نظرات | Sam
ترتیب نمایش
حس شور و شعف و شادمانی، سرمستی ناشی از نوشیدن یک پیک شر..اب ناب، اینها ویژگی هایی هستش که می تونم به جوبیلیشن نازنین نسبت بدم. آخه یک عطر تا چه اندازه می تونه حال خوب کن باشه!! یه پیکچ کامل از مرکباتی ، چوبی، ادویه ای و دودی و نت های شیرین.

جوبلیشین اصلا انفجاری یا تند نیست بلکه با وقار وارد می‌شود. ابتدا رایحه‌ای از کندر، لابدانوم و کمی پرتقال همراه با شاه‌توت به مشام می‌رسد. شاه‌توتی که در اینجا استفاده شده بیشتر حس یک میوه رسیده و کمی ترش را دارد که روی زمینه‌ای دودی و صمغی نشسته است.
بعد از حدود نیم ساعت، شخصیت واقعی عطر آشکار می‌شود. عسل، دارچین، میخک، چوب گایاک و گل‌های ظریف وارد می‌شوند. عسل اش گرم، غلیظ و کمی دودی است. دارچین و میخک هم نقش ادویه را بازی می‌کنند و نه شیرینی.
در این مرحله رایحه بسیار اشرافی و چندلایه می‌شود؛ نه شرقی سنگین مثل بازار ادویه، نه اروپایی خشک، بلکه ترکیبی از هر دو فرهنگ.

خاتمه این عطر با آشکار شدن نت های مر، عود ملایم، نعناع هندی، عنبر سائل، سدر و خزه بلوط همراه است که این چند نت تا ساعت ها روی پوست و لباس باقی می مانند و رایحه ای گرم، عمیق و باوقار ایجاد می کنند.

جوبلیشین تنها مختص به پاییز و زمستان نیست بلکه روزهای خنک بهاری هم می تونین تن پوش کنین و لذتش رو ببرین و البته روی تن افراد بالای 30 سال نمود بیشتری داره.
امتیاز رایحه 10 از 10 و پخش ماندگی 8.5

پیروز باشید و سربلندش
9 تشکر شده توسط : Telecaster محسن جمالیان
درود بر شما بابت تحلیل جامع و زیبا
حدس می زنم با توجه به نت هایی که در این عطر استفاده شده، مخاطبش بانوان باشه یا اینکه آقایون هم می تونن استفاده کنن؟ ترغیب شدم امتحانش کنم.
3 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
مارلی گرینلی همانند نسیم سردی است که از لابلای درختان سیب سبز عبور می کند. اولین چیزی که حس می کنی گاز زدن به یک سیب تازه، شاداب و پرانرژی است، کمی جلوتر که میریم بوی مرکبات تازه، خصوصا نارنگی و ترنج، در هوا پخش شده و حس تمیزی و شادابی را چند برابر می‌کند.
با گذشت حدود نیم ساعت، آن حس تیز و آبدار سیب آرام‌تر می‌شود. حالا رایحه‌ای سبز و طبیعی از برگ‌ها و کمی چوب لطیف وارد صحنه می‌شود. اینجا دیگر باغ، فقط باغ میوه نیست؛ به جنگلی تبدیل شده که نور خورشید از میان شاخه‌ها عبور می‌کند.
در پایان، عطر روی پوست گرم‌تر و نرم‌تر می‌شود. چوب کشمیر، سدر و کمی خزه بلوط، حس تمیز، شیک و لوکس می‌سازند. نه دودی است، نه سنگین؛ بیشتر شبیه بوی لباس سفید و گران‌قیمتی است که در هوای آزاد خشک شده و کنار درختان قرار گرفته باشد.
مارلی گرینلی انرژی، اعتماد به نفس و آراستگی بسیار بالایی داره، توی این روزهای داغ تابستان در کنار مفیستو و ایسه میاکی بلو شده عطر امضام و تقریبا هر روز ازش استفاده می کنم.
برای پخش بو و ماندگاری اش نمره 8 میدم. در 1 تا 2 ساعت اول پخش بوی بالایی داره و اطرافیان به راحتی متوجه حضورش میشن. و ماندگاری اش نسبت به آب و هوای منطقه می تونه از 7 تا 12 ساعت متغیر باشه.

پیروز باشید و سربلند
11 تشکر شده توسط : عسل مرتضی ع
ارادت خاصی به برند آمواژ و امضای خاصش یعنی ادویه جات و دود و بخور دارم، اسمش رو تعصب نمی گذارم چون مشامم با این گونه روایح سنگین رفاقت صمیمی داره و رایحه های سنگین از برندهای دیگر را هم مورد استقبال قرار میدم. با این حال حتی اگر برند مورد علاقه ات هم که باشه باز هم از هر 10 کار ممکنه یه دونه اش مورد پسند واقع نشه. پرپس یکی از کارهایی است که مورد استقبال خیلی از مشتاقان دنیای روایح قرار گرفته و در هر دو نسخه به خوبی عمل کرده ولی علی رغم سه مرتبه تست توسط باتل اصلی، دکانت اصلی و اسانس در فصول مختلف باز هم نتوانستم ارتباط خوبی با این عطر بگیرم، شاید مشکل از خود رایحه نباشه و ایراد از مشام بنده باشه، اما چیزی که هست با هر بار استشمام پرپس فضای بیمارستانی، تزریقات، بتادین، اتاق عمل و لوازم استریل شده و ضدعفونی به مشامم میرسه که به هیچ وجه خوشایند نیست. در سایت های مختلف تحقیق کردم و متوجه شدم بله افراد دیگری هم بودن که این فضای بیمارستانی برای اونها هم تداعی شده.
مهم ترین دلیلش می تونه استفاده از نت پاپیروس باشه که رایحه‌ای خشک، کاغذی، کمی دودی و گاهی شبیه چوب‌های استریل یا کاغذ پزشکی دارد. علاوه بر آن نت بخور هم می تونه حالتی سرد، معدنی و ضدعفونی را برای عطر ایجاد کند. وجود نت زعفران هم بسته به مقدار و نوع استفاده اش می تونه حس فلزی و دارویی و حتی فضای اتاق تزریقات رو تداعی کنه.

اگر در مورد پرپس تجربه ای مشابه تجربه بنده رو داشتید خوشحال میشم نظرتون رو جویا بشم.

پاینده باشید و پیروز
12 تشکر شده توسط : آرام مرتضی ع
در یک کلبه‌ی چوبی لوکس وسط جنگل کاج هستی. باران تازه بند آمده و هوای خنکِ سبزِ جنگل از پنجره وارد می‌شود. روی میز، چند فندق برشته و ادویه‌های گرم مثل هل و دارچین قرار دارند. در گوشه‌ای هیزم آرام می‌سوزد و دودی نرم، کرمی و معنوی در فضا پخش می‌کند.


اولین برخورد، ترکیبی از فندق، هل و دارچین است؛ نه شیرینِ خوراکی، بلکه خشک، گرم و شیک. فندق در اینجا حس چوبی و برشته دارد و به عطر یک گرمای مخملی می‌دهد.

بعد از چند دقیقه، فضای سبز و جنگلی ظاهر می‌شود: این بخش حس قدم زدن در جنگل مرطوب را می‌دهد؛ سبز، کمی گیاهی، کمی رزینی و طبیعی. یک حالت میوه‌ای-گیاهی پیچیده ایجاد می‌کند که عطر را از یک چوبی ساده به چیزی عمیق‌تر تبدیل می‌کند.

اینجاست که Reasons شخصیت اصلی خود را نشان می‌دهد: مُر، صندل، بنزوئین و خزه بلوط. نتیجه، بویی دودی، کرمی، چوبی و کمی کهربایی است؛ انگار دود خوشبوی چوب مقدس روی تخته‌های صندل و سدر نشسته باشد. نه تاریک و سنگین مثل عودهای خاورمیانه‌ای، نه شیرین گورماند؛ بلکه آرام، متفکر و بسیار بالغ.

حس و حال کلی
رنگ: قهوه‌ای چوبی، سبز تیره و طلایی کهربایی
فصل: پاییز، زمستان و شب‌های خنک بهار
شخصیت: متفکر، آرام، باوقار و روشنفکر
حس غالب: «جنگل باران‌خورده + فندق برشته + دود نرم
پخش بو و ماندگاری ۸/۱۰

پیروز و سربلند باشید
17 تشکر شده توسط :          nazanin میثم
اردیبهشت ماه سال 97 بود که از طریق یک آگهی در فیسبوک باخبر شدم Ludovico Einaudi لودویکو ایناودی پیانیست محبوبم که با فیلم دست نیافتنی ها معروف شده بود برای اجرای کنسرت در تالار بزرگ کشور به تهران میاد. کلی ذوق کردم و فورا بلیط برای شب دوم اجرا و پرواز به تهران رو رزرو کردم. وارد سالن شدیم و استقبال آنقدر پرشور بود که صندلی خالی باقی نمانده بود و تعداد زیادی از مراجعین که موفق به تهیه بلیط نشده بودند در کنار نگهبانی سالن ملتمسانه درخواست بلیط در صورت کنسلی داشتند. صندلی من در قسمت همکف و سمت راست سالن بود، در کنار من یک زن و شوهر حدودا 30 تا 35 ساله نشسته بودند، خانم از بدو ورود بنده رو جذب خودش کرد، نه با آن کت و دامن کرم رنگ رسمی و سیمای جذابش بلکه بوی خوشی که ازش ساطع شده بود و تا شعاع 3 متری فضای اطرافش رو آکنده از این بوی عجیب کرده بود که تا همین دیروز که عطر رو تست کردم نمی شناختمش. شرم و حیا کمی غرور و از طرفی حضور همسرش اجازه نداد اسم عطرش رو بپرسم.
لودویکو وارد صحنه شد و کنسرت با چند قطعه ملایم شروع شد تا رسیدیم به شاهکار اجراش یعنی قطعه عناصر (Elements)، آهنگ با تکنوازی بسیار آرام پیانو با همراهی سلو آغاز می شود. نیمه اول قطعه ، ضرباهنگ پیانو با همراهی سلو است و با شروع نیمه دوم سازهای کوبه ای وارد ماجرا می شوند و هیجان از همین جا شروع می شود، نوعی ساز کوبه ای شبیه به نیمکره بود که گاهی با کف دست و گاهی با مشت بر سطح آن کوبیده می شد تا صدای بم زیادی تولید کند ( یه چیزی شبیه Temple Block بود که نمونه اش رو توی ایران ندیده بودم کسی استفاده کنه یا حتی برای فروش بزارن) . این صدای بم بالا به همراهی پیانو و سلو و بعدش پرکاشن و فضای شهوانی Side Effect باعث شد فقط چشم ها رو ببندم و تمام حواسم گوش و بینی ام باشد. عجب تاثیری داشت!! آدرنالین رو بالا برده بود، آنقدر به دلم نشست که بعدها هر بار این آهنگ رو گوش میدادم فضای عطر هم برایم تداعی می شد.

چند روز پیش Side Effect رو بصورت کاملا اتفاقی تست کردم و اون فضای شهوانی دوباره برایم تداعی شد. تصور کن وارد یک سالن نیمه تاریک و مجلل شده ای، نور گرم کهربایی، مبلمان چرمی و بوی ادویه های گرم در هوا ، ساید افکت دقیقا همین تصویر را تداعی می کند. گرم و بسیار جذاب، شهوانی و بزرگسال، لوکس و شبانه، کمی تاریک اما نه غمگین و پر از اعتماد به نفس است.
رایحه اش نوعی دارچین شیرین و داغ است به همراهی یک نوشیدنی مثل رام یا کنیاک که ادویه های گرم هم همراهی اش می کنند. بعد از مدتی وانیل نرم و خامه ای ظاهر می شود، تنباکوی شیرین و لطیف اون رو همراهی می کنه و رایحه حالتی مخملی و شهوانی پیدا میکنه.
ساید افکت خشن یا دودی نیست، بیشتر شبیه تنباکوی معطر و شیرین یک لانژ لوکس است، آرام اما نافذ است، یعنی قدرتش را فریاد نمی زند. بیشترین شباهت رو به آنجلز شیر، هیرود و اوجان داره و البته تا حدودی هم ناکسوس و توباکو وانیل، یعنی از هر کدام از عطرهای نامبرده وصله ای رو برداشته و به خودش چسبونده.
عوارض جانبی (Side Effect) واقعا برازنده اسمشه، بیشتر از اینکه یک هیجان ناگهانی داشته باشه، نوعی کشش مغناطیسی برای اطرافیان ایجاد میکنه!! جنسیت عطر یونی است اما روی تن و لباس بانوان جلوه بیشتری داره. پخش بو و ماندگاری بالایی داره و رایحه اش که دیگه نگم!

پیروز باشید و سربلند
18 تشکر شده توسط :          nazanin علی موسوی
ترغیب شدم عطری رو که جایزه بهترین عطر نیش 2024 رو به خودش اختصاص داده تست کنم، نقدهای مثبت و منفی زیادی بهش وارده شده که بنده بی طرفانه نظرم رو میگم. شبی خنک و تا حدودی سرد در اوایل خرداد تستش کردم. عود ماراکوجا فضایی خیلی خاص و متضاد داره، انگار وسط یک جنگل مرطوب و تاریکی از عود قرار گرفتی، همزمان یک میوه استوایی تازه و آبدار هم کنارت هست. به نظرم ایده عطار از طراحی این عطر نمایان کردن تضاد تاریکی و روشنایی است یعنی: عود، چرم و رزین های گرم در برابر پشن فروت یا همان ماراکوجا در زبانهای پرتغالی و اسپانیایی که ترش و درخشان است.

از نظر حسی، شروع عطر یک انفجار پشن فروت ترش و کمی تخمیری است و نه یک میوه شیرین و آبنباتی (برعکس کرکه از تیزیانا) بلکه تند و اسیدی و زنده است. خیلی زود زعفران و رز وارد می شوند و بعد عود خودش رو نشان می دهد. عودی که کاملا عربی و سنگین نیست بلکه با حس چرمی و دودی ترکیب شده است.

اگر بخوام فضای عود ماراکوجا رو شبیه سازی کنم: یک کلبه چوبی در منطقه ای گرمسیری بعد از باران رو تصور کنید. داخل کلبه تعدادی چرم تیره و لوکس از دیوار آویزان شده و نور نارنجی غروب روی چوب های خیس تابیده. یک لیوان آب پشن فروت هم در کنار آتش گذاشتی تا نوش جان کنی.
حسی مرموز و اغواگر داره. جسور است تا آرام، لوکس و نیش است تا همه پسند، مناسب هوای خنک و موقعیت های خاص است تا استفاده روزانه و شخصیتی مستقل دارد.
از نظر مقایسه با عطرهای دیگر، چیزی شبیه امبر لدر از تام فورد و عود ساتین مود از مزون کورکجان است اما نه همه پسند. دوسش دارم اما قیمت بسیار بالاست.

پیروز و سربلند باشید.
29 تشکر شده توسط : محمود بالاشهری محمدرضا  رابعی نیا
در وصف این شرقی چوبی همین نکته بس که تا به امروز از بین 87 نظرسنجی، دوستان عطرافشانی دست شون روی گزینه نمی پسندم نرفته! نمی توان به سادگی از کنارش گذر کرد و هم خود عطر و هم عطارش رو مورد ستایش قرار نداد!

یک چوبی تلخ و در عین حال شاد و مرکباتی که آقای اولیویه کرید با هنرمندی خاص تعادل بسیار خوبی بین مرکبات و تلخی چوب برقرار کرده که در کمتر عطری می توان چنین ترکیبی رو متعادل کرد. هنر دست یک عطار واقعی که با عشق و علاقه کارش رو به نتیجه می رسونه و اگر بحث سلیقه شخصی باشه، می تونم به جرات بگم بهترین کار از برند کرید که تا به الان تولید شده.
در ابتدای کار با یک رایحه لیموترش به همراه کمی سیب همراه هستیم که یک حس تند و تیزی از روایح ادویه ای و تلخی چوب سدر هم در کنارش احساس می شود. کمی که بهش فرصت بدیم مشک وارد صحنه میشه و حس شیرین و نسبتا گرمی رو ایجاد می کنه و رایحه چوب قان به سدر کمک می کنه تا تلخی اش رو بیشتر کنه، اما در حد متعادل و قابل قبول می ماند، نه زیادی تلخ و نه زیادی شیرین که مورد طبع هر سلیقه ای قرار بگیره، حتی سخت پسندان! در همین حین رایحه ضعیفی از سیب و مرکبات دوشادوش تلخی چوب را همراهی می کند.
اسپایس اند و وود برای مکان استفاده تفاوتی قائل نیست، هم رسمی است و هم راحت پوش، محدود سنی بالای 25 و غیر از تابستان در تمامی فصول می توان به راحتی تن پوش و دلبری کرد.

پیروز باشید و سربلند.
31 تشکر شده توسط : مرتضی حسین رفیعی
راجع به این کار از پنهالیگونز هیچ پیش زمینه ذهنی نداشتم و حتی اسمش رو نشنیده بودم تا اینکه امروز به پیشنهاد یکی از دوستان به یک عطر فروشی در خیابان راهنمایی مشهد مراجعه کردیم که به حق کارهای بسیار خوبی در فروشگاهش داشت و تقریبا همه نیش بودند.
صحبت مون گل گرفت و از مجموعه عطرهاش بازدید کردم و جالب این که از برندهای نیشی که کمتر مشتری داره هم در قفسه هاش موجود داشت، از اونجایی که بالای ۹۰ درصد از عطرهاش رو تست داشتم اصرار داشت که دست خالی از فروشگاه بیرون نرم (بچه های مشهد می دونن همشهری هاشون چقدر سمجن!!)
تا اینکه برگ برنده اش یعنی sports car club از پنهالیونگز را رو کرد. می گفت توی ایران بشدت کمیابه و هر فروشگاهی پیدا نمیشه. از اونجایی که در مقابل عطرهای چوبی و تداعی کننده بوی طبیعت مقاومتی ندارم فورا دست و پام شل شد. درخواست کردم اینبار توی هوا اسپری کنه، دیدم بله خودشه یک عطری چوبی بسیار خوش ساخت با فضای جنگلی و طبیعت، بوی درخت کاج رو به راحتی میشد ازش حس کرد، حس تازگی و طبیعی بودن رو منتقل می کرد. اضافه شدن نت فلفل انرژی و حرارت اش رو بالاتر می بره، یک شروع قوی و پر انرژی داشت و شاید به همین دلیل نام اسپورت کار رو واسش انتخاب کردن. یک استارت قوی مثل فورد موستانگ پر انرژی و پر هیجان. در نت های میانی شاهد سرو و اکالیپتوس هستیم که حس چوبی عطر رو تداعی می کنه و البته استخوان دار و قویش می کنه‌.
در انتها مشک و نعناع هندی (آمبروکسان رو احساس نکردم) عطر رو به اوج خودش می رسونه، گرم و دودی و البته پیچیده.

اسپرت کارز کلاب عطریه که با هر استایلی همخوانی داره، اسپورت کژوال و رسمی همه تن پوش خوبی دارن و مناسب بهار تا اواسط پاییز است.

پیروز باشید و سربلند
26 تشکر شده توسط : عسل فاطیما
درود بر شما،
هنگام استشمام بوی عطر، ذرات تشکیل دهنده آن وارد بینی شده و سپس به سینوس ها و مجراهای عصبی راه پیدا می‌کنند. ذرات عطر می‌توانند روی کانال های بویایی اثر بگذارند و حملات میگرنی و حساسیت ها را افزایش دهند.
وجود نت مشک در این عطر باعث بروز سردرد در افراد مستعد سردرد میشه، اگر خیلی حساس هستین از عطرهایی که در تولید آنها از دارچین، ادویه جات، نعناع ، رز و دیگر نت های تند استفاده شده دوری کنید، البته این قضیه به میزان ترکیب این نت ها بستگی داره و ممکن است در یک عطری از مواد نام برده شده استفاده شده باشه ولی شما حساسیتی به اونها نشون ندین.
16 تشکر شده توسط : مرتضی Eric Revo

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan