دوستان عزیز
امید که حالتون خوب باشه

دوستانی که سال هاست در زمینه عطر تست و بررسی انجام میدن ممکنه که عطرهای مین استریم حرف زیادی براشون نداشته باشه. من به این افراد که وادی مین استریم رو پشت سر گذاشتن پیشنهاد میکنم سری به این خانه بزنند.

شخصا مدل فکری پشت تولید محصولات این خانه رو میفهمم، منطقی میدونم، حسش میکنم و خیلی خوب میدونم.
بطور کلی میتونم بگم رویه این برند تولید عطرهای پیچیده، چندلایه، بالانس(well-blended) با استفاده از بالاترین کیفیت مواد اولیه است. در تست هایی که کارهاشون داشتم همه چیز سرجا بود و فضای عطرها مخاطب رو وادار به کنکاش و جستجوگری میکرد. هیچ چیز هارش، اغراق شده، خارج از تعادل یا مصنوعی حس نمیشد.

در مورد این عطر اما بیشترین تاثیر رو بر من گذاشت و تا اینجا بهترین کار این خانه یافتمش. علاقمندان به عطرهای باربرشاپی و آروماتیک از این عطر لذت میبرن، گرچه نمیشه باربرشاپی قلمدادش کرد.

همینجا بگم که هرم بویایی ارائه شده برای محصول شوخی ای بیش نیست. این عطر ساختار پیچیده ای داره و نوت های بسیار زیادی برای ساختش استفاده شده.
اما بیشترین روایحی که برداشت میشه همون هایی هست که که در هرمش هم لیست شده. روایحی آشنا که هیچکدوم اونطور که تصور میشه ظهور پیدا نمیکنه. نه فندق مشابه عطرهای والنتینو ست، نه روایح سبز اون چیزهاییه که در عطرهای آروماتیک متداول حس کردیم، ترکیبات چوبی و اسپایسی هم به همین صورت. کلا یه دید جدیدی داره به این روایح.

کشف کامل رایحه زمان زیادی نیاز داره اما میتونم فعلا بگم رایحه تا حدودی خطی که روایح سبز که ریحان از همه پررنگ تره شروع میشه با رایحه فندق که کم کم جون بیشتری میگیره(و تا آخر اون پشت مشت ها همواره هست) تا رایحه بیس خامه ای چوبی، گیاهی و شاید هم کمی اسپایسی.

خیلی موقر، خیلی با حوصله، متین و باشخصیت با حرف های شمرده و حساب شده.

در کل عطر خیلی عطر خوبیه. هم همه پسنده هم راضی کننده برای یه عطربازه. پخش و ماندگاری هم مثل رایحه متینه.

موفق و سلامت باشید
15 تشکر شده توسط : therezvani Dz Oz

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan