نظرات | Sam
ترتیب نمایش
سانتال 33 رو در سه کلمه می توان خلاصه کرد: چوب خشک، چرم، دود سرد

سانتال 33 در ابتدا حس تازگی (فرش) سبز بودن و کمی ادویه رو القا می کنه که به خاطر وجود هل، بنفشه و برگاموت است.
در بخش میانی شخصیت اصلی عطر نمایان می شود که به لطف وجود چوب صندل، سدر و پاپیروس یک فضای چوبی، خشک، چرمی و کمی دودی به مخاطب هدیه می کنه.
در نت پایانی باز هم وجود چرم، سدر و چوب صندل رو احساس می کنیم که عنبر و مشک هم آنها را همراهی می کنند که مشک باعث ماندگاری عطر می شود.

دوستان عطرافشانی از حس رایحه خیار و شوید هم نام بردن که بنده هم همین حس رو در اولین پاف داشتم ولی در تولید عطر استفاده نشدن. دلیل این حس وجود ترکیب سبز و آبدار بنفشه با هل و بعضی مولکول های چوبی می تونه باشه. مغز ما الزاما یک مولکول را با نام شیمیایی‌اش تشخیص نمی‌دهد، ترکیب سبز و خنک و کمی آبکی می‌تواند به خیار تداعی شود.
و اما حس شوید: شوید بویی سبز، تند، کمی خشک و آروماتیک داره. وجه ادویه‌ای هل در کنار جنبه‌ی سبز و گیاهی عطر می‌تونه برای بعضی بینی‌ها به سمت شوید یا حتی رازیانه و گیاهان معطر میل کنه.

در مجموع میشه گفت سانتال 33 حرف تازه ای برای گفتن نداره و رایحه اش برای عطربازان تکراری و خیلی ساده به نظر میاد. پخش بو و ماندگاری متوسط رو به بالایی داره و به عنوان یک عطر در سه فصل ابتدایی می تونین روش حساب باز کنین.

پایدار باشید و پیروز
13 تشکر شده توسط : امین چ Huseyin_taheri_official
درود بر شما،

این به ویژگی های شخصیتی خودتون بستگی داره، معمولا خانم ها عطری رو دوست دارن که یکی از ویژگی های زیر رو داشته باشه:
شیرین و خوشمزه
وانیلی
میوه‌ای و جوان‌پسند
تمیز و صابونی
لطیف و رمانتیک
راحت برای استفاده روزمره

Memoir عطری پیچیده، مرموز، با حسی تاریک (دارک) رو تداعی می کنه، اگر خانمی هستین که معمولا لباس تیره می پوشین، اعتمادبه‌نفس بالا، مستقل و حضور بسیار قوی دارین می تونه عطر مناسبی برای شما باشه ولی اگه عطری با ویژگی هایی که در بالا عنوان کردم رو بیشتر می پسندین، این عطر مناسب شما نیست.
9 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official مرتضی ع
Crystal Noir Parfum
لینک به نظر 23 شهریور 1405 تشکر پاسخ به محمدعلی طاهری
درود بر شما

البته که همینطوره، تعدادی از حشرات وجود دارند که موقع احساس خطر خصوصا زمانیکه توی دست آدمها قرار بگیرند یا فشرده شوند، بوی بسیار نامطبوعی تولید می کنند که نوعی وسیله دفاعی محسوب می شود. علاوه بر مورچه نوعی حشره وجود داره به نام سن یا به گویش عامیانه سوسک خرچسونک که بویی به مراتب بدتر از مورچه داره (بدترین بو در بین حشرات) که حتی با شست و شوی صابون هم بوش نمیره و تا 24 ساعت همراهت هست.
8 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Legend
دیور ساواژ الکسیر را آمواژ الکسیر نامگذاری می کنم؛ چرا که ردپای امضای خانه آمواژ که همان ادویه جات معطر باشد در این عطر به مقدار زیادی دیده می شود، الکسیر نامگذاری شده چون معجونی از ادویه جات مختلف رو به همراه اسطوخودوس در خودش جای داده، پیشوند ساواژ هم جنبه تبلیغاتی برای خانه دیور داره تا مخاطبان جذب نام ساواژ معروف شده و فروش بالایی داشته باشد، غافل از اینکه این عطر هیچ شباهتی به ساواژ پدر ندارد. اگه ساواژ پدر را به عنوان یک عطر معتدل بشناسیم در عوض الکسیر بمبی از ادویه جات رو در خودش جای داده و تنها مناسب پاییز و زمستان است.
در وب سایت ها نت های تشکیل دهنده الکسیر را تنها اسطوخودوس، چوب صندل سفید و ادویه جات معطر نام بردن، ولی با کمی دقت می توان نت های دیگری را از لابلای آن تفکیک کرد: دارچین ، جوز هندی، هل و گریپ فروت نت هایی هستند که در شروع کار خودشون رو نشون میدن. وب سایت دیور عنوان کرده که در نت میانی از اسانس AOP اسطوخودوس Nyons استفاده شده که ته‌رنگی کمی وانیلی به عطر می دهد. در بخش پایانی رایحه شیرین بیان، چوب صندل سفید ، کهربا، پچولی و خس خس رو هم می تونیم شاهد باشیم.

شروعش گرم، ادویه‌ای و قدرتمند است؛ اما تندی آن شبیه فلفل یا یک عطر صرفاا تیز نیست. بیشتر غلیظ، خشک، گرم و عمیق است. بعد از فروکش‌کردن بخش آغازین، اسطوخودوس وارد می‌شود و ترکیب را آروماتیک‌تر و تمیزتر می‌کند؛ در نهایت چوب صندل، کهربا، پچولی، وتیور و شیرین‌بیان یک پایه‌ی تیره، چوبی، کمی شیرین و بسیار مردانه می‌سازند.

عطر کاملا مردانه ست، پخش بو و ماندگاری قدرتمندی داره و براحتی می تونه تبدیل بشه به عطر امضا، البته به مکان استفاده اش هم دقت کنین که در محیط های بسته می تونه آزاردهنده باشه.

پایدار باشید و پیروز
13 تشکر شده توسط : Mir 🍁Shahab🍁
درود بر شما،
در تکمیل متن پربار شما اجازه می خوام نظر خودم رو در مورد عطرهای هنری بیان کنم.

این وجه مشترک گولتیری و سورچینلی است که برای برندهای ناسوماتو، اونوم (فیلیپو سورچینلی) و اورتو پاریسی محصولات شون رو تولید می کنند و به عطر از دید یک اثر هنری نگاه می کنند تا محصولی برای خوشبو کردن آدم. اما از منظری دیگر جهان هنری شون هم متفاوته.
گولتیری، خالق Nasomatto و Orto Parisi، به نظرم بیشتر عطرساز غریزه، بدن و جنبه‌های حیوانی انسان است. خودش درباره‌ی Orto Parisi بدن انسان رو به یک باغ تشبیه می‌کند که بوهایش آینه‌ی روح‌اند.
برای همین عطرهایش اغلب نمی‌خواهند زیبا و مرتب باشند؛ می‌خواهند زنده، عجیب، شهوانی، کثیف، خام و گاهی شوکه‌کننده باشند. بوی خاک، علف، تنباکو، عرق، پوست، چوب، شکلات، ادویه، دود و نت‌های حیوانی در جهان او می‌توانند کنار هم قرار بگیرند. مثلاً ممکن است یک عطر در ابتدا برای بنده بدبو یا عجیب باشد، ولی بعد متوجه شم همان بخش ناخوشایند چیزی است که به آن شخصیت می‌دهد.
به همین دلیل گولتیری را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:
من نمی‌خواهم به تو بگویم چه چیزی زیباست؛ می‌خواهم چیزی را بو کنی که وجود دارد، حتی اگر قرار نباشد زیبا باشد.

و اما سورچینلی
بوی روح، کلیسا و تاریکی
سورچینلی برای من داستان کاملا متفاوتی دارد. او نوازنده کیبورد، عکاس و طراح لباس‌های مذهبی است و برندش Filippo Sorcinelli / UNUM از همین جهان شخصی او می‌آید. خود برند هم صراحتاً UNUM را حاصل آمیختگی هنرها و جست‌وجوی معنویت معرفی می‌کند.
جهان سورچینلی بیشتر شبیه راه رفتن در یک کلیسای گوتیک تاریک است: بخور، صمغ، موم شمع، چوب، سنگ سرد، گل‌های تیره، دود، سکوت، موسیقی ارگ و حس معنوی. حتی نخستین عطرش، LAVS، ابتدا برای معطر کردن جعبه‌های لباس‌های مذهبی ساخته شده بود و بعد به عطر پوشیدنی تبدیل شد.
برای همین عطرهایش لزوما نمی‌خواهند بگویند «چه بوی خوشی!»؛ بیشتر می‌خواهند یک فضا، خاطره یا احساس وجودی ایجاد کنند. خودش هم عطر را در کنار موسیقی، نقاشی و عکاسی یک وسیله‌ی بیان هنری می‌داند، نه صرفا مجموعه‌ای از نت‌ها.

و اما
نکته‌ی مشترک بسیار مهمشان این است که هر دو گاهی عمدا از خوشایند بودن فاصله می‌گیرند. برای همین ممکن است یک نفر با عطر گولتیری یا سورچینلی شدیدا ارتباط برقرار کند و بگوید این شاهکاره، در حالی که شخص دیگری همان عطر را بدبو، سنگین، عجیب یا کلافه‌کننده بداند. این اتفاق بخشی از فلسفه‌ی آنهاست، نه الزاما نقص عطر.

سربلند باشید و پیروز
16 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official م شفیعی
درود بر شما،
چیزی که اکثریت دوستان و شخص بنده از رایحه کرکه تجربه کردیم بوی میوه ای و گلی است و رایحه شادی داره. بویایی فقط به مولکول‌های عطر وابسته نیست، بلکه به ژنتیک، حساسیت گیرنده‌های بویایی، تجربه‌های قبلی و تفسیر مغز هم بستگی داره. به همین دلیل ممکن است یک نفر در عطری بوی توتون یا حتی بوی داخل جعبه سیگار را تشخیص دهد، در حالی که بیشتر افراد فقط رایحه‌ای میوه ای، گلی احساس کنند. مغز ما بوها را مستقیما شناسایی نمی‌کنه، بلکه اون ها رو با خاطرات و تجربه‌های ذخیره‌شده مقایسه می‌کنه، بنابراین کسی که قبلا زیاد با بوی توتون یا سیگار سر و کار داشته، احتمال بیشتری دارد که همان الگوی بویایی را در یک عطر تشخیص بده. در نتیجه، اختلاف نظر درباره نت‌های یک عطر کاملاً طبیعی است و لزوما به این معنا نیست که یکی درست می‌گوید و دیگری اشتباه، بلکه افراد مختلف ممکن است یک رایحه واحد را به شکل‌های متفاوتی تجربه و توصیف کنند.

پیروز باشید و برقرار
16 تشکر شده توسط : سانیار م شفیعی
حس شور و شعف و شادمانی، سرمستی ناشی از نوشیدن یک پیک شر..اب ناب، اینها ویژگی هایی هستش که می تونم به جوبیلیشن نازنین نسبت بدم. آخه یک عطر تا چه اندازه می تونه حال خوب کن باشه!! یه پیکچ کامل از مرکباتی ، چوبی، ادویه ای و دودی و نت های شیرین.

جوبلیشین اصلا انفجاری یا تند نیست بلکه با وقار وارد می‌شود. ابتدا رایحه‌ای از کندر، لابدانوم و کمی پرتقال همراه با شاه‌توت به مشام می‌رسد. شاه‌توتی که در اینجا استفاده شده بیشتر حس یک میوه رسیده و کمی ترش را دارد که روی زمینه‌ای دودی و صمغی نشسته است.
بعد از حدود نیم ساعت، شخصیت واقعی عطر آشکار می‌شود. عسل، دارچین، میخک، چوب گایاک و گل‌های ظریف وارد می‌شوند. عسل اش گرم، غلیظ و کمی دودی است. دارچین و میخک هم نقش ادویه را بازی می‌کنند و نه شیرینی.
در این مرحله رایحه بسیار اشرافی و چندلایه می‌شود؛ نه شرقی سنگین مثل بازار ادویه، نه اروپایی خشک، بلکه ترکیبی از هر دو فرهنگ.

خاتمه این عطر با آشکار شدن نت های مر، عود ملایم، نعناع هندی، عنبر سائل، سدر و خزه بلوط همراه است که این چند نت تا ساعت ها روی پوست و لباس باقی می مانند و رایحه ای گرم، عمیق و باوقار ایجاد می کنند.

جوبلیشین تنها مختص به پاییز و زمستان نیست بلکه روزهای خنک بهاری هم می تونین تن پوش کنین و لذتش رو ببرین و البته روی تن افراد بالای 30 سال نمود بیشتری داره.
امتیاز رایحه 10 از 10 و پخش ماندگی 8.5

پیروز باشید و سربلندش
11 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی متقی پور
درود بر شما بابت تحلیل جامع و زیبا
حدس می زنم با توجه به نت هایی که در این عطر استفاده شده، مخاطبش بانوان باشه یا اینکه آقایون هم می تونن استفاده کنن؟ ترغیب شدم امتحانش کنم.
3 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
مارلی گرینلی همانند نسیم سردی است که از لابلای درختان سیب سبز عبور می کند. اولین چیزی که حس می کنی گاز زدن به یک سیب تازه، شاداب و پرانرژی است، کمی جلوتر که میریم بوی مرکبات تازه، خصوصا نارنگی و ترنج، در هوا پخش شده و حس تمیزی و شادابی را چند برابر می‌کند.
با گذشت حدود نیم ساعت، آن حس تیز و آبدار سیب آرام‌تر می‌شود. حالا رایحه‌ای سبز و طبیعی از برگ‌ها و کمی چوب لطیف وارد صحنه می‌شود. اینجا دیگر باغ، فقط باغ میوه نیست؛ به جنگلی تبدیل شده که نور خورشید از میان شاخه‌ها عبور می‌کند.
در پایان، عطر روی پوست گرم‌تر و نرم‌تر می‌شود. چوب کشمیر، سدر و کمی خزه بلوط، حس تمیز، شیک و لوکس می‌سازند. نه دودی است، نه سنگین؛ بیشتر شبیه بوی لباس سفید و گران‌قیمتی است که در هوای آزاد خشک شده و کنار درختان قرار گرفته باشد.
مارلی گرینلی انرژی، اعتماد به نفس و آراستگی بسیار بالایی داره، توی این روزهای داغ تابستان در کنار مفیستو و ایسه میاکی بلو شده عطر امضام و تقریبا هر روز ازش استفاده می کنم.
برای پخش بو و ماندگاری اش نمره 8 میدم. در 1 تا 2 ساعت اول پخش بوی بالایی داره و اطرافیان به راحتی متوجه حضورش میشن. و ماندگاری اش نسبت به آب و هوای منطقه می تونه از 7 تا 12 ساعت متغیر باشه.

پیروز باشید و سربلند
11 تشکر شده توسط : عسل خلیلی مرتضی ع
ارادت خاصی به برند آمواژ و امضای خاصش یعنی ادویه جات و دود و بخور دارم، اسمش رو تعصب نمی گذارم چون مشامم با این گونه روایح سنگین رفاقت صمیمی داره و رایحه های سنگین از برندهای دیگر را هم مورد استقبال قرار میدم. با این حال حتی اگر برند مورد علاقه ات هم که باشه باز هم از هر 10 کار ممکنه یه دونه اش مورد پسند واقع نشه. پرپس یکی از کارهایی است که مورد استقبال خیلی از مشتاقان دنیای روایح قرار گرفته و در هر دو نسخه به خوبی عمل کرده ولی علی رغم سه مرتبه تست توسط باتل اصلی، دکانت اصلی و اسانس در فصول مختلف باز هم نتوانستم ارتباط خوبی با این عطر بگیرم، شاید مشکل از خود رایحه نباشه و ایراد از مشام بنده باشه، اما چیزی که هست با هر بار استشمام پرپس فضای بیمارستانی، تزریقات، بتادین، اتاق عمل و لوازم استریل شده و ضدعفونی به مشامم میرسه که به هیچ وجه خوشایند نیست. در سایت های مختلف تحقیق کردم و متوجه شدم بله افراد دیگری هم بودن که این فضای بیمارستانی برای اونها هم تداعی شده.
مهم ترین دلیلش می تونه استفاده از نت پاپیروس باشه که رایحه‌ای خشک، کاغذی، کمی دودی و گاهی شبیه چوب‌های استریل یا کاغذ پزشکی دارد. علاوه بر آن نت بخور هم می تونه حالتی سرد، معدنی و ضدعفونی را برای عطر ایجاد کند. وجود نت زعفران هم بسته به مقدار و نوع استفاده اش می تونه حس فلزی و دارویی و حتی فضای اتاق تزریقات رو تداعی کنه.

اگر در مورد پرپس تجربه ای مشابه تجربه بنده رو داشتید خوشحال میشم نظرتون رو جویا بشم.

پاینده باشید و پیروز
12 تشکر شده توسط : آرام مرتضی ع

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan