یکی از عجیبترین تجارب من با این عطر هست بدونشک !
چیزی که روی پوست من و حتی بلاتر و لباس به مشام من اومد :
یک توتفرنگی پیچیده شده در دود که در لحظاتی بعد درون قهوه غوطه ور میشه و در بک گراند بوی نسبتاً ضعیفی از کارامل :)))
بسیاری از عطرهایی که تست کردم و نت “قهوه” داشتند جز اندکی ، اصلا روی پوست من خوب باز نمیشدن راستش بسیار گنگ و در هم تنیده حس میشدن ایشون هم احتراماً از این دسته بودن .
پرفورمنس : برای من بسیار اسفبار و نا امیدکننده بود ، ماندگاری روی پوست به ۳ساعت نرسید ، روی لباس هم همینطور :)
پخش در میانه قرار میگیره بهنظر من البته !
بچکد عطر هم قدیمی هست ، احساس میکنم شاید بخشی از این قضیه به اصطلاحاً “مردگیرایحه” برمیگرده .
در سرما و هوای خشک تر از شهری که داخلش زندگی میکنم کمی پرفورمنسش بهتر بود بهلحاظ ماندگاری ، ولی واقعاً احساس میکنم به زبون بیزبونی داره میگه سمت من نیا ..
خلاصه عجب بلایندبای ناموفقی بودی انگار :)))
سلام ، وقت شما به نیکی ✨
من در ابتدا عذرمیخوام به جای شهرزاد جان نظر میدم ، بله اثبات تاثیر خوب و مثبت داشتن بسیار بیشتر از گزارشات تاثیر نداشتن هست ..
در واقع شما رایحه عطر رو “پلامپ” میکنید ، اون رو در بسترِ دلخواه عطر جایگذاری میکنید و به بهبود پرفورمنس اون کمک میکنید
شاید براتون سوال بشه که به چه شکل ممکنه !؟
لایههایی بهواسطه اینکار ایجاد میشه که مولکول های عطر که ذاتا فرار هستند. به اون میچسبند و گیر میافتند ، فراریت مولکولها با لایهای که به سختی نفوذناپذیر شده درگیر میشه و همین رقابت زمان زیادی اونهارو حبس میکنه ..
اما در مورد وازلین و وازلین بدون بو ، من پیشنهاد نمیکنم ! چرا ؟! خود وازلین از مشتقات نفتی ساخته شده و همین موضوع واقعا پوینت منفی قابلتوجهی محسوب میشه
خب چیکار کنیم !؟ بادیلوشنهای “بدونبو” با بیسهای «آب/روغن» بسیاری در دسترس هست ، هم سالمتره و هم امن تر !
به فرضمثال : Cetaphil , CeraVe , LaRochePosay
که ترکیبات بسیار خوبی دارن (هیالورونیکاسید،سراماید،تیجی..) و اصطلاحاً دراگاستوری هم هستند ، و در کل هر برند دیگهای بود واژههای : fragrance free , parfume free , uncented رو در ليست ingredients چك بفرماييد .
نحوه مصرف پیشنهادی : با پوست مرطوب بعد استحمام نتيجه بهتري ميگيريد ، لوسيون رو اپلاي كنيد بخصوص قسمتهای نبضدار و کمی زمان بدید جذب بشه ، عطر رو اسپری کنید .
پینوشت : یک سری شبهات در عدمتاثیرچندان در شرایط آبوهوایی خاص مثل شرجی بودن و .. هست .
پینوشت ۲ : من خودم بهشخصه وقتی رایحه رو دوست داشته باشم پرفورمنس واسم مهم نیست . 🙏🏻
درود و مهر به هممیهنان عزیزم :)
ضمن تبریک سال نو ، امیدوارم تکتک شما بزرگواران در پناه پروردگار باشید و آسیبی به شما و سایرین وارد نشه 🤍
چندوقتیه خیلی “ریویو” های عجیبوغریبی بعضاً به چشمم میخوره در مورد این ملیحِ دوستداشتنی ، اول از همه اگر به هوای عطری بهغایت شیرین و “گورماند/شبهگورماند” سمتش میرید ، نیازمند بازنگری اساسی هستید ، این عطر در شیرینترین حالت با اغماض “کمشیرین” محسوب میشه ، شیرینیاش هم ابداً حالت لیکوریک نداره
به نحوی هستش که وانیل روی صندلی در عقب صحنه با دستی به زیرچانه در حال تماشای رقص بنفشه و زنبق و مالت هست بعد از تاپ نت !
عناصري كه اين عطر رو همراهي ميكنن ، در ابتدا ترشي ليمو و نارنگي ، و بعد بنفشه با غلبه به زنبق و در ادامه حضور نت مالت و وانيل ، كه در یک فضای مشکی تمیز سفید تا درایدون حس میشن ، نت مالت یکم تلخی نه ! اما گس مانندی به عطر اضافه میکنه که بسیار دلچسبه
اصلا هم آلدهیدی و … نیست ، بهواسطه اوپنینگ اندکی در ابتدای کار در دقایق اول یادآور کوکوشنلمادمازل هست اما خیلی زود تغییر مسیر میده . گلی-مشکی-چوبی هست ، طبع معتدل رو به گرمی داره ، تا اواسط بهار مناسب هست و همچنین در فصول سرد ، پرفورمنس متوسط به پایینی داره ، اینتیمت هست و ایضاً سیاژی به اون صورت نداره ، تا سه/چهار ساعت پخشبوی نزدیک داره و بعد بادیسنت میشه ، روزانه هست و سراسر ملاحت و زیبایی و بسیار شیک !
چند وقت پیش کارای این برند رو که مدتها بود خاک میخوردن تست کردم ، بهنظرم همگی کیفیت بسیار معقول و پرفورمنس خوبی داشتن ..
اگزاتیک اسنس ، یه بوی میوهای-گلی-مشکی تقریبا همهپسند داره ، نظیرش کرمدستهای مامانامون بوده که توی بچگی عاشق بوش بودیم .. دقیقا همون حالت کرمی-میوهای مانندش در بستر رز و مشک به مشام میرسه و بهصورت خطی ادامه پیدا میکنه 🧡
~
دلیکیت اسنس ، رز و پیونی (اندکی پودری طور ) غلتان و آرامیده در آب ، بسیار ناز :))) ، روزهای بهاری و اواخر شهریور که جهان آرامتر و عصرهایی با آسمانآبی ، حوض با گلبرگهای پرپر رز و همچنین بوی خنک خیار و یه کوچولو طالبی (حتی این بو رو هم از مام و کرم قبلا حس کردم) ، محوطه سرسبز در کنار عزیزان .. بهترین انتخاب برای لحظاتی که میخواید دراز بکشید و نسیمی صورتتون رو نوازش کنه و به آسمون نگاه کنید 🩷
~
سامر اسنس ، سراسر ملاحته این عطر ، رایحه کاملا ۵۰-۵۰ میوهای و گلهای بنفش + آکواتیک … اندکی ترشی و شیرینی هم حس میشه این اواسط ، یه کوچولو احتمال حساسیت و سردرد داشت .. از اون عطراییه که شاید واقعا عاشقش باشی اما باهاش سردرد هم بگیری .. در کل واقعا زیباست و ملیح 💜
~
فرش اسنس ، احساس میکنم playful بهطور کامل لب مطلب رو ادا میکنه !! میوهای-گلی-چوبی ، استارت ترشیای از جنس سبز و آکواتیک در ادامه پیونی با یه حالت مشکی و رز میاد وسط یکم که میگذره چوبی میشه و واقعا بزرگوار مودیه خلاصه :))) 💚
~
فرگرنسِ عزيزم ، اوایل اسپری یه کوچولو تند و تیزی احتمالا پچولی و بعد تلخوشیرینی انگور که بسیار هم زیبا و به جاست در بیس رز و پیونی پودری - مشکی ، تماما وقاره و دوستداشتنی ! مناسب روزهای پاییزی و مکانهای تهویه دار ، من خیلی دوستش داشتم 💛
ایتالیکا رو من حدود کریسمس پارسال از سمت یکی از دوستان خارج از کشور هدیه گرفتم و تا اواخر بهمنماه ازش استفاده نکردم
سعی در این داشتم بقیه عطرام رو مصرف کنم که متاسفانه پروژه شکست خورد و این عطر هم باز شد :))))
از اوپنینگ بوی بادام تلخ روغنی و غلیظ ، زعفران اسپایسی-تند ، حضور مشک بهصورت جدی و در ادامه کمی چوب صندل
بادام خیلی جدی و مستمر در تمام طول مسیر رایحه وجود داره و از ابتدا تقریبا غالب ترین عنصر در این رایحه هست که به مشامتون میرسه
برای من مشک هم همینطور بود ! گویا بستر این عطر در مشک بنا شده و سایر بهش کمکم اضافه میشن
اندکی بعد ، حضور دلچسب شیر گرم و مقدار کمی وانیل و مقدار بیشتری تافی رو داریم که یادآور کارامل هست و انگار حالت نیمهجامد و روان تری داره و بوش رو در اون حالت احساس میکنیم
به مرور رایحه پودریتر ، شیرینتر میشه که میل به سمت گورماند بودن و کمتر یونی بودن پیدا میکنه که صدالبته حضور جدی بادامتلخ و مشک مجال فرصت نمایی بیشتری نمیده و در بکگراند ملموس هست !
من انتظار این حجم از بادام رو نداشتم حقیقتا ، حتی اون بزرگوار هم وقتی تستش کرد گفت فکر میکردم بوش خوراکیتر و خیلی شیرینتر باشه !
در هر صورت اگر به این خیال سمتش میرید یکم تجدید نظر نیازه
پرفورمنس خیلی خوبی داره و در کل عطر عطر غنی و استخونداری هست
روی لباسهایی که من تست کردم کمی حضور بادام کمتر هست و آکورد پودری-شیرین محسوس تره نسبت به تست روی پوست ..
من توی یخبندون بعد هوای برفی پوشیدمش و دلچسب بود ، اتفاقا خاطرههای خیلی خوبی ازش دارم وقتی تو باکسش میبینم ناخودآگاه لبخند میزنم !
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمتتون جناب رضایی ؛ عزیز ِ مهربان و متشخص ما :)
محبت و مهر شما همیشه برای من دلگرمی بوده ، حقیقتا اون لحظهای که اتومایزر رو فشردم هرگز منتظر چنین هجمه خاطرات آشنا و نزدیکی نبودم ، گویا زندگی عادت داره در لحظهی عادی و روزمره ناممکن بهوجود بیاره !
و رواندرمانی هم بهتر از نوشتن نیست وقتی که لیمبیک عزیز انقدر قشنگ فیلم زندگی رو به دریچهی ذهن هدایت میکنه :)
خیلی ممنونم از شما ، روح تمام عزیزان از دست ما رفته ، در مسیر روشن و پر نوری به سوی پرودگار باشه 🤍
ارزوی سلامتی و بهروزی برای شما و خونواده محترمتون ، خدا حفظتون کنه برای این محفل ✨
احتمالا تا آخر دههی سوم زندگیمن (اگر عمری باشه) هیچ رایحهای انقدر لایههای عمیق روح و روان من رو لمس نخواهد کرد !
اسپایسیه ، از اون مدلهایی که با تموم وجود نفس عمیق میکشی ، میره داخل ریهات لونه میکنه و بعدش میفهمی که : آره چقدر هم میل به سمت شیرین بودن میکنه ..
نمیدونم شیمی عجیبش با پوست و لباس اون شخص بود یا حس من یا حتی هزاران عامل دیگه ، ولی وقتی طبق عادت همیشه آدمیزادی برمیگردم چک میکنم میبینم که نه !! جز این عطر هیچ رایحهای لایق بودن در اون لحظات و .. نیست .
حس چوب تازه با یکمقدار بوی خاکی از قسمت چوبیش میگرفتم
تفسیر و توضیحش اصلا و ابدا کار من نوعی نیست !
بوییدنش نه نماشک بلکه واقعا سیل اشک رو به چشممن میاره
یاد دوییدن بچگی داخل مزرعههای گندم ، سوختن دست و صورتم از بو کردن گیاهای خودروی وحشی خطه زاگرس :) ، خاک ساحلی و بادی اون مناطق ، بدو بدو کردنای بچگیمون توی باغ راهش ، بعدم بوی درختای تازه و گردوهای نارس سبزش که همیشه دستام باهاشون رنگی میشد و غر میزدم ، بوی چوب سوخته و صندلیای چوبی دورش و عطر دمنوش ..
عشق و علاقهی عجیب پدربزرگم به اون مکان که حتی توی روزای آخری که کنارمون داشت بیهوا دلش هوایی شده بود و گویا در ازل قرار بسته بود با خدا که من فلانروز که میام پیشت ، قرارمون باشه قبلش یا همون فروردین ۴۰۴ روی اون صندلی تاشوی سورمهای سیر با همون سکوت همیشگی و آرامشم ، نگاه رو به آسمونم و چشمایی که موشکافی میکنه و آستین تاخورده و کت رویشونهام و ساعت استیل روی مچدستم و تسبیح عقیق توی دستراستم برای بار آخر باهاش خداحافظی کنم بعدم طبق قولوقرارمون اردیبهشت میام پیشت :)
و رفت ، من موندم و هزارانهزار خاطره بکر فراموش نشدنی با یه عکس با ربان مشکی که توی لباس درجهدار دوران پهلویش با موهای تابخورده و چشمای آبی نگاهم میکنه ..
افسوس که حالاها حالاها دل و دماغ بوییدنت رو ندارم چه میدونم شاید هم راست میگنکه : فراموشی را بستاییم یاد انسانرا بیمار میکند ، نه ؟
Classy | Elegant | Quiet
اين روزها فقط بوي اين دوست عزيزم آرومم ميكنه :)
حتي وقتي كه بوش با بوي عطر به جا مونده روي لباسم تركيب شده باشه ، اون لحظه ك داخل اتاقم ميرم و روحم سرمست ميشه از اينكه بوش به مشامم مياد..
حسي ك به اين عطر دارم فرا از روايح و آدميزاده ..
صبر و سكوت داره كاراكترش ، جذبه در كنار مهربوني اي ك به اين راحتيها ملموس و قابل لمس نیست !
ميخك با حس شارپ بودن برگهاي مركباتي ؛ قطعاً اگر مثل من مبتلاي بوي مركبات باشيد و تجربه لمس برگ تازه درختشون رو داشته باشيد در لحظاتي ي بوي تيز ولي دلپذير و تازه اي رو استشمام ميكند .
براي من ميخك با اون ته بوي خامهاي/كرمي مانند كه يكم حس و حال دودي داره و صدالبته ابداً گورماند نيست و حتي نيم نگاهي بهش نداره از اوپنينگ حس ميشه ولي رفته رفته شدت ميگيره و خيلي لذت بخشه ..
بخصوص ميخك كلا بوي مقدسيه برام :) مادربزرگم به رسم بسياري از خانمهاي جا افتاده سمت ما خيلي زندگيش با اين بو مأنوس و خو گرفته است و براي من هم ميخك هميشه يادآور عشق و محبتيه كه هميشه از سمتشون دريافت كردم .
طبق چيزي ام كه از باتل زيباش دريافت ميكنيم تايم استفاده اش در تاريكي هواست ؛) تجربهي خودم وقتي بود ك توي جنگل زير درختاي بلوط به ماشين تكيه داده بودم و باد بوش رو به رقص درميآورد به شكل نفس گيري عميق ، نافذ و آرامشبخش بود .
از اينكه فكر ميكردم براي سن و سال من زيادي جا افتاده اس اصلا پشمون نيستم :) براي من هميشه اون زني ميمونه ك توي تراس بيتوجه به اطراف از قهوهاش لذت میبره !
اوتفیت كت شلوار كلاسيك ، اوركت ، موهاي بلند و چشماي تيره و قدبلند و لاغراندام كه ترجيحاً هم آدم خيلي مرموزيه :)
پينوشت : در راستاي انتقاد بهجاي نازنين عزيزم ؛ ليپ اويل ها ، ماسكارا و حتي بلاش هاي ديور واقعاً تعريفي نداره .. هنوز هم دلم از اميدي كه اون تايم بهشون بسته بودم گرفته ! چي بودن واقعا ؟
درودهاي فراوان به عزيزدلما :)
جانا اينكه دوسش نداريد براي من يكي حداقل دور از انتظار نبود !
ايشون يكم زيادي براي شما عنق و بداخلاق بنظر مياد .
دقيقا از همون مدل آدماست توي نگاه اول و قبل صحبت خيليها با خودشون ميگن : آخآخ ! چقدر بداخلاقه .. ( دقيقاً خود منم متاسفانه ! نود درصد آدمايي ك ميشناسم قبل صحبت كردن ميگن خيلي بداخلاق و مغرور بنظر ميرسيدي )
در صورتي ك شما عزيزدل مهربوني ، ملاحت و خوبيتون از اين فاصلهي دور هم شبيه نور طلايي خورشيد گرم توي زمستون ؛ دوستداشتني و صدالبته آرامش بخشه ..
در پناه خدا شاد ، سلامت و موفق باشيد جان من 🤍✨🌿
هرچقدر هم خرده بگيريم به برندهايي ك اين روزا بهواسطه مارکتینگ و .. خوبشون بیشتر ازشون ميشنويم و گاهاً هم حتي به انصاف و بهدور از انصاف نظري بديم ، مثل اينكه من خودم حس unbalanced بودن رو از تیزیانا ترنزي ميگيرم حس ميكنم ي چيزيش جفت و جور نيست و بيشتر وارد جزييات نميشم …
اما واقعا تا به الان بينظیر ترین و همچنین لطیفترین زنبق عمرم رو با این عطر تست کردم :)
اوپنینگش خیلي برايِ من مبتكرانه و جالب بودش در فراي شارپي و وايب مركباتيش بنظر مياد كه در هاله بسيار ملايمي از زنبقِ نرم ( نه اغراق شده ) پيچيده شده :))
بعدها ك مشك به وسط مياد ، به شكل غبارآلودِ زيبايي پاش رو وسط ميذاره و من حقيقتاً مشك رو بسيار ببشتر از كهربا حس كردم .
اين رايحهي مرموز زيبا لحظه به لحظه بيشتر جا افتاده و كاملا blend ميشه !! براي خودمم اينهمه متناسب بودن عجيب بود. شبيه ساختاري عمل ميكنه ك هيچ خطا و جاي اشتباهي نداره ..
نه كلاسيك كامل و نه كاملاً مدرنيزه شده هستش ؛
در واقع حس و حالي جديد با نيم نگاهي به هردو داره و همين رويكرد باعث شده به خوبي موقعيتهاي مختلفي رو ساپورت كنه و كاملاً در لحظه و مكان درست خودش نقشش رو به خوبي ايفا كنه ..
با اوركتهاي ديپلمات ، پالتوهاي فوتر ترجيحاً دو رو كوبيده [خيلي رو اين موضوع حساسم] ، و ترنچ كتها بخصوص توي اواسط پاييز تا اواخر زمستان بشدت زيبا و نفس گيره !
كاراكتر خودساخته ، با اعتماد به نفس ، جدي اما نرم خويي داره و اگر مدير باشه از اون دستهاي هست كه جداي از پرستيژ و مهارتش همه ازش حساب ميبرن و كار درست بودنش رو پذيرفتن :)
در دستهي عطرهايِ مركباتي-پودري-مشكي بنظرم از بهترينها و صدالبته صاحب سبكها بهشمار میره :) و به شکل باورنکردني اي زيباست 🖤🥀