نظرات | yashar zamharir
ترتیب نمایش
گرین آیریش تویید



تویید نوعی پارچه‌ی پشمی با بافت درشت هستش که در ایرلند خیلی مورد توجه هست و رنگ سبز هم نماد کشور ایرلنده.
یه جورایی این نام گذاری می‌خواد بهمون بگه: بوی ایرلند می‌ده!


دشت‌هایی وسیع؛ نم باران و هوای بسیار خنک.
همه چیز تر و تازه‌ست.
هر از گاهی چند تا بنفشه هم میون چمن‌ها به چشم می‌خورن که برگ‌هاشون رو باد له کرده.
چمن‌های تازه کوتاه شده و باران.
یه حس خنک و راحت، مثل یه لیوان آب به اندازه سرد بعد از ساعت‌ها تشنگی.


رایحه‌ی این شاهکار عزیز رو نمی‌شه خیلی جز به جز تعریف کرد، همه چیز به بهترین نحو در هم تنیده و بافته شده.
تقریبا ساختاری خطی رو طی می‌کنه، ولی «تقریبا»!
چون تغییرات خیلی خیلی ظریف و به شدت اثرگذار خودشون رو نشون می‌دن.


این عطر فرای زمانه، قدیمی نخواهد شد.

یکی از بهترین گزینه‌ها جهت استفاده‌ی روزمره، در چهار فصل سال.

گویا پرفورمنسش برای خیلی‌ها جای بحث بود؛ اما من در بچ کد‌های جدید هم با یک پرفورمنس عالی و راضی کننده مواجه شدم (عالی و راضی کننده برای یک عطر تر و تازه).


هفت ساعت ماندگاری روی پوست، بدون تبدیل شدن به اسکین سنت.
تقریبا ۳ ساعت نشر بوی قوی و قابل توجه داره و بعد از اون یه حباب با شعاع نیم متر رو پوشش می‌ده.
رد بوش ولی حضورش از ابتدا تا انتهای ماندگاری حس می‌شه.


به نظرم با استایل‌های کلاسیک و کژوال کلاسیک خیلی خوب مچ می‌شه.
و بهترین زمان پوشیدنش هم صبح‌های فصل بهار و فصل تابستان هستش.


نسیم خنک بهاری و بوی علف‌های تازه، محبوس درون یک بطری مشکی مات.
25 تشکر شده توسط : خردمهر عارف
آنی

نمی‌دونم از کجا شروع کنم. از کدوم بخشش تعریف کنم، یا حتی اصلا از چه کلماتی استفاده کنم.
پس خیلی خلاصه‌وار همین اول بگم این رو؛
بهترین عطر وانیلی تاریخ.

پیچیده، در هم بافته شده و یک‌دست.

به محض اسپری، مشت محکمی از زنجبیل تازه رنده شده به صورتتون برخورد می‌کنه. این آغاز ماجرای اپنینگ آنیه.
زنجبیل آبدار تازه که اینجا به قدری طبیعی هستش که گرما و تندیش حس می‌شه، هل مخملی و فِرش، لیمو و برگاموت، وانیل گرم و خامه‌ای و اشاراتی از رز ترکی.
آخ که چقدر شما درست و دقیق بر لبه‌ی تیغ گورماند قدم می‌زنی بدون این که کمی از تعادل خارج بشی!
بازیگران اصلی پرده‌ی اول: زنجبیل و وانیل
مکمل‌ترینِ مکمل‌های جهان: مرکبات

اما حیف، این مرکبات خیلی زود قراره ترکمون کنن.
ولی من که می‌گم نگران نباشید.
مرکبات، به نرمیِ هر چه تمام جای خودشون رو با یه انگور فرنگی آبدار و خوش‌مزه عوض می‌کنن. و این آغاز یک ماجراست.



پرده‌ی دوم؛ بخش میانی.
وانیل و وانیل، هم شیرین و هم تلخ.
کمی هل،
رد پایی از زنجبیل که اینجا بیشتر شبیه زنجبیل خشک شده‌ست،
و یک سبد پر از انگور فرنگی سیاه تازه چیده شده.
واقعا کلمه‌ای برای توصیف ندارم، بدونید بی‌مانند و بی‌نقصه؛ همین کافیه.
گاهی اوقات کلمات فقط کار رو خراب می‌کنن.

پرده‌ی سوم؛ درای داون.
یا بهتره بگم: افسون ابدی!
زیبا ترین، عمیق ترین و واقعی ترین وانیل.
چوب صندل که انگار دقیقاً جلوی چشمتون حضور داره.
همچنان هل و زنجبیل خشک، کمی سدار و کمی عنبر.
در این پرده؛ مجرم اصلی قصه مشخص می‌شه. از اول اسپری شدن یه رنگ زرد تیره جلوی دیدتون رو گرفته بود، توش دیده می‌شد و گرمای دلچسبی داشت. اما شبیه یه توهم دلچسب بود؛ منشأ‌ش نامشخص و گم بود.
اینجا وقت اعتراف متهمه، وقتشه همدستی بنزویین و پچولی و مشک رو بشه و همه بفهمن اون حال کهربائی از کجا می‌اومده.
حال و هوایی که از اپنینگ تا درای داون حس می‌شد.


آنی رو باید محترم شمرد، حرمت‌اش رو نگه داشت و مراقبش بود.
به شخصه؛ در مراسم‌ها و قرارهای عاشقانه رو در شأن حضور آنی می‌دونم.
اکثر موقعیت‌هایی که می‌پوشمش در محیط‌های بسته با تهویه‌ی هواست. پس به نظرم خیلی فصل خاصی برای استفاده نداره.
با استایل کلاسیک و کژوال کلاسیک به خوبی همراهی می‌کنه.


در بخش پرفورمنس هیچ ایرادی بهش وارد نیست.
ماندگاری بالغ بر ۹ ساعت روی پوست.
نشر بو به مدت ۴ ساعت در یک حباب با شعاع تقریبا یک متری، و از ساعت چهارم تا هشتم، نیم‌متر و بعد از اون هرکی کنارتون باشه کامل متوجه‌اش می‌شه همچنان.
خط بوی جادوییش هم همیشه همراهتونه.


آنی نه خیلی داد می‌زنه، نه دنبال توجهه.
حتی از توجه انگار بیزاره.
اما همه دنبالش می‌کنن.

16 تشکر شده توسط : sina_s          nazanin
ناکسوس

آفتاب داغ تابستون، باغ لیمو، گل‌های یاس، چند شاخه لوندر و پرواز زنبورها توی هوای بدون باد و ملایم.
یه اپنینگ به شدت فِرش از لیمو، لوندر و کمی گل یاس که انگار از هر کدوم یک مقدار ریخته باشن توی یه تشت عسل.
اپنینگ حقیقتاً روح رو جلا می‌ده.
به اندازه شیرین، به اندازه تند، به اندازه فِرش.

پل بین اپنینگ و نت‌های میانی کار؛ یه تلفیق بسیار بسیار نرم و مخملی از وانیل و کشمران هست. وانیل پودری و کمی تلخ، کاشمران گرم و در بر گیرنده.

با گذر از این پل بسیار جذاب، وارد گُلی‌ترین بخش رایحه می‌شیم.
هم‌خوانی یاس شفاف و سبُک و فِرش، دارچین چوبی و کمی گرم و عسل که در این فاز عطر بیشتر یاد آور موم عسل هستش تا خود عسل؛ روی زمینه‌ای از جنس نرم و کودکانه‌ی کاشمران.
گیرا، سر سنگین، موجه ولی همچنان مهربون و خودمونی!

فاز میانی، بر خلاف فاز اپنینگ با پل به بخش بعدیش وصل نمی‌شه. بلکه بیشتر شبیه یه زیر گذره که با فانوس‌های آویز روشن شده و فضایی گرم، دم کرده و صمیمی داره (اون سر این تونل هم یه عمویی داره پیپ می‌کشه).
این زیر گذر، یه ترکیب وهم انگیز از وانیل و تنباکو با همراهی تونکاست. پودری، همچنان مخملی و نرم، کمی تند و تلخ.

از این تونل که بیرون می‌زنی، می‌رسی به بهترین بخش این قصه.
جایی که عسل و وانیل با هم دارن با صدای بلند آواز می‌خونن، تنباکو یواشکی دست کاشمران رو گرفته و برده‌ش یه گوشه، تونکا هم داره از دور به همه‌ی اون‌ها نگاه می‌کنه و لبخند می‌زنه.
شیرین، شیرینِ شیرین. خیلی شیرین اصلا!
انقدر که من طعمش رو می‌تونم بفهمم، شیرینیش به تندی می‌زنه. عجیبش اینجاست که اصلا سر درد آور و اذیت کننده نیست! خیلی شیرین و خیلی سبُک. بالانس ترین همراهی یک مشت نُت شیرین در بین عطرهایی که بنده تست کردم و یا دارم.
یه آرامش و آسودگی‌ای داره، مثل یک قطعه جَزِ لایت آخر شب، یا مثلا طرف خنک بالش موقع خواب. هیچوقت خسته‌ت نمی‌کنه و اصلا قرار نیست ناامید بشی.

در رایحه، به مشام بنده عسل بخش غالب هستش. در مرحله‌ی بعد وانیل و یاس، و در نهایت تنباکو.

عسل ناکسوس؛ کمی یادآور گرده‌ی گل هست. مقداری تلخ و تند و تیز.
وانیلش پودری و چوبیه، نه از اون وانیل‌های قندی مصنوعی!
گل یاسی که استفاده شده اصلا انیمالیک نیست و کاملا سرزنده و شادابه، مثل یه نسیم خنک وسط آفتاب تابستون عمل می‌کنه!
تنباکویی هم که اینجا داریم کمی حال و هوای آلبالویی داره اما بیشتر جنبه‌ی سبز و گیاهی اون رو می‌تونیم ببینیم.

خلاصه؛ خیلی بالانسه، خیلی خوشگله و خیلی شیک.


بریم سراغ پرفورمنس.

اما قبلش بگم که این عطر به شدت عطر سیالی هست. اصلا یک جا نمی‌نیشینه و دائم در حال تغییر حالته. و بعضی از این حالت‌هاش رو ممکنه بعضی از افراد نتونن بوش رو حس کنن.

از لحاظ ماندگاری، طبق تجربه‌ی بنده این عطر هیچ‌وقت به اسکین‌سنت تبدیل نمی‌شه. ولی حدوداً بعد از هشت ساعت، یک رایحه‌ی خطی داریم از اون آکورد عسلی/وانیلی/گلی، که قرار نیست ترکمون کنه حتی بعد از گذشت ده‌ها ساعت.
عطر چسبناکی هم هستش؛ یعنی مثلا اگر بعد از پوشیدنش بخوابید، احتمال این که تخت و بالش و پتو و … تا یکی دو روز بوی وانیل و عسل بدن اصلا کم نیست!
یا مثلا کسی کنارتون بشینه یا بغلتون کنه قطعا تا چند ساعت قراره بوی ناکسوس رو استشمام کنه همراه خودش.

نشر بوی کاملا راضی کننده و محسوسی داره، یه حباب با شعاع تقریبا یک متری تا ۶-۷ ساعت دورتون هست.
خط بوش، در تمام مدت ماندگاریش داره کارش رو می‌کنه (تقریبا ابدی)!

در مورد موقعیت استفاده و فصل و جنسیت و … هم بگم که؛
من با این عطر خیلی سر و کله زدم، در چهار فصل سال و در هر آب و هوایی.
اولین چیز اینه که اصلا به فصول سرد سال بسنده نکنید لطفا، با سه پاف اسپری در تابستون؛ ببینید چه جادویی می‌کنه!
مورد دوم اینه که این عطر کاملا بی‌جنسیت هست و خانم‌ها و آقایون می‌تونن ازش استفاده کنن، حتی به نظرم کمی گرایش به سمت زنانگی داره (که سر همین موضوع پایین‌تر حرف داریم).
سومین مسئله‌ای که لازمه بگم، این هست که ناکسوس یک عطر نیش و خاص و عجیبه که در عین حال اصلا در قید و بند رنگ لباس و نوع پوشش و استایل خاصی نیست! یه عطر خیلی خیلی راحت پوش و خیلی خیلی کار راه اندازه.
اما اگر بخوام پیشنهادی بدم؛ بهترین درخشش رو در استایل کژوال کلاسیک با رنگ‌های کرم و سفید داره.

بریم سراغ بازخورد.
بسیار بسیار پر بازخورد، و استاد راه‌ اندازی مکالمه!
یکی از بهترین گزینه‌ها برای مهمونی‌های شلوغ آخر هفته.
به علت کمی تمایل به روایح عطرهای زنانه، به شدت از طرف خانم‌ها بازخورد مثبتی می‌گیرید.
اما با این همه؛ ناکسوس ریسک‌های خودش رو هم داره ولی با کنترل تعداد اسپری، تبدیل به یک رایحه‌ی عام پسند می‌شه که در عین حال هنوز بسیار خاص و غیر تکراریه.


ناکسوس؛ همون فرد خیلی مشهور و بسیار موفقه که هنوز تو محل قدیمیش با رفقای قدیمیش وقت می‌گذرونه.
18 تشکر شده توسط : علیرضا Sobhan javaheri
F by Ferragamo Black
لینک به نظر 5 فروردین 1405 تشکر پاسخ به ابراهيم عباسی راکی
دقیقا، خیلی خوب نت‌های تلخ و شیرین کنار هم نشستن.
3 تشکر شده توسط : امیر محمدی Huseyin_taheri_official
میثس

لعنت بر تو.

یه واحد بیست متری، مرکز شهر نیویورک، تنهایی، یک لیوان ویسکی بدون یخ، سیگار، سیگار و سیگار.


بعضی اوقات، بعضی از روایح یه جایی از روح آدم رو قلقلک می‌دن که بعضی‌هاشون رو می‌فهمی کجاست و چرا، اما بعضی دیگه پشت یک عالم فراموشی کدر شدن.


اولین مواجهم با میثس من رو توی فضایی خلا مانند پرتاب کرد که همیشه درونم وجود داشت و انگار یا یادم رفته بود که هست یا پشت سال‌ها انکار گمش کرده بودم.


یه حال مالیخولیایی، یه لذت که پشتش کوهی از اشک، پنهان و فراموش شده.
بوی گم شدن، غمی دلنشین و پشیمانی.

یه واحد بیست متری، مرکز شهر نیویورک، تنها.
لامپ کم سوی نارنجی، دود محوی که اتاق رو فرا گرفته. یه لیوان خالی کنار زیرسیگاری پر از خاکستر و ته سیگار.
فضا به نظر مغموم و خشن می‌آد، اما نه. صمیمیه، خیلی صمیمی. از تنهایی‌ش لذت می‌بره، از سیگار و ترکیبش با نوشیدنیش؛ بیشتر. می‌دونه قرار نیست درک بشه اما هیچوقت از دنیا دل نکند، غم و پذیرش، شاید هم انکار.

تا حالا شده کسی که براتون مهم و با ارزشه با میل خودش ترکتون کنه، و مطمئن باشید که هیچوقت قرار نیست به هیچ طریقی دوباره حتی فقط ببینیدش و ازش براتون فقط خاطرات خوبش باقی بمونه که در این شرایط بیشتر آزاردهنده‌س تا تسکین دهنده؟ تو گذشته گیر می‌کنید. نمی‌فهمید حتی کجایید. گیرِ گیر، قفل. زمان روی صفحه‌ی ساعت خشکش می‌زنه و اگر عقربه‌ها حرکت کنن فقط رو به عقب می‌رن. با خاطراتِ کُشنده‌ش حبس می‌شید. تنهایید، ولی شکستید و چند تا شدید.
سلول دیگه انفرادی نیست.

جنون منجر به شادی می‌شه.


میثس این سلوله، میثس دقیقا بوی فراموشیه، بوی انکار از روی اجبار.
ولی میثس اون اتاق بیست‌ متری هم هست، صمیمی و امن.

مثل یه نفر که زندگی حسابی شکونده‌ش، ولی هنوز هر روز به تک گلدون روی میزش می‌رسه و ازش مراقبت می‌کنه. هنوز می‌تونه خوش باشه و لذت ببره. غمگین‌ می‌شه اما می‌دونه زندگی چیزی بیشتر از این‌هاست. یه روز ابری و گرفته‌س؛ یه روز آفتابی و سرزنده.

میثس خیلی حرف داره، خیلی.
نمی‌دونم عطار این لعنتی موقع ساختنش به چی فکر می‌کرده و چی تو ذهنش داشته که انقدر عجیب و غریب توش احساس ریخته.
مثل یه قطعه موسیقی بی‌نظیر که با شنیدنش اشک تو چشم‌ها حلقه می‌زنه.
با بوییدن میثس هم ممکنه بغض کنیم، هم وسط گریه‌ها بخندیم.

یه واحد بیست متری، مرکز شهر نیویورک، تنهایی.
یه شاخه گل شاداب، لبخند میان اشک‌ها،
سیگار، سیگار
و سیگار.
13 تشکر شده توسط : امیر محمدی امیر رنجبر
عود ستین مود
پارچه‌ی ساتن بنفش تیره آغشته به عود، وانیل و رز سلطنتی.
این عطر وقار و شیطنت رو به طور همزمان بهت می‌ده.
پخشش بی‌نظیره و ماندگاریش بهتر!
یکی از بهترین گزینه‌ها برای قرار عاشقانه و شیطنت‌های این چنینی XD
عود و رز؛ در بستری مخملی از وانیل.
22 تشکر شده توسط : Dragon Fatimah
آلتاییر
عاشق وانیلی؟ بهارنارنج هم دوست داری؟ دیوانه‌ی عطر و طعم دارچینی؟ یه بطری آلتاییر برای تو واجبه!
یه عطر با صدای زیاد و پخش وحشیانه؛ کاملا مناسب افراد برونگرا، مجالس شلوغ و شبگردی‌ با رفقا.
پرفورمنس عالی، رایحه‌ی همه پسند و خوشمزه باعث می‌شه مارلی آلتاییر یکی از خوش بازخوردترین عطرها بشه.
در ساختار رایحه شباهت‌هایی به مرسدس بنز کلاب بلک داره، اما در کیفیت رایحه حتی نزدیک به هم نیستن.
وانیل به اندازه چوبی و تیره، پرالین شیرین و خوراکی، تلفیق بالانس هل و دارچین و طراوت شکوفه‌های پرتقال.
20 تشکر شده توسط : سید امیر سینا شریعت ~
ریفلکشن ۴۵
تالاری از آیینه‌ها و بازتاب‌های بی پایان. برخورد پرتوها پشت سر هم به هم‌دیگر؛ سمفونی‌ای شفاف و جادویی.
آکورد گل‌های سفید مثل یاس و نرولی، همراهی ریشه‌ی زنبق خامه‌ای و حس و حال تلخ و پودریش، همکاری چوب صندل صیقل خورده و لوندرِ جدی.
بستری از صمغ؛ مر و کندر بی‌نظیر عمانی اصیل.
این عطر توصیف شدنی نیست، اما این تصویر رو بهش فکر کنید:
مردی عجیب که فقط رنگ‌های سفید، خاکستری و مشکی می‌پوشه. شیک، مرموز و با وقار به نظر می‌رسه و تا به حال کسی از هم صحبتی باهاش پشیمون نشده.
این عطر در چهار فصل سال می‌درخشه، در هر موقعیتی.
پرفورمنس خاصی داره، شاید بپرسی یعنی چی!؟ این عطر ۴۵٪ محتواش رو روغن‌های معطری تشکیل می‌دن که اکثرشون طبیعی هستن، اصلا وقتی اسپری می‌شه روی پوست مثل روغن به نظر می‌رسه! به واسطه‌ی همین ماندگاریش روی پوست بی پایانه تقریبا. می‌رسیم به موضوعی که دوست دارم یکم راجع بهش حرف بزنم، مسئله‌ی پخش بو (پراجکشن) و رد بو (سیاژ).
دیدی وقتی بعضی‌ها جایی می‌رن، قبل از خودشون بوی عطرشون وارد می‌شه؟ و بوی اون عطر فضای اون محیط رو پر می‌کنه؟ این اثری هست که پخش بو ایجاد می‌کنه. به شخصه خیلی طرفدار این موضوع نیستم چون به نظرم صاحب عطر، مخصوصا در محیط‌های شلوغ، گم می‌شه و ممکنه بازخوردی دریافت نکنه. ایده‌آل من این هستش که وقتی با یکی سلام احوال پرسی می‌کنی و دست می‌دی، عطرت اونجا دنبالت بیاد و برسه به طرف مقابل. اینجاست که رد بو وارد می‌شه! رد بو چیزیه که وقتی از جایی رد می‌شی پشتت می‌مونه و دنبال تو قدم می‌زنه.
ریفلکشن ۴۵ اصلا پخش عجیبی نداره، حتی از حد وسط هم پایین‌تره. ممکنه برای خیلی‌ها ناامید کننده باشه. ولی امان از رد بویی که به جا می‌ذاره. یک رایحه‌ی جادویی که هر کسی رو مجذوب و مست می‌کنه. همیشه کنارت قدم می‌زنه و ازت جلو نمی‌افته، همین باعث می‌شه همه بفهمن صاحب این رایحه‌ی فرشته‌گون تویی!
در تمام مدت ماندگاری این عطر که تقریبا تا حمام کردن بعدی هستش (!) هم این رد بو رو داریم.
دیوانه‌کننده‌س، ما هم دیوانه‌اش شدیم.
21 تشکر شده توسط : Dragon مرتضی ع
د وان او دو پرفیوم
من یه اعتقادی دارم؛ اگر دنبال بازخورد از خانم‌ها هستی، باید بری سراغ عطرهایی که توشون یا هل،یا چوب سدار، یا کهربا و یا توتونِ ملایم دارن. حالا فرض کن یه عطری باشه که همه‌ی این نت‌ها رو به بالانس ترین نحو ممکن کنار هم توی خودش جا داده باشه!
د وان او دو پرفیوم یکی از رمانتیک‌ترین و جذاب‌ترین روایح دیزاینری رو داره و قطعا جزو بهترین عطرهای مردانه‌ی بازاره.
تنها ایرادی که بهش می‌تونم بگیرم پرفورمنس معمولیشه. گرچه برای کاری ساخته شده که چندان نیازی به نشر بو نداریم؛ یعنی قرارهای عاشقانه، جایی که فاصله‌‌ی بین دو نفر به حداقل رسیده. پس اونقدر ها هم ایراد بزرگی نمی‌تونه باشه D:
2 تشکر شده توسط : سهیل میراحمد مرتضی ع
ایو سن اورن Y له پارفوم
نسخه‌ی سنگین‌تر، عمیق‌تر و تاریک تر Y او دو پرفیوم.
به طور کلی لاین Y یک لاین همه پسند، پر بازخورد و راحت پوش هستش. در این نسخه هم ما تمام این خصیصه‌ها رو داریم اما با یک فضای سنگین و تیره تر رو به رو می‌شیم.
پرفورمنس عالیه، جای بحث باقی نمی‌ذاره. یک مقدار نشر بوی محجوب تری نسبت به او دو پرفیوم داره، اما باز فرا تر از حد نرمال هستش.
با این که نسبت به باقی فلنکر‌های این لاین عطر تاریک و سنگین‌تری هستش، اما هنوز هم یک رایحه‌ی تر و تازه محسوب می‌شه. یه بوی تمیز و مرتب، شاید مثل بعضی از شامپو بدن‌های مردونه! اما با یه پشتوانه‌ی قوی از ترکیب چوب‌ها و مشک.
با هر استایلی، در هر فصلی و با هر حال و هوایی می‌شه پوشیدش و کیلو کیلو بازخورد مثبت جمع کرد.
14 تشکر شده توسط : مرتضی ع inas

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan