نظرات | Sam
ترتیب نمایش
Rouge Assassin
لینک به نظر 22 فروردین 1405 تشکر پاسخ به Mahyar
با درود و احترام خدمت هر دو بزرگوار،

عذرخواهی می کنم که وسط بحث شما وارد میشم، عرض بنده اینه که اکثر اوقات شاید بهتر باشد که جلوی طغیان احساسات گرفته شود تا از بروز دلسردی و یاس و ناامیدی در بین افراد جامعه گرفته شود. همه ما در شرایطی زندگی می کنیم که حال دلمان خوش نیست و منتظر برقراری شرایط مناسب زندگی و رفاه اجتماعی هستیم.
چه بهتر که در این شرایط با افکار مثبت با امید به زندگی جلو برویم و حال دیگران را نیز خوش کنیم.
برقرار باشید و پیروز
9 تشکر شده توسط : هیچ broken
دقیقا یکسال از کامنت شما میگذره و امروز در یکی از سایت های ایرانی قیمت این عطر رو 127 میلیون زدن که با توجه به ماندگاری و پخش بو متوسط رو به بالا با دیدن قیمت اش گوشی ام یکبار ریستارت شد!! جنسیت عطر بیشتر به زنانه میخوره تا یونی
7 تشکر شده توسط : broken هاشم پور
La Capitale
لینک به نظر 29 اسفند 1404 تشکر پاسخ به ~
بله درست می فرمایید، سپاس از شما
4 تشکر شده توسط : broken علی موسوی
La Capitale
لینک به نظر 27 اسفند 1404 تشکر پاسخ به ~
با سپاس از شما، هر دو واژه به معنای وابستگی به هر دو جنس را می باشند، که البته یونیسک.س در مقوله عطرها بیشتر استفاده می شود
4 تشکر شده توسط : broken Telecaster
Psychedelic Love
لینک به نظر 19 اسفند 1404 تشکر پاسخ به Neda s
بله متاسفانه همینطوره، بنده در یک خرید حدود ۲۰ دکانت سفارش دادم که نصف شون هیچ نزدیکی با باتل اصلی نداره، فقط هدف شون اینه بگن ما همه چیز داریم. سفارشی رو که نداشته باشند با عطر دیگری پر می کنند و ارسال می کنند.
4 تشکر شده توسط : علی موسوی Telecaster
درود بر شما،
این تغییر به دلیل حذف نوت دارچین است که رایحه آلبالویی رو ایجاد می‌کنه.
5 تشکر شده توسط : علی موسوی Telecaster
در مقوله عطرهای چرمی اگر به دنبال عطری خاص می گردین، کوهویان یکی از این عطرهاست، درست نقطه مقابل عطرهای چرمی همه پسند مانند گودولفین، توسکان لدر، امبر لدر و ... که باب طبع خیلی هاست، ولی کوهویان خاص پسند است و با هر کسی نمی تونه دست رفاقت بده.

حال و هوای یک اصطبل بسیار تمیز در یک صبح سرد رو داره. با چکمه‌های چرمی تازه واکس‌خورده و کت پشمی تیره در یک هوای خنک و شفاف در اصطبل قدم می زنی و بوی بادام تلخ و چرم نرم رو در این فضا حس می کنی. نور ملایم آفتاب زمستانی از لابه لای شکاف های اصطبل به داخل می تابد.

در لحظه اسپری کردن شاهد رایحه بادام تلخ و کمی ادویه ای هستیم. در میانه یک چرم نرم و لوکس را داریم و در انتها ته مایه ای از چوب خشک و خس خس (وتیور) و تونکای کنترل شده رو داریم.

نه شیرین است، نه دودی سنگین، نه شرقی پر زرق‌وبرق. بیشتر حس چرم تمیز و اشرافی را می‌دهد، کنترل‌شده، باوقار و کمی سرد.
عطری است بسیار رسمی، با استایل کژوال به هیچ وجه همخوانی ندارد، نیاز به یک کت و شلوار شیک و مرتب دارد. حس و حال یک فرد باوقار، منضبط، با اعتماد به‌ نفس آرام رو تداعی می کند، مردی که نیازی به جلب توجه ندارد. کت‌وشلوار فیت می‌پوشد، کم‌حرف ولی تأثیرگذار است و سلیقه مینیمال دارد.

در تمامی آیتم ها نمره 7 از 10 بهش میدم
15 تشکر شده توسط : Mahyar LOGGEDOUT
آمواژ لاستر یک ترکیب چوبی گلی مشکی زیبا که محاله از کنارش رد شی و فریفته جذابیت اش نشی، همانند نامش جلوه ای از درخشندگی داره. وقتی لاستر را روی پوست اسپری می‌کنی، انگار هوای صبح یک باغ شرقی مرطوب و چوبی را لمس می‌کنی.
در نت‌های اولیه اش هل سبز و روشن در هوا شناور است، مثل بوی دانه‌های تازه خردشده‌ای که ملایم و گیاهی هستند، نه تند و تیز. هم‌زمان زنبق به آن اضافه می‌شود، پودری و خشک مثل آرد لطیف؛ نه شیرین، نه خامه‌ای، بلکه مثل پارچه‌ای ابریشمی روی پوست. این لحظه مثل این است که نسیمی از گل‌های تازه در یک اتاق چوبی می‌وزد، تمیز، سبز و کمی خاکی.
قلب رایحه قوی‌تر، اما همچنان لطیف است که بعد از چند دقیقه، بوی اولیه جای خود را به بدنه واقعی عطر می‌دهد. چوب صندل شروع به گفتن داستان خودش می‌کند:
صدایی گرم، نرم، خامه‌ای و کمی شیرین، مثل لمس چوب صیقل‌خورده با انگشت. سدر و پچولی به این ترکیب اضافه می‌شوند و به عطر عمق و ثبات بیشتری می‌بخشند، نه تیره، نه سنگین، بلکه افتاده و بالغ.
و اما بخش پایانی که فضا را آراسته می کنه:
در این بخش کهربا خودنمایی می کنه، گرمی دلپذیر، درست مثل آفتاب ملایم عصر. به‌جای اینکه شیرینی غالب شود، حس خاکی و طبیعی چوب را به سمت یک حالت آرام و مطمئن هدایت می‌کند.
این مرحله مثل نشستن کنار شومینه در یک کتابخانه قدیمی که پنجره‌ها رو به باغ باز هستند می باشد.
نت پایانی: آرام، لطیف، و به‌یادماندنی
بعد از گذشت زمان (تقریباً 1 تا 2 ساعت)، نت‌ها به سمت یک پایان گرم و آمیخته حرکت می‌کنند:
حس خامه‌ای و پودری: بیس اوریس و چوب صندل با هم یکی می‌شوند. نه تیز، نه شیرین، بلکه متین و گران‌قدر. ته‌نشین بوی کهربا و رزین‌ها مثل یک آغوش گرم است، نه طاقت‌فرسا، بلکه راحت و پایدار.

بیشتر از همه، این عطر را می‌توان چوبی-کهربایی با حس پودری و خامه‌ای دانست که بسیار لطیف، لوکس و در عین حال کمی سنتی و کلاسیک احساس می‌شود.

پیروز باشید و سربلند
19 تشکر شده توسط : مرجان غریب Mahyar
مفیستو جنتلیمو ساخته شد تا اون مقدار حس شدید رز که از مفیستو پدر به مشام میرسه رو جبران کنه، حال و هوایی بسیار تمیز و شیک که بهترین زمان استفاده اش همان بهار و تابستان است اما شاید بشه به عنوان یک عطر چهارفصل هم ازش استفاده کرد. تصور کن صبح بهاری کنار دریاچه‌ای در شمال ایتالیا قدم می‌زنی؛ کت‌وشلوار روشن پوشیدی، هوای خنک و شفاف پوستت رو لمس می‌کنه و رایحه‌ی مرکبات تازه با لطافت اسطوخودوس تمیز اطرافت پخش شده.
حال و هوای جنتلیمو: مرکباتی، شفاف و درخشان تمیز و صابونی (خیلی خوش‌پوش و جنتلمنی) ، خنک اما نرم و کرمی، رسمی‌تر و آراسته‌تر از یک عطر صرفا تابستونی .

نت های جنتلیمو در شروع ترنج، لیمو و گریپ‌فروت رو داره که حس و حال تازگی و شفافیت رو القا می کنه. در نت های میانی اسطوخودوس و زنبق رو داریم که حس پودری عطر رو تداعی می کنه و در انتها چوب صندل، مشک و سدر یک حس ملایم و ابریشمی رو به ارمغان میاره.

جنتلیمو نسبت به مفیستوی پدر حس مرتب‌تر، تمیزتر و کلاسیک‌تر داره، انگار کت‌وشلوار پوشیده. مفیستوی پدر هم مرکباتی و خنکه، ولی: کمی شاداب‌تر و اسپرت‌تر، حس دریایی/خنک ملایم‌تری داره، کمتر پودری و رسمی و کمی آزادتر و ریلکس‌تر.
اگر جنتلیمو یک جنتلمن ایتالیایی با کت‌وشلوار کلاسیک باشه، مفیستوی پدر یک مرد خوش‌استایل با پیراهن سفید و آستین بالا زده‌ست.
شباهت های بین پدر و پسر :
DNA کاملا مشترک مرکباتی-مشکی، حس لوکس و باکیفیت بالا، تمیزی و شفافیت برجسته، مناسب هوای گرم و معتدل، پخش بوی متین و شیک (نه تهاجمی).

اگر مقدار رز بکار رفته در مفیستوی پدر رو نمی تونین تحمل کنین به شما جنتلیمو رو پیشنهاد میدم که ملایم تر و قابل تحمل تره.

پیروز باشید و سلامت
23 تشکر شده توسط : مهیار محمدی Neroli
جناب طاهری این مورد رو از دو منظر میشه بهش نگاه کرد.
دیدگاه اول اینکه این عطر از لحاظ زیبایی رایحه حرفی برای گفتن نداره و بهایی برای من خریدار ندارد که در این صورت بحث همین جا تموم میشه.
و اما دیدگاه دوم این که ساواژ چنان بین مردم، چه استفاده کننده و چه استشمام کننده فراگیر شده که یه نوع حساسیت بویایی نسبت به این عطر ایجاد شده، مثل این می مونه که شما هفت روز هفته رو فقط پلو بخوری و بعدش حتی از بوی پلو هم بدت میاد ، چه برسی به اینکه بخوای دوباره همان پلو رو برای روز هشتم هم تکرار کنی.

همین قضیه برای عطرهای فراگیر شده دیگر هم ممکنه رخ بده، ممکنه روزی باشه که مردم از اونتوس، دولچه گابانا دوان، اکلساندریا، توسکان لدر و خیلی از عطرهای معروف دیگه هم این حس نفرت رو پیدا کنند.
12 تشکر شده توسط : اسماعیل کبیری سامانی علی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan