نظرات | مینآ
ترتیب نمایش
به‌گمانم تابستان ۹۲ بود. هوای تهران‌ طوری جهنم شده بود که آدم خیال میکرد ممکن است هرلحظه از گرما آتش بگیرد.
سربالایی آرژانتین را هن‌هن‌کنان بالا میرفتم که بوی عطر پنج‌شش‌ساله‌ام، غریبه شد برایم. زیادی و نابه‌جا.
هایلند خنک به نظر میرسید. چپیدم تو. خلوت بود. صلاه‌ظهر. پله‌ها را رفتم بالا.
کمی چرخیدم. قهوه بو کردم. به زنی که به کمکم آمد، گفتم: "یک‌چیزی میخوام که اولش بوی هندونه بده و بعدش بوی خنکی، بارون، رودخونه. ته اش کمی چوبی و سنگین شه. زیاد نباشه. نه زنانه، نه مردانه".
ورساچه او‌فرش، دومین پیشنهادش بود. که هنوز پای ثابت عطرهای من است در بهار و تابستان. بی‌نهایت خوشحالم میکند.
این آخری را دارم با خسّت زیاد استفاده میکنم؛ حالاحالاها نمیشود عطر و ادکلن اصل باکیفیت خرید. حرف اما می‌شود زد :)
14 تشکر شده توسط : Arian Xa محمدرضا ملکشاهی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan