نظرات | کیارش ملک پور
ترتیب نمایش
برای من بوی روز هایی رو میده که هنوز می‌تونستم دوست بدارم و عاشق باشم.
اول که اسپری میشه یه بوی تازه و خنک از روایح مرکباتی داره،
اما نه از اون مرکباتی های پررو!
ترکیب ترنج و ماندارین هست که خیلی ملیح و خجالتی خودش رو نشون میده.
کمی که بهش زمان بدی، روایح دریایی بهش اضافه میشه و در کنارش، مرکبات به پختگی میرسن و از بوی ترنجی به سمت پرتقال ملایم میرن.
و در همین مرحله قبل از اینکه رو به افول بره، از سمت Amber ساپورت میشه تا عطر از حالت خامی در بیاد و یه پایان خوش همراهش باشه.
در کل عطر پیچیده ای نیست.
روایح ساده و همه پسند. با موندگاری کم. پخش از اون کمتر.
اما پیچیده تر از این حرفا در ذهن من حک شده.
به یاد ‌آخرین کسی که تونستم دوستش بدارم.
کسی که دیگه نمی‌بینمش و این شیشه رو بهم هدیه داد❤️
19 تشکر شده توسط : Bizi رضا ملکی
با عرض پوزش از تمام عزیزانی که این رایحه رو می‌پسندند، "ظرافت" حلقه ی گم‌شده در این رایحه هست.
عطوری که سزاوار بوییدن باشن فقط یک رایحه ی خوش نیستن.
همراه خودشون روح دارنن. با ملایمت تغییر می‌کنن. شخصیت مستقلی از خودشون به جا می‌گذارن. شاید حتی مخاطبشون رو وارد دنیای خودشون بکنن!
اما در اسپایس بامب، تعدادی رایحه سنگین که ترکیب هرکدوم نیاز به ظرافت و تعادل مثال زدنی داره کنار هم چیده شدن بدون اینکه به روند تغییر توجهی بشه.
مردی هست که قابل احترامه، اما از معاشرت باهاش نمی‌شه لذت برد.
با نیمه‌ی لطیف خودش بيگانه‌ست. پیچیدگی شخصیتی نداره. نمی‌تونه کسی رو وارد دنیای خودش کنه.
و البته شاید عطری هست منطبق بر بسیاری از زندگی های امروزی.
خط کشی شده، ماشینی، بدونِ پیچیدگی. و در هر لایه فقط می‌خواد تکلیفش رو سریعا مشخص کنه.
داره میگه من همینم!
کمی فلفل
کمی دارچین
اگر به وجودم بها بدی، مقداری تنباکو!
ولی چیز بیشتری برای ارائه ندارم.
بهتره محترمانه دست بدیم و از کنار هم رد بشیم.
12 تشکر شده توسط : امیر نائینی inas
Gucci Guilty EDT Pour Homme
لینک به نظر 17 فروردین 1401 تشکر پاسخ به IRRO
درود و خسته نباشید جناب IRRo
کاملا درسته.
امیدوارم این عطر تونسته باشه هنر رو با همون شیوایی قلم شکسپیر،اما این بار به وسیله رایحه انتقال بده.
به هر حال حتما در اولین فرصت از پیشنهاد گرانبهاتون استفاده میکنم.
ممنون از لطف شما
3 تشکر شده توسط : اکبری IRRO
سلام مجدد خدمت شما دوست بزرگوارم.
بله!
جهان انقدر در گنگی و سکوتش ناملایمات دارد که خوب است بار ها از خودم بپرسم به راستی مقصر اشک های شما من هستم یا جهان؟
اصلا آیا ما آدم ها مقصر رنجش همدیگر هستیم؟
یا شاید رنج از جهان است و ما گاهی فقط وسیله میشویم برای اعمال این رنج بر شخص دیگری از جنس خودمان!خواسته یا ناخواسته!

ولی در سمت دیگر این داستان اگر رنجی نبود،پس چگونه لذتی وجود داشت؟
ما آدم ها که عادت داریم به همه چیز عادت کنیم و قدر خوبی را تا لحظه از دست دادنش نمیدانیم.
پس شاید رسالت رنج در جهان هم همین باشد...بهانه ای برای دیدن سایر نیکی ها و یاداوری پدیده های باب میل که فراموششان کرده ایم.

شاید هر یک از ما بالقوه عطار زندگی خود هستیم و تا عارفی در گوشه مغازه مان جان ندهد نمیتوانیم به راستی عطار شویم!
افکار نامنظمی دارم که به ردیف‌ بیان میکنم و شاید هنوز آنقدر پخته نیستم که مرتبشان کنم.
اما بهرحال هدیه ای ناچیز و در حد توانم بود از این بنده به شما.
درباره عطر هم بسیار بسیار متشکرم.
حتی اسم این روایح رو نشنیده بودم و سعی میکنم در اولین فرصت حتما تهیه کنم.
در شرح این عطر ها،به خصوص اونوم کواندور راپیتا این استازی دقیقا اتمسفری مشابه فضای فکری مجنون توصیف شده‌..شک ندارم با توجه به هنر شما رایحه اش هم همینطور است.

سعادت این را نداشتم که زودتر در خدمت شما و دوستان باشم و متاسفانه با جناب مسیح آشنایی ندارم...اما اگر سلام گرمم را به ایشان برسانید و سوالم را بازگو کنید بی نهایت از شما ممنونم.
خوب و معطر باشید
9 تشکر شده توسط : اکبری جلوه
سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز و بزرگوارم جناب سخی.
پیشاپیش آگاهم که سوالم را در جای مناسبی مطرح نمیکنم،
فلذا عذر تقصیرم رو بپذیرید.

بنده چندی‌ست که به نگارش رمانی نیمه فلسفی مشغول هستم و از قضا امروز،هنگام نوشتن آخرین فصل از کتاب،سوالی ذهنم رو به خودش مشغول کرد.
سوالی که تا این لحظه پاسخی جهت آرام کردن عطش کنجکاویش پیدا نکردم.

عرضم به حضور گرمتان که...شخصیت اول داستان،"مجنون" نام دارد.
جوانکی ست ژنده پوش با مو هایی ژولیده و لباسی کهنه.
ظاهری پریشان دارد و پوستش در اثر حوادث بسیار گُر گرفته و اثراتش به وضوح قابل مشاهده ست.
دست چپش قطع شده و یک چشمش کور شده‌.
بی خانمان است و به کلی از اجتماع مطرود،چنان که همه دیوانه اش می‌پندارند.
لیکن این مرد با تمام ظاهر نامرتب و انزوای اجتماعی اش،افکاری خاصه خودش دارد که از مردم اطراف چندین سال جلو تر است.
شاید همین جلو تر بودن از زمانه خویش ، مزید بر علت شده تا دیوانه پنداشته شود و در انزوای خرابه ها به سر ببرد.
اما با وجود همه ناملایمات و نامهربانی های اطراف،"مجنون" باطنی گرم و ذهنی آرام دارد.
گویی اگر تمام جهان یک باره به لرزه بیفتد و ناگهان خرد شود ،آب هم در دل مطمئن مجنون تکان نمیخورد و باز هم با همان قدرت ناشی از انزوا-که خاص خودش است- اطرافش را نگاه میکند.


از محضر جناب‌عالی سوالی داشتم
با توجه به توصیفات فوق،اگر بخواهید برای این "مجنون"
ذیل خصوصیات اخلاقی اش چند عطر پیشنهاد کنید،
انتخابتان چیست؟


مجددا عذر خواهی میکنم اگر طولانی شد.
سپاس از حسن توجه شما


8 تشکر شده توسط : اکبری اکبر فتحی
تا حالا به واژه ی "مطلوب" دقت کردید؟

خوبه...ولی نه اونقدر!
راضی کننده ست...ولی نه اونقدر!
مثل یه خوراکی که همیشه استفاده میکنید ولی خوردنی مورد علاقتون نیست.
همچین حسی از این عطر میگیرم.
خوش بو هست...اما نه اونقدر که امضام باشه!
قوی هست...اما نه اونقدر خاص که از خودش یه هویت محکم داشته باشه!


این عطر صرفا در همین حده..."مطلوب" هست...همین:)
15 تشکر شده توسط : اکبری هومن
با قدرت توسکان لدر!
3 تشکر شده توسط : Farnaz اکبری

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan