نظرات | Maxxine
ترتیب نمایش
Aqua Allegoria Flora Salvaggia

قاچی از هندوانه، قاچی از ملون، یکی دو قلم مداد شمعیِ بنفشه و کمی مشک برای تعدیل غلظت...
همه رو بریزید در یک مخلوط کن، مخلوط رو بریزید در جام کوکتل، لب جام رو *مارگاریتا وار* نمک سود کنید ( نمک سود مسلما کاربرد درستش نیست ولی فعلا چرا که نه؟! )
خطابش کنید گل های وحشی چون صدا زدن نامش بسیار فیاض بخشه.
فقط کافی بود پاش به بار سرد کافه رستوران ها باز بشه.. خودم تا سه ماه آینده مشتری پر و پا قرص اش می بودم.

جنس بنفشه اش به لمس شامه ی من شمعی و واکس گون ِه. البته فکر می کنم بازیگر نقش واکسی مسلک اش زنبق باشه در حالی که سخنگوی رایحه خود بنفشه. چون می گن زنبقه که این کارا رو خوب بلده؛ پمادسازی ها، ماتیک سازی ها.. شمع و واکس بازی ها...
این حال بویایی بنفشه هم اینجا یک مقداری القا کننده ی اون گوشته ی کال سفید، حدفاصل پوسته و هندوانه ست. چون از سطحِ اسپری شده ی رایحه، هندوانه و ملون آبدار رو می چشید تا برسید به همون بافت گاز زدنی. همچین انگیزه ای هم ایجاد می کنه... که گاز بخوره!

تغییرات واضحی نداره.. سر و ته اش یکی هست و هرچه هست ملوس و دل نشینه.
کلیت رایحه نه چندان گُلی ِه، نه آنچنان شیرین. نه چرا.. گُلی هست.. ولی نه از اونجور گُلی ها.
ساحلی/کوکتلی/جوسی القابی اند که من براش انتخاب می کردم. به طرز یواشی نمکین، ظریف و کمرباریک و بشاش!
تعبیر " آبِ روی آتیش " فاطیما خانم حقیقتا به جا بود :}

جالبه مدت مدیدی طرفدارش نبودم! سال پیش زمانی پوشیدمش، حوالیِ سر و گردن. مغزم فرمان دوش می داد! چون یادمه اون هنگام تعبیر آب هندوانه ای داشت که در سهل انگارانه ترین دستپاچگیِ ممکن روی خودت خالی کرده باشی.

پخش و ماندگاری یواش و کماکان با کیفیت و درخور. منظور؟ ماندگاری خوبی داره با توجه به ساختار 70% جنس آب اش، و بُرد پراکندگی اش از پوست هرچند کوتاهه، اما خب حرفش رو می زنه تا چهار پنج ساعتی زمزمه وار... من فکر می کنم همینجوری هم بیشتر بپسندمش :}

اصلاحیه: گفته بودم چیزی حوالی 4/5 ساعت ارائه داره. خبط محض بود! امروز صبح مجدد پوشیدمش، حوالی 9 صبح... ساعت 11 رو رد کرد و دیگه خبری ازش نبود. تمدیدش کردم با سه پاف بیشتر در همون نقطه پیشین، روی پوست، شاید نیم ساعت به ماندگاری اولیه اش ارفاق شد. خلاصه.. اجرا بی اجرا.
31 تشکر شده توسط : هاشم پور Golnoosh
Dali Wild
لینک به نظر 17 خرداد 1403 تشکر پاسخ به nazanin
نازنین اصیل و بامرام خوش نویسم...
خوشحالم که برای بی افاده دخترِ جوون پربار تصویری دارم.. و تصویر هم از اصالت و زیبایی بارها سرشارتر از چیزی بود که می تونستم متصور شم! اوففّ :}
صدها سلام

ماده چیتای پارانوید؟ you know it hits close to home... (برگردونی نداشتم/شرمنده)
آخرین بار که به اون ندای غریزی گوش سپردم چنان دستی از من تو حنا رفت که لک اش با سیکازوم و ضماد ابریشم و عسل کماکان بالقوه پا بر جاست.. تا آرنج، نمادین. لک اش بر پوست و داغ اش بر دل..
می گفتن ph حنا اسیدی ست! من زیر بار نمی رفتم.

من تک تک سرنخ ها رو، مو به مو، روی نقشه ی " نحوه ی وصول به ماده یوزِ شیدای درونی 101 " اجرا کردم. همه ی راه هام به بیراهه زد. آخه همه اشون چک پوینت داشتند ...و High Credentials

حالا هم نیمه شب ها به " قدرت تلقین " باور میارم، سپیده دم کمر همّت می بندم و غروبا.. غروبا جوهرِ سیاه خط اشک هام از روی صورت می شورم. گاها با کف، بعضا با سیم!

این تعریف از جانب نازنین شما، برای من بسیار اخلاص و ارادت برانگیزه. و اگر غیبت و کوتهی من رو در دادن پاسخ درخور و به موقع به پیام پرمرام دلگرم کننده ات بر حساب بی اعتنایی من بذاری، فرشته ی سرشونه ی چپت طوماری خواهد داشت با خدا. چون بسا دور از حقیته! بله.

به یاریِ هرکس که صلاح می دونی بنویس که گمونم ما زبون هم رو خوب می فهمیم.. 🦋🥂💫
15 تشکر شده توسط : TIMELESS فرهاد
LolitaLand
لینک به نظر 17 خرداد 1403 تشکر پاسخ به شکیبا
خانم شکیبا..
سلام و عرض ادب.

لولیتالند لزوما به خیره سریِ 540 نیست! کمی بی افاده تره به نظرم. ولی صداش متقابلا رساست، خوی اش لجبازه و نبات داغ اش سوزنده و مهلک (برای شخص من، مسلما) باکارات روژ صدای نبات داغ اش بم ِه و لولیتالند تیز جیغ جیغ می کنه.

ولی من حکمت کار عطارها رو نمی فهمم... روایح دست پرورده اشون، هرچند متغیر در ارکان ساختار، عجیب ژنتیک مشابهی دارند! مثلا شما آلبالو و گیلاس و... نمی دونم ..ارکیده ی ملوس و وُدکا رو هم به آقای کرکجان بسپرید، یک یُد نوچ غلیظ گستاخ جایی روی پوستتون در سیر روایت عطر ذوب می شه!

(هواخواهان محترم 540 ها و امثالهم... این خرده سلایق و ابراز نظرها، پرواضحه که نه زیر سوال بردن خبرگی آقای کرکجان هست و نه اعلان جنگی با شخص شما عزیزان، پوزش من رو پذیرا باشید که 540 واقعا رفیق من نیست.. حداقل نه فعلا :)
30 تشکر شده توسط : marjanmohamadi فرهاد
Chocolate Greedy
لینک به نظر 17 خرداد 1403 تشکر پاسخ به کامبیز سخی
جناب آقای سخی... حقا که سخی و بلندهمتید! 🦅🌄🌠
سلام..
از مهر شما بسیار دیده و شنیده ام گوشه کنار این مجمع.. بارها. از خوش نیتی بی بدیلتون، از فرهیختگی چه بسا خاضعانه تون، از محبت فرّارتون که جنسش تماما از پارچه ی پولیشی اعلاست به رنگ شیری، نویدبخش و دنج، معطر به وانیل، زنبق و کشمیر. خوش خلق، اصیل و بسیار بسیار لطیف.

من رو یاد پدر عزیزم می اندازید.. مأمن، حامی، مسالمت جو، بردبار و پذیرا... بسیار پذیرا! 🕊 آبی نمی پاشید به آتیش شوق نونهالان :} (نه که مرتبط، اما ایشون هم مثل شما کُردند :)

سایه ی گرمتون بر سر همه ی ما برقرار❣
27 تشکر شده توسط : سرافینا یاس
Black XS L'exces

اگر هیبریدی مهندسی شده از رز و یاس وجود داشت و شما تحت تکلف قانونی مراقبت ازش، به منظور جلوگیری از اکسید شدن اش پیش از موعد، چند قطره مرکبات می چکوندید سرش و در نایلونی زیپ کیپ می ذاشتیدش یخچال و با قسم قسم صلوات می سپردیدش به دست خدا.. یحتمل بویی شبیه به بلک ایکس اِس لِ'کسِس می داد. پس از گذشت یک ماه، در آستانه ی انقضا!

هاله ی رایحه اش یادآور بخورِ خفته و نموری ست که از استهلاک یک گل مجهول الهویه برخاسته باشه. مثل گازی که در نتیجه ی گذر زمان از تحولات شیمیایی میوه جات تراوش کرده باشه. چیزی که در ابتدا بشاش و مطلوب بوده و شما دیر بهش رسیدید.

یاس و رز این عطر برای من به طرز گیج کننده ای غیرقابل افتراقند. یعنی سعی می کنم به تصور رز اش برسم و تهش یاس ه؛ سعی می کنم یاس اش رو پر و بال بدم، نتیجه یک رزه... گویی از تنه ی شاخه رز اش گلبرگه هایی از یاس جوونه زده باشن چون نهایتا نه رز اش اونقدرا رزیه و نه یاس اش چندان یاسی. همگن و کماکان ناآشنا. ولی در عوض شکوفه ی پرتقالی می داشت اصیل و نژاددار، مرکباتی و سبز که نفس باطراوت و ملیح اش اینجا توسط گرد فلفل سیاه خفه شده. گس تره.. تیزتر و تلخ تر. تحت فشار و خسته!
حالا نرولی از اولشم خیلی آبش با پوست من تو یک جوب نمی رفت. ورژن ترشروی خسته روح اش بماند.

راستش ابتدای این عطر من رو هلاک می کنه.. حال و هوای عطر کمی کلافه و گرفته ست به برداشت من. پوشیدنش برای من حس سایه ای داشت که دائم سعی می کردم قدم ازش بیرون بذارم و نمی شد.

وانیل خوش خویی همواره دست نوازشی بر سر نرولی مصیبت زده و هیبرید گلگون و متقابلا دل من می کشه ولی خب فضای عطر بیش از این ها برای من ماتم زده ست. راستش حرفش رو من نمی فهمم، مثل نرولی زبون بسته اش گنگه. البته بسته به سلیقه و سناریوی شما این حال ممکنه جور دیگه ای تعبیر شه. شاید خودم هم جور دیگه ای این عطر رو لمس می کردم... اما خب، من یک میل سمپل داشتم و یک روز پر تشویش. فکر نمی کنم دلم بخواد پرونده ی لِ'کسِس رو بیش از این با خودم کنکاش کنم. مال من نیست. مثل خیییلی از چیزها.

بنا بر این اجحاف احتمالی من در حق این سیه XS رو ببخشید، بخشیش از بدبینیِ پسا استیصاله... لابد.. اما این رو بگم که به طرز نامحسوسی برای من یادآور ژیوانشی پِلِی های زنانه ست. نسخه های ای.دی.پی و به ویژه ای.دی.پی اینتنس. خیلی اندرونی البته.

مثلا اگر دخترخانومِ پلِی اینتنس، زیورآلات درخشان استیل اش رو در میاورد، لاک های متالیک براق اش رو پشت بند خط چشم دنباله دار بنفش رنگش پاک می کرد و پوشش اسپرت پر زرق و برق اش رو پی نقطه عطفی در بامداد شبی مالیخولیایی، نمادین آتیش می زد، لابد بلک ایکس اس لِ'کسِس زاده می شد.
با چشمان سرمه کشیده، بالغ و بی تفاوت، ناخن هایی تا ته جویده شده زیر بار استرس بر نوک انگشتانی که پیوسته و بی اراده بازی می کنند با بند بلندی از آویزی به سینه آویخته از یک هیبرید رزِیاس، محبوس در قلب رزینی ترک خورده.

حسادت برانگیزه که سناریوی من با این عطر فرسنگ ها دورتر از سناریوی زیبای عزیزان نقاد پیش از من رقم خورد. شاید ندای بلوغ همینه.. اما من بهش می گم زمان می تونه همه چیز رو خراب کنه!
22 تشکر شده توسط : امیر رنجبر فرهاد
Lolita Lempicka
Mon Premier Parfum 2020

نسخه " Mon Premier Parfum " در سایت درج نشده، البته چندان لزومی هم نیست چراکه محتواش با نسخه مادر، یعنی لولیتا لمپیکا 1997، در غایت مویی نمی زنه.. یا شاید بهتر باشه بگم بنا بوده مویی نزنه. (هاه.. خودشونن)
حداقل پرواضحه که رخت شیشه اش بی ریخت تر شده، قبول ندارید؟

ریفرمولیشن عافت همه گیر بدی ست!

این ورژن 2020، دُز بالاتری از گیلاس و پرالین داره. آبدارتره، شیرین تره. گرد و غبار پُرزگون نازنین بنفشه و زنبق اش رو حسابی تکوندند و سرپوشی بر سر اون خوی فاخر و فرازیبای دارویی/Medicinal نسخه 1997 گذاشتند. حسرت!
مخمل بنفش رنگ نسخه 1997، حال یک ساتن ه از جنس پلی استر. صیقل خورده به لطف الیاف مصنوعی، لیز و برّاق و عامه پسند.
بگذریم...

Trivia of Nostalgia (:
ورژن 2020 رایحه ی دوری از لبلوهای گیلاسی نداره. یادتونه؟ Labello Cherry Shine؟ ( این یک پوئن + نوش جانش )
ورژن 1997، جایی در بطن ساعات پایانیش یادآور بوی پاکت خالی کاغذی خمیردندون هاست. خیلی زیرپوستی البته؛ اگر مثل من از این بو لذت می بردید یحتمل ردش رو رو هوا می زدید. دارویی، با همون شیرینیِ مبهم و گس گمنام کاغذی.
16 تشکر شده توسط : امیر رنجبر فرهاد
LolitaLand

واخ واخ! به لیست نت های این عطر در فرگرنتیکا سر زدید؟ بازار شامی ست که من تک به تکشون رو با یک چک لیست پاس کردم. والحق که این عطر ماشالا داره!

می دونید.. اسپری اش می کنید و هرچه که پیش چشمتون میاد مصممید بی قید و شرط توشه. آلو؟ بله. هلو؟ صد بله. وانیل، بنزوئین؟ بله بله. فلفل سیاه؟ یا بلینی یا مگنولیا؟ نه که بدونم چی هستند ولی چرا که نه.
یکم از این، یک دنیا از اون. هیچ تفاوتی نداره. تنها کافیه نتیجه یک معجون باشه، اون هم معجونی جهت درمان هیپوگلیسمی!
باور کنید اسپری کردنش حس اسپری کردن گدازه داره. از شیرینی تب کرده، یک گوله آتیشه. برای من تمثیل کمپوت هلویی ست ( and co کمپوت هلو) که شهدش زیر حرارت غلیظ شده.. تو یک پاتیل، روی هیزم.
فصل پیشین چند پافی در یقه پوشیدمش، گُر بود که من نگرفتم :) بوران دِی رو ظهر مرداد بود..

جوهر ملوس صورتی رنگ عطری که در تصویر می بینید، مهر تاییدی ست که دمای این عطر در دمای محیط خودجوش بالا میره که پایین نمیاد! چیزی که من از شیشک سمپل اسپری کردم، منتهاعلیه رنگ کهربایی ست. مذاب.. با جلز ولز.

هر بار می شینم پاش که ببینم تهش چی، راستش من دیگه نمی دونم چی.. دیگه نمی فهمم. گمونم شیره داغ اعلی شیرین اش تار و پود سنسور بویایی ام رو می سوزونه.
مثلا امروز بر مچ دست پوشیدمش، الآن تیکه هلوهای نوچ قندعسل اش کف ابروهامه.. زیر تخم چشم هامه ...تو نبض شقیقه هام. اما بینیم؟ اون مرخص.

والا من نمی دانم.. یکم در کفم. اعجازی داره.. حداقلش زمستون رو درمونه. به گوش مردم اسکاندیناوی رسوندید؟ آفتاب رو نیمه دوم سال در میاره.
19 تشکر شده توسط : امیر رنجبر فرهاد
Chocolate Greedy

آخ از این دل "چاکلت گریدی".. آخ آخ! ...ما رو کجا می نشونی.

نقدی که خانم Marry برای این عطر نوشتند رو مو به مو زندگی کردم؛ احسنت :)

مدت مدیدی پی عطری می گشتم که روی موهایی قهوه ای رنگ اسپری کنم. باشد که شکلات داغی غلیظ جاری باشند سرتاسر سرشونه هام (: اینجور اِفه ها... )
این هم شد سهم من از گرده غلاتی که الک کردم بین موهام... هر چه هم می تکونم انگار نه انگار! چه ریشخندی بزند آقا مونتَل به من :)

شکلات؟ نوتلا؟ هیهات! آخه این طفل صرفا یک پاکت چی پُف بالشتی منقضیِ آفتاب خورده ست.
می دونید.. اسپری اش می کنید و خشکه، گرد و غبار داره، ترش و مونده ست. اگر عمیق استشمامش کنید گرده غلات ها یحتمل بینیتون رو هم تحریک کنند.

راستش از بدو پوشش اش چیز زیادی از هویتش برای من باز نمی شه جز این که لابد یک گرم پودر کاکائو رو با مثقال ها مثقال وانیل، خشکبار و نارنج بال و پر دادند.. آسمون ریسمونی براش بافتند که حق عرض اندام هر وجه شکلات مسلکی رو پیشاپیش درش مدفون کرده. قشنگ خراب شدن سرش!
خشکباری دوآتیشه و نارنجی که من راستش تا به الآن نفهمیدم چه لطفی بنا بوده از اول ادا کنه ناخونده خراب می شن بر سر پودر وانیلی که کهنه کدر و سالخورده ست. نارنجش هم به سرعت می ترشه... قهوه اش رو هم می ترشونه یک تنه! مبادا از کهنگی هم گروهی ها جا بمونند.

اِیش!

آخه آقای مونتَل، نگفتی این همه ترکیبات خشک کابینت مسلک کجا و تخته شکلات ملیح صیقل خورده ی تر و تازه ی نرم و گرم هلو برو تو گلو کجا؟!

بوی قنادی ها رو داره البته، بوی رخت سفید قنادها... پر از گرده ای از پودر قند و کاکائو و آرد و غبار.
حالا همه چیز محترم می بود تا وقتی که تله ی نامگذاری رو نمی انداختید به پای ما!
21 تشکر شده توسط : فرهاد Neroli
Lolita Lempicka
لینک به نظر 7 فروردین 1403 تشکر پاسخ به شهرزاد
سلام 🎑
این از حسن نظر شماست شهرزاد جان!
ارادت ها... 💞
4 تشکر شده توسط : یاس فرهاد
Dali Wild 2013

مدرنی نه چندان نوآورانه؟ کلاسیکی نسبتا آوانت گارد؟!
ندانم والا!
اما وحش؟ همممم... خب یک برکه ست از مشک و دسته گلی سفید از گلبرگ های مریم، یاس، گاردنیا و مگنولیا (که این اسبق رو ندیده و نچشیده ام والله :) شناور بر سطحش.
لابد یوزوی مرکباتی ای هم به روش چکیدند که قوای قلب خیس و نمور سبزینگی اش باشه.
تمام تمرکز هم به روی همینه: سبزینگی

سبزِ سبز، بسیار تر. خیس آب کشیده اصلا. یک راست بعد از استحمام.

راستش مخیله ی مقتدر، سوررئال و چه بسا بلندپروازی رو می طلبه که فرضا ماده یوزپلنگِ خوش تراشی رو به وقت استشمام از سرشت شما تصور کنه؛ حینی که لبی دم این برکه تر می کنید و لیسی به پنجه می زنید.. یا یک همچین چیزی...
سوای این قریب به اکثر افراد یحتمل با همین باور سیر می کنند که عجب بوی آشنایی..
" بوی کاشی های حمام خونه ی مادربزرگ شاید؟ "

رایحه ای لیز، واکسی، مرطوب و گُل آگین. (استانداردترین و عمده ترین نوع یک صابون کلاسیک. مگر نه؟)
نه جسوره، نه یاغی. در کمینی هم ننشسته.. مطهرتر از اونیه که راه پنجه هاش به گل و لای هیچ جنگلی باز شده باشند.

کمی هم صبوری کنید چوب متورم و آب کشیده ای در ساعات پایانی رخ می نمایه که خب قشنگه.. اما عمرش کوتاست.
پخش و ماندگاریش هم.

حیف! شیشه اش نازیبا نبود! یا نامش ناثقیل!
23 تشکر شده توسط : سورنا مقدم فرهاد

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan