نظرات | مصطفی جوکار
ترتیب نمایش
"سیلور عود آمواج سمفونی روایح دارک و چوبی"

چند روزه این شاهکار به دستم رسیده و از اون عطرهایی هست که از بو کردنش سیر نمیشم و با وجود دارک و سنگین بودنش موقع اسپری کردن وسوسه میشم و چند پاف اضافی میزنم😊

به نظرم تا حدودی شبیه به کوئیوم اورتوپاریسی هست با چند تا تفاوت اول اینکه در هر دو بوی چرم و عود مشهوده اما در کوئیوم چرم و در سیلور عود بوی عود غلیظ غالب هست؛
دوم اینکه سیلور عود نسبت به کوئیوم عطر شلوغ تری است و روایح متعدد دودی و چوبی در کنار روایح شیرین وانیل و کهربا بوی عود رو زینت داده... تضاد تلخی و شیرینی اینکار واقعا برام لذت بخشه؛ در مجموع اگر از کوئیوم خوشتون اومده احتمالا این کار هم مورد پسند شما قرار خواهد گرفت؛

همچنین در مقایسه این عطر با رویال توباکو باید بگم انگار برادر دارک تر و سنگین تر رویال توباکو هست... سازنده در هر دو ادکلن به دنبال نمایش یک عنصر خاص (تنباکو و عود) بوده. با این تفاوت که این کار در رویال توباکو با به تعادل رسوندن بوی تند و تیز تنباکو به وسیله روایح متعدد و گرم انجام شده و در اینجا گویی عطار همون مدل رو با قرار دادن روایح چوبی و دودی سنگین در کنار عود اجرا کرده؛ به نظر میرسه سازنده اینجا به دنبال ایجاد یک سمفونی خاص از روایح پر قدرت و سنگین با مرکزیت عود بوده و در این کار بسیار موفق عمل کرده؛

اینطور به نظرم رسید که منظور از عود نقره ای برای اسم این عطر توصیف رد نقره ای دود غلیظ عود هست که نمایانگر هویت این عطره،

از همون ابتدای اسپری کردن سمفونی دارک زاروکیان شروع به بازی با روح و روان شما میکنه و شاهد انفجار روایح متعدد خشک چوبی، کمی بوی شبیه بالزامیک (که پس از جستجو متوجه شدم مربوط به چوب گایاک هست)، بوی هیزم در حال سوختن به همراه عود هستیم که کنارش یک رایحه چرم انیمالیک هم در پس زمینه احساس میشه، بوی وانیل و کهربا زینت بخش این فضای تاریک هست اما به هیچ وجه غالب نیست...

با گذشت زمان یک فرایند سینوسی پیرامون رایحه عود شکل می گیره به گونه ای که تا دوساعت اول بوی عود به تدریج بر سایر روایح غلبه پیدا میکنه و بعد به آرامی افول میکنه و بوی دود هیزم سوخته و روایح چوبی آرام آرام غالب میشه و به مشام میرسه... زیبایی این عطر اینجاست که انگار به محض اسپری کردن، عود به همراه چوب های متنوع و معطر با هم شروع به سوختن می کنند... فرض کنید در هوای سرد زمستون کنار یک بخاری هیزمی روی صندلی چوبی نشستید، کنارتون عود روشن کردید و دارید چای با نبات نوش جان می کنید احتمالا اون موقع بویی که به مشامتون میرسه و عطری که لباستون به خودش میگیره بوی سیلور عود هست

از لحاظ پخش بو و ماندگاری باید بگم این عطر در هوای سرد نمایش خیلی خوبی داره و در بهترین حالت به نظرم ادکلن هوای زیر ۲۰ درجه است؛ طبعا هرچه دمای محیط بیشتر میشه پخش بوی عطر افت میکنه... به شخصه خودم با ۵ پاف اسپری اول صبح بازخوردهای خیلی خوبی دریافت کردم

در نهایت باید بگم تو حال و هوای عجیب این روزها، مدتی هست که سیلور عود حالم رو خوب کرده و امیدوارم بیان این تجربه براتون مفید بوده باشه
6 تشکر شده توسط : کامبیز سخی Korowsh
آقا رسول حسینی عزیز سلام
کلمات شما بنده را هم متاثر کرد و خیلی دل دل کردم که چند خطی بنویسم بدون اینکه خدای ناکرده قصد جسارت و نصیحت داشته باشم، بخواهم مسکنی تزریق کنم بر این درد عمیق... یا تلاش کنم آتشی مقدس را کم فروغ کنم؛
در نهایت به نظرم رسید ابتدا به شعری از فاضل نظری بزرگوار مهمانتان کنم و بعد هم چند خطی مزاحم شوم:

در وصف شرایط ما می فرماید که:

جهان درخت بدون جوانه‌ای شده است
که طعمۀ طمع موریانه‌ای شده است

به گریه سنگ به هم می‌زنند و می‌خندند
بیا ببین که چه دیوانه‌خانه‌ای شده است

«امیدواری بهبود» را چه توصیفی
جز اینکه دلخوشی کودکانه‌ای شده است

به شیر در دل آتش نگاه کن که چه تلخ
مطیع شعبدۀ تازیانه‌ای شده است

دلی که در فلک سعد بال و پر می‌زد
کنون فلک‌زدۀ آب و دانه‌ای شده است

غمی که چشم جهانی بر آن گریسته بود
به گوش مردم بی‌غم ترانه‌ای شده است

وفا خیال و محبت فریب و عشق دروغ
رفیق، گمشدۀ بی‌نشانه‌ای شده است

گمان یافتن کیمیای خوشبختی
برای عهد شکستن بهانه‌ای شده است

نه قدر لطف، نه رسم وفا، نه حق نمک
گلایه نیست ولی بد زمانه‌ای شده است

حال ای برادر بزرگوارم عرض فقط اینست که یکایک افراد و خانواده های ایرانمان، در کشاکشی هستیم که نه تنها افکار ما را از فلک سعد به زیر کشیده و درگیر آب و دانه ای کرده است که علی الاسف به هویت انسانی مان نیز رخنه کرده و ما را به سوی مسخ می کشاند و این به مراتب دردناک تر است...

در این میانه، همانطور که اساتید نیز فرمودند و لذت بردم، نه تنها عاشقان عطر و روایح ملکوتی، بلکه تمامی ارواح بیداری که چشمان تیزبینشان هر بارقه ای از مظاهر تمدن بشری همچون خط، شعر و ادبیات، نقاشی و نگارگری، معماری، ادویه جات و غذا، ظرافت های ساعت، لباس و پارچه و... را بهتر و دقیق تر از افرادی همچون من درک می کنید سرمایه هایی هستید برای روزی که ققنوس تمدن ایرانمان دوباره در اوج آسمان پرواز کند؛ و آن روز دیر یا زود خواهد رسید و این تمدن به پاس تلاش اجدادمان به قله های اوج خود بازخواهد گشت... و در آن دوران که سحرگاه آن قطعا برای شما بزرگواران به یُمن ذوق سرشار و افکار بلندتان مدت ها پیش آغاز شده است، این تمدن نیازمند نمایش دوباره درک منحصر به فرد پارسی خود از روایح، عناصر و عرفان و خط و معماری و جمیع بند بند کائنات به فرزندان بشر در تمام نقاط دنیا است...

آقا رسول عزیز فقط خواستم بگویم که آنچه بر احوال جهان می گذرد تمام دغدغه مندان انسانیت را به نوعی و قدری می‌آزارد؛ کسی را بیشتر و کسی را کمتر...

و آخرین دعا و خواهش این برادر کوچک تر آنست که مبادا این هیاهو و کشمکش و بالا و پایین، قلم زیبا، روح بزرگ، و ذوق سرشارتان را تضعیف کند که این تمدن اگرچه امثال حمله مغول و اسکندر و قحطی و طاعون و وبا و... را به خود کم ندیده اما باز هم نصیرالدین طوسی ها و حافظ ها و سعدی ها و شیخ بهایی ها و رسول حسینی ها این تمدن را روح بخشیده اند و یقینا خواهید بخشید... ولو اینکه مدتی در این کوره ابتلا بسوزیم و این سوختن اگر رشمدمان بیانجامد که قطعا چنین است، خود مقدس است...

چندروز پیش به این فکر کردم که ای کاش یک موزه عطر بزرگ و منحصر بفرد برای خودمان داشته باشیم و درک ایرانیمان را در دوران های مختلف از روایح را به رخ دنیا بکشیم... که بماند

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

زیاده جسارت شد
پایدار باشید و عاشق و سرافراز
18 تشکر شده توسط : Monire مرتضی ع

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan