نظرات | Armin
ترتیب نمایش
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت

عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

————————————————————

با درود. شخصا عطر مورد علاقه ی من از خانه ی کرید همین رویال عود زیبا هست اما مشکلی که تقریبا با تمام محصولات این برند دارم پخش و ماندگاری هست که چنگی به دل نمیزنه. اما زیبایی و ظرافت رایحه هر قدر بگیم کم گفتیم! علی رغم اسمش، عود برای من چندان قابل لمس نبود. اما روایح چوبی-ادویه ها در این عطر به اندازه ای دلپذیره که احتمال دریافت بازخورد منفی از هر فرد با هر سلیقه ای بسیار دور از انتظاره! برای زیر ۲۵ سال فکر نمی کنم جالب باشه،به عنوان یک عطر عودی اصلا سنگین نیست،ازش به عنوان “عطر با اصالت” یاد میکنن؛درسته! یعنی کاملا یک هویت ریشه دار و شناخته شده رو با رایحه ش بیان میکنه!اما اینکه شما چه هویتی رو از این عطر دریافت کنید وابسته به خود شماست!برای بعضی ها تصویر کننده ی کلیسا،برای برخی تصویر گر کاخ های مجلل اروپایی و بسیار تصویر های دیگر هست! خاصیتش همینه، رویال عود عطری تصویرگر است! حال و هوای عربی نداره و اتفاقا برای من ایران باستان رو تصویر میکنه! شکوه و نجابت،معرفت و درایت،اصالت و ذکاوت!
ایران و ایرانی را به اینها میشناختند و خواهند شناخت عزیزان…در شرایط فعلی رویال عود ارزش خرید نداره(مخصوصا با توجه به پخش و ماندگاریش) اما قطعا تست رویال عود برای شما خوبان دلپذیر خواهد بود.امید که بهترین ها در دسترس مردم شایسته ی ایران قرار بگیره.
15 تشکر شده توسط : Ali Asghar مرتضی ع
می ترساندم قطار
وقتی که راه می افتد
و این همه آدم را
از آن همه جدا می کند
حالا نوبت باد است
بیاید،
چند دستمال خیس مچاله شده
و یک کلاه جامانده در ایستگاه را
بردارد، ببرد
بعد شب می آید
با کلاهی که باد برده بود
آن را
بر ایستگاه می گذارد به شعبده
ادامه ی شعر تاریک می شود
از این جا
با دوربین مادون قرمز ببینید
چند مرد، یک زن
که رفته بودند با قطار
نرفته اند
دستمالی را که باد برده بود
نبرده است
اصلاً ریل
کمی آن طرف تر تمام شده
و این قطار ِ زنگ زده
انگار سال هاست
همان جا ایستاده است
مسافرانش
حرف می زنند
قهوه می خورند
می خندند
و طوری به ساعت هایشان نگاه می کنند
که انگار نمی بینند
عقربه به استخوان شان رسیده است

—————————————————————
درود خدمت هم محفلی های عطرآگین و مهربان. تایپک دوست گرامی و عزیزمان متین؛ رایحه ی ممویر را برایم تداعی کرد.رایحه ای محزون،تاریک،مبهم و برزخی مثل این روز هایمان!مثل ثانیه های جوانی که می روند و همچون آخرین نفس های آخرین سیگار دود میشوند و آخرین رد خاطره را بر جای میگذارند.
با ممویر انس نخواهید گرفت مگر آنکه با تنهایی انس گرفته باشید. تلخی گیاهی و تیز ممویر حرفی برای گفتن ندارد مگر حرف های ناگفته ی مردی که آنرا تنپوش می کند، حرف های ناگفته ای که حتی برای خودش هم ناگفته ست! خیلی سال پیش در هیایوی تنهایی با سکوتم فریاد را شکستم! فریاد های سرخورده را شکستم،هیایوی ذهنی ام را سرکوب کردم و چنان سرپوشی روی آن گذاشتم که دستم به آن نرسد. حال کمی آرام ترم،به خود میرسم و زندگی را میگذرانم. اما هیچ نمی دانم چرا من انقدر غمگین و کدر شده! این من کیست که غم را در خون من پمپاژ میکند،این من کیست که جهان را به دیده ام تیره و تار میکند، به راستی من من را غمگین میکند؟ این من کیست….ممویر رایحه ایست که ما فرزندان ایران اینروز ها خوب با آن آشناییم حتی اگر هرگز آنرا نبوییده باشیم! رایحه ایست که با بوییدنش این روزهایمان را تداعی خواهیم کرد…تاریک ترین جهان خلق شده در دنیای روایح، یک روز کامل پخش و ماندگاری مفید و در گذر زمان رایحه زیبا تر میشود،شاید هم انسان در گذر زمان یاد میگیرد غمش را دوست داشته باشد…تلخ،تاریک،گیاهی،دودی،کاملا مردانه،برای مخاطب دنبال بازخورد ارزش خرید ۰…باشد که کورسوی امیدمان سراب نباشد که علی رغم تمام تاریکی ممویر،آنجا هم کورسویی از امید را حس میکنیم، باشد که بگذارنیم،دوام بیاوریم و ممویر را نه برای تیرگی و تنهایی،که برای تداعی روز هایی که قوی ماندیم و دوام آوردیم دوست بداریم…برخلاف بزرگواران جناب سخی،استاد ایکاروس،دکتر اسعدی،خانم نازنین و تمام دوستان عزیزم در این محفل بنده اهل قلم نیستم،لیک منت گذاشتید و خواندید. مراتب ارادت قلبی بنده را پذیرا باشید.
27 تشکر شده توسط : امیر نائینی مرتضی ع
سمینالیس یکی از جالب ترین و غیر معمول ترین های دنیای عطره…عمدا طوری طراحی شده که غریزی،خام،حیوانی و شهودی بودن رو به مخاطب منتقل کنه…حس زنده ای داره و اصلا عطر بی روحی نیست، روح سرکش که میگن همین عطره:)… اگر بخام احساسم رو به این عطر در قالب یک مثال سینمایی بیان کنم: بنظرم اگر “صورت چرمی” میخاست عطر امضا داشته باشه قطعا اینو انتخاب میکرد(البته terroni و stercus هم کنار دستش داشت😀) البته به این دلیل نیست که بوی صورت چرمی میده! در واقع چون غیرعادی و خامه،حس انیمالیک و گرما و پوستی بودن رو میده، فضای مرموز و خارج از قواعدی که منتقل میکنه برای من تداعی گر حال و هوای فیلم کشتار با اره برقی در تگزاسه…رایحه ی سرکش،تهاجمی و عجیبی که مرموز و پر از ذوق هنریه حتی اگر دوستش نداشته باشی!
27 تشکر شده توسط : Ali Asghar Kambiz
برند اکوا دی استرسا تاکید زیادی روی ساخت روایح طبیعی و طبیعت محور داره، اما اینکار یک اثر نیش واقعیه دوستان!نیش،تاریک،نجیب…رایحه چوبی،آروماتیک و شبانه.برخلاف اسمش که شاید انتظار یک عطر سنگین رو بده، رایحه ای متعادل بین تازگی و تاریکی ایجاد میکنه. دارکست هاور خنکه،تلخه،چوب های نمناک و و مرکبات خنک رو به وضوح حس میکنید. ترکیبی مرموز و محزون اما زیبا و زنده. درست مثل جنگلی که شبی شاهد سوختن درخت محبوبش بود و مرد اما همچنان بوی زندگی میداد…حس طبیعت بارانی و تاریک رو به وضوح دریافت میکنید! عطر ۴ فصل اما ترجیحا هوای ابری،تاریک،بارانی،کیفیت شایسته ی تمام ایرانیان و عطری شخصیت دار…صحبت از شخصیت شد، این عطر قطعا عزیز دل افرادی خواهد بود که به درونگرایی عمیق،شیکی بی زرق و برق و سادگی خاص علاقه مندند. پخش بو مناسب و کافی در حد معمول،ماندگاری حدود ۶ ساعت، محصول یونیسکس معرفی شده اما بیشتر مناسب آقایون شیکپوس با استایل های تیره و با ویژگی های اخلاقی مذکور میبینمش.ایشالا که با ریفورموله و تغییرات غیر ضروری در این مدت تغییری نکرده باشه و از صمیم قلب تجربه ی این رایحه ی شاهکار رو برای تمام عزیزان این محفل آرزومندم.
19 تشکر شده توسط : Ali Asghar 🄼🄾🄽🄰
این رایحه برای من فرا تر از عطر و حتی هنره! از اولین لحظه ی بوییدنش فهمیدم رایحه ای که انگار برای من ساخته شده رو پیدا کردم! همه چیز فوق العاده زیبا و با ظرافت به کار رفته. رایحه ی این عطر چنان من رو جذب کرد که قانع شدم از پخش بو و ماندگاری متوسط رو به کمش چشم پوشی کنم. فضای عطر چیزی بین روشنایی و تاریکیه! شاید بشه گفت این رایحه تداعی کننده ی یک گرگ و میش واقعیه که نوید طلوع رو میده، اما طلوع یک روز مهم، روزی که انتظارش رو میکشیدید…رایحه چوبی،گل فام و کمی مشکی. شروع تمیز و شفاف با حس سیتروسی سبز و تازگی،اما به هیچ وجه دیزاینری و تکراری نیست! در ادامه بوی گل ها رو حس میکنید، رایحه ی گلی که شیرین نیست، از بو هایی که گاهی در روزمره حس میکنید و لذت میبرید اما تکرار نمیشن! پایه ی چوبی و کمی دودی که از این عطر چیزی ساخته که من بهش میگم عطر بهشت! یونیک و غیر تکراری،شیک و مینیمال،راحت پوش اما نیش! متاسفانه نه تنها در ایران بلکه در جهان به سادگی در دسترس نیست، ای کاش این رایحه با پخش بوی بیشتر تکرار بشه هر چند بعیده، چون هرگز نه تکرار میشه و نه تکراری!
21 تشکر شده توسط : 🄼🄾🄽🄰 حسین رفیعی
به به! چه رایحه ی شیک و قدرتمندی! اینکار رو بلایند بای کردم و بعد از تستش فقط یه جمله گفتم “پولش نوش جون پنهالیگونز” البته توجه کنید دوستان اصلا رایحه ی همه پسند و هر جایی ای نداره و بلایند بایش فوق ریسکیه، منم چون عاشق روایح چرمی و سنگینم نتونستم جلوی خودمو بگیرم😁قبل از بلایند بای تصور میکردم فضای کار چیزی بین توسکان لدر و امبرنومد باشه اما هیچ چیز اینکار شبیه هیچ کار دیگه ای نیست!!فضای شرقی منحصر به فرد و سنگین،چرم محو و دلپذیر در بستر سایر نت ها،تندی به اندازه و تغییر نت جذاب؛طوریکه هیچ نتی خستتون نمیکنه(برخلاف امبرنومد که رز گلاب گونش کلافه کننده س)عطر فضای خیلی سنگین و لاکچری داره که بینظیره، پنهالیگونز از معدود برند هاییه که معمولا نا امید و پشیمونتون نمیکنه اگه توی خریدتون دقت کنید. با پخش و ماندگاری بالا،باکس و باتل زیبا و رایحه ی یونیکش جزو تاپ ۵ من می مونه همیشه
21 تشکر شده توسط : محمد راستی فر 🍁Shahab🍁
علی رغم اینکه پیچیدگی خاصی نداره اما رایحه ی شیک و همه پسندی داره که محاله بازخورد بدی داشته باشه. ماندگاری و پخش کاملا متوسط،رایحه خطی اما دلپذیر، کیفیت و زیبایی باتل باعث میشه همیشه با یه چشمک دعوتتون کنه که ازش استفاده کنید😅از نظرم برای استفاده داخل ماشین،محیط اداری،جمع های صمیمی و باشگاه کاملا مناسبه.
8 تشکر شده توسط : علیرضا خورشیدی Telecaster
از کلاس و وقار این رایحه هرچقدر بگم کم گفتم! انقدر خوبه که حس میکنم هدف بعضی دوستان از اغراق در تلخی و تندی این عطر فقط اینه که نزارن دست زیاد بشه توی همچین شاهکاری🤣 هر چند با برچسب قیمتیش که به اندازه ی رایحه ش شگفت آوره حرفی نمی مونه…رایحه ای چوبی و معتدل که ۹۰٪ همه چیز توی این عطر بالانسه و زحمت ۱۰٪ باقی رو خودتون با استایل و زمانبندی مناسب بکشید، به امید اینکه بهترین ها در دسترس همه ی ایرانیان قرار بگیره✌️
19 تشکر شده توسط : سید امیر سینا شریعت کامبیز سخی
با توجه به کاهش محسوس پرفورمنس این شاهکار، نسخه های جدید جدا ارزش خرید ندارن. اما بعضی روایح همواره جایگاه خودشون رو در قلب ما حفظ می کنند.با نظر به نزدیک شدن حال و هوای پاییزی دیروز به پیشواز رفتم و دکانت این محصول رو تهیه کردم، پاییزی رو تصور کنید که از رایحه ی چوبی و عودی عود وود بهره نبرید…قطعا انگار یه چیزی کمه!ایده ال ترین هوای استفاده از این عزیز، برای من روز های بارونی-پاییزیه، بوی چوب و خاک خیس با بوی چوبی و عودی تامفورد هم نوازی می کنند و تصویری عاشقانه خلق می کنند.
پ.ن: ۱۰ صبح دکانت به دستم رسید، همون لحظه یک پاف روی لباس زدم و تا همین لحظه یعنی ۱۴:۱۶ شامه م رو نوازش میکنه و از پخش و ماندگاریش برخلاف سری قبل راضی هستم، محتمل هست که دکانت از باتل قدیمی تهیه شده باشه و با این فرمون احتمالا به خرید باتل کامل ترغیب بشم…ارزوی برقراری و تن درستی برای تمام دوستان
11 تشکر شده توسط : کامبیز سخی سورنا مقدم
در تالار عظیم،آینه های بلند و پرده های سنگین مخملی زیر نور لرزان شمع ها نفس می کشیدند.سکوتی سنگین حاکم بود؛تنها صدای همان ساعت قدیمی،هر تیک تاکش چون پتکی بر روح،فضا را پر می کرد. در این میان لرد جرج ایستاده بود؛شکوهمند و مغرور اما پشت نگاه سردش رازی عمیق پنهان بود. عطری که از لرد به مشام می رسید سایه ای از خود او بود: آغازی گرم و شیرین،رایحه ای از رفاه و قدرت. اما در عمق تلخی ای کمین کرده بود…تونکا و خس خس که همچون زمزمه ای از سقوط،یاد آور میشد که حتی جلال امپراتپری هم فناپذیر است.رایحه چون پرتره ای زنده شناور بود. . .مردی قدرتمند،اشرافی،با کت های سنگین و عصای مرصع،اما با قلبی که در سکوت شب به لرزه می افتاد.ترکیب شیرینی و تلخی،قدرت و شکنندگی…درست همان تضادی که او را به تراژدی بدل می کرد.
درست همانطور که نامش می گوید،این عطر داستان یک تراژدی است؛بوی اشرافیت و سقوط،بوی قدرتی که آرام آرام در دل تاریکی تحلیل می رود.هر پاف چون تورق صفحه ای از یک رمان گوتیک انگلیسی است؛پر از شکوه،پر از زوال و بی رحمانه صادق…
9 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 کامبیز سخی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan