مفیستو جنتلیمو ساخته شد تا اون مقدار حس شدید رز که از مفیستو پدر به مشام میرسه رو جبران کنه، حال و هوایی بسیار تمیز و شیک که بهترین زمان استفاده اش همان بهار و تابستان است اما شاید بشه به عنوان یک عطر چهارفصل هم ازش استفاده کرد. تصور کن صبح بهاری کنار دریاچهای در شمال ایتالیا قدم میزنی؛ کتوشلوار روشن پوشیدی، هوای خنک و شفاف پوستت رو لمس میکنه و رایحهی مرکبات تازه با لطافت اسطوخودوس تمیز اطرافت پخش شده.
حال و هوای جنتلیمو: مرکباتی، شفاف و درخشان تمیز و صابونی (خیلی خوشپوش و جنتلمنی) ، خنک اما نرم و کرمی، رسمیتر و آراستهتر از یک عطر صرفا تابستونی .
نت های جنتلیمو در شروع ترنج، لیمو و گریپفروت رو داره که حس و حال تازگی و شفافیت رو القا می کنه. در نت های میانی اسطوخودوس و زنبق رو داریم که حس پودری عطر رو تداعی می کنه و در انتها چوب صندل، مشک و سدر یک حس ملایم و ابریشمی رو به ارمغان میاره.
جنتلیمو نسبت به مفیستوی پدر حس مرتبتر، تمیزتر و کلاسیکتر داره، انگار کتوشلوار پوشیده. مفیستوی پدر هم مرکباتی و خنکه، ولی: کمی شادابتر و اسپرتتر، حس دریایی/خنک ملایمتری داره، کمتر پودری و رسمی و کمی آزادتر و ریلکستر.
اگر جنتلیمو یک جنتلمن ایتالیایی با کتوشلوار کلاسیک باشه، مفیستوی پدر یک مرد خوشاستایل با پیراهن سفید و آستین بالا زدهست.
شباهت های بین پدر و پسر :
DNA کاملا مشترک مرکباتی-مشکی، حس لوکس و باکیفیت بالا، تمیزی و شفافیت برجسته، مناسب هوای گرم و معتدل، پخش بوی متین و شیک (نه تهاجمی).
اگر مقدار رز بکار رفته در مفیستوی پدر رو نمی تونین تحمل کنین به شما جنتلیمو رو پیشنهاد میدم که ملایم تر و قابل تحمل تره.
جناب طاهری این مورد رو از دو منظر میشه بهش نگاه کرد.
دیدگاه اول اینکه این عطر از لحاظ زیبایی رایحه حرفی برای گفتن نداره و بهایی برای من خریدار ندارد که در این صورت بحث همین جا تموم میشه.
و اما دیدگاه دوم این که ساواژ چنان بین مردم، چه استفاده کننده و چه استشمام کننده فراگیر شده که یه نوع حساسیت بویایی نسبت به این عطر ایجاد شده، مثل این می مونه که شما هفت روز هفته رو فقط پلو بخوری و بعدش حتی از بوی پلو هم بدت میاد ، چه برسی به اینکه بخوای دوباره همان پلو رو برای روز هشتم هم تکرار کنی.
همین قضیه برای عطرهای فراگیر شده دیگر هم ممکنه رخ بده، ممکنه روزی باشه که مردم از اونتوس، دولچه گابانا دوان، اکلساندریا، توسکان لدر و خیلی از عطرهای معروف دیگه هم این حس نفرت رو پیدا کنند.
این هفته حدود 10 عطر از خانه های آمواژ، مارلی و سرجوف و ناسوماتو تست کردم ولی از بین این ده اثر فاخر نادی فلوروم از ناسوماتو بیشتر از بقیه نظرم رو به خودش جلب کرد.
یک آش شله قلمکار دیگه از آقای خاص صنعت عطرسازی جناب گولتییری.
الساندور گولتییری این بار با در هم آمیختن رز با سدر، چرم و روایح حیوانی نبوغ هنری خودش رو به رخ میکشه و رایحه ای به بازار تقدیم میکنه که به احتمال زیاد فقط مورد پسند نیش بازان قرار میگیره و نه عوام که ممکنه بازخورد خوبی از استفاده این عطر نگیرید. نادی فلوروم عطریه که فقط برای دل خوش خودت ساخته شده و نباید انتظار بازخورد گرفتن از دیگران رو داشته باشید. و اما بریم سراغ فضا سازی عطر:
نادی فلوروم فضایی کاملا جسور، بدنمحور و شهوانی داره؛ عطری که بیشتر حس پوست رو تداعی میکنه تا یک گل مشخص. شب گرم آسفالت هنوز گرمای روز رو توی خودش نگه داشته. بدن برهنهای که تازه از یک آغوش طولانی جدا شده، روی پوستش بوی فلز گرم، عرق تمیز، و رگهای از گل لطیف اما تاریک مونده.
گلها اینجا تمیز و سفید نیستن؛ انگار روی پوست عرقکرده نشستن. حالوهوایی شبیه یاس یا گلهای سفید داره، اما با لبههای تیز و شهوانی.
نمک و پوست: یه حس معدنی، کمی فلزی، مثل بوی پوست وقتی با گرمای بدن ترکیب میشه.
چوب و مشک عمیق: در پسزمینه، یه گرمای تاریک و نرم که عطر رو مرموز و اغواگر میکنه.
و اما حالو هوای نادی فلوروم:
صمیمی و بسیار نزدیک، مرموز و تحریککننده، مدرن، مینیمال، اما پر از تنش جنسی، نه شیرینه، نه کلاسیک گلی ، بیشتر بوی بدن زیباست.
در انتها باز هم تاکید می کنم با نادی فلوروم فقط باید خلوت کنی و عطری برای بازخورد گرفتن نیست.
درود دوست گرامی
ابتدا پیشنهاد میدم سطح زبان تون رو بالاتر ببرید تا خود و دیگران رو دچار گمراهی و کج فهمی نکنید،
دوم اینکه در مورد روایت نام گذاری عطر فاکینگ فبیولس عبارت "the story of tom ford fucking fabulous creation" را در گوگل جستجو بفرمایید تا به نتایج مربوطه برسید.
“We were sitting in a meeting smelling the fragrance and Tom said, ‘This is fucking fabulous,’” recalls John Demsey, executive group president of the Estee Lauder Companies, which owns Tom Ford Beauty. “I said, ‘Yeah, it is fucking fabulous.’ He said, ‘Well, why not [call it] Fucking Fabulous?’ So we did. It’s a descriptive. Some people talk about fragrance ingredients; we talk about how it smells.”
Demsey is the first to admit that in these especially polarizing times, there will be those who will object to such colorful nomenclature, which is why FF didn’t launch on a department store counter.
“We did it boldly and unapologetically, but we did it in a very Tom Ford way,” says Demsey. “It was a gesture for people in the know, but it was really because Tom can.”
درود بر شما
اگر پخش بوی لالیک اکستریم شما رو اذیت میکنه، عطرهای قوی تر رو هم تحمل نخواهید کرد. با این حال اگه دنبال رایحه های مشابه این عطر هستین می تونین شنل سیکومور رو امتحان کنین که یک چوبی وتیوری کلاسیک با حالتی خشک، خاکی و عمیق نزدیک به حس لالیک مشکی است و نسخهای هنرمندانهتر.
پیشنهاد می کنم بازخورد بنده رو دوباره و این بار با دقت مطالعه بفرمایید چون مطمئن هستم برداشت متفاوتی داشتین. این عطر به دلیل سنگینی زیاد به همان اندازه که طرفدار دارد، مخالفان خودشان را هم دارد. این عطر رو به دوستانی که تحمل رایحه های سنگین رو ندارند به هیچ وجه پیشنهاد نمی کنم ولی اگر می تونین استفاده اش کنین جزو بهترین عطرهایی است که تا به حال ساخته شده است.
عطر مهجور مانده هارمونی از برند مارکوسروسی با وجود رایحه بهشتی که داره متاسفانه کمتر مورد توجه گرفته، همانند نامش یک هامورنی متعادل بین حس مردانگی و جنتلمن بودن رو القا میکنه.
در شروع اسپری نت زیره و هل سریعا خودنمایی می کنند و در ادامه و در نت میانی جای خودشون رو با نت خربزه و عطر بهار نارنج عوض می کنند که فضایی میوه ای رو تداعی می کنه ، خصوصا نت خربزه که بسیار مشهوده. چند دقیقه ای که از اسپری میگذره نت های نعناع هندی و خس خس تکمیل کننده این فضای دلنشین می شوند.
این عطر با اینکه به عنوان یک عطر مردانه معرفی شده ولی بسیار لطیف جلوه میکنه و خانم های محترم هم ممکنه به این عطر ابراز علاقه کنند. قیمت اش اقتصادیه، نمره رایحه اش ۱۰ از ۱۰ ، پخش بو و ماندگاری ۷.
احتمالا شما نسخه قدیمی زینو رو تهیه کردین یا از قبل داشتین که کیفیت رایحه اش را به خوبی حس می کنین، برای بنده مثل پاک کردن یک کیلو لیمو عمانی است!! ترجیح میدم دوباره تمدید نکنم.